آذرنوش، آذرتاش

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
آذرنوش، آذرتاش
نام آذرنوش، آذرتاش
نام‌های دیگر
نام پدر
متولد 1316 هـ.ش
محل تولد قم
رحلت
اساتید
برخی آثار فتوح البلدان؛ بخش مربوط به ايران

آموزش زبان عربی

‏تاریخ زبان و فرهنگ عربی

کد مؤلف AUTHORCODE1206AUTHORCODE

ولادت

آذرتاش آذرنوش، فرزند محمد آذرنوش، در 29 بهمن 1316ش، در قم زاده شد

تحصیلات

وی تحصيلات دوره ابتدايى را در تهران آغاز كرد. در نه سالگى همراه پدر كه رياست حسابدارى راه آهن ايران، ناحيه جنوب را به عهده گرفته بود، به اهواز رفت و تا سال 1329 كه دوره ابتدايى را به پايان رسانيد، در آن شهر زيست. دوره متوسطه را در تهران و در دبيرستان رازى آغاز كرد. در سال 1335، براى آنكه بتواند در رشته ادبى ادامه تحصيل دهد، به دبيرستان دارالفنون انتقال يافت. طى يك سالى كه در آن دبيرستان بود، در انجمن‌هاى ادبى شركت مى‌جست و گاه شعر مى‌سرود و در مجلات آن زمان منتشر مى‌ساخت. نيز به همراهى چند تن از دوستان خوش‌قريحه خود انجمنى به نام انجمن شعرا تشكيل داد كه بى‌گمان در پرورش ذوق ادبى و تعيين سرنوشت او و دوستانش بى‌تأثير نبود.

در سال 1336، در رشته ادبيات عرب كه به تازگى در دانشكده معقول و منقول دانشگاه تهران تشكيل شده بود، نام‌نويسى كرد. در پايان سال تحصيلى 36 - 37، در مسابقه‌اى كه دانشكده معقول براى تخصيص بورس تحصيلى دولت عراق به دو دانشجوى ايرانى برگزار كرده بود، شركت جست و بى‌درنگ به آن كشور سفر كرد و در دانشكده ادبيات، رشته ادبيات عرب نام نوشت. دو سال بعد، انقلاب عراق و پريشانى احوال، ادامه تحصيل را براى او غير ممكن ساخت و او ناچار به تهران بازگشت و در سال 1339 از دانشكده معقول فارغ‌التحصيل شد.

چون در آن هنگام براى ادامه تحصيل در رشته ادبيات عرب در ايران جايى نبود، او عازم كشور فرانسه شد و از آنجا كه زبان عربى و فرانسه را در حد معمول آموخته بود، به آسانى توانست دوره دكترى را بگذراند و از نخستين رساله دكترى خود كه «تحقيق و ترجمه بخشى از کتاب طبقات الشعراى ابن معتز» بود دفاع كند، اما چون هنوز خود را نيازمند دانش بيشترى مى‌ديد، دوباره در رشته ادبيات عرب براى نگاشتن رساله ديگرى نام‌نويسى كرد و چون پيش از آن دوره، کتابدارى را نيز خوانده بود، در کتابخانه ملى پاريس، بخش عربى نيز به كار مشغول شد. اين شغل به او اجازه داد كه به وجود دو نسخه از کتاب «خريدة القصر» عماد الدين اصفهانى، بخش مغرب و اندلس، پى ببرد و به راهنمايى شارل پلا به‌عنوان رساله دومين دكترا، به تصحيح آن اقدام نمايد.

او پس از حصول بر دومين دكتراى خود، به ايران بازگشت و پس از چند ماه كار در «بنياد فرهنگ ايران» و پژوهش در باب واژه‌هاى فارسى معرب و نيز ترجمه کتاب «فتوح البلدان» بلاذرى، در دانشكده معقول و منقول كه آن هنگام به «الهيات و معارف اسلامى» تغيير نام داده بود، استخدام شد.

وى نخستين گروه عربى دانشكده خود را سروسامان بخشيد و سپس به معاونت دانشكده برگزيده شد، اما كار ادارى هيچ‌گاه مانع پژوهش‌هاى او نگرديد و در همان احوال، چندين مقاله و کتاب را قلم زد.

در سال 1356، از معاونت دانشكده استعفا داد و به كشور انگلستان شتافت تا در دانشگاه كمبريج به تحقيق و آموختن زبان آرامى بپردازد.

او از سال 1364، مديريت بخش ادبيات عرب را در مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى به عهده گرفت و طى ده سال توانست علاوه بر تأليفات شخصى خود، بيش از 200 مقاله را كه برخى تا حد کتاب كوچكى گسترده است، بنگارد و صدها مقاله را نيز ويرايش كند.

او هم‌اكنون علاوه بر كار استادى در دانشكده ادبيات و گاه در دانشگاه امام صادق و تربيت مدرس و مديريت بخش عربى در دائرةالمعارف، سردبير مجله مقالات و بررسى‌ها و نيز مدير بخش عربى در انشكده الهيات نيز هست.

آثار

ايشان آثار فراوانى را تأليف يا ترجمه يا تحقيق نموده كه بخشى از آنها عبارت است از:

  1. فتوح البلدان بلاذرى؛
  2. النحو التجريبى؛
  3. خريدة القصر عماد الدين اصفهانى؛
  4. ترجمه تاريخ ادبيات عرب بلاشر؛
  5. ترجمه تاريخ ادبيات عرب عبدالجليل؛
  6. مقدمه بر الشعر و الشعراء ابن قتيبه؛
  7. فرهنگ مصطلحات (مجمع اللغات)؛
  8. آموزش زبان عربى 1؛
  9. آموزش زبان عربى 2؛
  10. راهنماى آموزشى زبان عربى 1؛
  11. ترجمه موسيقى الكبير فارابى؛
  12. اطلس تاريخ الاسلام، حسين مونس؛
  13. تاريخ زبان و فرهنگ عربى؛
  14. فرهنگ معاصر عربى - فارسى بر اساس فرهنگ عربى - انگليسى هانس‌ور؛
  15. تاريخ ترجمه از عربى به فارسى از آغاز تا عصر صفوى؛
  16. راه‌هاى نفوذ فارسى در فرهنگ و زبان عربى جاهلى؛
  17. چندين مقاله در دائرةالمعارف بزرگ اسلامى.


وابسته‌ها