أصول التفسير و التأويل؛ مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
أصول التفسير و التأويل؛ مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين
نام کتاب أصول التفسير و التأويل؛ مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين
نام های دیگر کتاب مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين
پدیدآورندگان حیدری، کمال (نويسنده)
زبان عربی
کد کنگره ‏BP‎‏ ‎‏91‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏9‎‏الف‎‏6
موضوع تاويل

طباطبايي، محمد حسين، 1281 - 1360

ناشر دار فراقد
مکان نشر ايران - قم
سال نشر مجلد1: 1427ق ,
کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE05675AUTOMATIONCODE

معرفی اجمالی

أصول التفسير و التأويل؛ مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين اثر عربی سید کمال حیدری، به بیان اصول تفسیر و تأویل قرآن کریم و آراء و دیدگاه مفسرین در این رابطه پرداخته است.

ساختار

کتاب با مقدمه‌ای مفصل از نویسنده آغاز شده است. نویسنده سعی دارد تا در پنج اصل و یک خاتمه، به بیان و توضیح اصول تفسیر و تأویل قرآن بپردازد. این اصول عبارت‌اند از: حجیت ظواهر قرآن، تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر به رأی، محکم و متشابه و تأویل قرآن.

گزارش محتوا

نویسنده در مقدمه، به گوشه‌هایی از زندگانی و حیات علمی علامه طباطبائی و آثار او اشاره کرده است[۱].

اصل اول، حجیت ظواهر قرآن

فصل اول، پیرامون حجیت ظواهر قرآن است. مراد از ظاهر قرآن، معنایی است که عالم به لغت عربی، آن را بر اساس قوانین ثابت عرفی و ریشه لغات، می‌فهمد.

این فصل، دارای دو بخش است:

الف) بررسی ادله قائلین به حجیت ظواهر قرآن؛ نویسنده معتقد است که مشهور علمای شیعه، قائل به حجیت ظواهر قرآن بوده و در این راه، استدلالاتی را بیان کرده‌اند که وی به برخی از آن‌ها اشاره کرده و آن‌ها را مورد بحث و بررسی قرار داده است. این وجوه عبارت‌اند از اینکه:

  1. قرآن به لسان عربی مبین نازل شده است.
  2. قرآن معجزه جاویدان اسلام است.
  3. طبق حدیث ثقلین، تمسک به قرآن واجب است و قطعاً مراد از تمسک، مجرد اعتقاد به نزول آن از جانب خداوند نیست، بلکه معنای آن، عمل به اوامر و نواهی آن و استناد به آن در تمام اعتقادات، اقوال و افعال است؛ به‌عبارت‌دیگر، نویسنده معتقد است که پیامبر(ص)، قرآن را به‌عنوان امام و رهبر قرار داده است و این خود گواه بر این است که ظواهر قرآن قابل استناد و حجت است.
  4. روایات عرضه به کتاب. این روایات دو دسته‌اند: روایاتی که امر به عرضه اخبار به قرآن داشته و آن را به‌عنوان معیاری برای تمیز اخبار صحیح از غیر صحیح قرار داده‌اند؛ اخباری که امر به عرضه شروط بر کتاب داشته و قائل به سقوط شرط مخالف آن می‌باشند.
  5. استدلال ائمه(ع) به قرآن[۲].

ب) بررسی ادله منکرین حجیت ظواهر قرآنی؛ که دو دسته‌اند:

  1. خروج تخصصی؛ عده‌ای، منکر وجود ظواهری برای قرآن می‌باشند.
  2. خروج تخصیصی؛ گروهی نیز قائل به وجود ظواهر هستند، ولی حجیت آن را نمی‌پذیرند[۳].

اصل دوم، تفسیر قرآن به قرآن

اصل دوم، تفسیر قرآن به قرآن؛ نویسنده در ابتدا به‌صورت اجمالی به تاریخ این روش اشاره کرده و در ادامه، این روش را در سه بخش زیر، بررسی نموده است:

  1. نظریه تفسیر قرآن به قرآن؛ از جمله مفسرینی که از این روش استفاده کرده‌اند، عبارت‌اند از طبری ، رازی ، طبرسی ، طوسی و علامه طباطبائی . نویسنده معتقد است که بنای این گروه از مفسرین، روایاتی از پیامبر(ص) و ائمه(ع) است که در آن‌ها به تفسیر و تصدیق بعضی از آیات قرآن به‌واسطه بعض آیات دیگر، اشاره شده است[۴].
  2. نقش حدیث در تفسیر قرآن؛ نویسنده در ابتدا، نگاهی به تاریخ حدیث و برخورد مسلمانان با آن، پس از رحلت رسول اکرم(ص) انداخته و در سه مرحله، نقش، پیامبر(ع)، ائمه(ع) و صحابه در فهم قرآن را بررسی کرده است[۵].
  3. نقش عقل در فهم و تفسیر قرآن؛ امکان اعتماد بر نتایج استدلالات عقلی در فهم زوایای مختلفی از فکر و عقیده، از جمله مسائل اساسی است که معرکه آراء بوده و نزاع فراوانی پیرامون آن صورت گرفته است[۶].

اصل سوم، تفسیر به رأی

در اصل سوم، تفسیر به رأی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نظر برخی از علما و دانشمندان، پیرامون صحت‌وسقم این مسئله، مطرح شده است. این علما، عبارت‌اند از:غزالی ، طوسی ، ابن تیمیه ، آلوسی ، ابن عاشور تونسی ، علامه طباطبائی ، امام خمینی(ره) و شهید صدر [۷].

اصل چهارم، محکم و متشابه

نویسنده در اصل چهارم، در سه بخش زیر، محکم و متشابه را بررسی نموده است:

الف) معنی محکم و متشابه قرآن؛ در این زمینه، اقوالی مطرح شده است از جمله این‌که:

  1. محکمات، آیات 151 تا 153 سوره انعام بوده و متشابهات، اسماء حروف هجایی مذکور در اول برخی از سور می‌باشند که بر یهود متشابه شده و گمان کردند که طبق حساب جمل، مدت حیات امت اسلامی را معین کرده‌اند؛ این قول، مربوط به ابن عباس است[۸].
  2. محکمات، حروف مقطعه ابتدای سوره‌ها و متشابهات، غیر آن‌ها است و این همان قول ابی فاخته است[۹].
  3. الفاظ یا یک معنا را دنبال می‌کنند یا اینکه معانی متعددی را در خود نهفته دارند که برخی از معانی آن‌ها بر برخی دیگر رجحان دارند بنابراین برخی از الفاظ که نص در معنا هستند مبین و جزء محکمات هستند و الفاظ مؤول و مشترک که مجمل‌اند، در زمره متشابهات واقع می‌شوند[۱۰].
  4. متشابهات، آیات منسوخِ و محکمات، آیات ناسخِ هستند و این قول ابن مسعود، ابن عباس و برخی از صحابه است[۱۱].
  5. محکم، آیه‌ای است که دلیل آن واضح بوده و معرفت به متشابه، نیازمند تدبر و تأمل است و این همان نظر اصم است[۱۲].
  6. هر آیه‌ای که امکان تحصیل معرفت به آن باشد، محکم و غیر آن، متشابه است[۱۳].
  7. و...[۱۴].

اصل پنجم، تأویل قرآن

اصل پنجم، در دو قسم زیر، مسئله تأویل را مورد بحث قرار داده است: 1- نظریه تأویل در قرآن؛ پس از ارائه مقدمه‌ای در بیان معنای لغوی و اصطلاحی تأویل، در سه فصل دنبال شده است:

  1. اتجاهات اساسی در فهم تأویل قرآن، که عبارت‌اند از: تأویل از مقوله معناست؛ در این رابطه، دو نظریه زیر مطرح و مورد بحث قرار گرفته است: مراد از تأویل، تفسیر است؛ منظور از آن، اخذ معنای مخالف ظاهر لفظ است؛ و تأویل از امور عینی است[۱۵]. نویسنده برای قول دوم به نظریه ابن تیمیه اشاره کرده است[۱۶].
  2. بررسی این نکته که آیا تأویل قرآن توسط غیر خداوند، ممکن است یا خیر؟ نویسنده در این زمینه، ابتدا معنای راسخون در علم را مورد مطالعه قرار داده، پس از بررسی دیدگاه علامه طباطبایی در این رابطه، از علم اهل‌بیت به تأویل قرآن بحث کرده است[۱۷].
  3. نظریه عرفا پیرامون تأویل قرآن؛ که در چهار بخش زیر، دنبال شده است:

ضرورت تأویل و اهمیت آن؛ در این قسمت، قول علامه آملی مورد تحلیل قرار گرفته است. ایشان معتقدند که تأویل بر دو قسم است: تأویل برای فتنه و فساد در دین و اعتقادات؛ تأویل برای خیر، صواب، هدایت و ارشاد[۱۸].

معنای تأویل و اقسام آن؛ که عبارت‌اند از تأویل اهل باطل (اخذ به متشابهات و تأویل به رأی آن) و تأویل راسخان در علم که بر دو قسم است: قسمی متعلق به ارباب ظاهر و اهل شریعت و قسمی، متعلق به اهل باطن و ارباب طریقت[۱۹].

روش وقوف بر تأویل قرآن؛ که دو روش در مورد آن ذکر شده است:

به‌واسطه عنایت الهی و از طریق مجاهده، ریاضت، تحصیل فضائل و قطع منازل[۲۰].

در پایان این قسم به اختصاص علم به تأویل کامل به اهل‌بیت(ع) اشاره شده است[۲۱].

2- نتایج مترتب بر نظریه وجود تأویل برای قرآن، طبق اتجاه دوم (از مقوله معنا بودن تأویل) که عبارت‌اند از:

  1. ظاهر و باطن داشتن قرآن؛
  2. مفاهیم مستعمل در قرآن، از قبیل قلم، کرسی، عرش و... از حیث تجرد و مادیت، مختلفه المصادیق می‌باشند؛ یعنی هرچند دارای مفهوم واحد هستند، اما ممکن است مصادیق متعددی بر آن صدق کند.
  3. اشتمال قرآن بر متشابهات[۲۲].

در خاتمه، ضمن بررسی معنای تحریف، عدم تحریف قرآن با استفاده از روایات و اقوال علما، اثبات شده است[۲۳].

وضعیت کتاب

فهرست آیات، روایات و اعلام مذکور در متن به همراه فهرست مصادر مورد استفاده نویسنده، در انتهای کتاب آمده است.

پاورقی‌ها بیشتر به ذکر منابع اختصاص یافته است.

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه، ص7-100
  2. ر.ک: متن کتاب، ص111-132
  3. ر.ک: همان، ص133-145
  4. ر.ک: همان، ص160-169
  5. ر.ک: همان، ص170-185
  6. ر.ک: همان، ص186-207
  7. ر.ک: همان، ص211-238
  8. ر.ک: همان، ص246-247
  9. ر.ک: همان، ص247
  10. ر.ک: همان، ص248-249
  11. ر.ک: همان، ص250
  12. همان
  13. همان، ص252
  14. ر.ک: همان، ص253-262
  15. همان، ص299-304
  16. ر.ک: همان، ص304
  17. ر.ک: همان، ص343-347
  18. ر.ک: همان، ص363-379
  19. همان، ص379-381
  20. همان، ص390
  21. ر.ک: همان، ص412
  22. ر.ک: همان، ص429-487
  23. ر.ک: همان، ص492

منابع

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها

پیوندها

مطالعه کتاب أصول التفسير و التأويل؛ مقارنة منهجية بين آراء الطباطبائي و أبرز المفسرين در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور