ابن ابی‌زید، عبدالله بن عبدالرحمن

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
ابن‌ابی‌زید، عبدالله بن عبدالرحمن
نام ابن‌ابی‌زید، عبدالله بن عبدالرحمن
نام‌های دیگر اب‍ن‌اب‍ی‌زی‍د ال‍ق‍ی‍روان‍ی‌، اب‍وم‍ح‍م‍د ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍رح‍م‍ن‌

ق‍ی‍روان‍ی‌، اب‍ن‌اب‍ی‌زی‍د

نام پدر
متولد
محل تولد
رحلت 386 هـ.ق
اساتید
برخی آثار ‏النوادر و الزیادات علی ما فی المدونه من غیرها من الامهات
کد مؤلف AUTHORCODE14103AUTHORCODE


ابومحمد عبدالله بن ابى‌زيد عبدالرحمان قيروانى، پيشواى مذهب مالكى عصر خود در قيروان، از نَفْزه اندلس بود. بروكلمان، زادگاه او را نِفزاوه (واقع در افريقيه) و تولدش را 316ق، مى‌داند. بنا بر آنچه مشهور است وى در قيروان زاده شد و از فقيهان آن شهر فقه آموخت. پس به سفر رفت و حج گزارد.

از استادان او مى‌توان اينان را نام برد: ابوبكر بن لبّاد، ابوالفضل قيسى، محمد بن مسرور بن عسّال، عبدالله بن مسرور، حجّام، قطّان، ابيانى، زياد بن موسى، ابوالعرب، احمد بن ابى‌سعيد و عباس بن عيسى. از ابوعثمان سعيد اعناقى قرطبى، ابوسعيد بن اعرابى، محمد بن فتح، حسن بن نصر سوسى، درّاس بن اسماعيل و سعدون بن احمد خولانى نيز حديث شنيد. ابن ابى‌زيد به‌زودى رياست دين و دنيا يافت؛ چنان‌كه از هر سوى به قصد آموزش به محضر او مى‌شتافتند. ابن نديم، معاصر وى، او را از فضلاى روزگار خويش دانسته است. همچنين از او به‌عنوان شيخ مغرب، امام كبير، مالك اصغر (صغير) ياد كرده‌اند.

ابن ابى‌زيد جامع مذهب امام مالك و شارح اقوال وى بود و با تبيين مذهب مالكى، گسترش آن را آسان ساخت و حامى و مدافع آن مذهب شد و به قول ذهبى، رياست اين مذهب بر وى ختم شد. وى تحت تأثير تصوف نيز قرار گرفته بود، ولى با تندروى‌ها و كرامات متصوفه مخالف بود. ابن ابى‌زيد داراى دانشى گسترده، حافظه‌اى خوب، محفوظاتى بسيار و قلمى فصيح بود و به آنچه مى‌گفت معرفت داشت؛ صالح، عفيف و پرهيزگار بود. در اصول بر شيوه گذشتگان بود، ولى از علم كلام چيزى نمى‌دانست و تأويل نمى‌كرد. ظاهراً ميان او و ابن تبان، يكى ديگر از علماى قيروان معارضه‌اى بوده است؛ چنان‌كه نوشته‌اند: وقتى بر سر مسئله‌اى در ايمان كه بر علماى قيروان عرضه شده بود، ميان آن دو خلاف افتاد. گفته‌اند كه على بن احمد بن اسماعيل معتزلى بغدادى به ابن ابى‌زيد نامه نوشت و او را به پيروى از آراى خويش فراخواند، اما ابن ابى‌زيد آن را رد كرد. رد او فشرده‌اى است از عقيده اشعريان مغرب كه مقدمه کتاب «الرسالة» او را تشكيل داده است. على بن ابوعبدالله قطّان در منزلت ابن ابى‌زيد گفته است كه از او تقليد نكردم تا آنكه نسايى را ديدم كه از او تقليد مى‌كند.

ابن ابى‌زيد مدرسه سحنون را بازسازى و احيا كرد و براثر كوشش او عده طلاب آن مدرسه افزايش يافت. گروهى از اهل قيروان، اندلس، سبته و مغرب از او فقه آموختند.

از شاگردان و مستمعان او عبدالرحيم بن عجوز فقيه سبتى، عبدالله بن غالب فقيه سبتى، عبدالله بن وليد انصارى، ابوبكر احمد بن عبدالرحمان خولانى، ابوسعيد بن ابوهاشم، ابوالمطرف عبدالرحمان بن وثيق، احمد بن محمد طلمنكى، محمد بن فتوح اَزْدى حميدى، محمد بن سعيد اموى قُرطبى، محمد بن عبدالله معافرى قرطبى، ابوالحكم منذر بن منذر كنانى، ابن جعفرى، ابوالحسن منمر، خلف بن ابى‌القاسم ازدى براذعى، ابوالوليد عبدالله معروف به ابن فرضى، مكى بن ابى‌طالب و جز آنان را نام برده‌اند. ابن مجاهد بغدادى و گروهى ديگر از او اجازه گرفته‌اند. وى در فاس يا قيروان در سال 386ق، درگذشت و در خانه خويش دفن شد و استادش ابوبكر بن لباد، او را مرثيه گفت كه نيفرى ابياتى از آن را نقل كرده است. بعضى، وفات او را در 389ق، دانسته‌اند.

آثار

  1. الرّسالة (در فقه مالكى است كه آن را در 327ق، براى محرز بن خلف تونسى تأليف كرده است)؛
  2. النوادر و الزيادات على ما في المدونة و غيره من الأمهات؛
  3. مختصر من واجب أمور الديانة؛
  4. الذب على مذهب مالك؛
  5. العقيدة (در اصول دين).

منابع مقاله

برگرفته از دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 659.


وابسته‌ها