الموجز في تاريخ فلسطين السياسي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الموجز في تاريخ فلسطين السیاسی
NUR11323J1.jpg
پدیدآوران شوفانی، الیاس (نويسنده)
ناشر مؤسسة الدراسات الفلسطینیة
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 2003 م
چاپ 2
شابک9953-9013-6-8
موضوع

بیت‌المقدس - تاریخ

فلسطین - تاریخ
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏DS‎‏ ‎‏119‎‏/‎‏7‎‏ ‎‏/‎‏ش‎‏9‎‏م‎‏8
نورلایب مشاهده

الموجز في تاريخ فلسطين السياسى، تأليف الياس شوفانى به زبان عربى است. در اين كتاب تاريخ فلسطين از ابتداى تاريخ تا سال 1949م مورد مطالعه قرار گرفته است. انگيزه نويسنده از نگارش كتاب فراهم آوردن متنى مشتمل بر تاريخ فلسطين بوده كه نيازهاى اساسى دانشجويان در مراحل مقدماتى و حتى محققان اين موضوع را برآورده سازد.

ساختار

كتاب در شش فصل و به سبک كلاسيك نگارش شده است. نويسنده در ارائه مطالب از ذكر منابع خوددارى كرده و تنها در انتهاى هر فصل منابع عربى و لاتين مربوط به آن فصل را ذكر كرده است.

گزارش محتوا

به جهت اهميت دينى سرزمين فلسطين و قرار گرفتن در مركز جهان عرب و در حاشيه درياى مديترانه و نيز قرار گرفتن در سه راهى سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا دانشمندان باستانشناس، تاريخ و جغرافيا نسبت به ديگر سرزمين‌هاى عربى اهميت بيشترى قائل شده‌اند.

نويسنده نيز در مقدمه كتاب، پيشينه اين سرزمين و منابع كهنى كه مرتبط به موضوع مورد بحث را ذكر كرده است. فصول مختلف كتاب حاوى مطالب فراوان و ارزشمندى درباره تاريخ اين سرزمين است كه به اختصار به آن اشاره مى‌شود:

  1. كتاب با فصل مختصرى درباره دوران ما قبل تاريخ به عنوان مقدمه براى ورود به بحث آغاز شده است. دوره‌هاى چهارگانه عصر حجر با توصيف عصر حجر قديم آغاز شده است. استخوان‌هاى انسان اوليه اولين بار در سال 1934م در فلسطين در موقعيتى نزدیک به شهر بيت لحم كشف شد. نويسنده سپس فرضيات دانشمندان و اكتشافات باستانشناسى در اين سرزمين را مورد مطالعه قرار داده است. مهاجرت كنعانى‌ها از تبار كنعان بن سام بن نوح(ع) در حد فاصل هزارهاى سوم و چهارم پيش از ميلاد از جزيره‌العرب همجوار فلسطين به اين منطقه صورت گرفت. اين گروه ساكنان اصلى فلسطين محسوب مى‌شوند و سرزمين فلسطين به واسطه نام آنها «ارض كنعان» لقب گرفت.
  2. نويسنده دوران اول تاريخ فلسطين را در شش بخش ارائه كرده است. بر طبق علم باستان‌شناسى بسيارى از شهرهاى مهم تاريخى فلسطين در عصر برنز قديم؛ يعنى ابتداى هزاره سوم قبل از ميلاد بنيان نهاده شده است. آنچه كه مسلم است، از گذشته بسيار دور؛ يعنى در حدود 2500 سال قبل از ميلاد مسيح، چند قبيله عربى در منطقه‌اى كه اكنون فلسطين ناميده مى‌شود، زندگى مى‌كردند. كنعانيان از سال 2500ق.م فرمانروايى ايجاد كردند كه 15 قرن ادامه داشت. بررسى جايگاه قبايل مختلف كنعانى، عبرانى، مصريان و اثبات اين نكته اولين ساكنان اين سرزمين فلسطينى‌ها بوده‌اند نه اسرائيلى‌ها ادامه مباحث اين فصل را تشكيل مى‌دهد.
  3. فلسطين در عهد زمامدارى كورش (539ق.م.) و سپس از آن تا زمان داريوش تابع حكومت هخامنشى بود. پس از داريوش درگيرى و رويارويى ميان فارس‌ها و يونانى‌ها قريب به 150 سال ادامه يافت تا اين كه سرانجام اسكندر در سال 332ق.م. اين درگيرى را به سود يونان رقم زد و از آن زمان قدس و فلسطين كاملاً به اشغال يونانى‌ها در آمد. پس از آن (بطلميان) جانشينان اسكندر تا سال 198ق.م. بر فلسطين حكومت راندند. پس از آن سلوكيان تا سال 64ق.م. بر اين منطقه حكومت كردند. تسلط روميان در سال 63ق.م. و پس از آن ظهور مسيح و وقايع پيرامون آن تا ورود اسلام به اين منطقه مباحث ديگر اين فصل را تشكيل مى‌دهد.
  4. مسلمانان خيلى زود به شام و فلسطين و دعوت اهالى اين ديار به اسلام و نيز رهايى آنها از اشغال روميان اشتياق نشان دادند. در اين فصل از كتاب اوضاع سياسى، اقتصادى و اجتماعى فلسطين در دوران امويان، عباسيان، فاطميان، ايوبيان و عصر مملوكى مورد مطالعه قرار گرفته است.
  5. بررسى تحولات فلسطين در عصر عثمانى مباحث اين بخش از كتاب را تشكيل مى‌دهد. عثمانى‌ها در اوت 1516م. با پيروزى بر مملوكيان در نبرد «مرج دابق» (شمال حلب سوريه) وارد فلسطي‍-ن شدند و طى چهار سده متوالى هويت اسلامى سرزمين فلسطين را حفظ كردند و ريشه‌دار ساختند و اداره تعدادى از امارت‌هاى عثمانى به فلسطينيان سپردند. در اين مقطع زمانى بود كه دولت عثمانى با پى‌بردن به ماهيت تهديدهاى طرح صهيونيستى در فلسطين پى برد، به مبارزه با كوچ يهوديان به اين سرزمين پرداخت و از فروش زمين به يهوديان ممانعت به عمل آورد؛ اما شيوع فساد ادارى و ضعف دولت عثمانى از يك سو و نفوذ سازمان‌هاى فراماسونرى و لائيك، دخالت سفيران اجنبى و رشوه خوارى از سوى ديگر باعث گرديد تعدادى از حك‍-‍ام عثمان‍-‍ى و جمع‍-‍ى از نمايندگان آنان در فلسطين تحت تاثير قرار گيرند و مقررات و ضوابط محدوديت مهاجرت يهوديان به فلسطين و واگ‍-ذارى زمين به يهود كمرنگ شود.
  6. «صهيونيزم»، نام حركت سياسى بود كه در پايان قرن 17 ميلادى بين يهوديان اروپا رواج يافت و به فكر توطن يهوديان در فلسطين مشروعيت داد. اين فصل از كتاب كه بخش اعظمى از كتاب را فراگرفته است، به بررسى ورود صهيونيزم به فلسطين و تاريخچه مبارزه با اين حركت استعمارى اختصاص دارد. «قيام براق» (1929م) از جمله اين مبارزات است. ديوار براق بخشى از باروى غربى حرم شريف است، در قسمت درونى (به سمت صحن حرم) اتاقى قرار دارد كه گمان مى‌رود، همان جايى باشد كه براق (مركب نبى‌اكرم(ص)) در شب اسرا بسته شد و از همان هنگام به اين نام معروف گشت. به زعم يهود اين ديوار همان ديوار ندبه و بخشى از قسمت بيرونى ديوار غربى معبدباستانى آنهاست.

در شبانگاه 23 سپتامبر 1928 (روز عيد كفاره يهوديان) از سوى صهيونيست‌ها تجاوزى به اين مكان مقدس صورت گرفت. از آن جايى كه اين اقدام صهيونيست‌ها، مسلمانان را برانگيخته و به اين باور رسانيده بود كه يهوديان قصد تصرف و سلطه بر مسجدالاقصى را دارند، در بيستم اوت 1929م نبرد سختى در گذرگاه «براق» بيت‌المقدس درگرفت و در روزهاى بعد نيز مبارزات ادامه يافت و تعدادى از طرفين كشته و زخمى شدند. با رسيدن خبر اين قيام به ساير نقاط فلسطين، در شهر الخليل نيز درگيرى‌هايى روى داد و تلفات اعلام شده يهوديان 60 كشته و پنجاه زخمى بود.

جامعه ملل با هدف تحقيق و بررسى حوادث براق هيتى سه نفره متشكل از يك سوئدى، يك سوئيسى و يك هلندى را به منطقه اعزام داشت. كميته مزبور در دسامبر 1930م گزارش خود را ارايه و طى آن ديوار براق را با توجه به اين كه بخشى از حرم شريف است، از آن مسلمانان دانست.

وضعیت کتاب

فهرست منابع كتاب در ابتداى اثر و نمايه الفاظ و اصطلاحات در انتهاى كتاب آمده است.

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.