درة التنزيل و غرة التأويل

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
درة التنزیل و غرة التأویل
NUR03043J1.jpg
پدیدآوران اسکافی، محمد بن عبدالله (نويسنده)
ناشر دار المعرفة
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1422 ق
چاپ 1
شابک978-9953-420-54-8
موضوع قرآن - متشابهات و محکمات
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏BP‎‏ ‎‏85‎‏/‎‏1‎‏ ‎‏/‎‏خ‎‏6‎‏د‎‏4
نورلایب مشاهده

درة التنزیل و غرة التأویل في بيان الآيات المتشابهات في كتاب الله العزيز اثر مهم و معروف ابوعبدالله محمد بن عبدالله الخطيب اسكافى (ابوعبدالله رازى) می‌باشد. موضوع اصلى اين كتاب آيات متشابه لفظى است و نويسنده، آيات متشابه قرآن را با يكديگر مقايسه نموده و در اين راستا، براى تبيين اختلاف و تفاوت ظاهرى آيات از علوم ادبى، علوم قرآنى و تفسير بهره برده است. هدف نويسنده در اين كتاب، اثبات اين حقيقت است كه در قرآن تكرار بى فايده وجود ندارد و هر آيه داراى پيامى مستقل است كه با آيه مشابهش فرق مى‌كند، هر چند كه الفاظ آنها شبيه هم هستند.. اين اثر اسكافى در قرآن پژوهى مجموعه‌اى از امالى اوست كه به روايت و نقل ابراهيم بن على بن محمد معروف به ابن ابى الفرج اردستانى می‌باشد.

مفهوم متشابه

واژه متشابه در علوم قرآن دو كاربرد دارد، از يكى به متشابه معنوى ياد مى‌كنند كه در برابر محكم استعمال مى شود و ديگرى متشابه لفظى است و از آن تكرار قصه، مطلب و واژه را در آياتى همگون اراده می‌كنند. مراد مؤلف در اين اثر، كاربرد دوم است و مقصود او از آيات متشابهات، آيات شبيه همديگر است. و آيات متشابهى كه ازهشت جهت ذيل با هم اختلاف دارند بررسى شده‌اند.

  1. الفاظ در يك جا با نظم خاصى و در جاى ديگر به عكس آن نظم قرار گرفته‌اند. مثال:
    و اذ قلنا ادخلوا هذه القرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين فبدّل الّذين ظلموا قولاً[۱]و و كلوا منها حيث شئتم و قولوا حطّة و ادخلوا الباب سجدا[۲]
  2. زيادت و نقصان مانند: و يكون‌الدين لله[۳]و يكون‌الدين كلّه لله[۴]يا تبع در[۵]و اتبع در[۶]
  3. تقديم و تاخير مثال:
    و اتقوا يوماً لا تجزى نفس عن نفس شيئاً و لا يقبل منها شفاعة و لا يوخذ منها عدلٌ[۷]
    و اتقوا يوماً تجزى نفس عن نفس شيئاً و لا يقبل منها عدل و لا تنفعها شفاعة[۸]
  4. تعريف و تكبر مثال:
    رب اجعل هذا بلداً امناً[۹]و در[۱۰]آمده رب اجعل هذا البلد آمناً
    جمع و افراد مانند و قالوا لن تمسنا النار الا ايامًا معدودة[۱۱]و در[۱۲]قالوا لن تمسنا النّار الّا ايّاماً معدودات"
  5. ابدال حرفى به حرف ديگر مانند ابدال "و" به فاء: ا فلم يهد لهم كم اهلكنا قبلهم من القرون"[۱۳]ا فلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم"
  6. ابدال كلمه‌اى به كلمه ديگر مانند انفجرت و انبجست
    فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً[۱۴]و در[۱۵]أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست اثنتا عشرة عينا
  7. ادغام و ترك آن مانند يتضرعون و يضرعون
    فأخذناهم بالبأساء و الضرّاء لعلهم يتضرعون[۱۶]و در[۱۷]لعلهم يضرّعون"

ساختار

دراين اثر 271 آيه كه از سوره بقره آغاز و به سوره الناس ختم مى گردد به حسب ترتيب منظم سوره‌ها، آيات شبيه به همديگر را مورد بررسى قرار داده، و در مواردى كه تفاوت رخ داده، دلائل تفاوت در كاربرد را بيان مى دارد.

سيوطى در "الإتقان في علوم القرآن" در رابطه با اين كتاب آورده "به گمانم اولين آنها (مؤلف ين كتب مشابه) كسائى بوده و سخاوى آن را به نظم آورده و کرمانى در توجيه آن "البرهان في متشابه القرآن" را تألیف كرده است، بهتر از آن "درة التنزیل و غرة التأویل" اثر ابوعبدالله رازى می‌باشد.

گزارش محتوا

مؤلف اثر خود را به توجيه مواردى كه از لحاظ لفظ تكرار، تقديم و تاخير يا با زيادت در تعبير مختلف شده‌اند، اختصاص داده است. يعنى هم به توضيح معانى و حكمتهاى مربوط به آيات مكرر مشهور، پرداخته وهم آياتى را كه در بر دارنده موضوع واحدى مى باشند ولى از لحاظ تقديم و تاخير يا زيادت در تعبير اختلاف دارند، ذكر كرده و عواملى را كه موجب اين اختلاف شده، بيان نموده است.

اسكافى در توجيه آيات متشابه، از قرآن كريم، اسباب نزول، سنّت و روايات، قرائت و لغت استفاده نموده است و با استدلالهاى لغوى، زبان شناختى، معنا شناختى و تفسيرى، دليل تفاوت در كاربرد را بيان مى دارد.

حال براى نمونه علت وجود آيات مكرر در سوره الرحمن را بيان مى كنيم در اين سوره آيه فباى آلاء ربكما تكذبان 31 مرتبه تكرار شده است سوال اين است كه فايده اين تكرار چيست؟

اين آيه هشت مورد آن پس از برشمردن عجايب خلقت خداوند و مبداء آفرينش و بازگشت آنها، هفت مورد به تعداد دربهاى جهنم پس از ذكر آتش و جهنم و سختيهاى آن، هشت مورد به تعداد دربهاى بهشت در وصف دو بهشت و اهل آنها وهشت مورد آخر آن براى دو بهشت ديگر آمده است پس براى كسى كه به هشت مورد اول معتقد باشد و به موجبات آن عمل نمايد دربهاى بهشت گشوده و دربهاى جهنم بسته مى شود.

نمونه دوم:

و اذ قلنا ادخلواهذه القرية فكلوا منها حيث شئتم و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة نغفر لكم خطاياكم و سنزيد المحسنين فبّدل الذين ظلموا قولا[۱۸]

در اين آيه هنگاميكه با آيه متشابه خود[۱۹]و اذ قيل لهم اسكنوا هذه القريه و كلوا منها حيث شئتم و قلوا حطة ودخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطاياكم و سنزيد المحسنين فبدل الذين ظلموا منهم قولا مقابله شود، شش مسئله وجود دارد.

  1. چرا در سوره بقره فكلوا و در اعراف و كلوا آمده است؟
    دليل فكلوا كه با حرف تعقيب آمده، اين است كه خوردن بعد از ورود، انجام مى شود نه پيش از آن و نه همراه آن پس با حرفى آمده كه بيانگر تعقيب وانجام يافتن بعد از آن باشد. ولى در سوره اعراف كه و كلوا آمده براى اين است كه در آنجا لفظ اسكنوا به كار رفته و سكونت و سكنى با خوردن همراه است نه اينكه به دنبال آن باشد پس با حرفى آمده كه همين معنا را برساند.
  2. چرا در سوره بقره ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة و در اعراف و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدا آمده است؟ علت تقديم حطة در سوره اعراف و تاخير آن در بقره چيست؟
    حطة دعایى است كه آنها درهنگام سجود خود بدان مامور گشتند، پس اگر درهر دو سوره به يك صورت ذكر ميشد ممكن بود كه (يكى از احتمالات معناى واو كه عدم رتبه است) چنين تصور شود كه آنها مامور به سجود و گفتن آن دعا، به طور جداگانه شده‌اند پس در دو سوره مقدم، مؤخر شد، تا معلوم شود كه گفتن اين دعا بايد درحال سجود باشد نه قبل يا بعد از آن. ودخلوا الباب سجداً يعنى از اين در با حالت سجود وارد شويد (قائلين فى سجودكم حطة) در حالى كه در ضمن سجود خود حطة مى گوئيد.
    و سوالات ديگر در مورد اين دو آيه:
  3. چرا در سوره بقره، و اذ قلنا ادخلوا و در اعراف و اذ قيل لهم اسكنوا آمده است؟
  4. چرا در سوره بقره و سنزيد المحسنين و در اعراف بدون واو آمده است؟
  5. چرا در سوره اعراف منهم آمده و در بقره نيامده؟
  6. چرا در سوره بقره على الناس ظلموا و در اعراف عليهم آمده است؟

كه براى اطلاع و دانستن آنها مى توانيد به كتاب مراجعه نمائيد.

وضعيت كتاب

در پاورقيها فقط ارجاع آيات آمده و در آخر كتاب فهرست آيات به ترتيب سور گنجانده شده است.

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن كتاب
  2. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهى بهاءالدين خرمشاهى


پانويس