سه رساله فلسفی: متشابهات القرآن - المسائل القدسية - اجوبة المسائل

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
سه رساله فلسفی: متشابهات القرآن - المسائل القدسیة - اجوبة المسائل
NUR01869J1.jpg
پدیدآوران

صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (نویسنده)

آشتیانی، جلال‎‌الدین (مصحح)
عنوان‌های دیگر رسائل فلسفی
ناشر دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم، مرکز انتشارات
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1387 ش
چاپ 3
موضوع

فلسفه اسلامی

قرآن - متشابهات و محکمات

هستی شناسی (فلسفه اسلامی)
زبان فارسی عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
BBR‎‏ ‎‏1050‎‏ ‎‏1378
نورلایب مشاهده

سه رساله فلسفى، از آثار حكيم بزرگ صدرالمتألهين شيرازى (979- 1050 قمرى) است كه با مقدمه، تصحيح و تعليقات سيد جلال‌الدين آشتيانى (1304ش آشتيان- 1384‌ش مشهد) منتشر شده است. استاد آشتيانى، تصحيح و نگارش مقدمه و تعليقات را در تاريخ 1350ش (1392ق) به پايان رسانده است. زبان اين رساله‌ها همان‌طور كه از عنوانشان پيداست عربى است ولى استاد آشتيانى، مقدمه و تعليقاتش را دوگانه: فارسى- عربى نوشته است. مخاطبان اثر حاضر به‌طور عمده، متخصصان و استادان رشته‌هاى تفسير، كلام، فلسفه و عرفان اسلامى هستند.

ساختار

اين كتاب از رساله‌هاى 1- المسائل القدسية، 2- متشابهات القرآن، 3- أجوبة المسائل تشكيل شده است.موضوعات مطرح شده در اين رساله‌ها عبارت از مباحث احكام وجود، مفهوم واجب‌الوجود، وجود ذهنى، بيان روش‌هاى تشبيه، تنزيه، تأويل و روش راسخان در باب متشابهات، مشيت وارده الهى و... است.

گزارش محتوا

درباره مطالب اين كتاب چند نكته گفتنى است:

  1. استاد آشتيانى در مورد روش ملاصدرا در نگارش مباحث علمى نوشته است: سبک نوشته‌هاى ملاصدرا و طرز تحقيقات او به كلى از تحقيقات و تحريرات ساير فلاسفه ممتاز است و كسى كه به مذاق و مشرب او وارد و با افكار و عقائد او انس گرفته باشد، مى‌تواند كلمات و مطالب و تحقيقات خاص او را از تحقيق و مطلب و كلام ديگران جدا نمايد و اين يكى از امتيازات خاص ملاصدرا است. آنجايى كه به حل مشكلات و دفع نقوض و شبهات مخالفان مى‌پردازد و يا خود درصدد تقرير و بيان مطلبى عالى برمى‌آيد، داراى قلمى روان و جذاب و منشيانه است و اهل ادبيات او را در اين جهت بين ارباب معقول بى‌نظير و در بين مؤلفان منقول كم‌نظير مى‌دانند و الحق تسلط عجيبى در تحرير مباحث دارد و به عربى و فارسى تحرير عالى او جذابيت خاصى دارد[۱]
  2. هر چند اغلب ترجمه‌نويسان المسائل القدسية را جزء آثار ملاصدرا ذكر ننموده‌اند و بعضى نيز آن را از آثار مشکوک فيلسوف شيرازى دانسته‌اند، ولى به نظر استاد آشتيانى اين رساله يكى از آثار مهم صدرالمتألهين[۲]و اثرى بسيار عالى است كه در آن از اوّل امور عامه تا آخر مبحث وجود ذهنى به صورت متوسط -نه مفصل و نه مختصر- به سبک و طريقه خاص صدرالمتألهين شيرازى نوشته شده است[۳]
  3. صدرالمتألهين شيرازى در رساله متشابهات نوشته است كه درباره متشابهات مانند يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ و الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى و... كه در قرآن كريم و روايات آمده است، مردم چهار روش دارند: اول: شيوه اهل لغت و اصحاب حديث و حنابله است كه الفاظ را بر مدلول اولى و مفهوم ظاهرى آن باقى مى‌گذارند هر چند ديگران آن را مخالف قواعد عقلى مى‌دانند. دوم: روش افراد دقيق و عميق يعنى تأويل است كه الفاظ را از مفهوم اولى منصرف كرده و به معنايى موافق عقولشان براى پايبندى به قوانين عقلى و تنزيه بارى تعالى از نقائص امكانى حمل مى‌كنند. سوم: روش جمع بين هر دو و خلط بين تشبيه و تنزيه است؛ آنان در برخى موارد شيوه تشبيه و در برخى ديگر تنزيه را در پيش مى‌گيرند: هر متشابهى كه در باب مبدأ آمده را تأويل مى‌كنند ولى هر متشابهى كه در باب معاد آمده به حال خود گذاشته و هيچ تأويلى نمى‌كنند. اين روش بيشتر معتزليان مانند زمخشرى و قَفّٰال و جمهور علماى اماميه است. چهارم: روش راسخان در علم است كه با بصيرت قلبى و به نور الهى و چشم عقلشان مى‌نگرند و... و برخى نيز حيران شده‌اند[۴]
  4. از باب آنكه رساله اجوبة المسائل مشتمل بر جواب چند سؤال فلسفى و حكمى و معضلات مبحث علم الهى از جمله مبحث غايات و نفى عبث از افعال الهى و به‌طور مطلق از وجود و هستى و نفى بخت و اتفاق است، استاد آشتيانى حواشى مفصل- مفصل‌تر از اصل اجوبه- بر آن نوشته است[۵]اين حواشى براى توضيح «پاسخ‌هاى ملاصدرا به پنج مسأله» نوشته شده است[۶]
  5. استاد آشتيانى يادآور شده است كه ملاصدرا برخى از مباحث مهمّ تفسيرى در باب متشابهات از قبيل: معناى متشابه، جهات فرق بين محكم و متشابه، فرق تفصيلى بين تفسير و تأويل، بيان احاديث مربوط به ظواهر و بطون قرآن و فرق بين ظاهر و بطن و حد و مطلع و... را بيان نكرده است[۷]و از طرفى از آن جهت كه ملاصدرا بحث متشابهات قرآن را در كتاب‌هاى ديگر خودش: مفاتيح و تفسير قرآن نيز عنوان و تحقيق كرده است، ايشان مطالب موجود در «مفاتيح الغيب» را با عنوان «تعليقات متشابهات القرآن» در اينجا ضميمه كرده و آورده است[۸]
  6. استاد آشتيانى با نقل مطلبى از نویسنده كتاب مناهل العرفان، افزوده است اين معاصر معظم در صفحه قبل، كلام را منقسم نموده به كلام لفظى و كلام نفسى و در اين مسأله قهراً از اشاعره پيروى مى‌نمايد... ولى در مسأله كلام نفسى، اصولاً تعقل صفتى با اوصافى كه اشاعره براى آن ذكر كرده‌اند امكان ندارد، لذا محققان از حكما و متكلمان و عرفاى اسلامى اين مسلك را تخطئه نموده‌اند و در حق به‌طور مطلق، تعدد ذات و صفات منافات با وحدت حقه حقيقيه دارد و جميع كمالات و اوصاف وجودى در ذات مستهلكند[۹]
  7. استاد آشتيانى درباره بحث اراده بارى تعالى توضيح داده است كه:برخى گويند اراده، صفت فعل حق است و جهت فرار از اعتقاد به قِدَم بعضى از ممكنات، اراده را از حق تعالى سلب نموده‌اند و جمعى از اصحاب خنّاس قائل به تجدد اراده شده‌اند و جماعتى به اخبار وارده از اهل‌بيت(ع) استدلال به نفى اراده نموده‌اند (إرادته فعله)؛ تمسك به اخبار و ظواهر در اعتقادات جائز نيست، گرچه ظواهر و نصوص زيادى دلالت دارد بر تقدم اراده به افعال حق مثل: إذا أراد اللّه لشيء أن يقول له كن فيكون (مراد از شىء قطعا معلول امكانى است). اما وجه بطلان قول كسى كه اراده را از صفت فعل مى‌داند، واضح است[۱۰]


پانويس

  1. مقدمه مصحح، ص 20-33
  2. همان، ص 17- 18
  3. همان، ص 180
  4. متن كتاب، ص 259-261
  5. همان، ص 180
  6. همان، ص 313- 386
  7. همان، ص 284، پاورقى 1
  8. همان، ص 285- 310
  9. همان، ص 172- 175
  10. همان، ص 316، پاورقى 2

وضعيت كتاب

فهرست تفصيلى مطالب در انتهاى كتاب ذكر شده است. اختلاف نسخ، منابع مطالب و توضيح برخى عبارات در پاورقى‌هاى اثر ذكر شده است.

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.