معانی و بیان

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
معانی و بیان
نام کتاب معانی و بیان
نام های دیگر کتاب
پدیدآورندگان تجلیل، جلیل (نويسنده)
زبان فارسي
کد کنگره ‏PIR‎‏ ‎‏3356‎‏ ‎‏/‎‏ت‎‏4‎‏م‎‏6
موضوع معاني و بيان
ناشر مرکز نشر دانشگاهي
مکان نشر ايران - تهران
سال نشر مجلد1: 1390ش ,
کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE33334AUTOMATIONCODE

معانی و بیان، اثر جلیل تجلیل و به زبان فارسی است که درباره علم معانی و بیان در ادبیات عربی و فارسی نوشته شده است.

ساختار

کتاب حاضر، شامل دو بخش با عناوین علم معانی و علم بیان است که هرکدام شامل زیر فصل‎هایی مربوط به خود می‎باشد.

روش مؤلف در این کتاب چنین است که برای هر بحثی از موضوعات مرتبط با کتاب، مثالی از ابیات فارسی یا آیات قرآنی را ذکر می‎نماید.

گزارش محتوا

نویسنده در بخش اول که در مورد علم معانی است، در ابتدای سخن از کلام رسا سخن گفته و خاطرنشان می‎کند که سخن رسا، گفتاری است که گوینده آن را متناسب احوال مخاطبان پرداخته و سازگار با سطح احساس خواننده یا شنونده بیان داشته است[۱].

سپس نمونه‎هایی از ایجاز و اطناب در سخن را ذکر نموده و در ادامه از نمونه‎های ایجاز و اطناب در قرآن کریم که نمونه‎ی اعلای بلاغت است، مطالبی را خاطرنشان می‎کند[۲].

همچنین در این بخش از کتاب، در مورد «فصاحت» سخن رانده و می‎گوید: فصاحت به معنی روشنی و ظهور و گشاده‎زبانی است؛ چنان‎که فردوسی گفته است:

«جوانی بیامد گشاده‎زبان سخن گفتن خوب و طبع روان»
«گشاده‎زبان و جوانیت هستسخن گفتن پهلوانیت هست»

وی اشاره می‎کند که در اینجا، فصاحت به کلمه یا کلامی اطلاق می‎شود که از ضعف تألیف و تنافر و غرابت و مخالفت قیاس و کثرت تکرار و تعقید و تتابع اضافات خالی باشد. این عیب‎ها بعضی مربوط به کلمه است که کلمه را از زیور فصاحت دور می‎کند و برخی دامنگیر کلام می‎شود و کلام را از فصاحت خالی می‎کند و به‎طور کلی، کلامی فصیح است که کلمه‎هایش فصیح باشد. تنافر حروف، مخالفت قیاس، غرابت استعمال و کراهت در سمع از اوصاف مخل «فصاحت کلمه» می‎باشد. در ادامه به تک‎تک این اصطلاحات و توضیح آنها می‎پردازد[۳].

در ادامه‎ی کتاب، طبق سایر کتب معانی و بیان به معرفی مسند، مسندالیه، خبر، انشا، اسناد، قصر یا حصر، امر، نهی، استفهام و مسائلی از این قبیل که در چنین کتبی مرسوم است، می‎پردازد. در پایان هر بخش از کتاب، تمریناتی را برای تقویت خواننده ذکر می‎نماید.

بخش دوم کتاب در مورد علم بیان است. نویسنده اشاره می‎کند که دانش بیان از بنیادهای استوار بلاغت است و آموختن فنون و اشارات آن آدمی را با چهره‎های گوناگون خیال و صور رنگارنگ معنی آشنا می‎سازد و در تعریف این فن گفته‎اند: دانشی است که به یاری آن می‎توان یک یا چندین معنی را به طرق گونه‎گون ادا کرد؛ چنان‎که به‎حسب روشنی و وضوح یا ابهام و تاریکی با هم تفاوت آشکار داشته باشند و سرانجام معانی بر ژرفای دل انسان بنشیند و کمند تسیلم بر جان شنوندگان افکند[۴].

وی در ادامه اشاره می‎کند که پایگاه بیان در آفرینش انسان تا بدانجا است که خدا در قرآن کریم فرموده: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ‎ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» (الرحمن: 3 و 4)؛ «انسان را آفرید، به او بیان آموخت» و در حدیث آمده است: «إن من البيان لسحرا» و این علم و هم علم معانی همه به فصاحت و بلاغت برمی‎گردد و در خدمت سخندانی و گویایی است[۵].

در ادامه از تشبیه و اقسام آن، استعاره، تمثیل، حقیقت و مجاز و در انتها از کنایه سخن می‎گوید.

وضعیت کتاب

در ابتدای کتاب، فهرست مطالب ذکر شده و در پایان آن، فهرست اشعار «معانی و بیان» به ترتیب صدر ابیات.

پاورقی‎های کتاب مربوط به ترجمه آیات و روایات می‎باشد.

پانویس

  1. ر.ک: متن کتاب، ص1
  2. ر.ک: همان، ص2-3
  3. ر.ک: همان، ص5-9
  4. ر.ک: همان، ص42
  5. ر.ک: همان، ص43

منابع مقاله

متن کتاب.

وابسته‌ها

پیوندها