أحسن الحديث في أحكام الوصايا و المواريث: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - ' == معرفى اجمالى == ' به '')
    جز (جایگزینی متن - '== ' به '==')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    خط ۲۸: خط ۲۸:
    '''أحسن الحديث في أحكام الوصايا و المواريث''' اثر آیت‌الله [[شيخ احمد بن على الكاشف الغطاء]]، درباره دو فرع فقهى مهم (ارث و وصايا) تدوين و با قلم شيوا و روان نگارش يافته است.
    '''أحسن الحديث في أحكام الوصايا و المواريث''' اثر آیت‌الله [[شيخ احمد بن على الكاشف الغطاء]]، درباره دو فرع فقهى مهم (ارث و وصايا) تدوين و با قلم شيوا و روان نگارش يافته است.


    == انگيزه تأليف ==
    ==انگيزه تأليف ==




    طبق آنچه كه در مقدمه کتاب آمده است، مؤلف، کتاب را در جواب مخاطبى كه درباره ارث، سؤال داشته، نگاشته است.
    طبق آنچه كه در مقدمه کتاب آمده است، مؤلف، کتاب را در جواب مخاطبى كه درباره ارث، سؤال داشته، نگاشته است.


    == ساختار ==
    ==ساختار ==




    روش کتاب، استدلالى است و در آن از منابع عقلى و نقلى بهره گرفته شده كه در قالب يك مقدمه، پنج مقصد، و چندين مسئله و يك افزوده (خاتمه) تدوين شده است.
    روش کتاب، استدلالى است و در آن از منابع عقلى و نقلى بهره گرفته شده كه در قالب يك مقدمه، پنج مقصد، و چندين مسئله و يك افزوده (خاتمه) تدوين شده است.


    == گزارش محتوا ==
    ==گزارش محتوا ==





    نسخهٔ ‏۲۶ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۲۶

    احسن الحدیث فی احکام الوصایا و المواریث
    أحسن الحديث في أحكام الوصايا و المواريث
    پدیدآورانکاشف‌الغطاء، احمد (نويسنده)
    ناشرمؤسسه کاشف الغطاء العامة
    مکان نشرنجف اشرف - عراق
    سال نشر1341 هـ.ق
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    أحسن الحديث في أحكام الوصايا و المواريث اثر آیت‌الله شيخ احمد بن على الكاشف الغطاء، درباره دو فرع فقهى مهم (ارث و وصايا) تدوين و با قلم شيوا و روان نگارش يافته است.

    انگيزه تأليف

    طبق آنچه كه در مقدمه کتاب آمده است، مؤلف، کتاب را در جواب مخاطبى كه درباره ارث، سؤال داشته، نگاشته است.

    ساختار

    روش کتاب، استدلالى است و در آن از منابع عقلى و نقلى بهره گرفته شده كه در قالب يك مقدمه، پنج مقصد، و چندين مسئله و يك افزوده (خاتمه) تدوين شده است.

    گزارش محتوا

    در مقدمه، ضمن عنوان فايده، به مقدمات لازم براى بحث و فحص اساسى از مسئله ارث نظير: ما ترك ميت چه حق باشد و چه مال (در صورتى كه مشروط نباشد) به وارث مى‌رسد، بايد خمس و زكات و ديه‌هاى ميت از تركه پيش از تقسيم و واگذارى به وارثين آن پرداخت گردد و موجبات ارث و موانع سه گانه آن (بنده بودن، كفر و قتل عمد) مى‌پردازد.

    در مقصد اول، مرتبه اول از وراث نسبى (پدر، مادر و فرزندان) بررسى شده است. اگر از وارث ميت فقط يك نفر از دسته اول باشد خواه پدر باشد و خواه مادر، يا يك پسر و يك دختر، همه ارث به او مى‌رسد. فرزندان مانع ارث آبا نمى‌شوند و آبا مانع ارث فرزندان نمى‌گردند.

    در ادامه به سهام شش‌گان و كسانى كه اين سهام به آنها تعلق مى‌گيرد و نيز مسئله بحث انگيز عول و تعصيب، پرداخته شده است.

    مقصد دوم عهده‌دار تبيين ميراث مرتبه دوم (پدر بزرگ، مادر بزرگ، خواهران و برادران) است و اينكه با وجود يكى از وراث طبقه اول، طبقه دوم از ارث محروم مى‌گردند.

    درباره اقسام كلاله و احكام هر يك؛ اقسام، احكام و اجتماع پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در مسئله ارث، و اينكه اگر برادر و خواهر نباشند، فرزندان آنها وارث عمو يا خاله خواهند بود و نيز بررسى فروض و طبقه دوم.

    مقصد سوم عهده‌دار تبيين فروض، شقوق و احكام ميراث طبقه سوم وراث (عمو، عمه، دايى و خاله) است.

    در صورت فرض نبود افراد طبقه اول و دوم، اگر يك عمه يا عمو يا دايى و خاله داشته باشد و بقيه نباشد همه ارث به او مى‌رسد. و اينكه اگر عموها و عمه‌ها و خاله‌ها نباشند، ارث به اولاد آنها خواهد رسيد و....

    مقصد چهارم، مسايل، فروض، شقوق و احكام ميراث شوهر از همسر خود بررسى شده است.

    اگر زن دايمى، بميرد و فرزند نداشته باشد، نصف همه مال او را شوهر و بقيه را ديگر وارثان مى‌برند و اگر از آن شوهر و يا شوهر سابق خود فرزند داشته باشد، يك چهارم آن را شوهر و بقيه را ديگر وارثان مى‌برند.

    اگر زن بميرد و جز شوهر هيچ وارثى نداشته باشد، همه مال او به شوهر مى‌رسد.

    در مقصد پنجم، ولا و اقسام آن بررسى شده است. در ابتداى کتاب، مؤلف اين نكته را يادآور شده كه اسباب و موجبات ارث سه چيز است: خويشاوندى نسبى، خويشاوندى سببى و ولا.

    كسى كه بر ديگرى يك نحوه ولايت دارد در صورت نبود خويشاوندان نسبى از او ارث مى‌برد.

    ولا سه نوع است:

    1. ولاء عتق؛ كه به واسطه آن مولى از بنده خود كه او را آزاد كرده است ارث مى‌برد به شرط آن كه بنده، خويشاوند نسبى نداشته باشد.
    2. ولاء ضمان جريره يعنى اينكه انسان با كسى قرار مى‌گذارد كه در زندگى كمك و عهده‌دار پرداخت ديه‌هايى كه بر عهده او مى‌آيد باشد و در عوض از او ارث ببرد.
    3. امامت: كه به واسطه آن امام مسلمين از كسى كه هيچ وارث ندارد ارث مى‌برد.

    خاتمه کتاب به مسايلى از ارث و وصايا اختصاص يافته است.

    در ابتدا به يك سرى مسائل متفرقه ارث از قبيل: اگر كسى از دو راه با ميت خويشاوندى داشته باشد از هر دو راه از او ارث مى‌برد؛ بنا بر اين اگر زن و شوهر با يك‌ديگر خويشاوندى داشته باشند علاوه بر ارث زن و شوهرى، از جهت خويشاوندى نيز ارث مى‌برند. ارث ديه جنين و وارث آن، مسائل دو جنسيتى‌ها و ارث آنها.

    و در پايان مسائل مختصرى درباره وصيت ميت گفته شده است از قبيل اينكه وصيت به مقدار يك سوم دارايى ميت صحيح است و نسبت به زايد بر آن وقتى درست است كه وارثان ميت آن را اجازه داده باشند. از مال ميت ابتدا كفن او و بعد بدهى‌هاى او- خواه مردمى باشد يا مانند زكات و خمس الهى باشد برداشته مى‌شود و بعد از يك سوم باقى مانده وصيت‌هاى او انجام مى‌شود و سپس دو سوم باقى مانده به وارثان مى‌رسد و....