أنيس المجتهدين في علم الأصول: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'يك' به 'یک')
    جز (جایگزینی متن - ' اين ' به ' این ')
    برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
    خط ۲۴: خط ۲۴:


    ==ساختار==
    ==ساختار==
    کتاب مشتمل بر پنج مبحث مى‌باشد كه مباحث اول و دوم در جلد اول و ديگر مباحث در جلد دوم آمده است. هر مبحث خود از چند باب حاوى چند فصل تشكيل شده است. اين کتاب حاوى قواعد اصولى مهمى است كه بدين شكل در کتاب‌هاى پيشينيان نيامده و نوع دسته‌بندى و ارائه مطالب با ديگر آثار اصولى قبل از وى متفاوت است.
    کتاب مشتمل بر پنج مبحث مى‌باشد كه مباحث اول و دوم در جلد اول و ديگر مباحث در جلد دوم آمده است. هر مبحث خود از چند باب حاوى چند فصل تشكيل شده است. این کتاب حاوى قواعد اصولى مهمى است كه بدين شكل در کتاب‌هاى پيشينيان نيامده و نوع دسته‌بندى و ارائه مطالب با ديگر آثار اصولى قبل از وى متفاوت است.


    ==گزارش محتوا==
    ==گزارش محتوا==
    آثار اصولى مولى مهدى نراقى هم از جهت حجم و كميّت و هم از نظر محتوا و نظريه‌پردازى، قابل مقايسه با آثار ديگر علماى قبل و پس از ايشان نيست. معمولاً هدف عمده در اين آثار تنقيح مبانى علم اصول و دسته‌بندى منظم قواعد اصولى و از همه مهم‌تر پاسخ‌گویى به شبهات و القائات اخباریون مى‌باشد. لذا برخى از اين تأليفات، مانند تجريدالاصول بدون استدلال و تفصيل آمده و برخى ديگر مفصّل و حاوى جميع استدلال‌ها، اقوال و مناقشات در همه ابواب مقدماتى و اصلى علم اصول مى‌باشد. برخى نيز مانند کتاب حاضر از نظر استدلال و مناقشه در حدّ متوسط است.
    آثار اصولى مولى مهدى نراقى هم از جهت حجم و كميّت و هم از نظر محتوا و نظريه‌پردازى، قابل مقايسه با آثار ديگر علماى قبل و پس از ايشان نيست. معمولاً هدف عمده در این آثار تنقيح مبانى علم اصول و دسته‌بندى منظم قواعد اصولى و از همه مهم‌تر پاسخ‌گویى به شبهات و القائات اخباریون مى‌باشد. لذا برخى از این تأليفات، مانند تجريدالاصول بدون استدلال و تفصيل آمده و برخى ديگر مفصّل و حاوى جميع استدلال‌ها، اقوال و مناقشات در همه ابواب مقدماتى و اصلى علم اصول مى‌باشد. برخى نيز مانند کتاب حاضر از نظر استدلال و مناقشه در حدّ متوسط است.


    نراقى در مقدمه کتاب ضمن بيان جايگاه علم اصول در استنباط احكام شرعى به انگيزه نگارش اين اثر ارزشمند اشاره كرده است. وى مى‌گوید كه ضمن بررسى كتب اصولى، فوايد فراوانى را يافته است كه در اكثر كتب علما ذكر نشده است؛ لذا اين مطالب را در اين اثر ذكر كرده تا مورد استفاده دوستان و دانشمندان قرار گيرد.
    نراقى در مقدمه کتاب ضمن بيان جايگاه علم اصول در استنباط احكام شرعى به انگيزه نگارش این اثر ارزشمند اشاره كرده است. وى مى‌گوید كه ضمن بررسى كتب اصولى، فوايد فراوانى را يافته است كه در اكثر كتب علما ذكر نشده است؛ لذا این مطالب را در این اثر ذكر كرده تا مورد استفاده دوستان و دانشمندان قرار گيرد.


    در ادامه رئوس مطالب کتاب را جهت آشنايى بيشتر با سبک مؤلف در تقسيم مباحث علم اصول ذكر مى‌كنيم:
    در ادامه رئوس مطالب کتاب را جهت آشنايى بيشتر با سبک مؤلف در تقسيم مباحث علم اصول ذكر مى‌كنيم:


    #مقدمات: باب اول کتاب در چند فصل به تعريف علم اصول، موضوع علم اصول، فايده و شناخت علم اصول اختصاص دارد. مؤلف معتقد است كه مبادى دو قسم است: تصورى و تصديقى كه از جمله مبادى تصوريّه علم اصول تصور احكام پنج‌گانه و متعلقات آنهاست و در باب سوم آنها را تحت عنوان مبادى احكاميّه ذكر مى‌كند. اما مبادى تصديقيّه بخشى از مسائل علم كلام و عربى و منطق است و به جهت شدت احتياج به برخى مسائل لغوى در تفريع برخى از فروع بر آنها، آنها را تحت عنوان مبادى لغوى ذكر مى‌كند. اين باب نيز مشتمل بر چند فصل است.
    #مقدمات: باب اول کتاب در چند فصل به تعريف علم اصول، موضوع علم اصول، فايده و شناخت علم اصول اختصاص دارد. مؤلف معتقد است كه مبادى دو قسم است: تصورى و تصديقى كه از جمله مبادى تصوريّه علم اصول تصور احكام پنج‌گانه و متعلقات آنهاست و در باب سوم آنها را تحت عنوان مبادى احكاميّه ذكر مى‌كند. اما مبادى تصديقيّه بخشى از مسائل علم كلام و عربى و منطق است و به جهت شدت احتياج به برخى مسائل لغوى در تفريع برخى از فروع بر آنها، آنها را تحت عنوان مبادى لغوى ذكر مى‌كند. این باب نيز مشتمل بر چند فصل است.
    #:وى در دومين فصل اين باب به تفصيل بحث حسن‌وقبح عقلى را مطرح مى‌كند و در باب لزوم پرداختن به اين بحث مى‌گوید: از آن جا كه بحث درباره مبادى احكاميّه پيرامون حكم و حاكم و محكوم‌فيه و محكوم‌عليه است، و شناخت حكم كننده (حاكم) متوقف است بر كنكاش درباره حسن‌وقبح، تا دانسته شود كه آنها در چه صورت شرعى‌اند تا حاكم در آنها شارع باشد و در چه صورت عقلى‌اند تا حاكم در آنها عقل باشد، و نيز آيا تلازمى بيان حسن‌وقبح شرعى و عقلى هست تا اين كه هم عقل و هم شرع، هر دو حاكم باشند؟ از اين روى دانشمندان بر آن شده‌اند تا بحث درباره حسن و قبح را پيش كشند و درباره عقلى يا شرعى بودن آنها دو بحث كنند. سپس در طى چند امر به تفصيل به موضوع حسن و قبح عقلى مى‌پردازد و نظريّه مجتهدان و معتزله را در برابر اخباریون و اشاعره تقویت مى‌كند.
    #:وى در دومين فصل این باب به تفصيل بحث حسن‌وقبح عقلى را مطرح مى‌كند و در باب لزوم پرداختن به این بحث مى‌گوید: از آن جا كه بحث درباره مبادى احكاميّه پيرامون حكم و حاكم و محكوم‌فيه و محكوم‌عليه است، و شناخت حكم كننده (حاكم) متوقف است بر كنكاش درباره حسن‌وقبح، تا دانسته شود كه آنها در چه صورت شرعى‌اند تا حاكم در آنها شارع باشد و در چه صورت عقلى‌اند تا حاكم در آنها عقل باشد، و نيز آيا تلازمى بيان حسن‌وقبح شرعى و عقلى هست تا این كه هم عقل و هم شرع، هر دو حاكم باشند؟ از این روى دانشمندان بر آن شده‌اند تا بحث درباره حسن و قبح را پيش كشند و درباره عقلى يا شرعى بودن آنها دو بحث كنند. سپس در طى چند امر به تفصيل به موضوع حسن و قبح عقلى مى‌پردازد و نظريّه مجتهدان و معتزله را در برابر اخباریون و اشاعره تقویت مى‌كند.
    #ادله شرعيه: باب اول و دوم به کتاب و سنت اختصاص دارد. در باب اول معناى لغوى و شرعى کتاب، عدم تحريف قرآن، تعريف محكم و متشابه و نص و ظاهر و مباحثى مانند آن طرح شده است. در باب بعد حقيقت خبر و اقسام آن، و اقسام تواتر، تعريف خبر واحد و حجيّت آن و مطالب بديع و مفيدى پيرامون خبر واحد و شرايط عمل به آن، هم‌چنين تسامح در ادلّه سنن مورد بررسى قرار گرفته است. آنچه در تتميم اين باب به چشم مى‌خورد اقسام حديث از ديدگاه [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|فاضل نراقى]] است كه به تفصيل شبيه آنچه در علم درايه پيرامون اقسام حديث مى‌آيد، ذكر شده است.به نظر مى‌رسد مؤلف بسيارى از نظريات رجالى و علم‌الحديثى خود را در اين فصل آورده است و جزئيات مربوط به سند و دلالت حديث را مانند آنچه در مقدمات علم رجال مى‌آورند، مفصّل بيان كرده است.
    #ادله شرعيه: باب اول و دوم به کتاب و سنت اختصاص دارد. در باب اول معناى لغوى و شرعى کتاب، عدم تحريف قرآن، تعريف محكم و متشابه و نص و ظاهر و مباحثى مانند آن طرح شده است. در باب بعد حقيقت خبر و اقسام آن، و اقسام تواتر، تعريف خبر واحد و حجيّت آن و مطالب بديع و مفيدى پيرامون خبر واحد و شرايط عمل به آن، هم‌چنين تسامح در ادلّه سنن مورد بررسى قرار گرفته است. آنچه در تتميم این باب به چشم مى‌خورد اقسام حديث از ديدگاه [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|فاضل نراقى]] است كه به تفصيل شبيه آنچه در علم درايه پيرامون اقسام حديث مى‌آيد، ذكر شده است.به نظر مى‌رسد مؤلف بسيارى از نظريات رجالى و علم‌الحديثى خود را در این فصل آورده است و جزئيات مربوط به سند و دلالت حديث را مانند آنچه در مقدمات علم رجال مى‌آورند، مفصّل بيان كرده است.
    #:در باب سوم ابتدا تعريفى از اجماع ارائه شده و سپس به مباحثى مانند حجيت اجماع، امكان وقوع اجماع، مدرك حجيت اجماع نزد اماميه و اقسام اجماع پرداخته شده است.
    #:در باب سوم ابتدا تعريفى از اجماع ارائه شده و سپس به مباحثى مانند حجيت اجماع، امكان وقوع اجماع، مدرك حجيت اجماع نزد اماميه و اقسام اجماع پرداخته شده است.
    #:ادلّه عقليّه در باب چهارم و تحت عناوین اصل برائت، استصحاب حال‌العقل، استصحاب حال‌الشرع و تلازم بين حكم عقل و شرع مطرح شده است. در آخر نيز چهار موضوع استقراء، احتياط، استحسان و مصالح مرسله مورد بررسى قرار گرفته است.
    #:ادلّه عقليّه در باب چهارم و تحت عناوین اصل برائت، استصحاب حال‌العقل، استصحاب حال‌الشرع و تلازم بين حكم عقل و شرع مطرح شده است. در آخر نيز چهار موضوع استقراء، احتياط، استحسان و مصالح مرسله مورد بررسى قرار گرفته است.
    #:نویسنده در آخرين باب اين مبحث به تفصيل اركان قياس و تقسيمات آن را برشمرده و بر مبانى عامّه مناقشه را مورد مناقشه قرار مى‌دهد و تنقيح مناط و قياس منصوص‌العلّة را به عنوان مدارک عقلى احكام بررسى مى‌كند. تفصيلى كه مؤلف پيرامون قياس آورده است، قابل تأمّل و امعان نظر است.
    #:نویسنده در آخرين باب این مبحث به تفصيل اركان قياس و تقسيمات آن را برشمرده و بر مبانى عامّه مناقشه را مورد مناقشه قرار مى‌دهد و تنقيح مناط و قياس منصوص‌العلّة را به عنوان مدارک عقلى احكام بررسى مى‌كند. تفصيلى كه مؤلف پيرامون قياس آورده است، قابل تأمّل و امعان نظر است.
    #مشتركات کتاب و سنت: اكنون رسم بر آن است كه بحث از اوامر و نواهى، خاص و عام و.... را در ابتداى کتاب‌هاى اصولى و به عنوان مباحث مقدماتى يا لفظى ذكر مى‌كنند. اما مؤلف بر حسب سير منطقى و به هم پيوسته‌اى كه در کتاب انتخاب كرده، پس از بيان كليات ادلّه احكام و استدلال بر آنها، در اين مبحث به محتواى اين ادلّه توجه كرده و چگونگى دريافت حكم از آنها و قواعد اين كار را توضيح مى‌دهد. مشتركات کتاب و سنت، بخشى تفصيلى و استدلال پيرامون اوامر و نواهى، عام و خاص، مجمل و مبيّن، ظاهر و مؤوّل و منطوق و مفهوم است.
    #مشتركات کتاب و سنت: اكنون رسم بر آن است كه بحث از اوامر و نواهى، خاص و عام و.... را در ابتداى کتاب‌هاى اصولى و به عنوان مباحث مقدماتى يا لفظى ذكر مى‌كنند. اما مؤلف بر حسب سير منطقى و به هم پيوسته‌اى كه در کتاب انتخاب كرده، پس از بيان كليات ادلّه احكام و استدلال بر آنها، در این مبحث به محتواى این ادلّه توجه كرده و چگونگى دريافت حكم از آنها و قواعد این كار را توضيح مى‌دهد. مشتركات کتاب و سنت، بخشى تفصيلى و استدلال پيرامون اوامر و نواهى، عام و خاص، مجمل و مبيّن، ظاهر و مؤوّل و منطوق و مفهوم است.
    #اجتهاد و تقليد: اين مبحث حاوى برخى نظريات بديع و روشنگرانه درباره تقابل فكر اصولى و اخبارى است و از آن‌جا كه وى شروط خاصّى را برای اجتهاد برمى‌شمارد، قابل تأمّل و دقت بيش‌ترى است.
    #اجتهاد و تقليد: این مبحث حاوى برخى نظريات بديع و روشنگرانه درباره تقابل فكر اصولى و اخبارى است و از آن‌جا كه وى شروط خاصّى را برای اجتهاد برمى‌شمارد، قابل تأمّل و دقت بيش‌ترى است.
    #تعادل و تراجيح: مؤلف اصناف مختلف تعارض را از حيث سند و دلالت به خوبى دسته‌بندى و تقسيم مى‌كند و ترجيح در هر مورد را با دليل برمى‌شمارد.
    #تعادل و تراجيح: مؤلف اصناف مختلف تعارض را از حيث سند و دلالت به خوبى دسته‌بندى و تقسيم مى‌كند و ترجيح در هر مورد را با دليل برمى‌شمارد.


    خط ۴۸: خط ۴۸:




    محقق کتاب در مقدمه به 14 نسخه از اثر اشاره كرده كه وى بر نسخه کتابخانه آيت‌الله مرعشى اعتماد كرده است. ویژگى اين نسخه اين است كه با نسخه اصل و چهار نسخه ديگر مقابله و مجدداً به امر نویسنده توسط محمد طاهرآبادى از شاگردان مؤلف، تصحيح شده است. در ابتداى هر یک از مجلدات فهرست اجمالى و در انتهاى آنها فهرست تفصيلى مطالب آمده است. پاورقى‌هاى کتاب داراى ارجاعات و مطالب مفيدى است.  
    محقق کتاب در مقدمه به 14 نسخه از اثر اشاره كرده كه وى بر نسخه کتابخانه آيت‌الله مرعشى اعتماد كرده است. ویژگى این نسخه این است كه با نسخه اصل و چهار نسخه ديگر مقابله و مجدداً به امر نویسنده توسط محمد طاهرآبادى از شاگردان مؤلف، تصحيح شده است. در ابتداى هر یک از مجلدات فهرست اجمالى و در انتهاى آنها فهرست تفصيلى مطالب آمده است. پاورقى‌هاى کتاب داراى ارجاعات و مطالب مفيدى است.  


    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==

    نسخهٔ ‏۵ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱

    أنیس المجتهدین في علم الأصول
    أنيس المجتهدين في علم الأصول
    ناشرب‍وس‍ت‍ان‌ ک‍ت‍اب‌ ق‍م‌ (مرکز النشر التابع لم‍ک‍ت‍ب‌ الإع‍لام‌ الإس‍لامي‌‌)
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1388 ش
    چاپ1
    شابک978-964-09-0284-4
    موضوعاصول فقه شیعه - قرن 12ق.
    زبانعربی
    تعداد جلد2
    کد کنگره
    ‏‎‏BP‎‏ ‎‏158‎‏/‎‏88‎‏ ‎‏/‎‏ن‎‏4‎‏الف‎‏8
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    انيس المجتهدين تأليف سال 1189ق مولى محمد مهدى نراقى با موضوع اصول فقه است. نویسنده در دو مجلد مهم‌ترين موضوعات علم اصول را با دلائل محكم و به دور از تطویل مطرح كرده است.

    ساختار

    کتاب مشتمل بر پنج مبحث مى‌باشد كه مباحث اول و دوم در جلد اول و ديگر مباحث در جلد دوم آمده است. هر مبحث خود از چند باب حاوى چند فصل تشكيل شده است. این کتاب حاوى قواعد اصولى مهمى است كه بدين شكل در کتاب‌هاى پيشينيان نيامده و نوع دسته‌بندى و ارائه مطالب با ديگر آثار اصولى قبل از وى متفاوت است.

    گزارش محتوا

    آثار اصولى مولى مهدى نراقى هم از جهت حجم و كميّت و هم از نظر محتوا و نظريه‌پردازى، قابل مقايسه با آثار ديگر علماى قبل و پس از ايشان نيست. معمولاً هدف عمده در این آثار تنقيح مبانى علم اصول و دسته‌بندى منظم قواعد اصولى و از همه مهم‌تر پاسخ‌گویى به شبهات و القائات اخباریون مى‌باشد. لذا برخى از این تأليفات، مانند تجريدالاصول بدون استدلال و تفصيل آمده و برخى ديگر مفصّل و حاوى جميع استدلال‌ها، اقوال و مناقشات در همه ابواب مقدماتى و اصلى علم اصول مى‌باشد. برخى نيز مانند کتاب حاضر از نظر استدلال و مناقشه در حدّ متوسط است.

    نراقى در مقدمه کتاب ضمن بيان جايگاه علم اصول در استنباط احكام شرعى به انگيزه نگارش این اثر ارزشمند اشاره كرده است. وى مى‌گوید كه ضمن بررسى كتب اصولى، فوايد فراوانى را يافته است كه در اكثر كتب علما ذكر نشده است؛ لذا این مطالب را در این اثر ذكر كرده تا مورد استفاده دوستان و دانشمندان قرار گيرد.

    در ادامه رئوس مطالب کتاب را جهت آشنايى بيشتر با سبک مؤلف در تقسيم مباحث علم اصول ذكر مى‌كنيم:

    1. مقدمات: باب اول کتاب در چند فصل به تعريف علم اصول، موضوع علم اصول، فايده و شناخت علم اصول اختصاص دارد. مؤلف معتقد است كه مبادى دو قسم است: تصورى و تصديقى كه از جمله مبادى تصوريّه علم اصول تصور احكام پنج‌گانه و متعلقات آنهاست و در باب سوم آنها را تحت عنوان مبادى احكاميّه ذكر مى‌كند. اما مبادى تصديقيّه بخشى از مسائل علم كلام و عربى و منطق است و به جهت شدت احتياج به برخى مسائل لغوى در تفريع برخى از فروع بر آنها، آنها را تحت عنوان مبادى لغوى ذكر مى‌كند. این باب نيز مشتمل بر چند فصل است.
      وى در دومين فصل این باب به تفصيل بحث حسن‌وقبح عقلى را مطرح مى‌كند و در باب لزوم پرداختن به این بحث مى‌گوید: از آن جا كه بحث درباره مبادى احكاميّه پيرامون حكم و حاكم و محكوم‌فيه و محكوم‌عليه است، و شناخت حكم كننده (حاكم) متوقف است بر كنكاش درباره حسن‌وقبح، تا دانسته شود كه آنها در چه صورت شرعى‌اند تا حاكم در آنها شارع باشد و در چه صورت عقلى‌اند تا حاكم در آنها عقل باشد، و نيز آيا تلازمى بيان حسن‌وقبح شرعى و عقلى هست تا این كه هم عقل و هم شرع، هر دو حاكم باشند؟ از این روى دانشمندان بر آن شده‌اند تا بحث درباره حسن و قبح را پيش كشند و درباره عقلى يا شرعى بودن آنها دو بحث كنند. سپس در طى چند امر به تفصيل به موضوع حسن و قبح عقلى مى‌پردازد و نظريّه مجتهدان و معتزله را در برابر اخباریون و اشاعره تقویت مى‌كند.
    2. ادله شرعيه: باب اول و دوم به کتاب و سنت اختصاص دارد. در باب اول معناى لغوى و شرعى کتاب، عدم تحريف قرآن، تعريف محكم و متشابه و نص و ظاهر و مباحثى مانند آن طرح شده است. در باب بعد حقيقت خبر و اقسام آن، و اقسام تواتر، تعريف خبر واحد و حجيّت آن و مطالب بديع و مفيدى پيرامون خبر واحد و شرايط عمل به آن، هم‌چنين تسامح در ادلّه سنن مورد بررسى قرار گرفته است. آنچه در تتميم این باب به چشم مى‌خورد اقسام حديث از ديدگاه فاضل نراقى است كه به تفصيل شبيه آنچه در علم درايه پيرامون اقسام حديث مى‌آيد، ذكر شده است.به نظر مى‌رسد مؤلف بسيارى از نظريات رجالى و علم‌الحديثى خود را در این فصل آورده است و جزئيات مربوط به سند و دلالت حديث را مانند آنچه در مقدمات علم رجال مى‌آورند، مفصّل بيان كرده است.
      در باب سوم ابتدا تعريفى از اجماع ارائه شده و سپس به مباحثى مانند حجيت اجماع، امكان وقوع اجماع، مدرك حجيت اجماع نزد اماميه و اقسام اجماع پرداخته شده است.
      ادلّه عقليّه در باب چهارم و تحت عناوین اصل برائت، استصحاب حال‌العقل، استصحاب حال‌الشرع و تلازم بين حكم عقل و شرع مطرح شده است. در آخر نيز چهار موضوع استقراء، احتياط، استحسان و مصالح مرسله مورد بررسى قرار گرفته است.
      نویسنده در آخرين باب این مبحث به تفصيل اركان قياس و تقسيمات آن را برشمرده و بر مبانى عامّه مناقشه را مورد مناقشه قرار مى‌دهد و تنقيح مناط و قياس منصوص‌العلّة را به عنوان مدارک عقلى احكام بررسى مى‌كند. تفصيلى كه مؤلف پيرامون قياس آورده است، قابل تأمّل و امعان نظر است.
    3. مشتركات کتاب و سنت: اكنون رسم بر آن است كه بحث از اوامر و نواهى، خاص و عام و.... را در ابتداى کتاب‌هاى اصولى و به عنوان مباحث مقدماتى يا لفظى ذكر مى‌كنند. اما مؤلف بر حسب سير منطقى و به هم پيوسته‌اى كه در کتاب انتخاب كرده، پس از بيان كليات ادلّه احكام و استدلال بر آنها، در این مبحث به محتواى این ادلّه توجه كرده و چگونگى دريافت حكم از آنها و قواعد این كار را توضيح مى‌دهد. مشتركات کتاب و سنت، بخشى تفصيلى و استدلال پيرامون اوامر و نواهى، عام و خاص، مجمل و مبيّن، ظاهر و مؤوّل و منطوق و مفهوم است.
    4. اجتهاد و تقليد: این مبحث حاوى برخى نظريات بديع و روشنگرانه درباره تقابل فكر اصولى و اخبارى است و از آن‌جا كه وى شروط خاصّى را برای اجتهاد برمى‌شمارد، قابل تأمّل و دقت بيش‌ترى است.
    5. تعادل و تراجيح: مؤلف اصناف مختلف تعارض را از حيث سند و دلالت به خوبى دسته‌بندى و تقسيم مى‌كند و ترجيح در هر مورد را با دليل برمى‌شمارد.

    به طور كلى مى‌توان گفت كه کتاب «انيس المجتهدين» از منابع بسيار غنى و ارزنده اصولى است و هنوز هم پس از گذشت دو قرن، تازگى و طراوتى در خور دارد؛ به‌خصوص آن‌كه سبک دسته‌بندى و ارائه مباحث اصولى آن مى‌تواند الگویى برای نسل حاضر حوزه‌هاى علميه باشد.

    وضعيت کتاب

    محقق کتاب در مقدمه به 14 نسخه از اثر اشاره كرده كه وى بر نسخه کتابخانه آيت‌الله مرعشى اعتماد كرده است. ویژگى این نسخه این است كه با نسخه اصل و چهار نسخه ديگر مقابله و مجدداً به امر نویسنده توسط محمد طاهرآبادى از شاگردان مؤلف، تصحيح شده است. در ابتداى هر یک از مجلدات فهرست اجمالى و در انتهاى آنها فهرست تفصيلى مطالب آمده است. پاورقى‌هاى کتاب داراى ارجاعات و مطالب مفيدى است.

    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن کتاب
    2. مقاله یک كویر- دو اقيانوس، سيد‌‎مهدى طباطبايى، مجله آينه پژوهش، فروردين و ارديبهشت 1381، شماره 73، ص97 تا 106