إرشاد الأذهان إلی تفسير القرآن

    از ویکی‌نور
    إرشاد الأذهان إلی تفسیر القرآن
    إرشاد الأذهان إلی تفسير القرآن
    پدیدآورانسبزواری، محمد (نویسنده)
    ناشردار التعارف للمطبوعات
    مکان نشربیروت - لبنان
    سال نشر1419 ق یا 1998 م
    چاپ1
    موضوعتفاسیر - قرن 14 تفاسیر شیعه - قرن ۱۴
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏س‎‏2‎‏الف‎‏4
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    إرشاد الأذهان إلى تفسير القرآن، اثر شيخ محمد سبزوارى نجفى عزيزى (1318-1409ق) فرزند حبیب الله از مفسران معاصر قرآن مى‌باشد.

    معرفى تفسير و روش آن

    اين تفسير، به زبان عربى و در صدد تفسير تمامى قرآن به شيوه اختصار و ايجاز است و در یک مجلد بزرگ (قطع رحلى) تنظيم شده است. این تفسير، به‌مثابه خلاصه تفسير «الجديد» مصنف مى‌باشد كه در 7 جلد تدوین شده است. تفاوت این تفسير با الجديد فقط در تلخيص آن است و از جهت روش و شيوه ورود و خروج به بحث‌ها تفاوت چندانى با آن ندارد.

    تلخيص‌هاى انجام‌گرفته، در مواردى از قبيل خلاصه كردن احاديث نقل‌شده، عدم تعرض به اقوال كه در الجديد به‌وفور به چشم مى‌خورد، حذف توضيحات، حذف دسته آيات ابتداى هر بحث و حذف برخى وجوه و احتمالات مى‌باشد.

    مصنف سعى نموده عين كلمات و جمله‌ها را به كار ببرد و در واقع این تفسير با كنار هم گذاشتن عباراتى از «الجديد»، پديد آمده است. البته طرح نشر آن به‌صورت وسط بودن مصحف و تعبيه تفسير همان آيات در اطراف آن، از طرف ناشر (كه فرزند مفسر مى‌باشد) ارائه شده است.

    روش این تفسير به‌مانند «الجديد»، تحليلى و اجتهادى است؛ منتهى با برگزيدن روش اختصار و ايجاز. مخاطب این تفسير كسانى هستند كه آگاهى كافى به زبان عربى داشته و طالب فهم بيشتر آيات قرآنى هستند و برای متوسطين از مردم، قابل استفاده خواهد بود. قلم مفسر، شيوا و بدون تعقيد است و اين، فهم آن را برای مخاطب سهل و آسان نموده است. مفسر سعى نموده مباحث خود را در محدوده ظاهر الفاظ و معانى حقيقى و مجازى آن مطرح نمايد؛ بنابراین از تأویلات و مطرح كردن بطون گوناگون، پرهيز نموده است.

    روش عمومى مفسر چنين است كه در هر سوره با ذكر نام آن، مكى يا مدنى بودن، عدد آيات به‌همراه فضل سوره و وجه تسميه آن، آغاز مى‌كند، سپس به تفسير آيه به آيه، به شكل مختصر مى‌پردازد.

    با وجود اختصار، توجه خود را به بحث‌هاى لغوى و ادبى نشان مى‌دهد و در بيان معانى برخى لغات، از آيات ديگر نيز به‌عنوان تأييد و استشهاد كمك مى‌گيرد، مانند معناى هدايت در صفحه 6. نقل روايات را نه به‌تفصيل و كثرت «الجديد»، بلكه به شكل كم و خلاصه در اينجا حفظ نموده تا رنگ روايى بودن منش تفسيرى وى، پابرجا بماند. از شيوه تفسير قرآن به قرآن نيز بهره گرفته و در تفسير آيات، گاه به آيات ديگر استناد مى‌نمايد، مانند آيه 58 سوره بقره، ص14.

    داستان‌ها و قصص قرآنى را در حد آيات مطرح نموده و مختصر توضيح اضافى را در آنها دارد، مانند آيه 67 سوره بقره، ص16، داستان بقره. شأن نزول آيات را به ميزان كم، مطرح مى‌نمايد و از آن در توضيح آنها كمك مى‌گيرد، مانند ص20، آيه 133 سوره بقره.

    ديدگاه شيعى خود را به‌طور ملايم و بدون ايجاد حساسيت و يا توهين به مخالفين، در آيات فقهى، مانند وضو و خمس و آيات ولائى، مانند آيه مباهله، آيه اكمال، آيه برائت و... نشان مى‌دهد.

    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن كتاب.

    2. المفسرون حياتهم و منهجهم، سيد‌‎محمدعلى ايازى، ص414.

    وابسته‌ها