إشارات الأصول: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - ' {{جعبه اطلاعات کتاب' به '{{جعبه اطلاعات کتاب')
    جز (جایگزینی متن - '↵↵|' به ' |')
     
    (۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۴: خط ۴:
    | عنوان‌های دیگر =
    | عنوان‌های دیگر =
    | پدیدآوران =  
    | پدیدآوران =  
    [[کرباسی، محمدابراهیم بن محمدحسن]] (نويسنده)
    [[کرباسی، محمدابراهیم بن محمدحسن]] (نویسنده)
    | زبان =عربی
    | زبان =عربی
    | کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏159‎‏ ‎‏/‎‏ک‎‏4‎‏الف‎‏5
    | کد کنگره =‏BP‎‏ ‎‏159‎‏ ‎‏/‎‏ک‎‏4‎‏الف‎‏5
    خط ۱۳: خط ۱۳:
    | مکان نشر =ایران -
    | مکان نشر =ایران -
    | سال نشر =  
    | سال نشر =  
    | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE13169AUTOMATIONCODE
    | کد اتوماسیون =AUTOMATIONCODE13169AUTOMATIONCODE
    | چاپ =1
    | چاپ =1
    | تعداد جلد =1
    | تعداد جلد =1
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =15943
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =13169
    | کتابخوان همراه نور =13169
    | کد پدیدآور =
    | کد پدیدآور =
    | پس از =
    | پس از =
    | پیش از =
    | پیش از =
    }}
    }}  
    '''إشارات الأصول'''، به زبان عربى، اثر [[کرباسی، محمدابراهیم بن محمدحسن|آیت‌الله حاج محمد ابراهیم كرباسى]] است.


     
    مؤلف كه یکى از شاگردان [[بحرالعلوم، سید محمدمهدی بن مرتضی|علامه بحر العلوم]] به شمار مى‌رود، در این کتاب، درباره مبادى لغوى علم اصول بحث كرده است.
    '''إشارات الأصول'''، به زبان عربى، اثر آیت‌الله حاج [[کرباسی، محمدابراهیم بن محمدحسن|محمد ابراهيم كرباسى]] است.
     
    مؤلف كه يكى از شاگردان علامه بحر العلوم به شمار مى‌رود، در اين کتاب، درباره مبادى لغوى علم اصول بحث كرده است.


    ==ساختار==
    ==ساختار==
     
    کتاب، در یک مقدمه<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?viewType=html ر.ک: مقدمه، ص1]</ref> و نه منهج<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=8&viewType=html ر.ک: متن کتاب، ص8]</ref> و یک خاتمه<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=559&viewType=html ر.ک: همان، ص559]</ref> تدوین شده است.
     
    کتاب، در يك مقدمه و نه منهج و يك خاتمه تدوين شده است.


    ==گزارش محتوا==
    ==گزارش محتوا==
    مؤلف، در این کتاب، مباحث امر<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=79&viewType=html ر.ک: همان، ص79]</ref>، نهى<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=193&viewType=html ر.ک: همان، ص193]</ref>، عام و خاص<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=228&viewType=html ر.ک: همان، ص228]</ref>، مطلق و مقيد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=389&viewType=html ر.ک: همان، ص389]</ref>، ظاهر و مؤول<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=453&viewType=html ر.ک: همان، ص453]</ref>، مجمل و مبين<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=404&viewType=html ر.ک: همان، ص404]</ref>، منطوق و مفهوم <ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=464&viewType=html ر.ک: همان، ص464]</ref>و نسخ<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=516&viewType=html ر.ک: همان، ص516]</ref> را مورد بررسى قرار مى‌دهد كه اينك به مهم‌ترين نظريات ايشان اشاره مى‌كنيم:


    # آيا ماده امر، حقيقت در قول مخصوص است و يا مشترك بين قول و فعل؟ مشهور، قول اول است و مختار مؤلف نيز همین قول است، چون در این باره، اجماعات مستفيضه از سيد‌ ‎و علامه نقل شده است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=79&viewType=html ر.ک: همان، ص79]</ref>.
    # مدلول صيغه امر، مطلق وجوب است.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=82&viewType=html ر.ک: همان، ص82]</ref>
    # در بحث وقوع امر عقيب حظر، اقوال متعددى بيان شده است كه قول مشهور آن است كه صيغه امر، پس از حظر و يا توهم آن، ظهور در اباحه دارد و در این میان عضدى به تفصيل قائل است كه مؤلف، هر كدام از آنها را مورد بررسى قرار مى‌دهد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=93&viewType=html ر.ک: همان، ص 93]</ref>.
    # هيچ‌كدام از ماده و هيئت امر دلالت بر مره و تكرار ندارند و فقط دلالت بر طلب طبيعت دارند، چون متبادر از صيغه امر، تنها طلب ايجاد طبيعت مامورٌبها است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=95&viewType=html ر.ک: همان، ص95]</ref>.
    # همان‌طورى كه تمنى التمنى و ترجى الترجى، تمنى و ترجّى نيست، هم‌چنين امر به امر، نيز امر نمى‌باشد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=105&viewType=html ر.ک: همان، ص105]</ref>.
    # امر، مفيد اجزاء است؛ يعنى اگر مكلف، مامورٌبه را همراه با شرايط و خصوصيات معتبر در آن، انجام داد، عمل او مجزى و كافى است و موجب سقوط تكليف و حصول برائت ذمه مى‌باشد<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=108&viewType=html ر.ک: همان، ص108]</ref>.
    # بحث ضد، از مباحث مهم اصولى است و پيرامون این است كه اگر مولى به چيزى امر نمود؛ مثلاً فرمود: نجاست را از مسجد ازاله كن، آيا نفس این امر و دستور، اقتضاء و دلالت بر نهى از ضد این مامورٌبه، مانند خواندن نماز، دارد يا نه؟ به نظر مؤلف، امر به یک شىء، اقتضاى نهى از ضد آن را ندارد، البته بحث در دو مورد ضد عام و خاص مطرح مى‌شود. به نظر صاحب «معالم» در ضد عام، امر به شىء، متضمن نهى از ترك آن است و در ضد خاص، [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شيخ بهایى]] معتقد است كه امر به شىء، اقتضاى عدم امر به ضد خاص آن را دارد، نه اينكه اقتضاى نهى از آن را داشته باشد.
    # نهى، بر طلب ترك به‌طور مطلق دلالت دارد؛ بدون آنكه مقيد به قيد زمان و مكان باشد و دليل آن تبادر و صدق مخالفت و ترتب ذم بر كسى كه مخالفت نمايد، است.
    # آيا نهى، مقتضى فساد است يا نه؟ <ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=205&viewType=html ر.ک: همان، ص205]</ref>این بحث، در دو مقام مورد بررسى واقع مى‌شود:
    #:مقام نخست، اقتضاى نهى در عبادات و مقام دوم، اقتضاى نهى در معاملات. به نظر مؤلف، در عبادات، مقتضى فساد است، چون نهى دلالت بر حرمت ذاتى دارد و حرمت ذاتى با صحت جمع نمى‌شود، ولى در معاملات، اقتضاى فساد و بطلان آن را ندارد، چون در معاملات قصد قربت شرط نيست؛ لذا مى‌تواند حرمت و صحت در یک معامله جمع شود.
    #به نظر علامه در «نهایه»، غزالى و آمدى، تمسك به عام قبل الفحص بالاجماع جايز نيست، ولى به نظر برخى از متأخرين، اگر عام مورد نظر در معرض تخصيص باشد، تمسك به آن قبل الفحص جايز نيست؛ در غير اين‌صورت، تمسك به آن جايز است<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=314&viewType=html ر.ک: همان، ص314]</ref>.
    #:به نظر مؤلف، موارد اتفاقى حجيت اصل عدم تخصيص، در دو مورد است:
    #:الف) وقتى كه علم تفصيلى به تخصيص عام نداريم؛
    #:ب) وقتى كه علم اجمالى به تخصيص عام نداريم، زيرا علم اجمالى، مانع اجراى اصل است.
    #مؤلف، در انتهاى کتاب، بحث مفصلى پيرامون نسخ به عمل آورده و بيان مى‌كند كه نسخ، به حسب ظاهر، رفع حكم است، اما در واقع، دفع حكم و اعلام پایان عمر آن است، البته نسخ و بداء، معناى واحدى دارند با این تفاوت كه نسخ، در احكام و شريعت به كار مى‌رود، ولى بداء، در امور تكوینى استعمال مى‌شود<ref>[https://noorlib.ir/book/view/13169/%D8%A5%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B5%D9%88%D9%84?pageNumber=516&viewType=html&query=%D9%86%D8%B3%D8%AE%20%D8%A8%D8%AF%D8%A7 ر.ک: همان، ص516]</ref>.


    مؤلف، در اين کتاب، مباحث امر، نهى، عام و خاص، مطلق و مقيد، ظاهر و مؤول، مجمل و مبين، منطوق و مفهوم و نسخ را مورد بررسى قرار مى‌دهد كه اينك به مهم‌ترين نظريات ايشان اشاره مى‌كنيم:
    ==پانويس ==
     
    <references />
    1. آيا ماده امر، حقيقت در قول مخصوص است و يا مشترك بين قول و فعل؟ مشهور، قول اول است و مختار مؤلف نيز همين قول است، چون در اين باره، اجماعات مستفيضه از سيد و علامه نقل شده است.
     
    2. مدلول صيغه امر، مطلق وجوب است.
     
    3. در بحث وقوع امر عقيب حظر، اقوال متعددى بيان شده است كه قول مشهور آن است كه صيغه امر، پس از حظر و يا توهم آن، ظهور در اباحه دارد و در اين ميان عضدى به تفصيل قائل است كه مؤلف، هر كدام از آنها را مورد بررسى قرار مى‌دهد.
     
    4. هيچ‌كدام از ماده و هيئت امر دلالت بر مره و تكرار ندارند و فقط دلالت بر طلب طبيعت دارند، چون متبادر از صيغه امر، تنها طلب ايجاد طبيعت مامورٌبها است.
     
    5. همان‌طورى كه تمنى التمنى و ترجى الترجى، تمنى و ترجّى نيست، هم‌چنين امر به امر، نيز امر نمى‌باشد.
     
    6. امر، مفيد اجزاء است؛ يعنى اگر مكلف، مامورٌبه را همراه با شرايط و خصوصيات معتبر در آن، انجام داد، عمل او مجزى و كافى است و موجب سقوط تكليف و حصول برائت ذمه مى‌باشد.
     
    7. بحث ضد، از مباحث مهم اصولى است و پيرامون اين است كه اگر مولى به چيزى امر نمود؛ مثلاً فرمود: نجاست را از مسجد ازاله كن، آيا نفس اين امر و دستور، اقتضاء و دلالت بر نهى از ضد اين مامورٌبه، مانند خواندن نماز، دارد يا نه؟ به نظر مؤلف، امر به يك شىء، اقتضاى نهى از ضد آن را ندارد، البته بحث در دو مورد ضد عام و خاص مطرح مى‌شود. به نظر صاحب «معالم» در ضد عام، امر به شىء، متضمن نهى از ترك آن است و در ضد خاص، [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شيخ بهايى]] معتقد است كه امر به شىء، اقتضاى عدم امر به ضد خاص آن را دارد، نه اينكه اقتضاى نهى از آن را داشته باشد.
     
    8. نهى، بر طلب ترك به‌طور مطلق دلالت دارد؛ بدون آنكه مقيد به قيد زمان و مكان باشد و دليل آن تبادر و صدق مخالفت و ترتب ذم بر كسى كه مخالفت نمايد، است.
     
    9. آيا نهى، مقتضى فساد است يا نه؟ اين بحث، در دو مقام مورد بررسى واقع مى‌شود:
     
    مقام نخست، اقتضاى نهى در عبادات و مقام دوم، اقتضاى نهى در معاملات. به نظر مؤلف، در عبادات، مقتضى فساد است، چون نهى دلالت بر حرمت ذاتى دارد و حرمت ذاتى با صحت جمع نمى‌شود، ولى در معاملات، اقتضاى فساد و بطلان آن را ندارد، چون در معاملات قصد قربت شرط نيست؛ لذا مى‌تواند حرمت و صحت در يك معامله جمع شود.
     
    10. به نظر علامه در «نهايه»، غزالى و آمدى، تمسك به عام قبل الفحص بالاجماع جايز نيست، ولى به نظر برخى از متأخرين، اگر عام مورد نظر در معرض تخصيص باشد، تمسك به آن قبل الفحص جايز نيست؛ در غير اين‌صورت، تمسك به آن جايز است.
     
    به نظر مؤلف، موارد اتفاقى حجيت اصل عدم تخصيص، در دو مورد است:
     
    الف) وقتى كه علم تفصيلى به تخصيص عام نداريم؛
     
    ب) وقتى كه علم اجمالى به تخصيص عام نداريم، زيرا علم اجمالى، مانع اجراى اصل است.


    11. مؤلف، در انتهاى کتاب، بحث مفصلى پيرامون نسخ به عمل آورده و بيان مى‌كند كه نسخ، به حسب ظاهر، رفع حكم است، اما در واقع، دفع حكم و اعلام پايان عمر آن است، البته نسخ و بداء، معناى واحدى دارند با اين تفاوت كه نسخ، در احكام و شريعت به كار مى‌رود، ولى بداء، در امور تكوينى استعمال مى‌شود.


    ==منابع مقاله==
    ==منابع مقاله==
    #مقدمه و متن کتاب.


    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}


    1. مقدمه و متن کتاب.


    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    [[رده:کتاب‌شناسی]]
    خط ۷۸: خط ۶۴:
    [[رده:اصول فقه (آثارکلی)]]
    [[رده:اصول فقه (آثارکلی)]]
    [[رده:اصول فقه شیعه]]
    [[رده:اصول فقه شیعه]]
    [[رده:اردیبهشت (1401)]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۲۶

    إشارات الأصول
    إشارات الأصول
    پدیدآورانکرباسی، محمدابراهیم بن محمدحسن (نویسنده)
    ناشرمؤلف
    مکان نشرایران -
    چاپ1
    موضوعاصول فقه شیعه - قرن 13ق.
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏159‎‏ ‎‏/‎‏ک‎‏4‎‏الف‎‏5
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    إشارات الأصول، به زبان عربى، اثر آیت‌الله حاج محمد ابراهیم كرباسى است.

    مؤلف كه یکى از شاگردان علامه بحر العلوم به شمار مى‌رود، در این کتاب، درباره مبادى لغوى علم اصول بحث كرده است.

    ساختار

    کتاب، در یک مقدمه[۱] و نه منهج[۲] و یک خاتمه[۳] تدوین شده است.

    گزارش محتوا

    مؤلف، در این کتاب، مباحث امر[۴]، نهى[۵]، عام و خاص[۶]، مطلق و مقيد[۷]، ظاهر و مؤول[۸]، مجمل و مبين[۹]، منطوق و مفهوم [۱۰]و نسخ[۱۱] را مورد بررسى قرار مى‌دهد كه اينك به مهم‌ترين نظريات ايشان اشاره مى‌كنيم:

    1. آيا ماده امر، حقيقت در قول مخصوص است و يا مشترك بين قول و فعل؟ مشهور، قول اول است و مختار مؤلف نيز همین قول است، چون در این باره، اجماعات مستفيضه از سيد‌ ‎و علامه نقل شده است[۱۲].
    2. مدلول صيغه امر، مطلق وجوب است.[۱۳]
    3. در بحث وقوع امر عقيب حظر، اقوال متعددى بيان شده است كه قول مشهور آن است كه صيغه امر، پس از حظر و يا توهم آن، ظهور در اباحه دارد و در این میان عضدى به تفصيل قائل است كه مؤلف، هر كدام از آنها را مورد بررسى قرار مى‌دهد[۱۴].
    4. هيچ‌كدام از ماده و هيئت امر دلالت بر مره و تكرار ندارند و فقط دلالت بر طلب طبيعت دارند، چون متبادر از صيغه امر، تنها طلب ايجاد طبيعت مامورٌبها است[۱۵].
    5. همان‌طورى كه تمنى التمنى و ترجى الترجى، تمنى و ترجّى نيست، هم‌چنين امر به امر، نيز امر نمى‌باشد[۱۶].
    6. امر، مفيد اجزاء است؛ يعنى اگر مكلف، مامورٌبه را همراه با شرايط و خصوصيات معتبر در آن، انجام داد، عمل او مجزى و كافى است و موجب سقوط تكليف و حصول برائت ذمه مى‌باشد[۱۷].
    7. بحث ضد، از مباحث مهم اصولى است و پيرامون این است كه اگر مولى به چيزى امر نمود؛ مثلاً فرمود: نجاست را از مسجد ازاله كن، آيا نفس این امر و دستور، اقتضاء و دلالت بر نهى از ضد این مامورٌبه، مانند خواندن نماز، دارد يا نه؟ به نظر مؤلف، امر به یک شىء، اقتضاى نهى از ضد آن را ندارد، البته بحث در دو مورد ضد عام و خاص مطرح مى‌شود. به نظر صاحب «معالم» در ضد عام، امر به شىء، متضمن نهى از ترك آن است و در ضد خاص، شيخ بهایى معتقد است كه امر به شىء، اقتضاى عدم امر به ضد خاص آن را دارد، نه اينكه اقتضاى نهى از آن را داشته باشد.
    8. نهى، بر طلب ترك به‌طور مطلق دلالت دارد؛ بدون آنكه مقيد به قيد زمان و مكان باشد و دليل آن تبادر و صدق مخالفت و ترتب ذم بر كسى كه مخالفت نمايد، است.
    9. آيا نهى، مقتضى فساد است يا نه؟ [۱۸]این بحث، در دو مقام مورد بررسى واقع مى‌شود:
      مقام نخست، اقتضاى نهى در عبادات و مقام دوم، اقتضاى نهى در معاملات. به نظر مؤلف، در عبادات، مقتضى فساد است، چون نهى دلالت بر حرمت ذاتى دارد و حرمت ذاتى با صحت جمع نمى‌شود، ولى در معاملات، اقتضاى فساد و بطلان آن را ندارد، چون در معاملات قصد قربت شرط نيست؛ لذا مى‌تواند حرمت و صحت در یک معامله جمع شود.
    10. به نظر علامه در «نهایه»، غزالى و آمدى، تمسك به عام قبل الفحص بالاجماع جايز نيست، ولى به نظر برخى از متأخرين، اگر عام مورد نظر در معرض تخصيص باشد، تمسك به آن قبل الفحص جايز نيست؛ در غير اين‌صورت، تمسك به آن جايز است[۱۹].
      به نظر مؤلف، موارد اتفاقى حجيت اصل عدم تخصيص، در دو مورد است:
      الف) وقتى كه علم تفصيلى به تخصيص عام نداريم؛
      ب) وقتى كه علم اجمالى به تخصيص عام نداريم، زيرا علم اجمالى، مانع اجراى اصل است.
    11. مؤلف، در انتهاى کتاب، بحث مفصلى پيرامون نسخ به عمل آورده و بيان مى‌كند كه نسخ، به حسب ظاهر، رفع حكم است، اما در واقع، دفع حكم و اعلام پایان عمر آن است، البته نسخ و بداء، معناى واحدى دارند با این تفاوت كه نسخ، در احكام و شريعت به كار مى‌رود، ولى بداء، در امور تكوینى استعمال مى‌شود[۲۰].

    پانويس


    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن کتاب.

    وابسته‌ها