الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة

    از ویکی‌نور
    الحدائق الناضرة في احکام العترة الطاهرة
    الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة
    پدیدآورانبحرانی، یوسف بن احمد (نويسنده)

    مقرم، عبدالرزاق (محقق)

    ایروانی، محمدتقی (محقق)

    طباطبایی، عبدالعزیز (مقدمه نويس)
    ناشرجماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامي
    مکان نشرقم - ایران
    سال نشر1363 ش
    چاپ1
    موضوعفقه جعفری - قرن 12ق.
    زبانعربی
    تعداد جلد25
    کد کنگره
    ‏BP‎‏ ‎‏183‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏3‎‏ح‎‏4
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة تألیف شيخ يوسف بن احمد بن ابراهيم درازى بحرانى (م 1186 ق) كتاب از يك مقدمه در اصول فقه و يك دوره فقه استدلالى از كتاب الطهارة تا كتاب وصيت است. در بين آثار صاحب حدائق اين كتاب ارزشمند از جايگاه خاصى برخوردار است و شهرت اين كتاب گرانقدر بيش از آن است كه در مورد آن مطلبى نوشته شود.

    اين كتاب اولين مجموعه مدون فقهى در واجبات و سنن است كه اكثر فروع فقهى را همراه با ذكر روايات و احاديث اهل‌بيت عليهم‌السلام در بردارد.

    توان فقهى مؤلف، تسلط بر صناعت فقه، احاطه به فنون احاديث و روايات و آراء و فتاواى فقهى و تسلط بر اجماع‌ها و موارد شهرت، استدلالهاى متقن و محكم و افكار عميق و آراء محكم همراه با سبک جذاب بيان رسا و شيوا و تكيه اساسى بر روايات اين كتاب را در نوع خود كم نظير ساخته است.

    مؤلف علاوه بر اختلافات ساير كتب فقهى تمام روايات مربوط به مسائل فقهى را مطرح نموده و حتى

    رواياتى كه در وسائل الشيعة و كتب اربعة ذكر شده‌اند در اين كتاب ديده مى‌شوند.

    در بين فتاواى فقهاء و كتب فقهى وى عنايت خاصى به مدارک الاحكام سيد‌‎محمد عاملى (م 1009 ق) داشته است.

    نكته سنجى‌هاى دقيق و ماهرانه مؤلف در مورد روايات و راويان نمايانگر وسعت اطلاعات و تسلط وى به رموز علم رجال است.

    وى به اسانيد من‌ لا‌يحضره‌ الفقيه، كافى كلينى، تهذيب و استبصار شيخ طوسى را در موارد زيادى به دقت بررسى نموده است.

    وى در كتاب لؤلؤة البحرين صفحه 447 در معرفى كتابش مى‌نويسد:

    كتابنا هذا بحمد اللّه سبحانه لم يعمل مثله في كتب الاصحاب، و لم يسبق اليه سابق في هذا الباب لاشتماله على جميع النصوص المتعلقة بكل مسألة و جميع الاقوال و جميع الفروع التى مرتبط بكل مسألة الاّ ما زاغ عند البصر و حسر عند النظر

    اعتبار و ارزش علمى قسمتهايى از كتاب كه در عراق نوشته شده پيش از قسمتهايى است كه در ایران نوشته شده است.مؤلف در لؤلؤة البحرين صفحه 447 در مورد التزام به استقراء تامّ احاديث

    مى‌نويسد:

    و هذا الالتزام انما حصل فيما صنفته في هذا المكان و الاّ فالاوّل الذى صنف في العجم و ان كان مستوفيا لتحقيق المسائل و ربطها بالدلائل، الاّ انه لم يستوف جملة الاخبار تفصيلا و ان اشير اليها اجمالا و كذلك الاقوال

    وى كتاب جهاد را مطرح ننموده است و علت آن را در لؤلؤة البحرين صفحه 447 اينگونه مى‌نويسد:و اعرضت عن ذكر كتاب الجهاد و ما يتبعه لقلة النفع المتعلّق به الآن تبعا لبعض علمائنا الاعيان و ايثارا لصرف الوقت فيما هو احوج و احق لابناء الزمان

    در آغاز كتاب مطالب و قواعدى از اصول فقه كه در استنباط احكام نقش مؤثرى دارند مطرح شده‌اند

    اين مجموعه يك دوره اصول فقه فشرده و ضرورى مورد نياز در فقه مى‌باشد و در آن مباحثى همچون حقيقت شرعى، مشتق، اوامر و نواهى، استصحاب، برائت، و غير آن مطرح شده است.

    وى در مورد علت نگارش مباحث اصولى در ابتداى كتاب مى‌نويسد:

    و قد رأيت ان أبدا اوّلا بتمهيد جملة من المقدمات التى يتوقف عليها الاستدلال، و يرجع اليها في تحقيق الحال، ليكون كتابنا هذا كافلا بتحقيق ما يحتاج اليه من اصول و فروع مغنيا عن الافتقار الى غيره

    اگر چه مؤلف در اين عبارتها توجه به اصول فقه را خاطر نشان كرده است اما معمولا از استدلال به دلايل اصولى خوددارى كرده و بيشتر به مباحث روايى پرداخته است.

    تأثير سبک وى و تحقيقات ارزنده وى بعدها در آثار سيد‌‎على طباطبائى (م 1231 ق)صاحب رياض المسائل، و محقق قمى (م 1231 ق)صاحب قوانين، مولى مهدى نراقى (م 1209 ق)، سيد‌‎مهدى بحر العلوم(م 1212 ق) و مجتهدان بزرگ ديگرى بخوبى آشكار است و از طرف ديگر مباحثات علمى بين وى و استاد اكبر وحيد بهبهانى (م 1205 ق) تأثير واضحى در سبک فقهى وحيد بهبهانى گذاشته است.

    از زمان نگارش آن فقهاى بعد از وى به آن توجه خاصى داشته و كتب فقهى شان به آن استناد نموده‌اند.كمتر كتب فقهى است كه در مباحث فقهى و استنباط احكام از آن بى‌نياز باشد.

    تمايل به اخبارى‌گرى

    اگر چه صاحب حدائق در ابتدا از كسانى بوده كه سبک فقهى اخبارى‌ها را قبول داشته است و حتى در كتاب مسائل شیرازیه‌اش مقاله‌اى در دفاع آنان نوشته است.امّا بعدها از اين سبک فقهى تا حد زيادى رو برگردانده است، اگر چه استناد صرف به روايات و دورى از اصول فقه در حدائق گاهى ديده مى‌شود وى در صفحه 167 در مقدمه دوازدهم در مورد مباحثات بين مجتهدين و اخبارى‌ها مى‌نويسد:

    و قد كنت في اوّل الامر من ينتصر لمذهب الاخباریين و قد كثرت البحث فيه مع بعض المجتهدين ترجمه آن:در آغاز شيوه اخبارى‌گرى را تأييد مى‌كردم و با برخى از مجتهدان كه از استادان معاصر من بودند نيز گفت من مشايخنا المعاصرين، و اودعت كتابى الموسوم بالمسائل الشیرازیه مقالة مبسوطة مشتملة على و گوهاى درازى در اين باره داشتم در كتاب مسائل شیرازیه نيز مقاله‌اى گنجانيده‌ام كه در برگيرنده بحثهاى كافى جملة من الابحاث الشافية، و الاخبار الكافية تدل على ذلك و يؤيد ما هنالك الاّ ان الّذى و روايات رسا در اين باره است با اين همه پس از درنگ شايسته و دقت نظر در سخنان دانشوران بزرگ ما برایم ظهر لى بعد اعطاء التأمل حقّه في المقام، و امعال النظر في كلام علمائنا الاعلام هو اغماض النظر روشن شد كه بايد از اين بحث‌ها چشم پوشيد و به آن پرده كشيد، گر چه گروهى باب اين بحث را گشوده عن هذا البحث و ارخاء الستر دونه و الحجاب ورود اثبات در آن را گسترش داده‌اند.

    وى به دليل اهانت نمودن طرفين به هم و اينكه اختلافات آنان اساس صحيحى ندارد، از نظريات اخبارى‌هاى اعراض نموده است.

    اگر چه وى در مورد محدث استرآبادى در صفحه 169 مى‌نويسد:هو المجدد لمذهب الاخباریين في الزمان الاخير امّا از اهانتهایى كه بين مجتهدين و اخبارى پيش آمده است انتقاد نموده است و آنرا از زمان محدث استرآبادى صاحب الفوائد المدنية دانسته است مى‌نويسد:

    فانه قد جرد لسان التشنيع على الاصحاب و اسهب في ذلك اى اسهاب، و اكثر من التعصبات التى لا يليق بمثله من العلماء الاطباء.

    تاريخ تأليف

    در مقدمه ناشر جلد اوّل صفحه 11 آمده است كه بحث اغسال از كتاب الطهارة در سال 1163ق پایان يافته است.در پایان كتاب الطهارة در جلد پنجم سال 1178 و در پایان كتاب الصلاة در جلد يازدهم سال 1181 ذكر شده است.

    در پایان كتاب النكاح جلد 25، سال پایان آن 1185ق در كربلاى معلى ذكر شده است.

    بنابر اين كتاب در حدود سالهاى 1162 تا 1185 يعنى حدود 23 سال نوشته شده است.

    نسخه‌ها

    در كتاب مقدمه‌اى بر فقه شيعه، صفحه 296 به نسخه‌هاى منتخبى از دانشگاه تهران، مجلس شوراى اسلامى

    آستان قدس رضوى، گوهرشاد، و نواب اشاره شده است.

    در مقدمه كتاب، ناشرين به نسخه‌هاى مورد استفاده اشاره نكرده‌اند و فقط ذكر شده كه گروه تحقيق با مقابله نسخه‌هاى خطى متعدد، استخراج آيات كريمه و روايات شريفه، عنوان‌بندى و تنظيم فهارست جامع اين كتاب را آماده انتشار كرده‌اند.

    تاريخ انتشار

    اين كتاب ابتدا در سالهاى 1315ق تا 1318ق در تبريز و در 6 جلد چاپ شده است.

    بعدها در سال 1377 توسط شيخ على آخوندى چاپ شده است.

    كتاب موجود توسط مؤسسه نشر اسلامى تابع جامعه مدرسين در سال 1405ق تجديد چاپ شده است و در همين زمان نيز در دار الاضواء چاپ شده است.

    جلدهاى بيست و يكم و بيست و دوّم آن توسط مؤسسه نشر اسلامى بعدها به آن اضافه شده است.

    حواشى و شروح

    اين كتاب از همان زمان نگارش مورد توجه فقهاى بزرگ واقع شده و حواشى و شروح ارزشمندى بر آن زده شده كه عبارتند از:

    1. حاشيه مؤلف كه به صورت تعليقه با رمز منه در چاپ دار الاضواء موجود است.
    2. حاشيه شاگرد مؤلف مشهور به سيد‌‎على طباطبائى صاحب الرياض(م 1231 ق) ذ81/6/
    3. حاشيه سيد‌‎ميرزا ابراهيم فسائى شيرازى كه در كتابخانه کاشف‎الغطاء موجود است.
    4. حاشيه سيد‌‎ابراهيم بن محمد موسوى دزفولى کرمانشاهى در نزد علامه رازى (م قبل از 1300 ق) ذ81/6/
    5. حاشيه علامه ابن يوسف حدائقى شيرازى از نوادگان مؤلف
    6. حاشيه علامه محقق شيخ محمدتقى ايروانى
    7. شرح سيد‌‎محسن اعرجى كاظمى (م 1227 ق) ذ290/6/
    8. الجنة الوافية از علامه آقا محمود بن محمد على کرمانشاهى (م 1269 ق)
    9. الرد على مقدمات الحدائق لبعض الاعلام كه حدود 23 سؤال مى‌باشد.

    تتميم الحدائق

    از آنجائيكه صاحب حدائق موفق به تكميل مباحث فقهى نشده و فقط توانسته تا مبحث ظهار را تأليف نمايد، برادرزاده و شاگردش شيخ فاضل موفق شيخ حسين بن محمد عصفورى (م 1216 ق) به تكميل اين مباحث پرداخته و توانسته است 9 كتاب ظهار، ايلاء، لعان، عتق، اقرار، جعالة،

    ايمان، نذر، كفارات را تأليف كند.

    اگر چه اين كتاب از نظر علمى با الحدائق قابل مقايسه نيست امّا از آنجا كه به سبک آن نوشته و وى از شاگردان صاحب حدائق بوده است داراى ارزش علمى زيادى است.

    كلمات بزرگان

    الذريعة289/6،290 هو فقه استدلالى كبير في مجلدات كثيرة مع انه لم يتجاوزه كتاب الوصيّة و ما خرج منه طبع في ست مجلدات ضخام 1-الطهارة 2-الصلاة 3-الزكاة 4-الحج 5-المتاجر 6-النكاح

    ذ54/22/ مقدمة الحدائق الناضرة في اصول الفقه جعلها في اوّل الحدائق للشيخ يوسف بحرانى طبع ثلاث مرات و هى اثنی‌عشر ه مقدمة و آخر المقدمات في الفرق بين المجتهد و الاخبارى روضات الجنات ج 205/8، هو كتاب جليل لم يعمل مثله حدا فيه جميع الاقوال و الاخبار الواردة عن الأئمة الاطهار، الاّ انه طاب ثراه لميله الى الاخباریّة كان قليل العتق بالاستدلال بالادلة الاصوليّة التى هى امهات الادلّة الفقهية و عمدة الادلّة الشرعيّة

    علامه امينى در شهداء الفضيلة:كتابه (الحدائق) الدائر السائر بين الفقهاء يتم عن غزارة علم مؤلفه و تضلعه في العلوم و تبحره في الفقه و الحديث

    فوائد رضويّة صفحه 713:صاحب تصانيف رائعه نافعه جامعه كه احسن آنها است حدائق الناضرة في احكام العترة الطاهرة و آن كتابى است بسيار جليل و كثير النفع جمع كرده در آن جميع اقوال و اخبار واردة از ائمه طاهرين عليهم‌السلام را و بيرون آمده از آن جميع عبادات الاّ كتاب جهاد و اكثر معاملات تا اواخر كتاب طلاق

    اعيان الشيعه ج 317/10: له مؤلفات نافعة منها و هو احسنها الحدائق الناضرة في احكام العترة الطاهرة خرج منه جميع العبادات الاّ الجهاد و اكثر المعاملات الى الطلاق

    مركز المصطفى صفحه 50 به نقل از سيد‌‎شفيع بن على اكبر جابلقى در كتاب الروضة البهيّة في الاجازات الشفيعيّة مى‌نويسد:يظهر كمال تتبعه في الآثار المرويّة بالنظر الى كتبه سيما الحدائق الناضرة، فانّها حقيق ان تكتب بالنور على صفحات و جنات الحور و كل من تأخر عنه استفاد من الحدائق الناضرة.

    مركز مصطفى صفحه 57 به نقل از ابوعلى حائرى در منتهى المقال:هو كتاب جليل لم يعمل مثله جدا، جميع فيه الاقوال و الاخبار الواردة عن الائمة الاطهار در ضمان صفحه به نقل از محقق تسترى در المقابس:له تصانيف كثيرة كانها الخرائد و تأليف غريزة ابهى من القلائد منها...و هو اشهرها-كتاب الحدائق به نقل از مؤلف الدر البهيّة: فاكثر و اشتهرت مصنفاته و كتبه لا سيما (الحدائق) فانه كتاب لم يكن له نظير، و لا ينبئك مثل خبير و به نقل از علامه نورى مى‌نويسد:و له تصانيف رائقة نافعة جامعة احسنها الحدائق الناضرة ثم الدر النجفية

    تقسيم بندى مطالب

    مباحث كتاب شامل مقدمه و کتاب‌هاى طهارت، صلاة، زكاة، خمس، صوم، حج، بيع، و تجارت،ضمان، كفالة، صلح، مضاربة، مساقات، وديعة، وكالت، وقف، سبق و رماية، وصيت، نكاح و قسمتى از كتاب طلاق تا خلع و مبارات و ظهار است كه در 25 جلد ذكر شده‌اند.

    مقدمات دوازده‌گانه كتاب شامل مباحثى در تقيه، صحت جميع اخبار و روايات، مدارک احكام شرعى وجوب احتياط و استحباب آن، معذور بودن جاهل به حكم، تعارض و ترجيح بين دلائل شرعى، امر و نهى، حقيقت شرعى، مشتق، حجيت دليل عقلى، بعضى از قواعد شرعى مثل قاعدة طهارت، استصحاب، و در آخر بعضى از اختلافات بين مجتهدين و اخبارى‌ها ذكر شده است.

    نظريات فقهى

    در اين كتاب نظريات فقهى جديدى فراوانى وجود دارد كه به بعضى از آنها اشاره مى‌شود.

    1. نماز جمعه را واجب عينى مى‌داند(ج 378/9).
    2. معاملات فضولى را باطل مى‌داند 378/18
    3. معاطات را بيع لازم حقيقى مى‌داند 361/18
    4. منكران امامت را كافر و نجس مى‌داند 177/5
    5. قاعده طهارت و اصالة الطهارة را دليل طهارت واقعى مى‌داند.

    اوامر قرآن دلالت بر وجوب دارد(162/8)، نهى مطلقا دلالت بر تحريم دارد(279/19،280)

    رد دلايل تسامح در ادلة سنن 157/14، اجماع را قبول ندارد امّا شهرت را مى‌پذيرد(ج 15/1) وى رجوع بسيار به کتاب‌هاى اهل تسنن را موجب دورى از روش اهل‌بيت(ع) و شیعیان مى‌داند كه گاهى مثل حجت اجماع ناخواسته موجب لغزش و اشتباه علماى اماميّه شده است.

    ويژگی‌ها

    همانطور كه گذشت اگر چه صاحب حدائق در ابتدا تمايل به سبک فقهى اخبارى‌ها داشته است امّا بعدها از اين سبک تا حد زيادى رو برگردانده است ولى با اين حال توجه زياد به روايات و دورى از استفاده از مباحث اصول فقه در كتاب ديده مى‌شود.

    وى همچنين از اعتماد به ادله عقلى خوددارى نموده است و معمولا به دلايل نقلى استناد مى‌نمايد وى در جلدهاى 191/2،123/3،294/5،385/20 مى‌نويسد:الاحكام الشرعيّة توفيقيّة و بنابر اين بايد اين احكام از روايات و سنت گرفته شود

    به همين دليل به سيد‌‎مرتضى براى استفاده از اجماع و دليل عقلى خرده گرفته مى‌نويسد:انما يعتمد على ادلّة واهيّة لا تقبلها البصائر و الافكار، من تعليل عقلى او دعوى اجماع مع انه لا قائل به سواه كما لا يخفى على من راجع مصنفاته (ج 349/7)

    از ديگر خصوصيات كتاب طرح نظريات اصول فقه به صورت مختصر است وى در مباحث اوامر، نواهى، اجماع نظريات خاصى را ارائه كرده است.

    وى در ج 362/9 در مورد اجماع مى‌نويسد:انّ عدّ اصحابنا رضوان اللّه عليهم الاجماع مدركا انما اقتفوا العامة العمياء ان اصل الاجماع من مخترعات العامة و بدعهم

    وى همينطور به مباحث رجالى و روايى و علم درايه پرداخته است

    وى اصطلاح متأخران در تقسيم روايات را نمى‌پذيرد و در ج 270/1 مى‌نويسد

    على انا لا نرى اعتمادا في صحة الاخبار على هذا الاصطلاح، بل عملنا على اصطلاح متقدمى علمائنا، رضوان اللّه عليهم، كما قدمنا ايضاحه بأتم ايضاح

    نكته سنجى‌هاى دقيق وى در رجال و اسانيد روايات نشانگر تسلط وى به علم رجال است به عنوان نمونه در مورد روايات عمار ج 76/8 مى‌نويسد:

    فلا يخفى على المتتبع الروايات عمار ما في كثير منها من الغرائب و الاضطراب كما نبهنا عليه في غير موضع مما تقدم.