جهاد با نفس (مظاهری، حسین)

    از ویکی‌نور
    جهاد با نفس
    نام کتاب جهاد با نفس
    نام های دیگر کتاب
    پدیدآورندگان مظاهری، حسین (نويسنده)
    زبان فارسی
    کد کنگره
    موضوع احادیث اخلاقی - قرن 14

    اخلاق اسلامی

    خود سازی (اسلام)

    ناشر فدک فاطمی
    مکان نشر قم - ایران
    سال نشر 1383 هـ.ش
    کد اتوماسیون AUTOMATIONCODE18418AUTOMATIONCODE


    معرفى اجمالى

    "جهاد با نفس" اثر استاد اخلاق آیت‌الله مظاهرى است كه به زبان فارسى نوشته شده و حاوى سلسله درس‌هاى ايشان است، كه در جمع انجمن اسلامى معلمان قم بيان شده است.

    ساختار كتاب

    كتاب حاضر براى آشنايى با مباحث اخلاقى و تهذيب نفس، كتاب جامع و مفيدى است كه با متن روان و ساده و در ضمن با استفاده از روايات و آيات قرآن، داستان‌هاى عبرت انگيزى هم بيان شده است. كتاب جهاد با نفس در چهار جلد تنظيم و تدوين شده است كه ترتيب آن بدين شرح است:

    جلد اول؛ در پانزده گفتار كه هر گفتار به يكى از مباحث زير پرداخته است: تعليم و تربيت، گناه و تعديل غرايز، جهاد با نفس، انسان ملكوتى، نفس اماره، صبر، ملكه صبر، آثار صبر، توبه در سه گفتار، كفاره گناهان و بندگى.

    جلد دوم در ده گفتار (از گفتار شانزده تا بيست و پنج) به مباحثى همچون فعاليت و توجه به جوانب كار، اخلاص، نماز شب، پناه بردن به قرآن، دعا، توسل به اهل بيت - عليهم السلام -، ياد خدا، توكل بر خدا، مراحل توحيد و توكل پرداخته است.

    جلد سوم در دوازده گفتار به مباحث محبت اهل بيت - عليهم السلام - در پنج گفتار، سير الى الله در شش گفتار، ولادت با سعادت پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم - پرداخته است.

    جلد چهارم در سيزده گفتار به مباحث اخلاقى زير پرداخته است: غفلت، وسوسه و تخيّل، ايام الله در دو گفتار، مصائب حضرت زهرا - سلام الله عليها -، نفس اماره، حسد، كبر و ريا در دو گفتار، دشمنان برون، فضايل اميرالمؤمنين على - عليه السلام -، توسل به اهل بيت - عليهم السلام -، ذكر الله و بقيه كه به زيبايى و بيانى ساده و متناسب با فهم عموم بحث كرده است.

    اين درس ها كه مربوط به سالهاى 1366 تا 1369 است . طبعا از حال و هوا و حوادث آن دوره تاثير پذيرفته است . با توجه به اينكه امانتدارى شرط اول طبع آثار يك نويسنده است، در اين ويرايش كه ويرايشى جديد از چاپ هاى گذشته است، سعى بر آن بوده كه در متن كتاب تغيير حاصل نشود و تنها منابع برخى از احاديث و روايات اضافه گشته و همچنين غلطهاى تايپى موجود در كتاب اصلاح گرديده است.

    مطالب اين كتاب مباحثى بوده كه به صورت سخنرانى ارائه گشته است. مطالب اين كتاب ويرايش نشده و به هما لحن و سبك سخنرانى كه از زبان استاد نقل شده، مكتوب گرديده است.

    گزارش محتوا

    ايشان در بخش اول كتاب به كار و نقش معلم در تعليم و تربيت مى‌پردازند، و مى‌گويند كه كار و نقش معلم در جامعه، كار پيامبران و نقش آنهاست.

    ايشان درباره نقش تربيت و وراثت مى‌فرمايند كه اگر پدر صفات خوبى داشته باشد، معمولاً به اولاد منتقل مى‌شود. مادر هم اگر صفت خوبى داشته باشد معمولاً به اولاد منتقل مى‌شود. اين جملۀ «السعيد سعيد فى بطن امه و الشقى شقى فى بطن امه». نيز اشاره به همين مطلب است كه بعضى خيال كرده‌اند جبر است و معناى عجيب و غريبى برايش كرده‌اند. البته اين چنين نيست، بلكه اين جمله اشاره به همين قانون وراثت است. يعنى بدان اى پدر و مادر، تو هستى كه مى‌توانى زمينه براى سعادت بچه‌ات فراهم كنى و تو هستى كه مى‌توانى زمينۀ شقاوت براى بچه‌ات فراهم كنى. اين قانون وراثت است.

    در گفتار دوم كتاب، به جهت اين كه در شب عاشورا بوده است، سخنانى پيرامون امام حسين(ع) انجام داده و حديثى را از حضرت ذكر فرموده اند كه مى‌فرمايد:

    «من حاول أمراً بمعصيه الله فهو أفوت لما يرجوا و أسرع لما يحذر».

    معناى روايت از نظر ترجمه اين است: «هر كس بخواهد چيزى را از راه گناه به دست بياورد، حتماً نااميد مى‌شود. و يك وقت متوجه مى‌شود كه دوان دوان بر ضد مطلوب خود مى‌رفته است».

    در گفتار سوم به ابعاد وجودى انسان پرداخته، چنين مى‌گويد كه انسان در ميان همه موجودات يك امتياز دارد و آن امتياز اين است كه دوبعدى است. دو جهت دارد يكى بعد مادى و ديگرى بعد حيوانى كه در فلسفه او را جسم مى‌نامند، جسم انسان را در روان‌شناسى به نام تمايلات يا غرايز و در اخلاق و عرفان اسلامى به نام جهت حيوانى يا بعد حيوانى انسان نام مى‌برند. اين يك جهت است و از اين نظر يك حيوان به تمام معناست و با حيوانها هيچ تفاوتى ندارد.

    گفتار چهارم نيز، ادامه بعد ملكوتى آدمى است كه در جلسه سوم به آن اشاره نموده بودند.

    در گفتار پنجم به مبحثى پيرامون جهاد با نفس اماره پرداخته و بيان مى‌دارد كه مراد از نفس اماره همان بعد حيوانى انسان است كه به آن تمايلات و غرائز هم گفته مى‌شود. فلاسفه به آن جسم مى‌گويند و عرفا آن را بعد حيوانى و ناسوتى مى‌نامند. اين مبارزه هميشه هست. اگر كسى بتواند در اين مبارزه پيروز شود و دشمن را اسير، مهار و تعديل كرده، مى‌تواند به هر كجا كه بخواهد برسد و سعادت دنيا و آخرت هم مرهون همين است كه بتواند غرائز خود را تعديل نمايد.

    در گفتار ششم، به بحث صبر اشاره مى‌كنند كه ادامه مبحثى است كه در ميان گفتار پينجم به آن پرداخته شده است، وى مى‌گويد: علماى علم اخلاق مى‌گويند كه هر فضيلتى پاداشى و قدر منزلتى دارد؛ اما از نظر قرآن پاداش صبر اندازه ندارد، براى اين كه قرآن مى‌فرمايد: «انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب» (سوره زمر - آيه 10) يعنى آن كه صابر است و در مقابل مشكلات مى‌تواند عرض اندام كند، استقامت دارد و در مقابل مصيبت خود را نمى‌بازد؛ آن كه در مقابل ناملايمات عصبانى نمى‌شود؛ آن كه در مقابل بداخلاقى ديگران عصبانى نمى‌شود (البته معلوم است كه براى خداست) پاداش او حساب ندارد، يعنى به چنين شخصى آن قدر اجر مى‌دهند كه حسابش را جز خدا نمى‌داند: «انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب» .

    در گفتار هفتم به ملكه صبر پرداخته و خاطر نشان مى‌كند كه ما با نفسمان در چنگيم و براى پيروزى در اين جنگ نيروهايى از نظر قرآن شريف معرفى شده است و اگر ما اين نيروها را بشناسيم و به آن عمل كنيم، حتماً و مسلماً پيروزيم.

    اولين نيرو كه فى‌الجمله دربارۀ آن صحبت شد، اهميت دادن به واجبات اسلام و خصوصاً نماز بوده اگر كسى وقت فرا رسيدن واجب تلاطمى درونى پيدا كند، براى تقويت اراده‌اش، تقويت روحش، براى نيرو گرفتن جهت پيروزيش فوق‌العاده مؤثر است. قرآن مى‌فرمايد مؤثر است. تجربه هم آن را تاييد مى‌كند، علماى علم اخلاق هم آنرا مؤثر مى‌دانند. بديهى است كه پيدايش اين تلاطم درونى تمرين مى‌خواهد، استمرار مى‌خواهد، تا بدان مرحله مى‌رسد كه هنگام نماز گم شده‌اى دارد، تلاطمى در درون احساس مى‌كند و در اين مورد راجع به همۀ ائمه طاهرين (ع) روايت داريم.

    در جلسه هشتم به آثار صبر اشاره مى‌كنند، گفتار نهم، دهم و يازدهم به بحث توبه پرداخته، در گفتار دوزادهم و سيزدهم به سعه صدر اشاره مى‌كند، در چهاردهم كفاره گناه مى‌باشد و ادامه مباحث مطرح شده در كتاب شامل: بندگى خدا، فعاليت و استقامت و توجه به جوانب كار، اخلاص، نماز شب، پناه بردن به قرآن، فوائد دعا، دعا، توسل به اهل بيت، ياد خدا، توكل به خد، و در آخر به مراحل توحيد و توكل اشاره مى‌كند.

    در اين بخش آخر درباره توحيد عبادى و افعالى مى‌فرمايند كه در توحيد عبادى و توحيد افعالى ديگر برهان نمى‌تواند كار بكند پاى استدلاليان چوبين بود. استدلال ديگر اينجا پايش لنگ است. پس چه چيزى مى‌تواند كار بكند؟ عمل، رابطه با خدا، قطع رابطه با شيطان، اجتناب از گناه، غاصبها را از دل بيرون كردن، اين دلى كه باغ وحش است صاحب دل را به دل وارد كردن.

    وضعيت كتاب

    فهرست مطالب كتاب در پايان آن ذكر شده است.

    پاورقى‌هاى كتاب مربوط به ذكر سندهاى كتاب و ترجمه بعضى از آيات و روايات يا توضيح آنها مى‌باشد.

    منبع مقاله

    متن و مقدمه كتاب


    پیوندها

    مطالعه کتاب جهاد با نفس در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور