رساله تقلید میت

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    ‏رساله تقلید میت
    رساله تقلید میت
    پدیدآورانمجتهد اردبيلي، علي اکبر (نويسنده) حاجب ائمه اردبيلي، علي (خطاط)
    ناشرحاجي عبدالکريم دباغ الاردبيلي
    مکان نشرايران - اردبيل
    سال نشرمجلد1: 1333ق,
    موضوعاجتهاد و تقليد
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‎‏BP‎‏ ‎‏167‎‏/‎‏6‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏3‎‏ر‎‏5*‏
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    رساله تقلید میت، تألیف میرزا علی‌اکبر مجتهد اردبیلی (متوفی 1306ق) رساله‌ای است به زبان فارسی که در آن موضوع تقلید از مجتهد میت مورد بررسی قرار گرفته است.

    ساختار

    کتاب مشتمل بر یک مقدمه، دو فصل، یک تبصره و یک خاتمه است. این اثر به شیوه استدلالی و انتقادی و با نقد و بررسی دیدگاه‌های مختلف نگارش شده است.

    گزارش محتوا

    بحث تقلید میت از دیرزمان مورد توجه علما بوده و در کتب اصولی و فقهی نیز موردبحث قرار گرفته است‌. به‌ جهت اهمیت این مسئله رساله‌های مستقلی به رشته تحریر درآمده و ظاهراً اوّل کسی که در حرمت تقلید میت رساله‌ای نوشته، محقق کرکی (متوفی 940ق) است. بعد از محقق‌ کرکی‌ ده‌ها رساله در این موضوع نوشته شده که اکثر آن رساله‌ها ‌ ‌را شیخ آقابزرگ در الذریعه معرفی کرده است[۱].

    نویسنده رساله، پس از خطبه کتاب، به موضوع این نوشتارش اشاره کرده و رجوع به مرجع زنده را در زمان غیبت نظر مشهور بین فقهای شیعه می‌داند: «اما بعد عبدذلیل رب جلیل جل جلاله علی‌اکبر ابن محسن الاردبیلی حشرهما الله تعالی مع موالیهما الاطهار و ساداتهما الابرار بمحضر انور اخوان دینی وفقهم الله تعالی می‌رساند اینکه مرجع احکام شرعیه فرعیه در زمان غیبة امام عصر عجل الله فرجه کیست. این مسئله بین فقها شیعه رضوان‌الله علیهم محل خلاف است. مشهور قائل است بر اینکه مرجع اعلم مجتهدین احیاء است. رجوع به قول میت جایز نیست ولو اعلم از جمیع احیاء بوده باشد»[۲].

    سپس قول خلاف مشهور را مطرح می‌کند: «مخالفین مشهور قائل است بر این‌که مرجع اعلم است ولو میت بوده باشد پس رجوع به قول اعلم مجتهدین احیا که نسبت به میت غیر اعلم است جایز نیست» و اعتقاد خودش را نیز همین قول می‌داند[۳].

    وی شیوه نگارش اثر را مختصر و خالی از اصطلاحات علمی معرفی کرده است: «و چون این مسئله تقلید بردار نبود... لهذا این عبدذلیل ادله طرفین را به‌تفصیل به جهت اهل علم در این رساله تقلید میت مذکور نمود و صحت و فساد هریکی را به نظر قاصر خود مبین و حاصل مطلب را با عبارات واضحه عوام فهم خالی از اصطلاحات اهل علم به کمال اختصار به جهت عوام‌الناس در اثنای همین رساله مذکور نمود تا این‌که کسانی که قوه استنباط نداشته مجتهد نیستند؛ خواه از قبیل اهل علم و طلاب بوده باشند یا از قبیل عوام‌الناس که قوه فهمیدن مطلب از این دلیل مختصر آسان داشته باشند رجوع به همین رساله نموده مرجع خودشان را به‌مقتضای همین دلیل علمی شناخته بعدازآن رجوع نمایند و الا در وجوب و حرمت تقلید میت، تقلید میت یا حی را نمی‌توانند بکنند؛ زیرا که تقلید در تقلید ممکن نیست»[۴].

    در فصل اول کتاب ادله قائلین به حرمت تقلید از میت اعلم و رد این دیدگاه مطرح شده است. در انتهای این فصل می‌خوانیم: پس از جمله ماسبق معلوم شد به جهت مانعین که عوام‌الناس را از رجوع نمودن به میت اعلم منع فرموده‌اند دلیلی نیست نه علمی و نه ظن معتبر[۵].

    در فصل دوم ادله قائلین به وجوب تقلید میت اعلم و اثبات صحت این دیدگاه ذکر شده است. در این فصل نیز پس از طرح ادله قائلین به وجوب تقلید میت اعلم و رد اشکالات وارد بر آن می‌نویسد: «پس دلیل مجوزین در کمال قوه بوده، رجوع به رساله میت اعلم واجب می‌باشد»[۶].

    در تبصره نیز احتمال مفسده در تقلید از میت اعلم باطل دانسته و می‌نویسد: «در وجوب متابعت میت اعلم در نظر این ذره بی‌مقدار ابداً شکی و شبهه‌ای نمی‌باشد؛ چنانچه به دلیل اجمالی و تفصیلی مبین گردید»[۷].

    خاتمه کتاب در تعیین میت اعلم است. نویسنده تقلید از میت اعلم را جایز دانسته و شیخ انصاری، میرزای شیرازی و شیخ جعفر شوشتری را از جمیع فقهای عصر خود از جهت علم، زهد، ورع و تقوی مقدم می‌داند: «بدانکه شیخنا الانصاری قدس‌الله‌سره و نورالله‌مضجعه و کذلک حجة‌الاسلام شیرازی قدس‌الله‌سره و نورالله‌مضجعه و کذلک مولانا و شیخنا الشوشتری الحاج شیخ جعفر قدس‌الله‌سره و نورالله‌مضجعه از جمیع فقهای این عصر ادام الله بقائهم علما و زهدا و ورعا و تقوی مقدم می‌باشند. گمانم اینست در این مطلب بجهة عوام‌الناس شبهه نبوده باشد و لو نسبة به انصاری و شیرازی قدس الله اسرارهما از حیثیت علم و نسبت به شیخنا الشوشتری قدس الله سره از حیثیت ورع و تقوی زیرا که اعلمیت آنها از امثال فقهای این عصر و کذلک اورع و ازهد و اتقی بودنه شیخنا الشوشتری قدس‌سره نه چنان معروف و مشهور شده بود که به جهت عوام‌الناس شبهه در این مطلب بوده باشد پس در تقدم آنها از احیاء این زمان شبهه نیست» سپس با لحنی تند دیدگاه مخالف را مردود دانسته می‌نویسد: «آیا احدی از عوام‌الناس احتمال می‌دهد که فقهای این عصر اعلم می‌باشند از شیخنا الانصاری قدس‌الله‌سره، مگر اینکه احمق بوده باشد؛ چنانچه بعضی از حمقاء بعضی از عوام‌های معمم را مجتهد جایز التقلید می‌دانند»[۸]. سپس رجوع به منهج الرشاد شیخ جعفر شوشتری و مطالعه آن را که مشتمل بر اصول و فروع دین است را بر هر مسلمانی واجب می‌داند: «بر هر مسلمی لازم است که از این رساله شریفه غفلت ننموده مطالعه او را عبادت لیالی خود نمایند»[۹].

    وضعیت کتاب

    کتاب به چاپ سنگی بدون فهرست و پاورقی منتشر شده است.

    پانویس

    منابع مقاله

    1. مقدمه و متن کتاب.
    2. زمانی نژاد، علی‌اکبر، «کتاب‌شناسی محقق اردبیلی»، پایگاه مجلات تخصصی نور: آینه پژوهش، مرداد و شهریور 1375، شماره 39، صفحه 93 تا 122.

    وابسته‌ها