أخلاق النبي صلی‌الله‌عليه‌و‌آله و أهل‌بيته عليهم‌السلام

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
أخلاق النبي صلی‌الله‌عليه‌و‌آله و أهل‌بيته عليهم‌السلام
NUR17906J1.jpg
پدیدآوران قرشی، باقر شریف (نویسنده)
ناشر مهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1425 ق
چاپ 1
شابک964-8173-38-9
موضوع

احادیث اخلاقی - قرن 14

اخلاق اسلامی

چهارده معصوم - اخلاق

محمد(ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. - اخلاق
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏24‎‏/‎‏46‎‏ ‎‏/‎‏ق‎‏4‎‏الف‎‏3
نورلایب مشاهده

أخلاق النبي(ص) و أهل‌بيته(ع) اثر باقر شريف قرشى (متولد 1344ق) محقق سيره‌نویس عراق، به زبان عربى درباره سيره اخلاقى چهارده معصوم(ع) نوشته است.

ساختار

کتاب حاضر داراى چهارده باب به تعداد چهارده معصوم(ع) است. در بيشتر ابواب روايات در سه بخش، مكارم اخلاق، رذائل اخلاقى و مكارم اخلاق آن معصوم ارائه شده است و در برخى چون باب آخر نيز تنها رواياتى درباره مكارم اخلاقى حضرت مهدى(عج) ذكر شده است.

گزارش محتوا

کتاب با ذكر روايات اخلاقى پيامبر(ص) آغاز شده و با روايات اخلاقى حضرت مهدى(عج) به پایان رسيده است. نویسنده تلاش كرده در هر قسمت، مكارم اخلاقى از ديدگاه آن معصوم(ع) چون صبر، شجاعت، معاشرت با مردم و توبه و انابه و يا رذائل اخلاقى مانند: حسد، عجب، تكبر، ظلم و مانند را ذكر كند. البته در برخى تنها رواياتى در ذكر مكارم اخلاقى آن حضرت ارائه شده است.

در فصل اول کتاب كه درباره رسول خداست، به مكارم اخلاقى ايشان پرداخته و از قول ايشان آورده است كه پيامبر خدا(ص) فرمودند: «شما نمى‌توانيد با اموالتان مردم را يارى كنيد، پس آنها را با اخلاقتان يارى رسانيد و خوشنود نماييد». در ادامه بيان مى‌كند كه اخلاق كريمه باعث شيوع محبت و موّدت بين مردم مى‌شود، و اثر آن از بذل مال بيشتر خواهد بود. سپس حديث ديگرى را در حسن خلق آورده كه آن حضرت مى‌فرمايد: «برترين شما كسانى هستند كه اخلاقشان نیکوتر، مهمان‌نوازتر، انس‌گير، انس‌پذير و سهل‌الوصول‌ترند». برای مكارم اخلاق، هشت حديث از پيامبر نقل كرده و برای رذائل اخلاق نيز چهار حديث را از رسول خدا(ص) نقل كرده است. از باب نمونه از پيامبر خدا(ص) نقل مى‌كند كه فرمودند: «خداوند ابا دارد كه آدم بد اخلاق را به توبه موفق بدارد. سوال شد چطور چنين چيزى ممكن است يا رسول الله؟ حضرت در جواب فرمودند: زيرا هنگامى‌كه از گناهى خاج مى‌شود در گناه ديگرى مى‌افتد». شارح ذيل این حديث اضافه مى‌كند كه اخلاق سوء انسان را به اكتساب گناهان مى‌كشاند تا جايى كه او را هلاك كند[۱].

در ادامه، اخلاق و صفات ویژه رسول خدا(ص) از زبان امیرالمؤمنين نقل شده است كه مى‌فرمودند: «هرگز پيغمبر(ص) با كسى مصافحه نكرد كه دستش را از دست او بيرون كشد تا اينكه آن كس دستش را بيرون كشد و هيچ كس برای كارى يا سخنى با او روبرو نمى‌شد كه حضرت از او جدا شود جز آنكه اول آن كس جدا گردد و هر كس كه با او در سخن منازعه مى‌كرد و ساكت نمى‌شد حضرت زود ساكت مى‌گشت. و هرگز ديده نشد كه پاهایش را جلوى همنشينى دراز نمايد و هيچ‌گاه بين دو چيز مخير نمى‌شد جز اينكه سخت‌ترين را انتخاب مى‌نمود و اگر به او ستمى مى‌شد استمداد نمى‌خواست مگر در جايى كه یکى از احكام خدا مورد هتك قرار مى‌گرفت كه در این هنگام نيز خشمش برای خداى (تبارك و تعالى) بود و تا دم مرگ هرگز در موقع غذا خوردن تكيه نكرد و هيچ درخواستى از او نشد كه در جواب «نه» بگوید و هرگز حاجتمندى را جز با حاجت روا يا با سخن نرم رد ننمود»[۲].

نویسنده در فصل بعدى كه درباره امیرالمؤمنين على(ع) است، اشاره مى‌كند كه اخلاق آن حضرت همانند پيامبر(ص) بود. سپس سخنانى از آن حضرت را كه درباره دعوت به مكارم اخلاق است، بيان مى‌كند كه در میان وصاياى ايشان، وصيت به فرزند بزرگشان، امام حسن(ع) حاوى نكات اخلاقى بسيار والايى است: «فرزندم، سفارشم را درياب، و خود را مقياس و میزانى میان خود و ديگران ساز، آنچه برای خودت دوست دارى برای ديگرى نيز دوست بدار، و آنچه را كه برای خودت خوش ندارى برای او نيز ناخوش دار، و ستم مكن چونان كه خوش ندارى بر تو ستم رود، و نیکى كن، همان‌طور كه دوست دارى به تو نیکى شود، و از مردم برای خود آن را بپسند كه در حقّ آنان از خود مى‌پسندى، و آنچه بر خود نمى‌پسندى بر ديگران نيز ناپسند دار و آنچه را ندانى مگو، هرچند كه آنچه كه مى‌دانى كم باشد، و از آن سخن كه دوست ندارى به تو گویند صرف نظر كن، و بدان و آگاه باش كه خودپسندى مخالف هوشيارى و آگاهى است و آفت و بلاى عقلها، پس وقتى كه به هدفت نائل شدى بيش از ديگران در پيشگاه خداوند فروتنى كن...» در ادامه، هفت نكته از این روايت استفاده شده است.[۳].

در ادامه وصيت امام على به فرزندشان امام حسین(ع) نقل شده است كه او را به تقواى الهى و گفتار حق در حال رضا و غضب، و عدالت درباره دوست و دشمن سفارش مى‌نمايد كه شارح محترم نيز از این حديث، شش نكته برداشت كرده و به اختصار به آنها مى‌پردازد[۴].

در ادامه از وصيت امام على(ع) به حارث همدانى مطلبى را نقل مى‌كند و سپس مكارم اخلاق آن حضرت را در حلم، تواضع، صراحت و صداقت، ايثار، منع از تفاخر، مواسات با فقراء، برادرى، همچنين صورت‌هایى از زهد در زندگى ايشان را بيان مى‌كند[۵].

در فصل سوم كه درباره حضرت زهرا(س) است از انقطاع الى الله و بريدگى ايشان به سوى خدا سخن گفته و از حضرت امام مجتبى(ع) نقل مى‌كند كه فرمودند: «شب جمعه‌اى بود كه ديدم مادرم فاطمه(س) در محراب عبادت ايستاده و پيوسته در حال ركوع و سجود است تا سفيدى صبح طالع شد و در طول این مدّت شنيدم كه برای مؤمنين و مؤمنات دعا مى‌فرمود و ابداً برای خودش دعایى نكرد، پرسيدم: مادر، چرا همان‌طورى‌كه برای ديگران دعا نمودى برای خود دعا نفرمودى؟ فرمودند: فرزندم، اوّل همسايه را درياب سپس اهل خانه را»[۶].

قرشى در ادامه از نیکى حضرت زهرا(س) به فقراء، عفاف و حجاب ايشان، جايگاه ايشان در يارى امام خویش، خطبه تاريخى ايشان، وصاياى وى سخن به میان آورده است.[۷].

نویسنده درباره زندگى حضرت امام حسن(ع) در ده عنوان به كرامات اخلاقى ايشان، با استفاده از روايات و سيره آن حضرت، اشاره كرده است. درباره زندگى امام حسین(ع) نيز به سجاياى اخلاقى وى اشاره مى‌كند و در پایان از شجاعتشان سخن به میان مى‌آورد[۸].

درباره امام سجاد(ع) نيز در ده عنوان تنها به صفات اخلاقى ايشان اشاره شده و در انتها چند دعا و مناجات از آن حضرت آورده شده است.[۹].

مؤلف، این روش معرفى اخلاق اهل‌بيت(ع) را ادامه داده تا اين‌كه درباره حضرت مهدى(عج) نيز پس از ذكر مكارم اخلاق ايشان پيرامون صبر، زهد، شجاعت، صلابت در حق، سخاوت و انابه به سوى خدا، چند دعا از ايشان را كه در قنوت نمازهاى خود مى‌خواندند و يا در حق مسلمین، مؤمنين و شیعیان دعا مى‌نمايند، ذكر كرده است.[۱۰].

وضعيت کتاب

در پاورقى‌هاى کتاب، آدرس آيات و روايات و در پایان کتاب، فهرست مطالب ذكر شده است.

پانویس

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.