أسئله و أجوبه رشيدي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
اسئله و اجوبه رشیدی
NUR01054J1.jpg
پدیدآوران

شعبانی، رضا (گردآورنده)

رشیدالدین فضل‌الله (نویسنده)
ناشر مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان
مکان نشر اسلام آباد - پاکستان
سال نشر 1371 ش یا 1993 م
چاپ 1
موضوع

اسلام - پرسشها و پاسخها

نثر فارسی - قرن 7ق.
زبان فارسی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏12‎‏ ‎‏/‎‏ر‎‏5‎‏الف‎‏5
نورلایب مشاهده
کتابخوان مشاهده


اسئله و اجوبه رشيدى، تألیف رشيدالدين فضل‌الله همدانى، پاسخ‌هاى خواجه به سؤالاتى است كه از وى پرسيده‌اند.

گزارش محتوا

دانشمندى به نام مجدالدين عالى شاه بن حسن حسینى عريضى ابرقوهى، به سال 711ق چهار مسأله از خواجه استفسار كرده و او پاسخ داده است. البته جز او كسان ديگرى نيز بوده‌اند كه به همین صورت سؤال‌هاى خود را مطرح كرده‌اند و از خواجه پاسخ‌هاى مناسب را دريافت داشته‌اند، به طورى كه این کتاب؛ مشتمل بر بيست و پنج بخش است كه برخى از ابواب آن به صورت سؤال و جواب مطرح شده و قسمتى از فقرات آن شكل توضيحى و تفسيرى و كلامى به خود گرفته است.

عناوین فقرات مذكور در متن کتاب به شرح ذيل است:

1- بطلان تناسخ و اثبات حشر اجساد: گفتارى است كلامى كه در پاسخ پرسش مولانا معظم عمادالدوله والدين (احيانا مطرزى) نگاشته شده است.

2- اسئله مرتضى معظم سيد‌ ‎مجد المله والدين عاليشاه الابرقوهى:

پرسش‌هایى است در مسائل كلامى و عرفانى و كشوردارى كه شخص مذكور از خواجه استفسار كرده است.

3- اسئله ملك الحكماء و الاطباء حكيم فرنگى: هفت مسأله فلسفى پزشكى است با ديباچه حكيم فرنگى كه نام آن در نسخه سفيد مانده است.

4- سؤال مولانا معظم ملك الافاضل نورالدين كوه كيلوئى:

اين سؤال درباره مجهول مطلق است كه: المجهول المطلق لا يمكن الحكم عليه.خواجه نخست نظر ديگر وى را گفته و سپس نظر خود را آورده است.

5- سؤال مولانا معظم... عمادالدوله والدين المطرزى:

مشتمل بر تنها یک پرسش درباره حرص و ديگر كاستى‌هاى روانى در مردمان و قول قرآن: و لقد كرمنا بنى آدم...و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا است. پاسخ درمقام انسانى و پندآمیز است.

6- اعتذار: در آن از مشغولیت بسيار به كارهاى ساختمانى و درختكارى اظهار شرمندگى مى‌كند و در واقع جواب این پرسش عمومى را مى‌دهد كه برخى در پنهان از یکديگر مى‌پرسند، این پيرمرد با این جايگاه در دانش‌ها و دارایى‌ها كه به دست آورده چه آزمند است. سپس به بدگویى از بیکارى مى‌پردازد.

7- سؤال مولانا معظم عضدالدوله والدين المطرزى: مطرزى در ديباچه سؤال به دشوارى موضوع و اينكه پيش از آن خواجه طوسى، اثيرالدين ابهرى، ابن كمونه و... بدان پرداخته‌اند، اشاره مى‌كند و سپس پرسش خود را در میان مى‌گذارد: كسى درون اتاقى رفته و مى‌گوید كه هر سخنى كه من در این اتاق مى‌گویم دروغ است و غير از این سخنى نمى‌گوید و بيرون مى‌آيد. اكنون این سخن راست است يا دروغ.اگر راست است بايد دروغ باشد و اگر دروغ است بايد كه راست باشد. پس بايد هم راست باشد و هم دروغ و این محال است.

8- سؤال مولانا معظم شهاب المله والدين الزاكانى: پرسشى است درباره اينكه بارى تعالى قادر مختار است يا موجب بالذات.

9- سؤال صاحب معظم ملك الوزراء و الامراء ناصرالدين امیر يحيى: پرسشى است عقيدتى درباره قتل پيامبران و عصمت ايشان.

10- سؤال مولانا معظم شرف المله والدين قاضى سيواس: پرسشى است درباره آيه: الم ذلك الکتاب لا ريب فيه هدى للمتقين.

11- اسئله مولانا معظم ملك الافاضل و الحكما شمس المله والدين الجوهرى السمنانى: این مسائل در شش بند عرضه مى‌شود: 1- تسلسل در جانب علت محال است؛ اما در جانب معلول جايز. 2- تقدم واجب بر عالم تقدم ذاتى باشد بر چه وجه مى‌باشد. 3- در خصوص مواليد سه گانه به واسطه فعل و انفعال عناصر اربعه. 4- حركات چهارگانه: ارادى، طبيعى، قسير و عرض. 5- حركات فلكى چگونه است؟ 6- اختلاف در نفوس بشرى، اختلاف اخلاق و صور، حركت نبض چگونه است؟ و...

12- ذكر جمیل پادشاه: مباحث مقام فراهان:

به گفتگویى مى‌پردازد كه در شب دوشنبه 14 جمادى 709ق در مقام فراهان درباره شناخت ماه 29 و 30 روزه با پادشاه اسلام(كه ظاهرا اولجايتو است) داشته است.

13- رساله سؤالات علما: مباحث مقام سلطانيه: گفتگوهایى است در چهار مبحث متفاوت.

14- تفسير آيه ولو شئنا لآتينا كل نفس هداها و لكن حق القول منى لاملان جهنم من الجنه و الناس اجمعين.

15- تفسير آيه و لو علم فيهم خيرا لاسمعهم...

16- تفسير انا انزلناه في ليله القدر. تاویلاتى است عرفانى درباره شب قدر نه تفسير حرف به حرف این آيه.

17-فايده زيارت: گفتارى است درباره ارزش تن بزرگان پس از وفات و نيز زيارت قبور ايشان.

18- شرح حديث انا مدينه العلم و على بابها.

19- مراتب علوم: علم معقول و منقول.

20- ذيل رساله لطايف طبى. این نام به قلم نویسنده رساله، در سرآغاز رساله آمده است و چنين برمى‌آيد كه خواجه رساله‌اى به نام لطايف طبى داشته است كه این یکى دنباله آن است. گفتارى است حاوى دو پرسش و پاسخ پزشكى.

21- تدویر زمین: رساله در علم هيئت، گفتارى است در اثبات كرویت زمین برپايه انديشه ستاره شناسان و تفسير آياتى از قرآن در این زمینه.

22-تفسير لو كان البحر مدادا: جواب قاضى مرو درباره پایان ناپذيرى كلمات الهى و تفسير آيه فوق.

23- رساله در اثبات اشرفيت عقلا از علما.

در این رساله به تعريف علم و سپس تقسيم علم به تصور و تصديق و تقسيم‌هاى ديگر؛ مانند شرعى و غير شرعى پرداخته شده و پس از آن عقل به چهار معنى تقسيم شده است: 1- جوهر مجرد،2- قوت نظرى، 3- عقلى كه مناط تكليف است، 4- مصطلح جمهور.

24- سؤالات مرتضى معظم نظام‌الدين: چهار پرسش از هفت پرسش وى به جاى مانده است: پرسش چهارم درباره برترى امت محمد(ص) بر امت موسى(ع)، پنجم درباره معراج و آسمان هفتم و سدره المنتهى، پرسش ششم درباره پيامبر مرسل و پيامبر غير مرسل و علم لدنى است. پرسش هفتم درباره حديث: تنام عيناى و لاينام قلبى.

25- سؤالات مولانا معظم عماد المله والدين ابن الخوام.

ویژگى‌هاى این اثر را مى‌توان به چند دسته تقسيم كرد

1- خواجه در این کتاب در مجموع بيش از هر جاى ديگرى از مصنفات خود از خویش سخن گفته و قدرت ذهن و عمق مطالعات مختلف علمى و نيز مشرب فكرى و روال عقيدتى‌اش را به نمايش گذاشته است.

2- سادگى و روانى كلام.

3- اقتباس از آيات.

4- مباحث و مسائل فلسفى.

5- توجه به مهام ادارى و مملكت دارى.

6- اطلاعات پزشكى.

نسخه شناسى

اين اثر دارى نسخه خطى يا رونوشت اصيلى است كه در زمان خود خواجه تألیف و تدوین شده و اينك در مجموعه نسخ خطى نفيس کتابخانه گنج بخش مركز تحقيقات فارسی ایران و پاکستان به شماره 13789 نگهدارى مى‌شود. تعداد رساله‌ها در این نسخه بيست و پنج رساله است. به نظر مى‌رسد این نسخه در زمان خود خواجه؛ يعنى حدود اوائل قرن هشتم هجرى قمرى نوشته شده باشد.

نسخه حاضر در برنامه از روى نسخه فوق به كوشش آقاى رضا شعبانى، مدير مركز تحقيقات فارسی ایران و پاکستان تهيه گرديده و برای بار نخست در سال 1371ش1993م در قطع وزيرى با جلد گالينگور در 539 صفحه توسط مركز تحقيقات فارسی ایران و پاکستان در اسلام آباد منتشر شده است.

منابع مقاله

1- مقدمه رضا شعبانى بر کتاب.

2- غفرانى، على؛ رشيدالدين فضل‌الله و انديشه آبادگرى در قلمرو ايلخانان؛فصلنامه دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه مشهد؛ شماره 71.

3- آقابزرگ تهرانى، الذريعة إلی تصانيف الشيعة؛ ج سوم، چهارم، پنجم و هشتم.