أساليب البديع في القرآن

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏أساليب البديع في القرآن
NUR11570J1.jpg
پدیدآوران حسینی، جعفر (نویسنده)
عنوان‌های دیگر أساليب البديع في القرآن
ناشر ب‍وس‍ت‍ان‌ ک‍ت‍اب‌ ق‍م‌ (مرکز النشر التابع لم‍ک‍ت‍ب‌ الإع‍لام‌ الإس‍لامي‌‌)
مکان نشر ايران - قم
سال نشر مجلد1: 1387ش , 1429ق,
شابک978-964-548-906-7
موضوع

زبان عربي - بديع

قرآن - مسايل ادبي - بديع
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‏BP‎‏ ‎‏82‎‏ ‎‏/‎‏ح‎‏5‎‏الف‎‏5‎‏ ‎‏1387‎‏الف

أساليب البديع في القرآن، اثر سید جعفر سید باقر حسینی، کتابی است در یک جلد، به زبان عربی با موضوع علوم قرآن و ادبیات عرب. نویسنده در این اثر به بیان مسائل ادبی قرآن کریم در قالب بدیع پرداخته است.

در واقع «اثر حاضر قسمت سوم از اسالیب البلاغه قرآن کریم» است که درباره «علم بدیع» بحث می‎کند و شامل این مباحث است: مراحل تاریخی پیدایش علم بدیع، تحولات بلاغی و محدوده کاربرد آن از گذشته تا حال. سپس فنون بدیع را با استناد به آیات قرآن کریم و سخنان رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع)، شرح و توضیح داده است»[۱].

ساختار

کتاب، دارای مقدمه و محتوای مطالب است. نویسنده در نگارش این اثر از 573 اثر شیعی و سنی به زبان عربی بهره برده. در واقع یکی از ویژگی‎های این کتاب، کثرت منابع و مراجع آن است. برخی از منابع مورد استفاده نویسنده، عبارتند از: یتيمة الدهر في محاسن أهل العصر، ابومنصور ثعالبی؛ وضح البرهان في مشكلات القرآن، نیشابوری؛ النهاية في غريب الحديث و الأثر، ابن اثیر جزری؛ نقد الشعر، قدامة بن جعفر؛ النقد اللغوي عند العرب حتی نهاية القرن السابع الهجري، نعمت رحیم عزاوی؛ نقد النثر، قدامة بن جعفر؛ نزهة القلوب في تفسير غريب القرآن العزيز، سجستانی؛ النشر في القراءات العشر، ابن جزری؛ موطأ الإمام مالك بن أنس، به روایت یحیی بن یحیی لیثی؛ مناهل أهل العرفان في علوم القرآن، زرقانی و...[۲].

گزارش محتوا

نویسنده مقدمه بسیار مفصلی بر کتاب دارد که در آن به توضیح علم بدیع و بیان تطور آن پرداخته است. در این مقدمه درباره افراد بسیاری چون ابوعبید بن مثنی، فراء، اصمعی، جاحظ، عبدالله بن معتز، قدامة بن جعفر، ابوهلال عسکری، ابوبکر باقلانی، ابن رشیق قیروانی، ابن سنان خفاجی، عبدالقاهر جرجانی، اسامة بن منقذ، فخرالدین رازی، ابن اثیر، سکاکی و قزوینی صحبت شده و مفاهیم و سیر تاریخی مواردی چون فنون بدیع نزد قزوینی و تأثیر مکتب عبدالقاهر جرجانی بر شیوه زمخشری در مفاهیمی چون طباق، مشاکله، لف و نشر، استطراد، مبالغه، مقابله، توریه و کلام موجه و استخدام و ایهام، جناس، سجع و فواصل و ازدواج، اجمال و تفصیل، ادماج، تأکید مدح با چیزی شبیه به ذم، التفات، تقسیم و... توضیح داده شده[۳] و در پایان جمع‎بندی و نتیجه‎گیری شده است[۴].

در بخشی از کتاب درباره هجو در معرض مدح، چنین می‎خوانیم: هجو در معرض مدح، در موردی رخ می‎دهد که گوینده، سخنی بگوید که در ابتدا مدح به نظر آید، ولی بعدا روشن شود که هجو بوده، نه مدح؛ مانند شعر ابوعمیثل درباره ابوتمّام:


يا نبيّ الله في الشّع‍' ‍ر و يا عيسی بن مريم
أنت من أشعر خلق ال‍' ‍لّه ما لم تتكلّم

این صنعت از صنایع بدیع، از مستخرجات مصری است و به این صورت است که گوینده قصد هجو کسی را داشته باشد و الفاظی را به‎کار ببرد که ظاهرش مدح و باطنش قدح او باشد؛ در واقع شنونده در ابتدا فکر می‎کند که گوینده او را مدح کرده است؛ درحالی‎که واقع قضیه به‎گونه دیگری است؛ یعنی گوینده قصد هجو شنونده را داشته است؛ مانند این سخن درباره برخی اشراف:

له حقّ و ليس عليه حقّ' و مهما قال فالحَسَنُ الجميلُ
و قد كان الرسولُ يری حقوقاً' عليه لغيره و هو الرسولُ

اولین بیت از این شعر جز مدح نمی‎تواند چیز دیگری را برساند، ولی از بیت دوم (به‎تنهایی) برخلاف بیت اول، بوی مدح و حتی هجو نمی‎آید، اما هنگامی که بیت دوم را به بیت اول ضمیمه کنیم، معنای هجو می‎دهد و حتی معنی الفاظ بیت اول را هم از ثناء برمی‎گرداند. در واقع از اجتماع این دو بیت معنایی برای شعر حاصل می‎گردد که از هرکدام به‎تنهایی (بدون اجتماع) برنمی‎آید. البته میان تهکّم و هجای در معرض مدح، تفاوتی هست و حموی فرق میان آن دو را این می‎شمارد که الفاظ در تهکّم از کلماتی که دال بر نوعی از انواع ذم (به‎صراحت یا فحوا) باشند خالی نیست، ولی در مدح در معرض ذم، چنان کلماتی وجود ندارد؛ یعنی الفاظ در مدح در معرض ذم، پیوسته بر ظاهر مدح دلالت دارند، تا اینکه مقرون به قرینه‎‎ای شوند که آنها را از معنایشان در مدح به معنای ذم تغییر دهد. مدنی این صنعت را «هجو در معرض مدح» و حلبی و نویری آن را «ذم در معرض مدح» نامیده‎اند. شاهد بر این نوع، سخن متنبی در وصف شخصی به نام کافور است که می‎گوید:

و لله سرّ في علاك و إنّما كلام العدي ضرب من الهَذَيانِ

این کلام مدح موجّهی است که احتمال دارد واقعا هم مدح باشد به این دلیل که به مخاطب می‎گوید: در برتری تو بر دیگران سرّی است الهی که آن را به غیر تو نبخشیده است و احتمال دارد هجو باشد؛ یعنی منظور گوینده این است که تو مستحق برتری نیستی و خدا را رازی است در تقدیم کسانی که شایستگی ندارند بر اهل کرامت. اما همان طور که معروف است، متنبی از ابتدا در شعرش کلماتی را به‎کار می‎برد که ظاهرش تقدیر و باطنش تحقیر است...[۵].

وضعیت کتاب

فهرست اجمالی مطالب در ابتدای اثر ذکر شده و سایر فهارس (شامل فهارس آیات قرآنی، احادیث نبوی(ص)، اقوال امیرالمؤمنین امام علی(ع)، اشعار، مصادر و مراجع و فهرست تفصیلی مطالب) در انتهای آن. آخرین صفحه کتاب، دربردارنده عنوان جلد کتاب به زبان انگلیسی است. پاورقی‎های کتاب پرتعداد است و به ذکر ارجاعات پرداخته. همچنین در برخی موارد توضیحاتی را در آن شاهدیم که در فهم بهتر مطالب متن، یاری‎رسان است.

پانویس

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها

مناهل العرفان في علوم القرآن