أصول‌الدين (تمیمی بغدادی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
أصول‌الدين
NUR01060J1.jpg
پدیدآوران بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر(نویسنده)
عنوان‌های دیگر

کتاب اصول‌الدين

التبصرة البغدادية
ناشر دار الکتب العلمیة
مکان نشر لبنان - بيروت
چاپ 3
موضوع کلام اشعري
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏204‎‏ ‎‏/‎‏ب‎‏7‎‏الف‎‏6‎‏
نورلایب مشاهده

أصول‌الدين، اثر عالم اشعری قرن پنجم هجری، عبدالقاهر بن طاهر تمیمی بغدادی، کتابی است که اصول دین اشاعره را به معرض نمایش گذاشته است.

این اثر، با نام «التبصرة البغدادية» نیز شناخته می‎شده است.[۱].

فخرالدین رازی در رساله «اصول دین‎»، محتوای این کتاب را در قالب اصل‎، به‎عنوان مذهب اهل سنت آورده است.[۲].

ساختار

بغدادی در این کتاب کوشیده‎ است تا در قالب پانزده اصل که خود آن‎ها را «اصول دین‎» می‎خواند، طرح معرفتی منسجمی از الهیات اشاعره پی ‎افکند و جالب اینجاست که وی هریک از این اصول را نیز در قالب پانزده مسئله بررسی کرده است و حاصل این طرح ریاضی‎گونه که تأثیر دانش ریاضی را بر دستگاه الهیاتی او نشان می‎دهد، 225 مسئله شده است‎. او فشرده این اصول را در کتاب «الفرق بين الفرق» نیز آورده است‎[۳].

گزارش محتوا

بغدادی معتقد است که بر هر شخص عاقل و بالغی واجب است که به حقیقت این اصول معرفت پیدا کند؛ زیرا در شاخه‎های هریک از این اصول‎، مسائلی هست که اهل سنت در مورد آن‎ها یک اعتقاد واحد دارند و آنان کسانی را که با ایشان در این اصول مخالفت ورزند، گمراه می‎دانند. فشرده اصول اعتقادی اشاعره و اهل سنت از نگاه بغدادی ازاین‎قرار است‎:

اصل اول‎: بغدادی در این اصل همچون سایر فیلسوفان و متکلمان رئالیست‎، پس از مسلم انگاشتن عالم خارج از ذهن‎، معرفت‎های زاییده از ادراکات بدیهی‎، حسی و استدلالی را واقع‎نما و معتبر می‎انگارد و از این رهگذر، سوفسطاییان را که منکر علوم و حقایق اشیائند، گمراه و کافر می‎خواند[۴].

اصل دوم: عالم همه موجودات جز خدا حادث است و به‎جز خدا و صفات ازلی وی همه آفریده و مصنوع خداست‎. خدا، مخلوق و مصنوع‎ و از سنخ عالم و اجزای عالم نیست‎. ساختار عالم از جواهر و اعراض ترکیب یافته‎ و جسم از اجزای لایتجزا تشکیل شده است. در این میان کسانی چون ابراهیم بن سیار نَظّام و فلاسفه‎ای که جزء لایتجزا را منکر شده‎اند، کافرند[۵].

اصل سوم: برخلاف عقیده دهریه‎، همه پدیده‎ها محدثند و صانع دارند. ثمامة بن اشرس و برخی از معتزله که افعال متولد را فاقد فاعل می‎دانند، کافرند. خدا نهایت‎، حد، صورت‎، اعضا و احساس ندارد و مکانی او را محدود نمی‎کند؛ حرکت و سکون ندارد و واحد است و همیشه باقی است.[۶].

اصل چهارم: برخلاف آنکه معتزله صفات خدا را نفی می‎کنند، این صفات همچون قدرت‎، حیات‎، اراده‎، سمع‎، بصر و کلام‎، صفاتی ازلی و نعوتی ابدی‎اند. خدا بر همه مقدورات تواناست و این مقدورات هرگز پایان نمی‎یابند. خدا به همه حوادث از ازل داناست‎. مؤمنان در آخرت خدا را رؤیت می‎کنند. هیچ رویدادی در عالم رخ نمی‎دهد، مگر آنکه از ازل خدا آن را خواسته باشد. کلام خدا قدیم و غیر مخلوق و حاوی امر، نهی‎، خبر و وعد وعید الهی است‎. «وجه‎» خدا همان ذات خداست‎. چشم خدا به معنای آن است که او اشیاء را می‎بیند. دست خدا به معنای قدرت او و تکیه زدن خدا بر عرش به معنای پادشاهی و سلطنت اوست[۷].

اصل پنجم: اسماء خدا توقیفی است و تنها اسم‎هایی را می‎توان در مورد خدا به‎کار برد که در قرآن یا سنت صحیح یا اجماع امت برای خدا معین شده است.[۸]

اصل ششم: خداوند خالق همه پدیده‎های عالم‎، اعم از حوادث خیر یا شر است و «کسب‎های» مردم را نیز خدا می‎آفریند. خداست که مردم را هدایت می‎کند و گمراه می‎سازد. اگر کسی بمیرد، یا کشته شود، به اجلی که خدا برایش معین ساخته‎، از دنیا رفته است‎. هرکس آنچه می‎خورد، یا می‎آشامد - ‎حلال یا حرام - ‎همان روزی‎ای است که خدا برایش مقدر ساخته است.[۹].

اصل هفتم: نبوت و رسالت، امری مسلم و اثبات‎شده است‎. رسول با نبی تفاوت دارد. انبیا بسیارند، ولی شمار رسولان 313 است‎. همگی انبیا معصومند[۱۰].

اصل هشتم: انبیا صادق بودن ادعای خود را از راه معجزه اثبات می‎کنند و معجزه پیامبر اکرم‎(ص) قرآن است‎. وجه اعجاز قرآن در نظم آن است‎. اولیا دارای کرامتند[۱۱].

اصل نهم: اسلام 5 رکن دارد: شهادت به وحدانیت خدا و نبوت پیامبر(ص)‎، برپا کردن نماز، پرداختن زکات‎، گرفتن روزه ماه رمضان و گزاردن حج‎. اصول احکام شریعت، عبارت است از کتاب‎، سنت و اجماع سلف[۱۲].

اصل دهم: احکام مربوط به افعال مکلفان 5 است‎: واجب‎، حرام‎، مستحب‎، مکروه و مباح[۱۳].

اصل یازدهم: خداوند بر نابود کردن همه ‎چیز قدرت دارد. او در آخرت همه انسان‎ها و حیوان‎ها را زنده می‎کند. بهشت و جهنم تا ابد باقی است و هرگز دستخوش زوال نمی‎شود. پیامبر اکرم(ص) ‎و صالحان امت‎، عده‎ای از گناهکاران ‎را شفاعت می‎کنند[۱۴].

اصل دوازدهم: گوهر ایمان‎، معرفت و تصدیق قلبی است و ایمان با ارتکاب گناه زایل نمی‎شود[۱۵].

اصل سیزدهم: بر مردم واجب است که شخصی را به‎عنوان امام تعیین کنند تا قضات را بگمارد، مرزها را حفظ کند و فی‎ء را تقسیم نماید. نویسنده می‎گوید: پیامبر(ص) هیچ‎کس را به‎عنوان امام و جانشین خود تعیین نکرد. یکی از شرایط امام‎، افزون بر علم‎، عدالت و سیاست‎، این است که نسبش به قبیله قریش برسد. امام نباید مرتکب گناه کبیره بشود و بر گناهان صغیره نیز نباید اصرار بورزد. ترتیب امامت ابوبکر، عمر، عثمان و علی به‎حق بود[۱۶].

نویسنده در همین اصل، صـحابه‎ را‎ بـه هفده طبقه تقسیم نموده است. اولین طبقه از مردان را ابوبکر و علی(ع) معرفی می‎نماید. او می‎گوید: هرچند حضرت علی(ع) پیش از ابوبکر اسلام آورد، ولی چون به سن بلوغ نرسیده بود، این پیش گرفتن از او موردقبول نیست. اولین زنان نیز بعد از خدیجه، عاتکه دختر خطاب، اسماء دختر ابوبکر، عایشه دختر ابوبکر و اسماء بنت عمیس بود[۱۷].

نویسنده درباره اسلام عایشه نیز سخن به میان نیاورده است که آیا در زمانی که به دین اسلام گرویده، به سن بلوغ رسیده بود یا نه؟ اشکال دوم اینکه اگر عایشه در سن نه سالگی و بین سال‎های دوم تا چهارم هجری با پیامبر ازدواج کرده باشد، چگونه ممکن است او جزء اولین زنانی باشد که به دین اسلام مشرف شده باشد.

اصل چهاردهم: فرشتگان از خطا مصونند و قاطبه اهل سنت‎، پیامبران را برتر از فرشتگان می‎دانند. بر مبنای حدیث «عشره مبشره‎»، ده تن از صحابه اهل بهشتند و باید آنان را تقدیس کرد[۱۸].

اصل پانزدهم: دشمنان اسلام دو دسته بودند: عده‎ای از آنان همچون بت‎پرستان و سوفسطاییان‎، پیش از اسلام می‎زیستند و پاره‎ای نیز پس از ظهور اسلام پدیدار شدند. بغدادی فرقه‎هایی همچون شیعه و معتزله را جزو گروه اخیر می‎داند و بر آن است که آنان کافر بودند، ولی در ظاهر اظهار مسلمانی می‎کردند[۱۹].

وضعیت کتاب

فهرست محتویات در پایان کتاب آمده است.

چاپ اول این کتاب، در سال 1346ق، در استانبول ترکیه و چاپ دوم آن، در 1401ق، در بیروت منتشر شده است.

پاورقی‎ها به اختلاف نسخ، مستندسازی مطالب کتاب و گاهی تصحیح واژه یا جمله‎ای اختصاص یافته است. شماره پاورقی در هر صفحه، همان شماره سطر آن صفحه است.

پانویس

منابع مقاله

  1. متن کتاب.
  2. جعفری نائینی، علی‎رضا، دایرة‎المعارف بزرگ اسلامی، ج12، مرکز دایرة‎المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، تهران، 1383ش.


وابسته‌ها

أصول‌الدين (بزدوی)

أصول‌الدين (جمال‌الدین غزنوی)