إثبات نبوة محمد(ص)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏إثبات نبوة محمد صلي الله عليه و سلم
NUR23961J1.jpg
پدیدآوران

قرطبي، احمد بن عمر (نویسنده)

بلعيد، احمد آيت (محقق)
عنوان‌های دیگر إثبات نبوة محمد صلي الله عليه و سلم
ناشر دار الکتب العلمیة
مکان نشر لبنان - بيروت
سال نشر مجلد1: 2004م , 1424ق,
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
نورلایب مشاهده

إثبات نبوة محمد(ص)، تألیف احمد بن عمر انصاری قرطبی اندلسی، معروف به ابن مزین (متوفی 656ق)، جزء سوم از کتاب «الإعلام» نویسنده است. احمد آیت این اثر را تحقیق و تصحیح کرده و بر آن مقدمه نوشته است.

ساختار

کتاب، مشتمل بر مقدمه تحقیقی آیت و فصل اول از بخش دوم در اثبات نبوت حضرت محمد(ص) است. این فصل خود در چهار بخش با عنوان «نوع» تنظیم شده است که نوع چهارم مشتمل بر سیزده فصل است.

گزارش محتوا

این کتاب بخشی است از کتاب «الإعلام بما في دين النصاری من الفساد و الأوهام و إظهار محاسن دين الإسلام و إثبات نبوة نبينا محمد عليه الصلاة و السلام» که کتابی در رد بر عقاید مسیحیان بوده است.[۱]‎. این اثر در ابتدا به غیر مؤلف حقیقی‎اش نسبت داده شد؛ چراکه کاتب اولین نسخه یافته‎شده، نه در ابتدا و نه در انتها به نام نویسنده اشاره نکرده بود؛ لذا محققین در شناخت نویسنده آن تلاش کرده و بروکلمان آن را به ابن فرح قرطبی و بعدها محمد بن شریفه، الإعلام را به احمد بن عمر قرطبی نسبت داد؛ چراکه قرطبی، الإعلام را بارها در کتاب المفهم به خودش نسبت داده است. بعدها سمیر قدوری با استفاده از یافته‎‎های دیگری مانند خاتمه نسخه خطی کتابخانه قصر الملکی رباط بر اینکه نویسنده این اثر احمد بن عمر قرطبی است تأکید کرد[۲]‎.

محقق اثر پس از تحقیق پیرامون احمد بن عمر قرطبی، به معرفی این شخصیت، آثار علمی و اساتید او پرداخته است. سپس در معرفی اثر حاضر، آن را موسوعه کاملی در رابطه با کتب ردود بر نصاری دانسته است؛ اما درعین‎حال ابراز تأسف کرده که از سوی محققین اهتمام جدی به آن نشده است؛ به‎گونه‎ای که مباحثی که به بررسی آن پرداخته‎ یا به متن یا فحوای آن اشاره کرده‎اند بسیار اندک است.[۳]‎.

نویسنده کتابش را با این عبارت آغاز کرده است: «محمد بن عبدالله عربی قریشی هاشمی اسماعیلی، رسول خدا(ص)، در هر آنچه از خداوند متعال خبر می‎دهد صادق است و هیچ دروغی بر او جایز نیست. در این رابطه با ادله محکم و براهین قطعی که اصول آن چهار نوع است بر این موضوع استدلال کرده‎ایم: اخبار پیامبران پیشین و وصف آنها از پیامبر(ص)؛ نگاه به قرائن احوالش؛ قرآن کریم و آنچه از خوارق عادات به دست آن حضرت آشکار شده است»[۴]‎.

در اولین بخش (نوع) کتاب به اخبار انبیای پیشین به نبوت پیامبر اکرم(ص) پرداخته شده است. نویسنده این نکته را متذکر می‎شود که این نوع در ابتدای مباحث آمد، اگرچه انواع دیگر در تقدیم اولویت داشتند. دلیل تقدیم این نوع آن بوده که پیامبرانی که خبر از علائم نبوت آن حضرت داده‎اند، به‎لحاظ زمانی مقدم بوده‎اند. همچنین این بشارت‎ها پیش از ظهور آن حضرت معروف بوده‎اند و درخواست‎کننده‎ای که این کتاب در جواب او نوشته شده تنها استدلال به اخبار ذکرشده در کتب انبیا را طلب کرده است و نیز به جهت آنکه انس با این باب، سببی باشد که به مباحث بعدی نیز توجه کند[۵]‎.

در نوع دوم به قرائن حالیه‎ای که بر نبوت آن حضرت دلالت دارد اشاره شده است. در بین کتبی که در رابطه با نبوت آن حضرت نوشته شده، السيرة النبوية ابن هشام از مشهورترین آثاری است که سیره نبوی در آن ذکر شده است. این قرائن در این کتب بر زبان راویان ثقه عادل جاری شده است.[۶]‎.

در بخشی از این نوع چنین می‎خوانیم: چون رسول‎الله(ص) به شش سالگی رسید، مادرش آمنه وفایت یافت. پس رسول‎الله(ص) نزد جدش عبدالمطلب بود. براى عبدالمطلب، تشکى در سایه کعبه گذاشته مى‎شد و پسرانش در پیرامون آن مى‎نشستند و حتى در مواقعى که او از آنجا برمى‎خاست، هیچ‎یک از فرزندانش به احترام او روی آن نمى‎نشستند. رسول خدا(ص) که هنوز تازه‎پسرى چست و چابک بود، به قصد نشستن در کنار عبدالمطلب و بر همان جایگاه ویژه او پیش مى‎آمد و عموهایش او را مى‎گرفتند تا از عبدالمطلب دور سازند؛ اما عبدالمطلب هنگامى که این رفتار را مشاهده مى‎کرد، مى‎گفت: «فرزندم را واگذارید که به خدا سوگند او داراى عظمتى است». وى سپس او را بر روى تشک خویش مى‎نشاند و دستى بر پثست او مى‎کشید و از تماشاى کارهایى که وى انجام مى‎داد، لذت مى‎برد و خوشحال مى‎شد[۷]‎.

در نوع سوم کتاب به آیاتی که بر نبوت پیامبر اکرم(ص) دلالت دارند، اشاره شده است. نویسنده در ابتدا اشاره می‎کند که این نوع باید به جهت عظمت قرآن به‎عنوان بزرگ‎ترین و روشن‎ترین و مشهورترین معجزه مقدم می‎شد؛ اما تقدیم نوع اول برای جلب توجه نصاری و یهود به مباحث و تقدیم نوع دوم به جهت این بوده که مبنا و اساس بر این بوده که این نوع مقدم شود[۸]‎.

نویسنده در بخشی از این نوع، این سؤال و شبهه را مطرح می‎کند که با فرض اینکه بپذیریم قرآن را محمد(ص) آورده، به چه دلیل معجزه است؟ پاسخ این است که همه فصحا و بلغا در این مدتی که قرآن در میان آنها بوده مورد تحدی واقع شده‎اند، اما نتوانسته‎اند با آیه‎ای از آن معارضه کنند؛ لذا قرآن معجزه است.[۹]‎.

در نوع چهاردم در سیزده فصل، تعدادی از خوارق عادات و معجزات پیامبر(ص) مطرح شده است. نویسنده در ابتدای این بخش بر این نکته تأکید می‎کند که حضرت محمد(ص) معجزاتی را آورد که به هیچ‎یک از انبیای پیشین عطا نشده بود؛ لذا این معجزات به‎لحاظ دلالت بر رسالت آن حضرت روشن‎تر هستند. همچنین نویسنده معتقد است که به هیچ پیامبری معجزه‎ای داده نشده، مگر آنکه مانند یا روشن‎تر از آن به پیامبر اسلام(ص) عطا شده است. او سپس ذکر تمامی معجزات را سبب طولانی شدن کتاب دانسته، ولذا تصریح کرده که در این اثر به تعدادی از معجزات صحیح و مشهور اشاره می‎شود. شق القمر (دو نیمه شدن ماه)، رد الشمس (برگرداندن خورشید) و جوشیدن آب از میان انگشتان آن حضرت، از جمله این معجزات است.[۱۰]‎.

وضعیت کتاب

محقق اثر یک نسخه را اصل قرار داده و در پاورقی کتاب به اختلاف نسخه‎ها اشاره کرده است. همچنین معانی الفاظ و واژه‎هایی که فهم آن نیاز به توضیح داشته، آدرس آیات و احادیث شریف نبوی و معرفی اعلام به‎ویژه غیر معروفین و اماکن در پاورقی ذکر شده است.

فهرست مصادر عربی و غیر عربی به‎تفکیک و فهارس اعلام، امم و قبائل، اماکن و دولت‎ها، غزوات، کتب آسمانی، اهل ملل و نحل، استشهادات از تورات، انجیل و قرآن کریم و فهرست محتوای کتاب در انتهای آن ذکر شده است.

پانویس

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.


وابسته‌ها

السيرة النبوية