إذهاب الحزن و شفاء الصدر السقيم في تعليم النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم أصحابه رضي‌الله‌عنهم فضائل و آداب و أحكام تلاوة و تجويد القرآن

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
إذهاب الحزن و شفاء الصدر السقيم في تعليم النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم أصحابه رضي‌الله‌عنهم فضائل و آداب و أحكام تلاوة و تجوید القرآن الكريم
NUR02419J1.jpg
پدیدآوران مجيدي، عبدالسلام مقبل (نویسنده)
ناشر دار القمة
مکان نشر مصر - اسکندريه
سال نشر مجلد1: 2004م ,
چاپ 1
شابک977-331-275-5
موضوع

قرآن - تجوید

قرآن - جمع و گردآوري

قرآن - قرائت
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏74‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏3‎‏الف‎‏4
نورلایب مشاهده

إذهاب الحزن و شفاء الصدر السقيم في تعليم النبي صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم أصحابه رضي‌الله‌عنهم فضائل و آداب و أحكام تلاوة و تجوید القرآن الكريم نوشته عبدالسلام مقبل مجیدی، کتابی است به زبان عربی و با موضوع علوم قرآنی. نویسنده در این اثر به بیان روش پیامبر(ص) در آموزش الفاظ قرآنی پرداخته است.

وی اهداف تفصیلی از نوشتن این اثر را در پنج شماره مطرح می‌کند؛ ریشه‌دار کردن و تقویت شرعی دقیق روش‌های قاریان و قواعد تجوید؛ رسیدن به نتایج روشن در برخی قضایای قرآنی موردشک مانند مسئله تواتر قرآنی، تکبیر در خواتم قرآن، شماره حافظان در زمان پیامبر(ص) و...؛ نشان دادن ابزار واقعی‌ای که منجر به اطمینان بر دقت نقل الفاظ قرآن کریم و فقدان هرگونه تحول در آن می‌شود؛ بیان این‌که پیامبر(ص) در ادای الفاظ قرآن مانند رئیس دانشگاه است که برخی از دانشکده‌ها زیرمجموعه آن قرار می‌گیرند، این کتاب چگونگی آموزش لفظ قرآنی برای مردم را طبق روش دریافت، تفصیل داده است و نشان داده که با وجود کثرت عددی این امر، چگونه آن را دریابند و بیاموزند.[۱]

ساختار

کتاب دارای مقدمه و محتوای مطالب ضمن پنج فصل و یک خاتمه است. نویسنده در نگارش این اثر از 410 منبع بهره برده که برخی از آن‌ها از این قرارند: سنن ابی داود، المسند المستخرج علی صحيح الإمام مسلم نوشته محمدحسن اسماعیل شافعی، النهایة في غريب الأثر ابن اثیر جزری، النشر في القراءات العشر محمد ضباع، مشاهير علماء الأمصار، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانيه شیخ حبیب رحمان اعظمی، الطبقات الكبری ابن سعد و...[۲]

گزارش محتوا

نویسنده کتاب، در مقدمه در پاسخ به این سؤال که چرا باید روش پیامبر(ص) درباره الفاظ قرآن مورد بحث قرار گیرد، چهار وجه ذکر می‌کند؛ چون علمای تجوید نیازمند رویکرد خاصی هستند که کیفیت خواندن الفاظ قرآنی توسط پیامبر(ص) را برای آنان روشن کند تا بتوانند بر آن اعتماد کره و آن را اصل و طریق در آموزش و یادگیری الفاظ و اصطلاحات قرآنی قرار دهند؛ و چون مقیاسی برای درستی روش آموزشی الفاظ قرآن در دست باشد تا اشتباهات رایج را بر اساس آن تصحیح کرده و واقعیت اقراء را در معرض نمایش بگذارد تا ملاک و مقیاس ارزیابی قاریان قرار گیرد؛ و به‌این‌علت که تمام آموزگاران و آموزندگان قرآن در سایه‌سار این امر پناه بگیرند و کمبودی که در این زمینه احساس می‌شود، جبران شود؛ چراکه کتاب جامعی به‌صورت مستقل درباره این موضوع نوشته نشده، هرچند که برخی از این مباحث را در کتاب‌های فضائل قرآن و برخی تفاسیر، به‌صورت پراکنده می‌توان دید.[۳]

او درباره این‌که چرا درباره نام‌گذاری کتاب از لفظ «اصحاب» برای شاگردان پیامبر(ص) استفاده کرده نه لفظ «تلمیذ»، می‌نویسد: علت این امر این است که اصطلاح نبوی برای شاگردان پیامبر(ص) همان اصحاب است و اصلاح تلمیذ لفظی است متأخر از آن زمان. بعلاوه اصحاب، بار معنایی خاصی دارد.[۴] وی در این کتاب، خود را ملتزم به ذکر روایات مقبول می‌داند، هرچند گاهی از روایات ضعیف نیز استمداد می‌طلبد.[۵]

نویسنده در این کتاب، سیر تدریجی آموزش قراءت قرآن کریم را مراعات کرده است و از مباحث مربوط به قبل از قراءت شروع کرده تا پایان آن؛ و ازآنجایی‌که بحث این اثر دایر مدار شخصیت پیامبر(ص) در یک چارچوب خاص یعنی آموزش الفاظ قرآن کریم بوده است، مطالب فصل اول در توضیح این امر منعقد شده؛ یعنی ابتدا اشاره‌ای به شخصیت تعلیمی پیامبر(ص) از ناحیه عام شده و سپس به‌صورت خاص، شخصیت تعلیمی ایشان در آموزش الفاظ قرآنی مورد بررسی قرار گرفته است.[۶]

بیان اصول تعلیم قرآن کریم در روش پیامبر(ص) از جنبه اجرایی و شیوه‌های این امر، در فصل دوم مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ازآنجاکه محور پژوهش در مورد نحوه آموزش تلاوت الفاظ قرآنی است، فصل سوم در توضیح این امر به‌صورت مفصل و بیان روش پیامبر(ص) در آموزش ترتیل «تجوید»، بیان شده است؛ و به این دلیل که حفظ «جمع» قرآن به‌مثابه غایت و هدف این آموزش است، نویسنده، فصل چهارم را در بیان جمع‌آوری قرآن و کتابت آن آورده و این مباحث را با صحابه‌ای که قرآن را زیر نظر پیامبر(ص) جمع کردند ادامه می‌دهد. چون قرآن کتابی است که به زبان عربی نازل شده و ازاین‌رو ترجمه حرف‌به‌حرف آن ممتنع است و درعین‌حال قراءت آن به هفت حرف «سبعة احرف» اجازه داده شده است، فصل پنجم کتاب درباره بیان چگونگی آموزش این امر به دست پیامبر(ص) است و نویسنده مباحث فصل پنجم را با ربط احرف سبعه به تواتر قرآنی، کم و زیاد نشدن قرآن و مصونیت آن از تحریف و... ادامه می‌دهد.[۷]

وضعیت کتاب

فهرست مطالب و کتابنامه در انتهای آن آمده است.

نویسنده در اهدائیه، کتاب را به رسول خدا(ص) تقدیم کرده است.[۸]

ارجاعات در پاورقی‌ها آمده‌اند و نویسنده، گاهی در پاورقی به ذکر حدیث پرداخته است. این اثر رساله دکتری نویسنده بوده که با دخل و تصرف در آن به‌صورت کتاب حاضر چاپ شده است.[۹]

عبدالسلام مقبل مجیدی، می‌نویسد برای تلخیص پایان نامه‌اش که به کتاب حاضر انجامیده است کارهای ذیل را انجام داده؛ چندین مرتبه کتاب را از ابتدا تا انتها مرور کرده تا حذف موارد لازم را به‌درستی انجام دهد، از میان نظریات فقهی، فقط رأی راجح را بیان و سایر موارد را حذف کرده است، از میان نصوص قرآنی و حدیثی مهم‌ترین آن‌ها باقی مانده و مابقی حذف شده‌اند، عبارات اضافه پیرایش و ویرایش شده‌اند، اعتراضات و پرسش و پاسخ‌ها به مسائل در بسیاری از موارد حذف گردیده‌، بااینکه فصل‌بندی کتاب، به همان فصل‌بندی پایان‌نامه، باقی مانده اما بسیاری از مباحث، ذیلِ همین فصول گنجانده شده است، بسیاری از حذف‌های دیگر هم در این کتاب انجام شده و...[۱۰]


پانویس

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها