إرشاد الطالبين إلی نهج المسترشدين

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین
NUR01053J1.jpg
پدیدآوران

مرعشی، محمود (اهتمام)

علامه حلی، حسن بن یوسف (نویسنده)

فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله (نویسنده)

رجایی، مهدی (محقق)
عنوان‌های دیگر نهج المسترشدین فی اصول الدین. شرح
ناشر کتابخانه عمومی آیت‌الله‌مرعشی نجفی(ره)
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1405 ق
چاپ 1
موضوع

شیعه امامیه - اصول دین

شیعه امامیه - عقاید

علامه حلی، حسن بن یوسف، 648 - 726ق. نهج المسترشدین فی اصول الدین - نقد و تفسیر

کلام شیعه امامیه
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏210‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ع‎‏8‎‏ ‎‏ن‎‏9027
نورلایب مشاهده

إرشاد الطالبين إلى نهج المسترشدين، شرحى بر كتاب نهج المسترشدين في أصول‌ الدين، علامه حلى(ره)، كه توسط فاضل مقداد سیوری به رشته تحرير در آمده است. موضوع كتاب مباحث كلامى است.

ساختار و گزارش محتوا

مطالب كتاب به طور كلى به 6 بخش تقسيم مى‌شود: 1- امور عامه، 2- توحيد، 3- عدل، 4- نبوت، 5- امامت، 6- معاد و هر بخش داراى فصولى است كه مجموعا 13 فصل مى‌شود.

الفصل الاول، تقسيم المعلومات؛ كه در این بخش مؤلف معلومات را به موجود و معدوم تقسيم نموده و هر كدام از آنها را به ذهنى و خارجى تقسيم مى‌كند. او واجب و ممكن را از اقسام موجود و معدوم خارجى به حساب مى‌آورد.

الفصل الثانى، اقسام الممكنات؛ او ممكنات را به جوهر و عرض تقسيم كرده و مقصود متكلمین را از جوهر و عرض بيان مى‌كند.

الفصل الثالث، احكام المعلومات؛ مباحثى كه ذيل این فصل مطرح شده، عبارتند از: 1- زيادة الوجود على الماهية؛ 2-اشتراك الوجود؛ 3- بداهة مفهوم الوجود و العدم و الوجوب و الامتناع و الامكان؛ 4- كون الوجوب و الامتناع و الامكان من الاعتبارات العقلية.

الفصل الرابع، احكام الموجودات؛ مباحثى كه ذيل این فصل مطرح مى‌شود، عبارتند از: 1- الجوهر الفرد؛ 2- احكام الجواهر مثل تماثل الاجسام، بقاء الاجسام، استحالة تداخل الاجسام و... 3- احكام خاصة للاعراض؛ 4- احكام عامة للاعراض؛ 5-الاحكام المشتركة بين الجواهر و الاعراض مثل مبحث التقابل، الوحدة و الكثرة، القديم و الحادث، العلة و المعلول، الجزئى و الكلى.

مؤلف مجموع مباحث امور عامه را در این چهار فصل بيان مى‌كند و از فصل پنجم به بعد به تبيين اصول پنجگانه مى‌پردازد.

الفصل الخامس، اثبات واجب‌الوجود؛ به مباحثى كه ذيل این فصل آمده‌اند و عبارتند از: 1- اثباته تعالى؛ 2- اثبات قدرته تعالى؛ 3- اثبات علمه تعالى؛ 4- اثبات حياته تعالى؛ 5- اثبات ارادته تعالى؛ 6- اثبات ادراكه تعالى؛ 7-اثبات تكلمه تعالى.

الفصل السادس، احكام صفاته تعالى؛ مباحث این فصل عبارتند از: 1- كيفية بقائه تعالى؛ 2- نفى المعانى و الاحوال؛ 3- كيفية ارادته تعالى؛ 4- حدوث كلامه تعالى؛ 5- صدق كلامه‌تعالى؛ 6- ازلية صفاته تعالى.

الفصل السابع، فيما يستحيل عليه تعالى؛ مباحثى كه ذيل این فصل آمده‌اند، چنين است: 1- لا مثل له تعالى؛ 2- استحالة التركيب في ذاته تعالى؛ 3- استحالة التحيز له تعالى؛ 4- ليس في جهة من الجهات؛ 5- استحالة قيام الحوادث بذاته؛ 6- كونه غنيا؛ 7- ان حقيقته تعالى غير معلومة للبشر؛ 8-استحالة رؤيته؛ 9- كونه تعالى واحدا.

مؤلف در این سه فصل مباحث توحيد را تمام كرده، وجود بارى تعالى و صفاتش را در فصل 5 اثبات مى‌كند. در فصل 6 احكام این صفات را بيان نموده و در فصل 7 صفات سلبيه را مى‌شمارد.

الفصل الثامن، العدل مباحثى كه ذيل عدل مطرح شده‌اند، عبارتند از: 1- اقسام الفعل؛ 2- الحسن و القبح؛ 3- انه تعالى لا يفعل القبيح؛ 4- خلق الاعمال؛ 5- ارادته تعالى للطاعات و كراهته للمعاصى.

الفصل التاسع، فروع العدل مؤلف مباحث ذيل را تحت عنوان فروع العدل مطرح مى‌كنند: 1- التكليف؛ 2- اللطف؛ 3- الألم؛ 4- الاعواض؛ 5- الارزاق و الاجال و الاسعار.

الفصل العاشر النبوة، مباحثى كه ذيل عنوان النبوة آمده‌اند، عبارتند از: 1- تعريف النبى؛ 2- وجوب عصمته؛ 3- طريق معرفته؛ 4- اثبات نبوة محمد(ص)؛ 5- اشرفية الانبياء من الملائكة.

مؤلف برای نبوت عامه و خاصه تنها یک فصل اختصاص داده و تمام مسائل نبوت خاصه را در یک مبحث بيان مى‌كند.

الفصل الحادى عشر، الامامة مباحثى كه ذيل عنوان الامامة مطرح شده است، عبارتند از: 1- تعريف الامامة؛ 2- صفات الامام؛ 3- اثبات امامة على(ع)؛ 4- اثبات امامة باقى الائمة(ع).

الفصل الثانى عشر، الامر بالمعروف و النهى عن المنكر؛ مباحثى كه ذيل این عنوان آمده‌اند؛ عبارتند از:

1- تعريف الامر بالمعروف و النهى عن المنكر؛ 2- لمیة وجوبهما؛ 3- هل هو واجب بالسمع او بالعقل أو بهما؛ 4- شرائطهما؛ 5- وجوبهما كفائى او عينى.

الفصل الثالث عشر، المعاد مباحثى كه ذيل معاد مطرح شده است؛ عبارتند از: 1- حقيقة الانسان؛ 2- اعادة المعدوم؛ 3- صحة عدم العالم؛ 4- امكان خلق عالم آخر؛ 5- وجوب انقطاع التكليف؛ 6- اثبات المعاد البدنى؛ 7- استحقاق المطيع للثواب و المعاصى للعقاب؛ 8- فروع الثواب و العقاب كه عبارت از مباحثى؛ همچون دوام الثواب و العقاب، جواز توقف الثواب على الشرط، اشتراط استحقاق الثواب بالموافاة، الاحباط و التكفير، الشفاعة و... 9- التوبه؛ 10- الايمان و الكفر و الفسق و النفاق.

علامه در این كتاب همۀ مباحث كلامى را به صورت اختصار بيان كرده است و شارح آنها را به صورت «قال أقول» شرح كرده است. شارح ابتدا كلام ماتن را بيان مى‌كند. بعد به تفصيل توضيح مى‌دهد. توضيحات شارح ناظر بر محتواى متن است و به توضيح الفاظ متن نمى‌پردازد.

بر كتاب نهج المسترشدين گرچه شروح متعددى نوشته شده است؛ اما ارشاد الطالبين فاضل مقداد در بين آنها از متانت ویژه‌اى برخوردار بوده و مورد توجه علماء واقع شده است.

مؤلف تاريخ اتمام این كتاب را چنين بيان مى‌كند «و كان الفراغ من تصنيفه آخر نهار الخمیس الحادى و العشرين من شعبان المعظم سنة اثنين و تسعين و سبعمأة من الهجرة النبویة.

از ویژگى‌هاى كتاب: 1- قوت و ضعف: اكثر مباحث شارح متأثر از مطالبى است كه در متن آمده است. شارح متن كتاب را چنين توصيف مى‌كند: «فكان الكتاب الموسوم بنهج المسترشدين في اصول‌ الدين من تصانيف شيخنا و امامنا الامام الاعظم علامة العلماء في العالم وارث الانبياء و خليفة الاوصياء بل اية الله في العالمین جمال الملة و الحق و‌ الدين ابى منصور الحسن بن المطهر قد احتوى من المباحث الكلامیة على اشرفها و ابهاها و جمع من الفوائد الحكمیة احسنها و اسناها حتى شغف بالاشتغال به معظم الطلاب و عول على تقرير مباحثه جماعة الاصحاب».

2- طبقه‌بندى مباحث كلامى: مؤلف(هم ماتن و هم شارح) تمام مباحث كلامى را با ترتيب و نظم خاصى ذيل 13 فصل گنجانده است.

3- شيوۀ مباحث: اكثر مباحث مطرح شده، در كتاب عقلى هستند، مگر در موارد كمى كه عادتا به آيات و روايات استناد مى‌شود؛ همانند مبحث امامت.

4- مؤلف اكثر مطالب كلامى را به اختصار توضيح مى‌دهد، به جز مسأله اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع).

او در این مبحث به تفصيل ادلۀ امامت آن حضرت را بيان كرده و آنها را مورد بحث قرار مى‌دهد.

5- اكثر آراء مؤلف در این كتاب متأثر از افكار متكلمین مى‌باشد و در موارد عديده‌اى همچون ديگر متكلمین قواعد فلسفى را رد مى‌كند. به عنوان مثال:

الف: قاعدۀ الواحد یکى از قواعد مسلم فلسفى است كه همۀ حكماء بر آن اتفاق دارند. اما مؤلف بعد از تقرير كلام حكماء و بيان ادلۀ آنها این قاعده را قبول نكرده و از آن به صورت نقضى و حلى جواب مى‌دهد.

ب: حكماء قائلند كه بسيط صرف نمى‌تواند هم قابل باشد و هم فاعل؛ اما مؤلف قائل است كه چنين چيزى ممكن است.

ج: حكماء اعراض را 9 قسم مى‌دانند «كم، كيف، اضافة، أين، متى، وضع، جدة، أن يفعل، أن ينفعل»، اما مؤلف اعراض را 19 قسم دانسته است كه عبارتند از: «الكون، اللون، الطعم، الرائحة، الحرارة و البرودة، الرطوبة و اليبوسة، الصوت، الاعتماد، التأليف، الفناء، الحياة، القدرة، الاعتقاد، الظن، النظر، الارادة، الشهوة، الألم و اللذة، الادراك.

د: حكماء جوهر را تعريف مى‌كنند به «الماهية التى اذا وجدت في الخارج وجدت لا في موضوع»، اما مؤلف در تعريف جوهر؛ همچون ديگر متكلمین مى‌گوید «المتحيز الذى لا يقبل القسمة بوجه من الوجوه».

اين كتاب مورد توجه و مراجعۀ علماء بسيارى بوده است. در مقدمۀ كتاب آمده است «و كفى في جلالة الكتاب و اعتباره ان الشيخ المحدث الحر العاملى(ره) عده من مآخذ كتابه اثبات الهداة و استخرج احاديثه الموجودة فيه في كتابه». علماء كلام متأخر نيز به این كتاب عنايت خاصى داشته‌اند.

اين كتاب یکى از مصادر آقاى سبحانى در كتاب‌هاى كلامى اثر همچون الهيات،المحاضرات، الايمان و الكفر و... مى‌باشد.

همچنين علامه حسن حسن‌زادۀ آملى در تعليقاتش بر كتاب كشف المراد از این كتاب استفاده نموده‌اند.

نسخه شناسى

اين كتاب 2 بار به چاپ رسيده است:

1- سال 1303ق در بمبئى هند در 213 به چاپ رسيده است.

2- سال 1405ق در قم، با تحقيق سيد‌‎مهدى رجائى در 456 صفحه به چاپ رسيده است و همین چاپ در برنامۀ كلام مورد استفاده قرار گرفته است.

محقق برای تحقيق این كتاب از دو نسخۀ خطى استفاده نموده كه ظاهرا یکى از آنها به خط خود مؤلف نگارش يافته است. او به موارد اختلاف بين نسخۀ خود و نسخۀ مطبوع در هند نيز اشاره مى‌كند.

در این نسخه تنها فهرست مطالب استخراج شده است كه خالى از اشكال نيست:

الف: خيلى از سرفصل‌ها نه در متن و نه در فهرست ذكر نشده است؛ مانند: الفصل السادس احكام صفات الله و يا الفصل السابع فيما يستحيل عليه تعالى.

ب: با اينكه مؤلف مطالب را طبقه‌بندى كرده است؛ اما در فهرست و متن كتاب به این امر توجه نشده است و همه مطالب در عرض هم آمده‌اند. چنانكه اگر كسى به فهرست يا حتى به خود متن مراجعه كند در بدو امر احساس مى‌كند. مؤلف مجموع حدود دویست عنوان را به طور آشفته مورد بحث قرار داده است.

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب