إرشاد الفحول إلی تحقيق الحق من علم الأصول

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
إرشاد الفحول إلی تحقيق الحق من علم الأصول
NUR23704J1.jpg
پدیدآوران

شوکانی، محمد (نويسنده)

عنايه، احمد عزو (محقق)

ميس، خليل (مقدمه نويس)
ناشر دار الکتاب العربي
مکان نشر لبنان - بيروت
سال نشر 2003م , 1424ق
چاپ 3
شابک9953-27-141-0
موضوع

اصول فقه اهل سنت - قرن 14

اصول فقه حنفي
زبان عربي
تعداد جلد 2
کد کنگره
‎‏/‎‏ش‎‏9‎‏الف‎‏4‎‏ 157 BP ‏‎
نورلایب مشاهده
کتابخوان مشاهده

إرشاد الفحول إلی تحقيق الحق من علم الأصول، اثر محمد بن علی بن محمد شوکانی (1173-‌1250ق)، کتابی است دربردارنده مباحث مربوط به علم اصول که با تحقیق احمد عزو عنایه، به چاپ رسیده است.

ساختار

کتاب با چهار مقدمه از خلیل میس، ولی‌الدین صالح فرفور دمشقی، محقق و نویسنده آغاز و مطالب در دو جلد، در هفت مقصد و یک خاتمه، ارائه شده است.

گزارش محتوا

جلد اول، مقدمات و چهار مقصد نخست را در خود جای داده است. در مقدمه نخست، به نهضت علوم شرعی در قرن پانزدهم هجری و اهمیت اثر حاضر اشاره شده[۱] و در مقدمه دوم، به بیان این امر پرداخته شده است که این کتاب، از جمله کتب مهم و مفید در علم اصول بوده که دربردارنده اقوال بزرگان این علم است[۲].

مقدمه مؤلف، در چهار فصل زیر تنظیم شده است: در فصل اول، به تعریف علم اصول فقه و موضوع و فایده آن و استمداد این علم از سایر علوم مانند علم کلام، لغت عربی و احکام شرعیه پرداخته شده است[۳].

در فصل دوم، به چهار مبحث حکم، حاکم، محکوم‌به و محکوم‌علیه پرداخته شده[۴] و فصل سوم، به مبادی لغوی، اختصاص یافته است. در این فصل، از ماهیت کلام، واضع، موضوع، موضوع‌له و طریقه‌ای که به‌واسطه آن وضع شناخته می‌شود، بحث شده است[۵].

در فصل چهارم، ابتدا به تقسیم لفظ به مفرد و مرکب اشاره شده و سپس از موضوعاتی همچون اشتقاق، ترادف، مشترک، استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنای واحد و حقیقت مجاز، بحث به میان آمده است. در بحث از حقیقت و مجاز، ابتدا به تعریف و تفسیر حقیقت و مجاز و حدود هریک از آنها پرداخته شده و سپس به موضوعاتی همچون حقایق لغویه، عرفیه و شرعیه و اختلاف در ثبوت آنها، مجاز در لغت عرب، علاقات حقیقت و مجاز، قرائن مجاز، اموری که به‌واسطه آنها، مجاز شناخته می‌شود، عدم اتصاف لفظ قبل از استعمال به حقیقت و مجاز، دوران بین حقیقت و مجاز و ترجیح بین آنها و جمع میان حقیقت و مجاز، پرداخته شده است[۶].

در مقصد اول، در چهار فصل زیر، به مباحث مربوط به «کتاب عزیز» پرداخته شده است: در فصل نخست، مقصود و مراد از «کتاب عزیز» به‌عنوان یکی از ادله اربعه، تبیین شده است؛ ازاین‌رو ابتدا به معنای لغوی کتاب و قرآن و سپس به معنای اصطلاحی آن، که عبارت است از کلام نازل‌شده بر پیامبر(ص) که مکتوب در مصاحف بوده و به‌صورت متواتر به ما رسیده، اشاره شده است[۷].

اختلاف شده است که آیا آنچه با خبر واحد نقل ‌شود، قرآن محسوب می‌گردد یا خیر؟ این موضوع در فصل دوم، مطرح شده است[۸].

در فصل سوم، به تعاریف مختلفی که پیرامون محکم و متشابه در قرآن ارائه شده، اشاره گردیده[۹] و در فصل چهارم، به این سؤال پاسخ داده شده است که آیا لفظ معرب (الفاظ غیر عربی که اعراب آن را استعمال کرده‌اند) نیز در قرآن موجود است یا خیر؟[۱۰].

مقصد دوم، در یازده بحث، به «سنت» و موضوعات مرتبط با آن، اختصاص یافته است: در بحث اول، معنای لغوی و شرعی سنت، تبیین شده[۱۱] و در بحث دوم، حجیت آن و استقلال آن در تشریع، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و چنین نتیجه‌گیری شده است که سنت، مستقل در تشریع احکام بوده و در تحلیل حلال و حرام، همانند قرآن است[۱۲]. در بحث سوم[۱۳] و چهارم، به اقوال مطرح‌شده پیرامون عصمت انبیا(ع) و افعال پیامبر(ص) اشاره گردیده است[۱۴].

در مباحث دیگر این مقصد، به موضوعاتی همچون تعارض افعال، حکم تعارض بین قول و فعل پیامبر(ص)، تقریر، اموری که پیامبر(ص) قصد انجام آنها را داشته، ولی انجام نداده است، حکم اشاره و کتابت آن حضرت، اموری که آن حضرت بدان نپرداخته و ترک کرده است و مباحث مربوط به اخبار، مانند: معنای لغوی و اصطلاحی خبر، اقسام خبر از لحاظ صدق و کذب، تقسیم خبر از حیث تواتر و عدم آن، شروط عمل به خبر واحد، شروط راوی، شروط مدلول خبر، شروط لفظ خبر، حدیث صحیح، حدیث منقطع و معضل، طرق ثبوت عدالت و...، پرداخته شده است[۱۵].

در مقصد سوم، مطالب مربوط به «اجماع»، در بیست مبحث، به شرح زیر، مطرح شده است: در بحث نخست، معنای لغوی و اصطلاحی اجماع تبیین شده[۱۶] و سپس در بحث دوم، به بررسی امکان فی نفسه اجماع و حجیت آن پرداخته شده است[۱۷].

ظنی بودن یا قطعی بودن اجماع، در بحث سوم بررسی شده[۱۸] و آنچه به‌واسطه آن اجماع منقعد می‌شود، در بحث چهارم [۱۹].

اعتبار مجتهد مبتدع در اجماع، اعتبار تابعی مجتهد در اجماع، حکم اجماع صحابه، حکم اجماع اهل مدینه، حکم انقراض عصر اهل اجماع در حجیت اجماع آنها، اجماع سکوتی، حکم اجماع بر چیزی پس از اجماع برخلاف آن، حکم قول عوام در اجماع و حجیت اجماع منقول، از دیگر مباحث مطرح‌شده در این مقصد می‌باشد[۲۰].

مقصد چهارم، نه باب را در خود جای داده است (که تا باب چهارم در جلد نخست و مابقی، در جلد دوم آمده است). در باب نخست، در یازده فصل، به مباحث مربوط به امر، از جمله حقیقت لفظ امر، صیغه امر و معانی آن، دلالت یا عدم دلالت امر بر تکرار، امر به شیء نهی از ضد آن است، امر به امر به چیزی، امر به ماهیت و مقتضای آن و تعاقب دو امر، پرداخته شده[۲۱] و در باب دوم، در سه مبحث، موضوعات مربوط به نواهی، شامل معنای لغوی و اصطلاحی نهی، نهی حقیقی و معنای آن و اقتضای فساد کردن نهی، مطرح گردیده است[۲۲].

از جمله موضوعات مهم در علم اصول، موضوع عموم و خصوص می‌باشد که در باب سوم و چهارم، به‌صورت مفصل، بدان پرداخته شده است. از جمله مباحث مطرح‌شده در این‌باره، عبارتند از: فرق میان عام و مطلق[۲۳]، عموم خطاب[۲۴]، استفصال[۲۵]، حجیت عام پس از تخصیص[۲۶]، عمل به عام، قبل از فحص از مخصص[۲۷]، فرق بین نسخ و تخصیص[۲۸]، تخصیص با شرط[۲۹]، تخصیص با اجماع[۳۰] و تخصیص با سیاق[۳۱].

مطلق و مقید، مجمل و مبین، ظاهر و مؤول، منطوق و مفهوم و نسخ، در سایر ابواب مقصد چهارم بررسی شده است[۳۲].

مقصد ششم، در دو فصل زیر، مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید را در خود جای داده است: در فصل اول، به موضوع اجتهاد و مسائل مربوط به آن از جمله خالی بودن عصر از مجتهدین، تجزی در اجتهاد، اجتهاد در عصر پیامبر(ص) و تفویض مجتهد، پرداخته شده است[۳۳].

فصل دوم، مباحث مربوط به تقلید و احکام مفتی و مستفتی از جمله تقلید در اصول دین، تقلید در مسائل شرعی فرعی، حکم افتای مقلد و التزام به مذهب معین را شامل شده است[۳۴].

مباحث مربوط به تعادل و تراجیح، در آخرین مقصد کتاب، جای گرفته است. نویسنده در ابتدا، معنا و مفهوم این دو واژه را تبیین نموده و ضمن اشاره به عدم وجود تعارض بین دو دلیل قطعی، وجوه ترجیح میان دو متعارض و انواع ترجیح را توضیح داده است[۳۵].

در خاتمه، دو مسئله زیر، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است:

  1. اصل در مواقع اختلاف، اباحه است یا منع یا توقف؟
  2. وجوب عقلی شکر منعم[۳۶].

وضعیت کتاب

برخی اقدامات تحقیقی صورت‌گرفته بر روی کتاب، عبارتند از:

  1. مقابله کتاب با نسخ قدیمی آن و اشاره به اختلاف نسخ در پاورقی‌ها.
  2. تخریج آیات قرآنی به‌واسطه ذکر سوره و شماره آیات و قرار دادن آنها میان پرانتز ().
  3. تخریج احادیث نبوی و آثار و قرار دادن آنها میان گیومه «» و شماره‌گذاری آنها میان کروشه [].
  4. ترجمه و شرح حال اعلام مذکور در متن، به‌غیر از صحابه معروف در پاورقی‌ها.
  5. ذکر کامل نام کتب مذکور در متن به‌همراه مؤلفین آنها.
  6. تشریح معنا و ضبط الفاظ غریب و نامأنوس در پاورقی‌ها.
  7. قرار دادن علایم ویرایشی در میان متن.
  8. تعلیق و توضیح برخی از مطالبی که فهم آنها، نیاز به دقت و توجه بیشتری داشته است، در پاورقی‌ها.
  9. قرار دادن عنوان برای برخی از فصول کتاب و وضع آنها میان دو پرانتز (()).
  10. تخریج ابیات شعری با بیان بحر و اشاره به نام شاعران آنها.
  11. ارائه توضیح پیرامون فرق و مذاهب ذکرشده در کتاب، در پاورقی‌ها.
  12. تهیه فهارس فنی برای موضوعات ذیل:
    1. آیات؛
    2. احادیث نبوی؛
    3. اعلام؛
    4. فرق و مذاهب؛
    5. اماکن و شهرها؛
    6. ابیات شعری؛
    7. کتب مذکور در متن؛
    8. منابع و مصادر مورد استفاده محقق؛
    9. موضوعات کتاب[۳۷].

پانویس

  1. ر.ک: مقدمه اول، ج1، ص5
  2. ر.ک: مقدمه دوم، همان، ص7
  3. ر.ک: مقدمه مؤلف، همان، ص17-‌24
  4. ر.ک: همان، ص25
  5. ر.ک: همان، ص40
  6. ر.ک: همان، ص52-‌80
  7. ر.ک: همان، ص85
  8. ر.ک: همان، ص86
  9. ر.ک: همان، ص90
  10. ر.ک: همان، ص91
  11. ر.ک: همان، ص95
  12. ر.ک: همان، ص96
  13. ر.ک: همان، ص98
  14. ر.ک: همان، ص102
  15. ر.ک: همان، ص95-‌189
  16. ر.ک: همان، ص193
  17. ر.ک: همان، ص194
  18. ر.ک: همان، ص209
  19. ر.ک: همان، ص210
  20. ر.ک: همان، ص212-‌236
  21. ر.ک: همان، ص241-‌274
  22. ر.ک: همان، ص278-‌280
  23. ر.ک: همان، ص290
  24. ر.ک: همان، ص320
  25. ر.ک: همان، ص330
  26. ر.ک: همان، ص340
  27. ر.ک: همان، ص45
  28. ر.ک: همان، ص325
  29. ر.ک: همان، ص375
  30. ر.ک: همان، ص394
  31. ر.ک: همان، ص397
  32. ر.ک: همان، ج2، ص5-‌202
  33. ر.ک: همان، ص205-‌237
  34. ر.ک: همان، ص239-‌252
  35. ر.ک: همان، ص257-‌281
  36. ر.ک: همان، ص283-‌287
  37. ر.ک: مقدمه محقق، ص12-‌13

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها