ابن ابی‌اصیبعه، احمد بن قاسم

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
ابن ابیاصیبعه، احمد بن قاسم
نام ابن ابیاصیبعه، احمد بن قاسم
نام‌های دیگر خزرجی، موفق‌الدین احمد بن قاسم

سعدی، ابوالعباس احمد

نام پدر قاسم سعدى خزرجى
متولد 595ق
محل تولد دمشق
رحلت 668 ق
اساتید رضى‌الدين رحبى، ابن بيطار و عبدالرحيم بن على دخوار
برخی آثار عيون الأنباء في طبقات الأطباء (خزرجی)

قولنج

کد مؤلف AUTHORCODE03015AUTHORCODE

ابن ابى اُصَيْبِعه، موفق‌الدين ابوالعباس احمد بن قاسم سعدى خزرجى (ح 595- 668ق) مشهورترين پزشک خاندان ابى‌اصيبعه است. جدّ او، خليفه بن يونس، از نزدیک ان صلاح‌الدين ايوبى به‌شمار مى‌رفت. دو پسر خليفه بن يونس، قاسم و على، از پزشکان معروف بيمارستان ناصرى و نيز ساليان دراز در خدمت شاهان و امراى ايوبى بودند.

احمد در دمشق زاده شد و پرورش يافت. وى پس از فراگرفتن ادبيات و مقدمات پزشکى و كحالى، نزد پدر و عمویش، در بيمارستان نورى دمشق نزد رضى‌الدين رحبى، ابن بيطار و عبدالرحيم بن على دخوار به آموختن پزشکى پرداخت. سال‌هاى آموزش ابن ابى‌اصيبعه نزد ابن بيطار و دخوار از دوران‌هاى خوش زندگانى وى بوده است. وى با ابن بيطار در مناطق پيرامون دمشق به جست‌وجوى گياهان طبى مى‌پرداخت و از او در گياه‌شناسى نيز بسيار آموخت. ابن ابى‌اصيبعه خوش قريحه و باهوش بود و به زودى در شناخت و درمان بيمارى‌ها مهارت يافت و در همان بيمارستان به كار و نيز تدريس پرشكى مشغول شد. عمران بن صدقه، همكار وى در بيمارستان نورى، کتابخانه‌اى بزرگ از آثار پزشکى داشت و چنين مى‌نمايد كه ابن ابى‌اصيبعه از آن کتابخانه به ویژه در تأليف کتاب «عيون الانباء في طبقات الاطباء» استفاده بسيار كرده است.

وى در 631ق به قاهره رفت و در بيمارستان ناصرى به طبابت و تدريس مشغول گشت. همكار نامدار وى در آنجا، سديدالدين بن ابى البيان اسرائيلى بود كه ابن ابى‌اصيبعه از دانش او در داروسازى استفاده مى‌كرد و در گردآورى مطالب کتاب اقرابادين به وى يارى مى‌رساند. در632ق به بيمارستان نورى دمشق بازگشت و در 634ق به عنوان پزشک مخصوص امیر عزالدين اَيدَمور بن على، به صفد رفت و 34 سال بقيه عمر خود را در آنجا به كارهاى درمانى و تأليف كتب گذراند و در همان‌جا درگذشت.

از شاگردان معروف او، امین الدوله ابوالفرج بن القُفّ است.

يادگار مهم ابن ابى‌اصيبعه، «عيون الانباء في طبقات الاطباء» است كه عمده‌ترين منبع آگاهى ما از تاريخ طب اسلامى تا روزگار اوست.

تأليفات

علاوه بر اثر مذكور، وى آثار ديگرى نيز داشته كه از آن‌ها در عيون و برخى منابع ديگر نام برده شده، ولى بعدها از میان رفته‌اند. از این جمله‌اند:

  1. حكايات الاطباء في علاجات الادواء.
  2. اصابات المنجمین.
  3. التجارب و الفوائد و معالم الامم[۱]

پانویس

  1. مولوی، محمدعلی، ج2، ص627-628
  

منابع مقاله

مولوی، محمدعلی، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، 1374ش 


وابسته‌ها