اخلاق اسلامی (دیلمی و آذربایجانی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏اخلاق اسلامي
NUR23874J1.jpg
پدیدآوران

ديلمي، احمد (نويسنده)

آذربايجاني، مسعود (نويسنده)
عنوان‌های دیگر اخلاق اسلامي
ناشر دفتر نشر معارف
مکان نشر ايران - قم
سال نشر مجلد1: 1380ش,
موضوع اخلاق اسلامي
زبان فارسي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‏‎‏BP‎‏ ‎‏247‎‏/‎‏8‎‏ ‎‏/‎‏د‎‏9‎‏الف‎‏3

اخلاق اسلامی، تألیف احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، از جمله آثار فارسی است که علم اخلاق اسلامی و مباحث پیرامون آن را به شیوه علمی برای تدریس در دانشگاه مطرح کرده است.

ساختار

این کتاب از سه بخش تشکیل شده است که بخش اول و دوم آن توسط احمد دیلمی و بخش سوم آن توسط مسعود آذربایجانی نگارش یافته است. هریک از بخش‎ها نیز مشتمل بر فصولی است.

این مجموعه با دو قلم جداگانه نگارش یافته است؛ ازاین‎رو ممکن است در متن آن برخی تفاوت‎‎های نگارشی مشاهده گردد؛ اگرچه سعی بر آن بوده که حتی‎الامکان یک‎نواخت عرضه گردد. مستند بودن مطالب به منابع اولیه و معتبر اسلامی، به‎ویژه آیات و روایات، همواره مورد نظر بوده و تلاش شده است تا از نقل مطالب از منابع واسطه‎ای خودداری گردد.

گزارش محتوا

مجموعه حاضر درصدد است با توجه به شبهات ارائه‎شده و با استفاده از علوم مرتبط با اخلاق، مانند روان‎شناسی و علوم تربیتی، ساختار اخلاق اسلامی و مفاهیم حوزه‎های اخلاقی و روش تربیتی اسلام را با استفاده از منابع دست اول دینی، ترسیم نماید[۱]‎.

در مقدمه مؤلف به نکاتی اشاره شده است:

  1. در بخش اول از میان مباحث مختلفی که در فلسفه اخلاق مطرح است، تنها دو محور مهم گزینش و مورد بحث قرار گرفته است و هرگز جامعیت مباحث مورد نظر نبوده است.
  2. در همین بخش و در محور مذکور نیز به دلیل محدودیت‎های زمانی و محتوای موجود، از پرداختن به دیدگاه‎های مختلف و بحث آزاد تطبیقی خودداری شده و سعی شده مبانی اخلاق اسلامی تبیین گردد.
  3. کلان‎نگری و نگاه فرابخشی به مسائل اخلاق مورد توجه نگارندگان بوده است تا به این وسیله بتوان درک و ارزیابی معتدل‎تری از این مسائل داشت و از آفاتی که از جزئی‎نگری و مجردنگری به مسائل اخلاقی حاصل می‎شود، در حد مقدور جلوگیری کرد.
  4. ملاحظه سطح عمومی مخاطبان و محدودیت‎هایی که از این امر ناشی می‎شود، مانع از طرح برخی دیدگاه‎ها شده است.
  5. تلاش شده است که مباحث به‎صورت سازمان‎یافته و با ایجاد نوعی ترتیب منطقی ارائه گردد و طبعاً از این جهت نیز خالی از نقص نیست.
  6. تربیت و سلوک اخلاقی، نیازمند آگاهی از روش‎های تربیت جهت نیل به سرمنزل مقصود و غایت قصوای اخلاق و فضیلت است. بخش سوم کتاب در حقیقت گامی در تحقق همین منظور است.
  7. در بخش سوم با استفاده از دستاوردهای علوم روان‎شناسی و تربیتی و در چارچوب تعالیم اسلامی، سعی بر این بوده که روش‎ها و شیوه‎های تربیت اخلاقی به‎طور دقیق و جزئی، با رعایت اختصار ترسیم و تبیین گردد[۲]‎.

در ابتدای اثر با عنوان کلیات، چند پرسش به‎عنوان اصلی‎ترین پرسش‎هایی که در ابتدای ورود به مسائل علم اخلاق فراروی ما قرار دارد، مطرح شده است: علم اخلاق چیست؟ موضوع و هدف آن کدام است؟ مناسبات آن با علوم هم‎عرض خود چگونه است؟ چرا باید اخلاق را بیاموزیم؟ انواع شیوه‎ها و مکاتب اخلاقی موجود در بین عالمان مسلمان کدامند؟ به اعتقاد نویسنده، پاسخ به این پرسش‎ها علاوه بر روشن شدن موضوع و جایگاه علم اخلاق، از بروز بسیاری شبهات و ابهاماتی که در مباحث بعدی ممکن است روی دهد پیشگیری می‎کند[۳]‎.

نویسنده سپس علم اخلاق را چنین معرفی می‎کند: «علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی می‎کند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می‎دهد»[۴]‎.

ازآنجاکه علم اخلاق نیز مانند هر علم دیگری با پاره‎ای از دانش‎های موجود، مناسبات نزدیک دارد، نویسنده در ادامه این بخش برای تبیین قلمرو علم اخلاق و تکمیل شناسایی آن، مناسبات علم اخلاق را با بعضی از علوم نزدیک به آن، از قبیل علم فقه، حقوق، عرفان عملی و علوم تربیتی مورد مطالعه قرار می‎دهد[۵]‎.

در حوزه مطالعات اخلاقی، بین اندیشمندان مسلمان و مخصوصاً عالمان اخلاق، می‎توان سه مکتب و مشرب عمده اخلاقی را مشاهده نمود. نویسنده ابتدا به شرح اجمالی این سه شیوه، یعنی اخلاق فیلسوفانه، اخلاق عارفانه و اخلاق نقلی می‎پردازد و سپس مشرب اخلاقی مورد قبول را با ذکر دوازده شاخصه اصلی آن معرفی می‎کند[۶]‎.

نویسنده با رد نسبیت‎گرایی اخلاقی، معتقد است که نسبیت‎گرایی اخلاقی به‎طور کلی و با هر دلیل و مبنایی که ادعا شود، دارای پیامدهای ویرانگر و غیر قابل قبولی است، که هریک به‎تنهایی برای ابطال آن کافی است. سلب مسئولیت، بی‎ثمری احکام اخلاقی، نفی کمال و جاودانگی دین، شکاکیت اخلاقی و برابری خدمتکاران و خیانت‎پیشگان از جمله پیامدهای ناگوار نسبیت اخلاقی است[۷]‎.

بخش دوم کتاب، عهده‎دار توصیف و شناسایی انسان خداپسند و نمونه، در قالب بررسی ویژگی‎های انسان کامل و مشخصه‎های نفسانی او و مقوله‎هایی از این دست است. در این بخش مفاهیم عام اخلاقی که اختصاص به ساحتی از زندگی انسان ندارند، اعم از فضایل و رذایل، مورد مطالعه قرار می‎گیرند[۸]‎. این قبیل مفاهیم اخلاقی در دو گروه جای می‎گیرند: برخی از آنها نقش هدایتگری را در سیر معنوی و اخلاقی انسان بازی می‎کنند و گروهی دیگر صفت نفسانی عمل‎کننده‎اند که در سایه صفت هدایتگر تحقق می‎یابند و آثار خاصی را نیز در حوزه رفتار در پی دارند. نویسنده با این توضیح، ساختار کلان اخلاق اسلامی را در ناحیه توصیف انسان الهی و خداپسند به شکل زیر ترسیم نموده است: مقام خلیفه الهی (قرب الهی)، حوزه‎های رفتاری، صفات نفسانی عمل‎کننده و صفت نفسانی هدایتگر (ایمان)[۹]‎.

در ساختار اخلاق اسلامی، ایمان به‎عنوان عالی‎ترین صفت نفسانی هدایتگر مورد تأکید فراوان واقع شده و به همین دلیل تحصیل مبادی و مقدمات آن همانند علم و یقین نیز به‎شدت مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است و ابزارها و راه‎هایی که می‎تواند آدمی را به این صفات نفسانی ارزشمند برساند، همانند تفکر و خواطر و الهامات پسندیده، جایگاه ویژه‎ای در نظام اخلاقی اسلام دارند. در مقابل، صفات نفسانی معارض و مانع پیدایش ایمان در آدمی، از قبیل «جهل» اعم از بسیط و مرکب، «شک و حیرت»، «جربزه» و «خاطرات نفسانی نکوهیده» و «وسوسه‎های شیطانی» همواره مورد مذمت و نهی واقع شده‎اند[۱۰]‎.

در بخش سوم کتاب، روش‎های تربیت اخلاقی در اسلام مطرح شده است. در این بخش روش‎های تربیت اخلاقی که با رفتا و مبادی آن سروکار دارد، در سه حوزه شناختی، عاطفی (انگیزشی) و رفتاری مورد بررسی قرار گرفته است. در بیان روش‎ها یک ترتیب منطقی وجود دارد که از روش‎های دیگر تربیتی سهل‎تر شروع می‎شود و به روش‎های خودتربیتی و مشکل‎تر ختم می‎گردد. این ترتیب منطقی، هم با رشد روانی – اخلاقی انسان انطباق دارد و هم با آموزه‎های تربیتی اسلام هماهنگ‎تر است. هر روش با تعریف و توضیح آن شروع می‎شود؛ در مرحله بعد با استفاده از آیات و روایات، استناد آن به اسلام ثابت می‎شود؛ سپس با بهره‎گیری از مطالعات علمی روان‎شناختی به تبیین و تکمیل روش پرداخته می‎شود؛ یعنی بر اساس چه دسته از مبانی نظری در روان‎شناسی می‎توان از این روش دفاع کرد و تأثیر آن را در تربیت اخلاقی ثابت کرد[۱۱]‎.

سازندگان اصلی هر محیط، نخبگان و سردمداران آن جامعه و محیطند. بنابراین یکی از شیوه‎های ایجاد محیط تربیتی مساعد، پدیدآوردن الگوهای شایسته در آن محیط و طرد الگوهای ناشایست است. وجود الگوهای محبوب در جامعه، به‎خودی‎خود افراد آن محیط را به‎سوی آنان سوق می‎دهد و مکارم اخلاقی ایشان را، دیگران الگوبرداری می‎کنند[۱۲]‎.

دعا و نیایش نیز یکی از شیوه‎های پرورش ایمان است. دعا اظهار نیاز است، بلکه دعا آن است که شخص یک‎پارچه نیاز شود. دعا ابراز اشتیاق است، بلکه همه نیاز فرد همین شوق و اشتیاق است. دعا عامل تربیتی و سازنده‎ای است که نه‎تنها هشیاری انسان نسبت به کمبودهایش است، بلکه تمام مساعی و نیروهای او را جهت تحقق مطلوبش به‎کار می‎اندازد. آنگاه که بیماری از درد و سوز به خود می‎پیچد و از پزشک مدد می‎طلبد، خود اقدامات اولیه را به انجام می‎رساند تا مسیر درمان هموار گردد. پس از آن دعا و طلب معنای حقیقی خود را می‎یابد و در نتیجه اجابت را در پی دارد[۱۳]‎.

نویسنده در آخرین سطرهای کتاب، زیارت و ملاقات برادران دینی از روی محبت را نیز باعث حیات قلوب، زیادت محبت و رشد ایمان دانسته است؛ خصوصاً انسان‎های صالح و علمای ربانی که تأثیرات اخلاقی مضاعفی دارد: به زیارت یکدیگر بروید که موجب حیات دل‎های شما است و سخنان ما هم ذکر می‎گردد و احادیث ما بین شما پیوند برقرار می‎سازد. پس اگر به آنها تمسک جویید، موجب رشد و نجات شماست[۱۴]‎.

وضعیت کتاب

ویراست اول کتاب، با حجمی بیش از این منتشر گشت و در ویراست دوم بنا به درخواست اساتید محترم دانشگاه، ضمن اعمال برخی اصلاحات، کتاب در حجم کمتری ارائه شده است[۱۵]‎.

فهرست مطالب در ابتدای کتاب و منابع در انتهای آن ارائه شده است.

پانویس

  1. ر.ک: پیشگفتار ناشر، ص5
  2. ر.ک: مقدمه، ص14-13
  3. ر.ک: متن کتاب، ص17
  4. ر.ک: همان، ص18
  5. ر.ک: همان، ص20
  6. ر.ک: همان، ص26-22
  7. ر.ک: همان، ص31-30
  8. ر.ک: همان، ص65
  9. ر.ک: همان، ص70
  10. ر.ک: همان، ص71
  11. ر.ک: همان، ص170-169
  12. ر.ک: همان، ص171
  13. ر.ک: همان، ص254
  14. ر.ک: همان، ص258
  15. ر.ک: پیشگفتار ناشر، ص6

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها