اخلاق خوبان

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاق خوبان
NUR05859J1.jpg
پدیدآوران انصاریان، حسین (نویسنده)
ناشر پیام آزادی
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1380 ش
چاپ 2
شابک964-302-463-6
موضوع اخلاق اسلامی
زبان فارسی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏247‎‏/‎‏8‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏87‎‏ ‎‏الف‎‏13*
نورلایب مشاهده

اخلاق خوبان متن سخنرانى‌هاى استاد شيخ حسين انصاريان مى‌باشد كه به منظور استفاده مبلغان دينى و دانشجویان علوم اسلامى، به زبان فارسی و در سال 1379ش، به رشته تحرير درآمده است.

دستمايه اصلى کتاب، موعظه‌هاى مؤلف در ماه مبارک رمضان و شب‌هاى قدر بوده و موضوع اصلى آن، درباره صفات نیکان و مسائل آموزنده اخلاقى مى‌باشد.(حبيبى، سلمان، 1389)

ساختار

کتاب با مقدمه‌اى ادبى از آقاى محمدرضا رنجبر در اشاره به محتواى اثر آغاز و مطالب، دربردارنده مجموعا بيست عنوان سخنرانى مى‌باشد.

نگارنده با توجه به تعاليم دين اسلام و با استناد از آيات قرآن، احاديث معصومين، حكايات آموزنده و اشعار شاعران، به ویژه اشعار مولوى، مباحثى در خصوص اخلاق و تربيت را مطرح ساخته است. (حبيبى، سلمان، 1389)

گزارش محتوا

عنوان اولين سخنرانى، «شيوه شكفتن» مى‌باشد كه مؤلف در آن، به مقايسه بين انسان و شكوفايى گل پرداخته و بيان مى‌دارد كه نسيم الهى، باعث شكفته شدن انسان شده و شكوفايى آدمى، در گرو نسيم سراسر رحمت و نشاط الهى، يعنى قرآن كريم است؛ قرآن همان کتاب هدايتى است كه از طرف خداوند برای بشر نازل شده است.

در ادامه، نمونه‌هاى از هدايت‌هاى قرآنى ذكر و به اين مطلب اشاره شده است كه انسان، بايد در امر سعادت خویش، خشوع، خاک سارى و كوچكى را پيشه كار خود قرار دهد.

دومين سخنرانى، در موضوع «آرى، نه» مى‌باشد. مؤلف در اين فصل، به اين بحث پرداخته كه همه چيز آينه است و خدا را نمايانده و به قول ديگر، آيت و نشانه‌اى بر وجود و حضور حضرت حق است و همچنان كه وجود سبزه، از خاک است و بدون خاک، سبزه‌اى نيست، بدون خداوند نيز هيچ چيزى نخواهد بود.

وى معتقد است اگر انسان گاه رو به ترديد و يا انكار كرده و از خدا، خبر و نشانى ندارد، ازآن‌روست كه به گناه روى آورده است. به باور وى، گناه برای وجود آدمى، همچون زنگار برای آيينه است و گرنه، چيزى در عالم نيست كه حاكى و گواه بر وجود خداوند ناظر و حاضر نباشد؛ ازاين‌رو عارفان با ديدن همه چيز، يادآور وجود خداوند مى‌شوند.

وى در ادامه، «آرى» و «نه» را جزء مقدس‌ترين واژه‌ها مى‌شمارد، به شرط آن‌كه هر یک در جاى خود به كار روند. به نظر وى، قداست «آرى»، در اين است كه انسان آن را تنها در برابر خداوند به كار بندد، همانطورى كه حرمت و ارزش «نه»، وقتى است كه انسان آن را تنها در برابر غير خداوند به كارگيرد.

در ادامه، مؤلف با طرح اين سوال كه انسان، ريزه‌خوار سفره كيست؟ بحث را دنبال كرده است. وى با جواب به اين سوال، به بحث از راه رهايى و نجات بشر پرداخته و با اشاره به اهميت و جايگاه سكوت، آن را پرهيز از زياده‌روى تعريف كرده و چنين بيان مى‌دارد كه زياده‌روى در همه‌جا مذموم است، مگر در نیکو بودن كه بايد انسان در اين امر زياده روى كند.

عنوان سخنرانى سوم، «عشق حق» مى‌باشد. مؤلف، در ابتداى اين فصل، به مبحث «زبان» و بدى‌ها و خوبى‌هاى استفاده از آن اشاره كرده و توضيح مى‌دهد كه بهترين استفاده از زبان، بازگفتن نعمت‌هاى خداوندى است؛ گرچه زبان از گفتن آن همه نارسا و قاصر است. سپس بحث تكبر، ريشه‌ها و راه علاج آن مورد بررسى قرار گرفته و به اين نكته اشاره شده كه نماز، یکى از آن مواردى است كه به‌وسيله آن، مى‌توان تكبر را علاج كرد؛ زيرا در حقيقت، ثمره نماز در خشوع و خضوع است و مظهر آن، ركوع و سجود مى‌باشد.

عنوان ساير سخنرانى‌ها، عبارتند از:

خشوع، تاثير همنشينى، زمزم عقل، محبان محبوب، وصاياى اهل‌بيت، كرنش اولياء، غايت خلقت، ادب، خدا و شيطان، قطره دنيا، سخن خدا، حيات دل، توصيه دين، مهر خداوند، تعليم قرآن، عالى‌ترين كرنش، و انسان.

از جمله ویژگى‌هاى کتاب، آن است كه مؤلف، در جاى‌جاى اثر خویش، آيات، روايات و بخصوص اشعارى زيبا را مورد استفاده قرار داده است كه اين امر، باعث طراوت مطالت و عدم خستگى خواننده مى‌شود.

وضعيت کتاب

اين اثر بر پايه منبر و سخنرانى‌هاى استاد انصاريان بوده و گرآورنده، سعى زيادى داشته تا علاوه بر اين‌كه سبک و شيوه سخنران در تبيين معارف اهل‌بيت(ع) تا حدى حفظ گردد، شرايط کتابت نيز در آن رعايت شود؛ شرايطى همچون: عنوان‌بندى مناسب، تفكیک مطالب و موضوعات، ذكر نام مستقل برای هر بحث و استخراج مصادر آيات و روايات.

پاورقى‌ها حاوى مصادر آيات، روايات، اشعار و توضيحاتى نافع پيرامون برخى كلمات و عبارات مى‌باشد.

فهرست اجمالى و تفصيلى محتویات، در ابتداى کتاب، آمده است.

منابع مقاله

1. مقدمه و متن کتاب

1. حبيبى، سلمان، 1389، کتابشناسى آثار استاد حسين انصاريان، قم، دار العرفان