الأذان بحي علی خير العمل

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الأذان بحي علی خير العمل
NUR59603.J1.jpg
پدیدآوران

علوی، محمد بن علی بن حسن (نویسنده)،

عزان، محمد یحیی سالم (محقق)
عنوان‌های دیگر معجم الرواة في کتاب الأذان بحي علي خير العمل
ناشر مکتبة مرکز بدر العلمي و الثقافي
مکان نشر یمن، صنعا
سال نشر 1418ق/1997م
چاپ 1
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏/ع8الف4 / 186/3 BP
کتابخوان مشاهده


الأذان بحي علی خير العمل، اثر حافظ ابوعبدالله محمد بن علی بن حسن علوی (367- 445ق)، مجموعه‌ای از روایات پیرامون وجود عبارت «حی علی خیر العمل» در اذان می‌باشد که با تحقیق محمد یحیی سالم عزان به چاپ رسیده است. در انتهای این اثر «معجم الرواة في كتاب الأذان بحي علی خير العمل» تألیف محقق اثر آمده است.

ساختار

کتاب با مقدمه محقق آغاز و روایات در چهار قسمت، تنظیم شده است.

سند کتاب

احادیث کتاب، از طریق دو سلسله سند، زیر روایت شده‌اند:

  1. عمران بن حسن بن ناصر بن یعقوب، از علی بن منصور بن علی بن حسین بن علی بن زریق وداعی کوفی، از محمد بن محمد بن مدلل، از محمد بن محمد بن حسن بن غبره، از سید عبدالجبار بن حسن بن معیه حسینی، از ابوعبدالله محمد بن علی بن عبدالرحمن علوی حسنی (مؤلف کتاب).
  2. احمد بن محمد بن شهریار، از ابوطالب حمزه بن محمد بن احمد بن شهریار حارث، از پدرش محمد بن احمد بن شهریار، از ابوعبدالله محمد بن حسن بن داود انماطی از ابوعبدالله محمد بن علی بن عبدالرحمن علوی حسنی[۱].

گزارش محتوا

در مقدمه مؤلف که در سال 1416ق نوشته شده، ابتدا تحقیقی پیرامون مشروعیت یا ابتداعی بودن فراز «حی علی خیر العمل» در اذان صورت گرفته[۲] و سپس، ضمن اشاره به دیدگاه و نظر صحابه نسبت به این فراز[۳]، از جمله حضرت علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، عقیل بن ابی‌طالب، ابن عباس، عبدالله بن جعفر[۴] و عبدالله بن عمر[۵] و نیز نظر تابعینی همچون حضرت سجاد(ع)[۶] و سایر اهل‌بیت(ع)[۷]، به بررسی روایات مربوط به اذان در کتب حدیث، پرداخته شده[۸] و سپس به شرح‌حال مؤلف[۹]، ارائه توضیحاتی پیرامون کتاب، از جمله صحت انتساب آن به مؤلف[۱۰] و تشریح اقدامات تحقیقی صورت گرفته بر روی آن، پرداخته شده است[۱۱].

محقق روایات کتاب را در چهار دسته زیر، تقسیم‌بندی نموده است که به‌منظور آشنایی با محتوای کتاب، به برخی از روایات هر قسم، اشاره می‌شود:

  1. «حی علی خیر العمل» در عصر پیامبر(ص):
    ابومحذوره (متوفای 59ق)، اولین صحابه‌ای است که در این قسمت، به «حی علی خیر العمل» گفتن او در اذان، اشاره شده است. در روایتی از او، چنین آمده است که: «أمرني رسول‌الله(ص) أن أقول في الأذان حي علی خير العمل» (رسول خدا(ص) مرا امر نمود تا در اذان «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» بگويم)[۱۲].
    ابورافع از صحابه اميرالمؤمنين(ع) و دومین شخصی از صحابه است كه «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» را در اذان می‌گفت و اولين كسی است كه در تاريخ اسلام و شيعه، علم رجال نوشته و اسامی تمام لشكريان علی(ع) را در جنگ جمل نوشت. در روایتی در این بخش، از او چنین آمده است كه: «كان النبي إذا سمع الأذان قال كما يقول، إذا بلغ حي علی خير العمل، قال لا حول و لا قوة إلا بالله»، (هنگامی كه پيامبر(ص) اذان را به آن شكلی كه ديگران اذان می‌گويند شنيد، وقتی به «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» رسيد فرمود: «لا حول ولا قوه الا بالله»)[۱۳].
  2. «حی علی خیر العمل» در عصر صحابه:
    در روایتی در این بخش از عیسی بن عبدالله بن محمد بن عمر بن علی بن ابی‌طالب(ع) از پدرش و او از جدش، چنین آمده است که: «كان أبي علي(ع) إذا خرج إلی سفر، لا يكل الأذان إلی غيره و لا الإقامة و كان لا يدع أن يقول في اذانه حي علی خير العمل» (پدرم وقتی برای سفر خارج می‌شد اذان و اقامه را به كسی ديگر واگذار نمی‌كرد و به‌هیچ‌وجه در اذان خود «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» را ترك نمی‌كرد). ظاهراً، ناقل این روایت، يكی از فرزندان حضرت علی(ع) است به نام عمر، همو كه در کربلا شهيد شد[۱۴].
    در روايت ديگری از جابر بن يزيد جعفی، از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) چنین آمده است که: «أن أبي جعفر(عليه‌السلام) قال أذاني و أذان آبائي، النبي و علي و الحسن و الحسين و علي بن الحسين حي علی خير العمل، حی علي خير العمل»، (امام باقر(ع) فرمود: اذان من و اذان پدران من و اذان پيامبر و علی و حسن و حسين و علی بن حسين «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» بوده است)[۱۵].
    در روایت دیگری از عبيده سلمانی، آمده است که: «كان علي بن ابيطالب و الحسن و الحسين(عليهم‌السلام) و عقيل بن ابي‌طالب و ابن عباس و عبدالله بن جعفر و محمد بن الحنفيه يؤذنون إلي أن فارقوا الدنيا، فيقولون: حي علی خير العمل و يقولون: لم تزل في الأذان» علی بن ابی‌طالب و حسن و حسين(عليهم‌السلام) و عقيل بن ابی‌طالب و ابن عباس و عبدالله بن جعفر و محمد بن حنفيه در اذان خود تا زمانی كه از دنيا رفتند به اين شكل اذان می‌گفتند كه در اذان خود «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ» را می‌آوردند و همواره اين جمله را در اذان خود داشتند[۱۶].
  3. «حی علی خیر العمل» در عصر تابعین:
    در روایتی در این بخش، به نقل از جابر بن جعفی از امام باقر(ع)، چنین آمده است که: «أذاني و أذان آبائي، حي علی خير العمل» (اذان من و اذان پدرم بر حَيّ على خير الْعَمَل بوده است)[۱۷].
    در روایت دیگر از محمد بن مروان از امام باقر(ع) چنین نقل شده است که: «سمعت أباجعفر سئله رجل عن تفسير الأذان، قال: الله أكبر،‌ قال فهو كما قال: الله أكبر من كل شئ... حتی بلغ حي علی خير العمل، قال: فأمرك بالبرّ، تدري برُّ من؟ قال الرجل: لا، قال: برُّ فاطمة و ولدها» می‌گويد: روزی خدمت امام باقر(ع) بودم و از او راجع به تفسير اذان پرسيده شد؟ گفت: الله اكبر! خداوند بزرگتر از هر چيز است... وقتی رسيد به حي علی خير العمل، گفت: امر كرد خداوند تو را به نيكی، آيا می‌دانی نيكی بر چه كسی؟ مرد گفت: نه، گفت: بر حضرت فاطمه زهرا(س) و فرزندانش(ع)[۱۸].
  4. «حی علی خیر العمل» نزد اهل‌بیت(ع):
    نویسنده برای تأیید مدعای خود از ائمه زیدیه نیز گرفته و برای اثبات وجود این بند در اذان، روایات منسوب به آنان را در این قسمت آورده است. از جمله این روایات، عبارت است از حدیثی از حسان بین مضمون: «عن حسان قال: أذنت ليحيي بن زيد بخراسان فأمرني أن أقول: حي علی خير العمل» حسان می‌گويد: برای يحيی بن زيد در خراسان اذان گفتم او مرا امر كرد تا در اذان خود «حَيّ على خير الْعَمَل» بگويم[۱۹].
    يكي ديگر از كسانی كه مقيد بود به «حَيّ على خير الْعَمَل» در اذان، محمد بن زيد بن علی، برادر يحيی بن زيد بود که در روایتی از احمد بن مفضل، چنین آمده است: «سألت محمد بن زيد بن علي عن الأذان، فقال مرتين مرتين الله اكبر، الله اكبر، ثم ذكر فيه حي علی خير العمل» (از محمد بن زيد بن علی از چگونگی اذان سؤال كردم دو بار الله اكبر را گفت و در اذان خود «حَيّ على خير الْعَمَل» گفت)[۲۰].
    محقق، راویانی که نامشان در این اثر آمده را به همراه مختصری از ترجمه‌شان در انتهای این اثر به نام «معجم الرواة في كتاب الأذان بحي علی خير العمل» گردآوری کرده است [۲۱]. ترتیب راویان بر اساس حروف الفبا صورت گرفته که با الف آغاز و با حرف یاء پایان یافته و پس‌ازآن «کنیه» و «مبهمین» آمده است.

وضعیت کتاب

از جمله اقدامات محقق در تحقیق و تصحیح متن کتاب، عبارتند از:

  1. مقابله نسخ و توضیح اختلافات و تصحیح خطاهای صورت گرفته در سند و متن روایات در پاورقی‌ها؛
  2. تقطیع نص به فقرات و فقرات به جمله و استفاده از علامات ویراستاری متعارف.
  3. شرح الفاظ غریب و دیریاب متن و تعلیق و توضیح آنها؛
  4. افزودن توضیحات لازم در موارد نیاز و قرار دادن آنها در بین کروشه.
  5. تقسیم هر روایت به دو فقره اساسی سند و متن و نوشتن سند با خطی کوچک‌تر از متن روایت و تمییز مداخل و شروع روایات به‌وسیله عبارت (حدثنا) در داخل پرانتز و با خطی درشت‌تر از متن اصلی.
  6. تنظیم و ترتیب روایات در چهار فصل اصلی.
  7. تخریج احادیث و تراجم رجال آن
  8. تنظیم فهارس فنی کارآمد و مفید برای مطالب در انتهای کتاب که عبارتند از:
    1. فهرست اطراف حدیث نبوی، اعم از قولی و فعلی؛
    2. فهرست اعلام که عبارت است از فهرست اسامی روایت کتاب که بر اساس حروف الفبا تنظیم گردیده است. در مقابل هر اسم، شماره صفحه‌ای که آن اسم در آن ذکر گردیده، درج شده است.
    3. فهرست محتویات که در آن، به ذکر ابواب و فصول پرداخته شده است.
    4. فهرست اسامی کتب مورد استفاده در تحقیق کتاب[۲۲].

پانویس

  1. متن کتاب، ص47- 49
  2. مقدمه، ص6
  3. همان، ص12
  4. همان، ص13
  5. همان، ص14
  6. همان، ص15
  7. همان، ص17
  8. همان، ص20
  9. همان، ص23
  10. همان، ص32
  11. همان، ص39
  12. ر.ک: احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (5) + سند»؛ متن کتاب، ص50
  13. ر.ک: احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (5) + سند»، متن کتاب، ص55
  14. ر.ک: احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (4) + سند»، متن کتاب، ص91
  15. ر.ک: احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (4) + سند»، متن کتاب، ص106
  16. همان
  17. همان، ص130
  18. همان، ص131
  19. همان، ص139
  20. همان، ص141
  21. همان، ص172- 278
  22. همان، ص39- 41

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (4) + سند»، برگرفته از پرتال جامع سنت، 14 بهمن 1394
  3. احمدی، حسین، «بدعت عمر در اذان (5) + سند»، برگرفته از پرتال جامع سنت

وابسته‌ها