الأصفى في تفسير القرآن

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الأصفى في تفسير القرآن
NUR01338J1.jpg
پدیدآوران

نعمتی، محمدرضا (محقق)

درایتی، محمدحسین (محقق)

مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیه (محقق)

فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی (نویسنده)
ناشر مکتب الإعلام الإسلامي، مرکز النشر
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1376 ش یا 1418 ‌‎ق
چاپ 1
شابک964-424-528-8
موضوع تفاسیر شیعه - قرن 11ق.
زبان عربی
تعداد جلد 2
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏97‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏9‎‏الف‎‏6
نورلایب مشاهده

الأصفى في تفسير القرآن، به زبان عربى و شامل تفسير كل قرآن مى‌باشد، الاصفى برگزيده‌اى از تفسير صافى فيض کاشانی است، فيض در الاصفى به قول شيخ آقا بزرگ، تنها به تفسير اهل‌بيت اكتفا كرده است، با این ديد تفسيرى روايى است. و نيز مى‌توان آن را آميخته‌اى از روايت و درايت دانست.

الاصفى در 21 هزار سطر، حدود یک سوم صافى مى‌باشد كه در دو مجلد ارائه شده است. تفسير صافى در سال 1075 پایان يافت و بعد از دو سال الاصفى به نهایت رسيد.

مؤلف در مقدمه مى‌گويد: «اين تفسير را از تفسير ديگرم صافى برگزيدم و در نگارش آن گزيده‌گويى را پيشه ساختم و آن را از زوايد پيراستم، در تفسير آيات به بيان آياتى كه نيازمند توضيح بودند، با توجه به كلام معصومين، همت گماشتم، هر گاه از تفسير قمى چيزى آوردم كه منسوب به معصوم نيست، در آغازش واژۀ قمى را نهادم تا از روايات ديگر جدا شود و اگر چيزى از طريق عامه نقل كردم، آن را با كلمۀ «روى» از روايات ديگر متمايز ساختم، آن جا كه از ائمه به لفظ آنها نقل مى‌كنم، به لفظ «قال»، «ورد» و «فى روايه» مشخص نمودم و اگر تلخيص شده يا نقل به مضمون كرده باشم با لفظ «كذا ورد» آن را بيان كرده‌ام و آن جا كه كلامى از معصوم(ع) نيافتم يا این كه يافته، ولى قابل اعتماد نديدم، از ساير تفاسير قويترين قول را انتخاب كرده و آن را نوشته‌ام.

مفسر در مقدمه بر این معنا تكيه دارد كه: كسى كه در فهم معانى قرآن به اخبار مراجعه مى‌كند، اگر بخواهد به تناقض و تضاد نرسد، بايد در معناى آيات و تفسير آنها بر برخى روايات آحاد و افراد تكيه نكند، بلكه به معناى عام و مفهومى كه از مجموعۀ روايات فهميده مى‌شود بايد تكيه كند، بدين ترتيب تناقض در اخبار نيز مرتفع مى‌شود، مواردى از اخبار كه بر تخصيص معنا دلالت دارد، برای اشاره به منزّل فيه، يا اشاره به یکى از بطون آيه است، و ممكن است معناى ديگرى را قصد كرده باشد، بستگى به فهم مخاطب و ميزان انس او با روايات دارد، زيرا كلام معصومين(ع) به تناسب فهم مردم بيان شده است. اگر آن را بر معناى خاص، حمل كنيم، قرآن را محدود به همان موارد كرده‌ايم، در نتيجه از فايده خواهد افتاد و حاشا كه چنين قصدى از روايات در كار باشد.

با این بيان معناى تأويل روشن مى‌شود و آن ارادۀ بعض افراد معناى عام است، كه از ذهن مخاطب پنهان شده، كه در مقابل تنزيل مى‌باشد.

روش ورود و خروج این تفسير در مباحث به این شكل است كه ابتدا، اطلاعات كلى شامل، مكى و مدنى بودن، نام سوره و تعداد آيات آن را بيان مى‌كند. پس از آن معناى آيات و كلمات را با روايات معصومين(ع) ذكر مى‌نمايد، رواياتى كه مصدر آنها؛ يعنى اسانيد و نام معصوم از آن به دليل اختصار حذف گرديده است. در مرحلۀ بعد به معناى لغوى كلمات مى‌پردازد و سپس مطالب خود را كه برگرفته از اجتهاد خود يا تفاسير ديگران است، با عنوان «اقول» مطرح مى‌كند. در این عنوان بين روايات نقل شده، جمع كرده و گاه در این جمع از آيات استفاده برده است؛ مانند ج 1 ص8 در بحث «صراط مستقيم».

و در نهایت با تعبير «و بالجمله»، تبيين و تفسير كلى فراز و جمع‌بندى آن را بيان مى‌دارد. در آخر هر سوره نيز به فضل سوره و ارزش آن به نقل از ثواب الاعمال مى‌پردازد.

با وجود همت مفسر بر اختصار، امّا از نقل شأن نزول از طريق روايت و غير آن، غفلت نمى‌ورزد؛ مانند ج 1 ص14 آيه 8 سورۀ بقره. با این وجود نيز گاهى به نقل اقوال مبادرت مى‌ورزد؛ مانند ج 1 ص17 آيه 19 سورۀ بقره.

روش تحقيق

«مركز تحقيقات و مطالعات اسلامى»، وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزۀ علميه قم، تحقيق این اثر را به عهده گرفته است. این مركز در مقدمۀ خود بر كتاب، روش تحقيق را بازگو كرده است. علت انتخاب آن را اختصار، ايجاز و روايى بودنش ذكر كرده‌اند.

محققان مبناى عملى خود را بر سه نسخۀ موجود از تفسير (كه در نسخه‌شناسى به آنها اشاره مى‌شود.) گذاشته‌اند، و به ترتيب ذيل پيش رفته‌اند:

  1. مشخص كردن موارد ضرورى از اختلاف نسخه‌ها بعد از اتخاذ شيوۀ تلفيق نسخ، در پاورقى.
  2. استخراج احاديث، آثار، اقوال و آرايى كه مفسر به تصريح يا اشاره آورده است و ذكر آدرس اصلى آنها.
  3. ضبط و اعراب بعضى كلمات در موارد لازم، از جمله پرداختن به معانى برخى كلمات احاديث كه غالبا از مجمع البحرين و صحاح اللغة برگرفته شده است.
  4. در رسم قرآن، خط عثمان طه ملاك بوده است؛ امّا متأسفانه متن آيات بدون ثبت شمارۀ آنها درج گرديده كه مراجعه كننده، دريافتن آيه مورد نظر خود، دچار مشكل خواهد شد.
  5. الحاق فهرست‌هاى مختلف از قبيل: 1- فهرست آيات 2- فهرست احاديث 3- فهرست اسماء انبياء و ائمه(ع) 4- فهرست اسماء ملائكه، 5- فهرست اعلام 6- فهرست كتب مقدسه، 7- فهرست اماكن، بقاع و ايام، 8- فهرست امم، قبائل، طوايف و فرق و 9- فهرست مصادر، در آخر جلد دوم تفسير، البته فهرست ابتداى هر جلد بر اساس شمارۀ آيات و صفحۀ آنها مجزا از این فهرست‌ها مى‌باشد. در پایان جلد اوّل فهرستى از مصادر آن نيز ارائه شده است.

نسخه‌شناسى

نسخۀ موجود تفسير بر اساس سه نسخه به شيوۀ تلفيق تهيه شده است، الف) نسخۀ كامل كتابخانۀ مجلس شوراى اسلامى به شمارۀ 1216 كه تاريخ تحرير جلد 1 1090ق و جلد 2 1089ق، دو سال قبل از رحلت مصنف در 235 صفحه بوده است. نويسندۀ آن ابن على بن على، مشهور به نوروز‌الدين محمد نصير، با خطى زيبا و مصحح با حواشى مرحوم فيض كاشانى به رمز «الف».

ب) نسخۀ كامل كتابخانۀ آستان قدس رضوى به شمارۀ 1162 در 306 صفحه كه تحرير آن در 10811ق پایان يافته و به خط احمد بن محمدحسن مى‌باشد، این نسخه نيز داراى حواشى از مصنف بوده و از روى نسخۀ مؤلف تصحيح شده است. به رمز «ج».

ج) نسخۀ سنگى مطبوع به سال 1353 - 1354 به خط محمدعلى مصباحى نائينى به رمز «ب».

تفسير الاصفى قبل از این چاپ، داراى سه چاپ ديگر بوده است. نخستين بار در سال 1274ق در بمبئى و در حاشيۀ تفسير صافى چاپ سنگى شده و در سال 1310 نيز در حاشيۀ صافى چاپ گرديد.

چاپ سوم، آن به شكل مستقل در تهران به سال 1303 و 1354 در یک جلد به شكل سنگى ارائه شده است.

چاپ تحقيق شدۀ مورد بحث در دو جلد بوده كه جلد اول تا پایان سورۀ اسراء و جلد دوم از سورۀ كهف تا انتهاى قرآن مى‌باشد. ناشر آن مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم مى‌باشد كه در تاريخ 1376ش مطابق با 1418ق در 1500 نسخه و قيمت 20000 ريال با قطع وزيرى، چاپ اوّل آن به بازار عرضه شد.

محققان این نسخه از فضلاى حوزه به نام‌هاى آقاى محمدحسین درايتى و آقاى محمدرضا نعمتى مى‌باشند.

تفسير الاصفى دو ترجمه به زبان اردو دارد: 1- ترجمه سيد‌‎مظاهر حسن الامروهوى از قرآن‌پژوهان اماميۀ پاکستان در قرن پانزدهم هجرى. 2-ترجمه مظهر حسن هندى معارف قرآن در قرن پانزدهم.

منابع مقاله

  1. مقدمۀ تحقيق جلد 1 تفسير.
  2. مقدمۀ مفسر جلد 1 تفسير و دو جلد آن.
  3. دانشنامۀ قرآن و قرآن‌پژوهى ج 1 ص666 و ج 2 ص1611 به كوشش بهاءالدين خرمشاهى.
  4. طبقات مفسران شيعه ج 3 ص224 و ج 5 ص353 و 355 دكتر عقيقى بخشايشى.
  5. دائرةالمعارف تشيع ج 4 ص542.


وابسته‌ها