الأصول الأربعمائة

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الأصول الأربعمائة
NUR18977J1.jpg
پدیدآوران حسینی جلالی، محمدحسین (نویسنده)
عنوان‌های دیگر دراسه حول الاصول الأربعمائة
ناشر مؤسسة الأعلمی
مکان نشر ایران - تهران
سال نشر 1394ق. = 1353ش.
چاپ چاپ یکم
موضوع

حدیث - تاریخ

احادیث شیعه
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏/‎‏ح‎‏5‎‏الف‎‏6‎‏ / 106/5 BP


‏الأصول الأربعمائة، عنوان مقاله‌ای است به زبان عربی از محمدحسین حسینی جلالی که پیش‌تر در سال 1393ق/1973م، در ضمن جلد پنجم «دائرةالمعارف الإسلامیة الشیعیة» چاپ بیروت، منتشر شده بوده و مجددا توسط انتشارات اعلمی تهران، در قالب کتابی یک جلدی، به چاپ رسیده است.

ساختار

کتاب، حاوی مقدمه ناشر و محتوای مطالب در بخش‌های مختلف است.

الأصول الستة عشر، أعیان الشیعة، بحار الأنوار، تنقیح المقال مامقانی، جامع المقال طریحی، الذریعة آقابزرگ تهرانی، الفهرست شیخ طوسی، الفهرست نجاشی، مجمع الرجال قهپایی، مقباس الهدایة مامقانی، معالم العلماء ابن شهرآشوب، معجم رجال الحدیث سید خویی، من‌لایحضره‌الفقیه صدوق و النوادر اشعری، از منابع این اثر هستند[۱].

گزارش محتوا

در مقدمه ناشر کتاب (مرکز انتشارات اعلمی تهران) می‌خوانیم: پس از توکل بر خداوند متعال، سعی کردیم مجموعه‌ای با عنوان «سلسلة إحیاء تراث أهل‌البیت(ع)» را به چاپ برسانیم. در این مجموعه، درصدد چاپ نسخه‌های خطی نفیس یا نسخه‌های چاپی نادر هستیم، تا میراث علمی حفظ شده باشد و خدمتی به علم کرده باشیم. ازآنجاکه «اصول چهارصدگانه» هسته اصلی حدیث نزد شیعه امامیه را تشکیل می‌دهد، این مجموعه را با چاپ «الأصول الأربعمائة» آغاز می‌کنیم که پیش‌تر در جلد پنجم «دائرةالمعارف الإسلامیة الشیعیة» چاپ بیروت در سال 1393ق/1973م، منتشر شده بود[۲].

در آغاز کتاب می‌خوانیم: سیوطی در «تدریب الراوی» می‌نویسد: «صحابه و تابعین در کتابت حدیث اختلاف کرده‌اند؛ گروهی آن را مکروه شمرده و گروهی مجاز دانسته‌اند و این کار را انجام هم داده‌اند». اهل‌بیت(ع) در حد امکان به نشر فرهنگ اسلامی در قالب خطبه‌ها و رساله‌ها و حکمت‌ها و پاسخ به مسائل مختلف در عقیده و شریعت، کوشیده‌اند. کتاب علی(ع) در تاریخ شیعه، آغاز تدوین حدیث در اسلام شمرده شده و هفتاد ذراع بوده و جفر و جامعه را هم در خود داشته و بخاری نیز از صحیفه علی(ع) نقل کرده است. یک صفحه از کتاب مذکور در موضوع دیات بوده است و از این جهت، امام(ع) آن را در کنار شمشیرش قرار می‌داده است. از امام باقر(ع) روایت شده که: پدرم به من فرمود: «پسرم برخیز و کتاب علی(ع) را برایم بیاور. او کتابی حجیم آورد و آن را گشود و در آن نظر افکند.» علامه تهرانی گفته: «این اولین کتاب در اسلام از کلام بشر است که از املای نبی(ص) و خط وصی(ع) تشکیل یافته است. برخی از این امالی امروزه هم در کتاب‌های شیعه موجود است و این از فضل و رحمت خداوند متعال است که شیخ صدوق در مجلس 66 از کتاب امالی خودش اشارتی به برخی از این موارد دارد[۳].

حضرت فاطمه(س) نیز مصحفی داشته که ظاهرا، حاوی انواع تفسیر و تأویل بوده است. در زمان سبطین(ع) گرچه اضطراب و نگرانی در جامعه اسلامی عمومیت یافت و درنتیجه نشاط علمی کم شد، ولی از بین نرفت. سیوطی نوشته که امام حسن(ع) از کسانی بود که کتابت حدیث و انجام آن را مباح می‌شمرد و در این دوره از امام حسین(ع) علم زیادی روایت شده است. امام سجاد(ع) صحیفه کامله و رساله حقوق، امام باقر(ع) تفسیر قرآن که اولین تفاسیر شیعی است، امام صادق(ع) توحید مفضل و اهلیلجه و رساله‌ای به نجاشی، را نگاشتند. بزرگان شیعه مانند ابورافع قبطی صاحب سنن و احکام، جابر بن عبدالله انصاری صاحب صحیفه و سلیم بن قیس هلالی عامری صاحب کتاب سقیفه و دیگران نیز در نگارش همت کردند. علم حدیث در نزد شیعه در حالت تطور بود تا در زمان امام صادق(ع) حرکت علمی شیعه به‌صورت وسیع و فعال آغاز شد. این دوران، با رسائل خاصی که به اصول اربعمائة معروف است، شهرت یافته است. سعی در این کتاب، بر توضیح این رسائل است.

فعالیت فرهنگی شیعیان در دوران امام صادق(ع) به اوج خود رسید؛ هنگامی که دوره گذار بین حاکمان اموی و عباسی رخ داد و فشارهای سیاسی بر شیعیان عموما از بین رفت و مردم در طلب دانش از هر سو به مکتب امام صادق(ع) روی آوردند تا جایی که تعداد راویان از آن حضرت(ع) به 4000 هزار نفر رسید. گروه بزرگی از این افراد به جمع‌آوری آنچه از امام(ع) نقل کرده بودند، در کتابی ویژه در موضوعات فقه، تفسیر، عقاید و سایر موارد دست زدند. تاریخ شیعه این کتاب‌ها را «اصول» می‌نامد و در «چهارصد» اصل منحصرشان کرده است. این امر منشأ اطلاق همان چیزی است که به آن «اصول اربعمائة» می‌گویند[۴].

پس از این عبارات، نویسنده درباره توضیح معنی اصل و چیستی آن توضیح می‌دهد. سپس درباره نصوص متقدمین در این‌باره بحث می‌کند و پس از آن از 78 نفر از اصحاب اصول نام می‌برد. او سپس توضیحی درباره اصول داده و درباره عصر تألیف صحبت می‌‌ند. سپس از اهمیت اصول، تعداد اصول و 16 اصل از اصول موجوده نام برده و درباره 28 اصل بحث می‌کند[۵].

پس از پایان مباحث فوق، نویسنده اهم نتایج به‌دست‌آمده از بحث را در 5 مطلب خلاصه کرده، می‌نویسد:

  1. اصل از مصطلحات علمای شیعه در قرن 5 هجری است.
  2. محدثان در تعریف مفهوم «اصل»، گفته‌هایی دارند که بیشتر فقط حدس و گمان بوده است.
    درهرحال کلمه «اصل» دو معنی دارد: اول: معنای اصطلاحی که عبارت است از: «کتاب حاوی حدیثی که غالبا از امام صادق(ع) شنیده شده و تألیف راویان آن امام است.
    دوم: معنای لغوی، به معنای منبع و مرجع..
  3. تحدید زمان نگارش اصول به عصر امام صادق(ع)، یعنی کسانی که از آن حضرت روایت کرده‌اند و این منافاتی با این ندارد که از پدر ایشان امام باقر(ع) یا پسرشان یعنی امام کاظم(ع) روایت شود.
  4. اگر منظور از اصل مفهوم لغوی آن باشد، اصول احادیث شیعه به‌لحاظ تعداد تقریبا 6600 اصل خواهد بود و اگر مفهوم اصطلاحی‌اش منظور باشد، تعداد اصول بیش از 100 عدد نخواهد شد و تعداد مذکور از آنها در کتاب‌های فهرست طوسی و نجاشی از هفتاد و چند اصل تجاوز نمی‌کند.
  5. اصل کتاب‌های اصول، متروک شده‌اند؛ چراکه کتب اربعه و جوامع حدیثی حاوی این اصولند[۶].

وضعیت کتاب

کتاب، فهرست مطالب ندارد. فهرست منابع و تصحیح اغلاط، به‌ترتیب در پایان کتاب ذکر شده است.

پانویس

  1. ر.ک: فهرست منابع کتاب، ص50-51
  2. ر.ک: مقدمه ناشر کتاب، ص3
  3. ر.ک: متن کتاب، ص5-6
  4. ر.ک: همان، ص6-7
  5. ر.ک: همان، ص7-47
  6. ر.ک: همان، ص48-49

منابع مقاله

مقدمه و متن کتاب.

وابسته‌ها