الأصول الستة عشر من الأصول الأولية في الروايات و أحاديث أهل البيت عليهم‌السلام

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الأصول الستة عشر من الأصول الأولیة في الروایات و أحادیث أهل البیت علیهم‌السلام
NUR01557J1.jpg
پدیدآوران گروهی از نویسندگان (نویسنده)
ناشر دار الشبستري للمطبوعات
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1363 ش یا 1405 ‌‎ق
چاپ 2
موضوع احادیث شیعه - قرن 1ق. - مجموعه‌‏ها
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏128‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏6‎‏*

الأصول الستة عشر من الأصول الأولية في الروايات و أحاديث أهل البيت عليهم‌السلام در بيان منابع فقه روايى، توسط جمعى از علما و به زبان عربى تأليف گرديده است و همان طور كه از نامش پيداست شانزده اصل از منابع روايى ما را در دو بخش جداگانه آورده است.

ساختار

كتاب، داراى مقدمه‌اى مفصل مى‌باشد كه بسيارى از مطالب مفيد را در مورد اصول حديثى بازگو كرده است، سپس وارد مجموعه اول روايات در زمان ائمه معصومين شده و هفت كتاب را در اين بخش نام مى‌برد كه با بيان رواياتشان همراه است.

بخش دوم نيز به بيان دومين مجموعه از كتب روايى در زمان ائمه كه مشهور به اصول اربعمائه است، پرداخته است؛ شش كتاب نيز در اين بخش آمده كه با گزيده‌اى از كتاب علاء بن رزين همراه است.

گزارش محتوا

مقدمه

در اين مقدمه مفصل، بسيارى از مطالب مهم و غير قابل اغماض در مورد اصول حديثى و كتاب حاضر بيان شده است.

مؤلف مى‌فرمايد: آنچه ما را بر آن داشته تا به فكر جمع‌آورى چنين مجموعه‌اى بيفتيم، از بين رفتن بعضى از منابع اصلى ما در حديث و كلمات معصومين عليهم‌السلام مى‌باشد كه با توجه به اهميت حديث در احكام شرعى ما، نبايد چنين اتفاقى مى‌افتاد.

ايشان از مرحوم وحيد بهبهانى نقل مى‌كند كه اين سرنوشت بسيارى از اديان الهى بوده است كه با فاصله گرفتن از عهد تشريع و از بين رفتن منابع اصليشان دچار گمراهى شده و رفته رفته با آموزه‌هاى دينى خود بيگانه شده‌اند.

مؤلف، چنين وضعيتى را تهديدى برای ما مسلمانان برشمرده كه وظيفه سنگين صيانت از اصول و منابع اوليه‌مان را چندين برابر مى‌كند.

اصول اربعمائه ديگر مطلبى است كه به تفصيل در مقدمه توضيح داده شده است؛ اين اصول به نظر شيخ مفيد، مجموعه‌اى از مصنفات اماميه از زمان اميرالمؤمنين(ع) تا زمان امام حسن عسکری(ع) و مشتمل بر چهارصد كتاب بودند؛ اينكه در مورد بعضى از روات گفته شده كه «له اصل»، ناظر به همين مطلب مى‌باشد.

مرحوم طبرسى مى‌گويد: اين اصول در واقع پاسخ‌هاى امام صادق(ع) به چهار صد سؤالى است كه از محضرشان شده است.

تراث اسلامى در سه مرحله دچار دگرگونى و ضياع شده‌اند كه عبارتند از:

مرحله اول كه با وفات رسول خدا(ص) و منع از كتابت و تدوين حديث انجام گرفت.

مرحله دوم بعد از شهادت امام صادق(ع) و قوت گرفتن عباسيان تا زمان كلينى مى‌باشد.

مرحله سوم هم از زمان شيخ طوسى و بعد از استيلاى سلجوقيان صورت گرفت.

اما اينكه اين اصول چگونه شناسايى شده‌اند و محتواى اين مجموعه چيست و رواتش چه كسانى هستند؟ در قسمت ديگرى از مقدمه مشخص گرديده است.

اولين آشنايى با مجموعه مذكور، به زمان صفويه كه علامه مجلسى بخشى از روايات مزبور را در كتاب بحار الانوار آورد، برمى‌گردد.

ظاهر اين است كه شيخ حر عاملى مؤلف وسائل الشيعه، به مجموعه ياد شده دست‌رسى نداشته است؛ لا اقل تا قبل از زمان تأليف اين اثر گران‌قدر، زيرا هيچ اشاره‌اى به روايات آن در وسائل ننموده است.

مجموعه مزبور ويژگى‌هايى دارد كه آن را از امثالش متمايز كرده است؛ مانند اينكه در اين مجموعه، برخى از روايات در یک دسته بندى ذكر شده‌اند كه ظاهرشان با هم هم‌آهنگى ندارد ولى به لحاظ واقعى و با دقت معلوم مى‌شود همگى مضمون واحدى دارند.

كتاب الأصول السته عشر، از دو مجموعه تشكيل يافته است كه اولى مشتمل بر كتاب زيد زراد و چند نفر ديگر مى‌باشد و دومى شامل كتاب عبدالملك و چند نفر ديگر است كه به تفصيل اشاره خواهد شد.

در مورد روات مجموعه هم بايد گفت كه غالب روايات از طريق شيخ الروايه محمد بن ابى عمير مى‌باشد كه از اصحاب اجماع است.

در مقدمه كتاب، تعاريفى از هر دو مجموعه كتاب و اينكه برای گرد آورى كتاب از چه نسخه‌هايى استفاده شده و طريق تحقيق بر چه پايه‌اى استوار است، بازگو شده است.

مجموعه اول: همان گونه كه قبلا اشاره شد اولين كتاب مجموعه نخست؛ يعنى كتاب‌هاى روايى زمان ائمه عليهم‌السلام، كتاب زيد زراد مى‌باشد و اولين روايت اين كتاب از امام صادق(ع) بوده و در مدح جود و ذم بخل است.

اين كتاب غير از روايت مذكور داراى سى و سه روايت ديگر نيز مى‌باشد كه آخرين آنها دستورى است از امام صادق(ع) كه به هنگام نگاه به آسمان، آيات 190 آل عمران و 54 اعراف قرائت گردد.

كتاب بعدى متعلق به ابى سعيد عباد عصفرى است كه نوزده روايت دارد؛ اولين روايت اين كتاب، روايت عاصم بن حميد حناط از امام صادق(ع) مى‌باشد.

كتاب سوم كتاب عاصم بن حميد حناط است كه مشتمل بر صد روايت است.

كتاب چهارم كتاب زيد نرسى است كه در بر گيرنده پنجاه روايت از امام صادق(ع) مى‌باشد؛ اولين روايت آن از محمد بن ابى عمير از زيد نرسى از امام صادق(ع) است كه در فضيلت روز جمعه و روزهاى عيد مى‌باشد.

كتاب بعدى كتاب جعفر بن محمد بن شرع حضرمى است؛ اين كتاب چهار نوع اخبار دارد كه عبارتند از: اخبار حميد بن شعيب از جابر جعفى، اخبار عبدالله بن طلحه نهدى، اخبار ابى صباح عبدى و اخبار ابراهيم بن جبير از جابر جعفى كه مجموعا صد و بيست و سه روايت را در بر گرفته است.

كتاب ششم متعلق به محمد بن مثناى حضرمى است كه مشتمل بر اخبار ذريح بن يزيد محاربى و اخبار محمد بن مثنا بن قاسم حضرمى ملقب به بزيع مى‌باشد؛ اين كتاب نيز شصت روايت دارد.

در اين مجموعه دو حديث هم از على بن عبدالله بن سعيد آمده كه یکى در مورد دعاى وتر است از امام صادق(ع) و ديگرى شعرى از هند است كه به هنگام رحلت پيامبر(ص) سروده است.

دو روايت بعدى از شيخ تلعكبرى است كه از محمد بن جعفر قرشى نقل كرده است.

تلعكبرى یک روايت متفرد نيز دارد كه سؤال مرد يهودى از پيامبر(ص) در مورد صداى حيوانات مى‌باشد.

آخرين قسمت اين مجموعه؛ يعنى مجموعه اول، كتابى است كه ابومنصور آن را روايت كرده است؛ اين كتاب داراى شصت و دو روايت مى‌باشد كه اولين روايت آن در مورد استغفار هر روزه پيامبر(ص) مى‌باشد.

مجموعه دوم: اين مجموعه از كتب روايى اوليه كه در زمان ائمه عليهم‌السلام بوده و به اصول اربعمائه مشهور است، اخذ گرديده است.

اولين كتاب اين مجموعه، كتاب عبدالملك بن حكيم است كه تنها شش روايت دارد و اولين روايت آن هم از امام باقر(ع) بوده و درباره سابقه سلمان فارسی مى‌باشد كه عمرى را مشغول خدمت به بزرگان مسيحى از فرزندان حواريون و غيرهم بوده و نهايتا توفيق شرف‌يابى به محضر پيامبر اسلام(ص) را پيدا مى‌كند. دومين كتاب از دومين مجموعه، كتاب مثنى بن وليد حناط است كه بيست و سه روايت دارد.

كتاب بعدى متعلق به خلاد سندى است كه هشت روايت داشته و اولين آنها روايتى است از امام صادق(ع) در بيان حكم ذبح كبوترى از كبوتران حرم.

كتاب حسين بن عثمان بن شریک، چهارمين كتاب مجموعه دوم است كه در بر دارنده چهل و چهار روايت از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است.

كتاب بعدى متعلق به عبدالله بن يحياى كاهلى است كه سيزده روايت دارد.

آخرين كتاب اين مجموعه هم از سلام بن ابى عمره است كه ده روايت دارد.

دسته بعدى روايت‌هاى مجموعه دوم از نوادر على بن اسباط است كه شامل سى روايت بوده و در ادامه‌اش خبرى در ملاحم آمده است؛ اين خبر را ابوالقاسم على بن حسن بن قاسم يشكرى خزار كوفى معروف به ابن طبال نقل كرده است.

آخرين بخش مجموعه دوم كتاب، انتخاب پنجاه و نه روايت از كتاب علاء بن رزين است كه اولين روايتش در توضيح آيه 87 سوره حجر مى‌باشد.

امام باقر(ع) در مورد اين آيه؛ يعنى «و لقد آتيناك سبعا من المثاني و القرآن العظيم» مى‌فرمايد: مراد، آيه الكرسى است.

روايت ديگرى نيز از امام باقر(ع) است كه فرمود: مردى بعد از بيست و هفت سال گناهى كه كرده بود يادش آمد كه اين تذكر از سوى خداوند برای استغفار وى بوده است.