الأغاني

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الأغاني
NUR02505J1.jpg
پدیدآوران

مکتب تحقیق دار احیاء التراث العربی (گردآورنده)

ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین (نويسنده)
عنوان‌های دیگر کتاب الأغاني
ناشر دار إحياء التراث العربي
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1415 ‌‎ق یا 1994 م
چاپ 1
موضوع

آواز خوانان عرب

ترانه‎های عربی

شاعران عرب - سرگذشت‌نامه

شعر عربی - مجموعه‌ها

موسیقی دانان عرب
زبان عربی
تعداد جلد 25
کد کنگره
‏PJA‎‏ ‎‏3892‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏6‎‏ ‎‏1374
نورلایب مشاهده

كتاب الأغانى، اثر عربى ابوالفرج اصفهانى على بن حسين، شامل برگزيده آوازها و دايرةالمعارف شعر و ادب، قصه‌ها، اساطير و موسيقى عرب در عصر جاهلى و اموى و صدر دولت عباسى تا آخر قرن سوم هجرى است.

اغانى جمع كلمه «أغنية»، كلام موزون و آهنگينى است كه به آواز و با ساز خوانده مى‌شود و مترادف آن در فارسی، ترانه است.

ساختار

مطالب كتاب، در بيست و پنج جلد، تنظيم شده است.

نويسنده هر آواز را با شرح حال شاعر، خواننده، نوازنده، آهنگ‌ساز و تفصيل لحن آن ثبت كرده و وزن عروضى، مشكلات لغوى، مناسبات تاريخى و نوادر و حكايات مربوط به آن را در ذيل هر آواز بيان كرده است.

تاريخ شروع تأليف كتاب معلوم نيست و در ثبت روايات، نظم طبقاتى، تاريخى و الفبايى رعايت نشده است.

اثر حاضر، سند اصالت موسيقى ايرانى در فرهنگ عربى و بزرگ‌ترين و مشروح‌ترين مجموعه ادبى و بيانگر اوضاع اجتماعى و فرهنگى و زندگى دربارى، شهرى، صحرايى و وضع لباس، خوراك، خلقيات، آداب و عادات عرب است.

نثر كتاب روان و فصيح است و از منابع موثق و مهم متون كلاسيك عربى به شمار مى‌رود؛ به‌عنوان مثال، خطبه جهاديه حضرت على(ع) را نيم قرن قبل از تأليف نهج‌البلاغه، نقل كرده است؛ به‌علاوه، خزانه افكار، لغات، مضامين، امثال، حكم و اشعار عربى رايج در فارسی است.

افسانه‌هاى عشقى مانند ليلى و مجنون و اسامى عرايس الشعر مثل سعدى، سلمى، ثريا و... و اسامى منازل عرب در ادبيات فارسی، غالبا از اين كتاب گرفته شده است.

گزارش محتوا

جلد اول، با مقدمه مفصلى از «دار إحياء التراث العربي» آغاز شده كه در آن، پس از توضيح صناعت غناء نزد ابن خلدون، زندگى‌نامه نويسنده بيان شده و در ادامه، تعريف و تمجيد و همچنين نقد برخى از اهل علم و ادب در مورد كتاب حاضر آمده است.

در اين جلد، اخبار، اشعار و نسب هفت نفر ذكر شده است كه عبارتند از: ابوقطيفه، معبد، عمر بن ابى‌ربيعه، ابن سريج، نصيب، ابن محرز و عرجى.

برخى از شعرا و بزرگانى كه در اين مجموعه، با آن‌ها آشنا خواهيم شد، عبارتند از: مجنون بنى عامر، عدى بن زيد، حطيئه، ابن عايشه، ابن ارطاء، ابن مياده، حنين حيرى، غريض، حكم بن عبدل، قيس بن خطيم، طويس، دارمى، هلال، عروة بن ورد، ذى اصبع عدوانى، غريض يهودى، ورقة بن نوفل، زيد بن عمرو، ابن صاحب، بشار بن برد، يزيد حوراء، عكاشة العمى، عبدالرحيم بن دفاف، ابوعتاهيه، امية بن ابى‌صلت، حسان بن ثابت، الاحوص، ابوالعباس سفاح، حميد بن ثور، فليح بن ابوالعوراء، ابن هرمه، يونس، نابغه جعدى، هذلى، عبيدالله بن قيس، مالك بن ابى‌السمح، هندى، وليد بن عقبه، ابراهيم موصلى، ابوهرمه و...

اين دايرةالمعارف، نشان مى‌دهد كه موسيقى در پايتخت خلافت، هنر ايرانيان بوده و «عود» فارسی و اصطلاحات و تعاليم موسيقى را آن‌ها در عربى رايج نمودند. خلاصه آنكه اين كتاب، دايرةالمعارف فرهنگ، هنر و ادبيات عرب قديم و جامع اخبارى است كه در كتاب‌هاى اغانى قبل از او نوشته شده و سند عمده تاريخ تطور شعر و موسيقى در زبان عربى است.

از ويژگى‌هاى اين كتاب، نثر روان و فصيح آن است كه آن را در شمار منابع موثق و مهم متون كلاسيك عربى قرار داده است.

اين اثر، سند عمده تاريخ تطور شعر و موسيقى در زبان عربى است. روند انتقال از داستان‌هاى كهن به نو، از روايات شاهان به حكايات عامه مردم و از سخن جدى به طنز، خواننده را به خواندن كتاب مايل‌تر مى‌سازد. البته اين كتاب، اثرى تنها سرگرم‌كننده نيست، زيرا همه چيز در آن به شيوه‌اى عالمانه عرضه مى‌شود. همه اطلاعات آن در نظر نويسنده اسنادى معتبر دارند و لذا برای آنكه اعتبار علمى آن‌ها بر همگان مسلم باشد، لازم ديده است همه را به سلسله سندى كه حلقه‌هاى آن را بزرگ‌ترين دانشمندان زمان تشكيل مى‌دهند، مستند سازد.

اما همين سلسله سندهاى به‌ظاهر جدى و حديث‌وار وى، بحث‌هاى بس دراز و پایان‌ناپذيرى را برانگيخته است. يكى از بحث‌ها اين است كه سلسله سندها، مسئله بسيار گنگ مآخذ و منابع اغانى را پديد مى‌آورد. اولا بايد ديد كه اين راويان كيانند و تا چه حدى مى‌توان به رواياتشان اعتماد كرد؟ ثانيا چرا هميشه اين روايات، «گفتارى» جلوه مى‌كند، نه «نوشتارى»؛ حال آنكه ابوالفرج بارها و بارها پس از ذكر سلسله گفتارى سند، به كتابى اشاره مى‌كند كه روايت در آن مذكور بوده است.

ياقوت در نقد اين اثر مى‌گويد: مؤلف در اين كتاب در بسيارى جاها وعده مى‌دهد كه مطلبى را درباره فلان شخص در جايى ديگر ذكر خواهد كرد، اما به اين وعده عمل نمى‌كند. همچنين يادآور مى‌شود كه اصوات مذكور در اين كتاب، 99 صوت است، نه 100 صوت كه در ابتداى كتاب متذكر مى‌شود.

وضعيت كتاب

كيفيت اغانى چنان است كه به‌آسانى ترجمه را برنمى‌تابد؛ به همين سبب يكى دو اقدامى كه در اين باب صورت گرفته، ناچار در همان آغاز كار متوقف شده است. نخستين آن‌ها ترجمه به لاتين از كوزه گارتن (1840م) است كه از جلد اول آن فراتر نرفت.

فهرست مطالب هر جلد، در انتهاى همان جلد آمده است.

در پاورقى‌ها، توضيحاتى پيرامون برخى از كلمات و عبارات متن، از جمله كلماتى كه معانى آن‌ها دشوار مى‌باشد، آمده است.

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن كتاب.
  2. دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 9، ص411.
  3. دايرةالمعارف تشيع، ج 2، ص282.