الأنوار الساطعة في شرح الزيارة الجامعة

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الانوار الساطعة فی شرح الزیارة الجامعة
NUR02166J1.jpg
پدیدآوران

اسدی، محسن (محقق)

کربلایی، جواد بن عباس (نویسنده)
عنوان‌های دیگر زیارتنامه جامعه کبیره. شرح
ناشر موسسه علمی فرهنگی دار الحديث، سازمان چاپ و نشر
مکان نشر قم - ایران
چاپ 1
موضوع

زیارت نامه جامعه کبیره - نقد و تفسیر

زیارت نامه‎ها
زبان عربی
تعداد جلد 5
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏271‎‏/‎‏202‎‏ ‎‏/‎‏ک‎‏4
نورلایب مشاهده

الأنوار الساطعة في شرح الزيارة الجامعة، به زبان عربى، تأليف جناب شيخ جواد بن عباس كربلايى است.

تاريخ شروع تأليف مشخص نيست، ولى تاريخ اتمام شرح زيارت جامعه كبيره، عصر روز یک‌شنبه، بيست و نهم ماه شعبان سال 1405ق و تاريخ اتمام زيارت وداع كه در دنباله زيارت جامعه كبيره وارد شده است، عصر روز شنبه، شانزدهم شوال سال 1405ق است.

انگيزه تأليف اين شرح، پرده برداشتن از حقايق ولايت اهل‌بيت(ع) و بازگو كردن معارف ارزش‌مند آنان در زمانه‌اى است كه فتنه و فساد و كوتاهى كردن علما در اداى وظيفه خويش، موجب مجهول و غريب ماندن و مورد ترديد و انكار قرار گرفتن حقايق و معارف مزبور گرديده است.

ساختار

كتاب، در پنج جلد تنظيم شده است و مطالب آن، در سه قسمت ارائه گرديده است:

قسمت اول، رساله‌اى است كوتاه در حقيقت معنى ولايت و اقسام و احكام و شئونات آن و بيان كيفيت سير و سلوك و تحصيل معارف الهى؛

قسمت دوم، شرح زيارت جامعه كبيره است كه از یک مقدمه و سه فصل تشكيل شده است؛

قسمت سوم، شرح متن زيارت جامعه كبيره است كه عمده مطالب كتاب است و آن از اواخر جلد اول، صفحه 385 شروع مى‌شود تا پایان جلد پنجم.

عبارات كتاب، بسيار سليس و از نظر فصاحت و بلاغت درخور تحسين است. در موارد متعددى، به اشعار پارسى استشهاد شده و در جلد پنجم، ص337، یک رساله فارسی كه دستور العمل اخلاقى یکى از بزرگان اهل معرفت است، به‌صورت كامل درج گرديده است.

گزارش محتوا

مؤلف محترم، در ابتدا، مقدمه‌اى به‌عنوان اهداء كتاب حاضر به ساحت مقدس پيامبر گرامى اسلام(ص) و خاندانش(ع) نوشته است، پس از آن، زيارت جامعه كبيره را با سند كامل از كتاب «التهذيب» شيخ طوسى(ره) و «من‌ لا‌يحضره‌ الفقيه» شيخ صدوق(ره) با اختلاف موارد، نقل نموده است و در آخر، زيارت وداع را كه بعد از زيارت جامعه كبيره خوانده مى‌شود، نقل فرموده است، سپس به بيان رساله ولايت مى‌پردازد كه عناوين مطالب آن، بدين قرار است:

- معناى لغوى و اصطلاحى ولايت؛

- بيان قرب حق تعالى نسبت به اشيا در دو فصل:

  1. سرايت حكم ولايت در اشيا؛
  2. اقسام قرب در واجب تعالى و ممكن.

- اقسام ولايت در چهار قسم مطلقه، مقيده، عامه و خاصه؛

- بيان مراد از فناء في الله تعالى؛

- طريق رسيدن به ولايت خاصه؛

- بيان شرايط تحصيل ولايت؛

- معنى ولايت و نبوت و رسالت و بيان فرق آنها؛

- تقسيم نبوت و رسالت به تعريفى و تشريعى؛

- بيان دو صنف از سالكان صاحب ولايت؛

- ذكر حديثى كه شامل احوال اولياء الله است؛

- ولايت نبى و امام؛

- بيان مصاديق ولايت مطلقه و مقيده؛

- بيان مراد از خاتم الأولياء؛

- تقسيم ديگر ولايت، به اين صورت كه ولايت خاصه، برای صاحب آن، يا مقام است يا حال؛

- تقسيم ديگر برای ولايت محمديه(ص)؛

- تقسيم ديگر ولايت به عامه و خاصه؛

- بيان اعتبار ولايت نسبت به حق تعالى و اشيا؛

- بيان مظاهر ولايت محمديه(ص)؛

- بيان احاديث مخصوص به ائمه(ع)؛

- بيان مراتب نبوت؛

- تحقيق مراد از اسم در عرفان؛

- اطلاقات اسم؛

- بيان لزوم وجود ولى در ميان خلق؛

- بيان اينكه صاحب ولايت الهى، مظهر شئون حق تعالى است؛

- تحصيل معرفت حق تعالى در چند فصل:

  1. معرفت ذات حق تعالى از مشكل‌ترين معارف است؛
  2. اشاره مجدد به اقسام ولايت؛
  3. تشخيص راه رسيدن به معرفت؛
  4. شرايط وصول به معرفت؛
  5. حقيقت علم نبى(ص)؛
  6. تكميل انسان و انسان كامل؛
  7. در مراتب و اطوار انسان كامل؛
  8. در بيان عوالم سه‌گانه و اهل آنها؛
  9. معرفت نفس؛
  10. تحصيل معرفت حق تعالى از راه محبت.

- بيان درجات تدبر در آيات الله؛

- تكميل قوه نظرى و تعديل قوه عملى؛

- بيان حقيقت ثواب و عقاب؛

- علائم و احوال اولياء الله؛

- بيان حقيقت صراط مستقيم؛

- اقسام علما؛

- بيان حقيقت وحدت احديت حقه الهيه؛

- بيان صفات دشمنان خدا؛

- بيان تحقق خلافت الهيه در حقيقت انسانى؛

- تشبيه انسان كامل به مردمك چشم؛

- بيان علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين؛

- انسان عارف؛

- بيان عوالم چهارگانه.

مؤلف، در زير عنوان «شرح زيارت جامعه»، در مقدمه شرح، از كيفيت شرح و انگيزه تأليف آن سخن مى‌گويد و در فصل اول كه در بيان معانى ولايت است، از آيات مربوط به ولايت و روايات خاصه و عامه پيرامون آن و جهات اهميت امر ولايت و بيانات مجلسى و علماى ديگر در شرح مشكلات احاديث ولايت و امور مستفاد از احاديث مزبور، بحث مى‌كند.

در فصل دوم كه در معنى ولايت و اقسام آن است، به تحقيق معناى ولايت مى‌پردازد و از «ولايت تشريعى»، «ولايت تكوينى»، «احاديث دال بر ولايت تكوينى ائمه(ع)»، «غلو و عقايد فاسده و احاديث وارده در اين باب» و «اهل ولايت و شرايط ولايت» سخن مى‌گويد.

در فصل سوم كه در بيان شئونات ولايت ائمه(ع) است، نخست، از معنى زيارت و فضيلت آن و حقيقت زيارت ائمه و آداب زيارت و جواز يا عدم جواز طواف مرقد نبى(ص) و ائمه(ع) و بوسيدن قبور و زمان و مكان زيارت و... سخن مى‌گويد و آن‌گاه، به شرح متن زيارت مى‌پردازد.

اين شرح، ويژگى‌هاى زيادى دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

  1. به نظر مى‌رسد اين شرح، كامل‌ترين و جامع‌ترين شرحى است كه به زبان عربى، بر زيارت جامعه كبيره، در زمان معاصر نوشته شده است، زيرا مؤلف هم به بررسى سلسله سند زيارت، پرداخته و هم پيرامون آن، مباحث لغوى، صرفى، نحوى، فقهى، كلامى، فلسفى، اخلاقى، عرفانى، روايى و تفسيرى را تا جايى كه مقدور بوده است مطرح كرده است؛
  2. پرهيز از نقل قول‌ها و حكايات و داستان‌هاى سست و بى‌سند كه در مجامع علمى و كتب فنى قابل ارائه و دفاع نيست؛
  3. موضوع اين شرح، اثبات ولايت و امامت و خلافت اهل‌بيت پيامبر(ع) است كه اين مطلب، به‌منزله فصل اخير برای تمييز مذهب شيعه از مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت است. در اين‌گونه موارد، معمولا نزاع‌هاى لفظى و تكفيرها و تفسيق‌ها رواج دارد و بازار نسبت‌هاى ناروا و بهتان و افترا داير است، ولى مؤلف بزرگوار، با كرامت و احترام، مطالب اختلافى را در نهایت رعايت حقوق ساير برادران دينى و مذهبى، با دلايل نقلى و براهين عقلى اثبات كرده است؛
  4. استفاده از روايات عامه در اثبات مرام. مؤلف، در جلد اول، صفحه 216، زير عنوان «ما روته العامة»، رواياتى را از طريق عامه نقل مى‌كند كه دلالت بر اهميت ولايت اميرالمؤمنين و فرزندانش(ع) دارد، مانند «و فيه (أي في غاية المرام، ص251) أبو المؤيد موفق بن أحمد بإسناده عن أنس بن مالك قال: قال رسول‌الله(ص): حب علي بن أبي‌طالب حسنة لا تضر معها سيئة و بغضه سيئة لا تنفع معها حسنة» و نيز در صفحه 229 به بيان احاديثى مى‌پردازد كه دلالت دارند بر اينكه هدف از ارسال انبيا و مرسلين، ولايت پيامبر و اميرالمؤمنين و ائمه(ع) بوده است، مانند «ففيه عن طريق العامة إبراهيم بن محمد الحمويني من أعيان علماء العامة بإسناده عن عبدالله بن مسعود قال: قال رسول‌الله(ص): أتاني ملك فقال: يا محمد و اسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا؟ قال: على ولايتك و ولاية علي بن أبي‌طالب»؛
  5. شيوه شارح بزرگوار در نقل مطالب از ديگران، تقليد محض نيست، بلكه به فراخور و تناسب موضوعات و مسائل، به تحقيق و دقت و اظهار نظر پرداخته است.

وضعيت كتاب

كتاب، توسط محسن اسدى تحقيق و تصحيح شده است. در پایان هر جلد، فهرست تفصيلى مطالب آن، ضميمه گرديده است. در پاورقى‌ها، مصادر آيات و روايات و برخى توضيحات آورده شده است.