الإبهاج في شرح المنهاج علی منهاج الوصول إلی علم الأصول للقاضي البيضاوي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الإبهاج في شرح المنهاج علي منهاج الوصول إلي علم الأصول للقاضي البيضاوي
NUR56810J1.jpg
پدیدآوران

سبکی، عبدالوهاب بن علی (شارح)

بیضاوی، عبدالله بن عمر (نويسنده)

سبکی، علی بن عبدالکافی (شارح)
عنوان‌های دیگر منهاج الوصول إلي علم الأصول. شرح
ناشر دار الکتب العلمية
مکان نشر لبنان - بيروت
سال نشر 1416ق. = 1995م.
چاپ چاپ اول
موضوع

بيضاوي، عبد الله بن عمر، - 685ق. منها‌ج‌ الوصول‌ الي‌ علم‌ الاصول‌ - نقد و تفسير

اصول فقه اهل سنت
زبان عربي
تعداد جلد 3
کد کنگره
‏2الف 2س / 156 BP


الإبهاج في شرح المنهاج، شرح علی بن عبدالکافی سبکی (متوفی 756ق) و فرزندش تاج‌الدین عبدالوهاب بن علی سبکی (متوفی 771ق) بر «منهاج الوصول إلی علم الأصول» قاضی بیضاوی (متوفی 685ق) است.

مباحث کتاب به‌ترتیب عبارت است از:

  1. مقدمه مؤلف و مباحث مقدماتی (در قریب به سی صفحه) در فایده علم اصول، شرح دیباچه کتاب، تعریف اصول فقه و...
  2. دو باب (هر باب در سه فصل): در تعریف حکم، حاکم، محکوم‌علیه و محکوم‌به.
  3. هفت کتاب (هر کتاب مشتمل بر ابواب و فصولی است).

شارح به شیوه مرسوم پس از «قوله» بخشی از عبارات منهاج را ذکر و سپس شرح کرده است.

در اوایل حکومت عباسیان تصانیف گوناگونی پیرامون علم اصول و مباحث اجتهادی به رشته تحریر درآمد که این بحث‌ها را از نظر کمی و کیفی گسترش بخشید و سبب شد که علم اصول و مباحث اجتهادی در جامعه اهل سنت متداول و معمول گردد. به عقیده برخی از اندیشمندان چون: ابن خلکان و ابن خلدون و صاحب كشف الظنون، نخستین کسی که اصول فقه را به شیوه فنی و علمی نوشت محمد بن ادریس شافعی پیشوای مذهب شافعی بود و کتاب او به نام «رساله امام شافعی» معروف گردید. سبکی نیز شافعی را اولین مصنف در اصول فقه می‌داند و شک‌کننده در این موضوع را «معاند» می‌خواند.

البته برخی احتمالات دیگری را مطرح کرده‌اند و با این حساب نمی‌توان مدعی شد که در جامعه اهل سنت شافعی نخستین مؤلف کتاب اصولی است، ولی باید یادآور شد که در میان شافعیان عالمانی حضور دارند که در علم اصول شهرت یافته و بدان تکامل و گسترش بخشیده‌اند و در موضوع اصول، کتبی را تدوین کرده‌اند؛ از آن جمله‌اند: قاضی عبدالله عمر بیضاوی (متوفی 685ق) نویسنده کتاب «منهاج الوصول إلی علم الأصول» که خلاصه‌ای است از کتاب الحاصل استاد ارموی و کتاب الحاصل نیز خلاصه‌ای است از کتاب المحصول اثر علامه فخرالدین رازی (متوفی 606ق)[۱]‏؛ لذا سبکی در «الإبهاج» در تعریف اصول فقه که قاضی بیضاوی در «المنهاج» آورده می‌نویسد: «این عبارت دقیقاً عبارت تاج‌الدین ارموی در الحاصل است»[۲]‏.

کتاب «منهاج الوصول إلی علم الأصول»، دو شرح معروف دارد: یکی «نهاية السؤول شرح منهاج الوصول» تألیف جمال‌الدین اسنوی (متوفی 772ق) و دیگری «الإبهاج» تألیف علی بن عبدالکافی سبکی (متوفی 756ق) و فرزندش عبدالوهاب بن علی سبکی (متوفی 771ق) [۳]‏.

تاج‌الدین عبدالوهاب معروف به سبکی (متوفی 771ق)، مؤلف کتاب جمع الجوامع و متمم کتاب «الإبهاج في شرح المنهاج» است که پدرش تقی‌الدین علی سبکی به نوشتن آن پرداخته بود[۴]‏.

یکی از ابزارهای زبانی که به هنگام شک در اراده جدی متکلم از استعمال یک لفظ به‌کار می‌آید، اصالت حقیقت (أصالة الحقيقة) است. در کتاب‌های اصولی عامه از این اصل بیشتر به‌صورت «الأصل [هو] الحقيقة» یاد می‌کنند و عبارت «أصالة الحقيقة» بسیار اندک استفاده می‌شود. اصل در اصطلاح اصولیان عامه در معانی مختلفی چون دلیل، قاعده کلی، مقیس‌علیه، کثیر، غالب و راجح به‌کار می‌رود. با جستجو در کتاب‌های اصولی ایشان، می‌توان سه معنی را از معانی یادشده برای اصل حقیقت در نظر گرفت: راجح، غالب و دلیل. این دو معنی آخر را تقی‌الدین سبکی (متوفی 756ق) در کتاب الإبهاج برای کلمه «اصل» برشمرده است[۵]‏.

تحقیقات و پاورقی‌های کتاب به قلم گروهی از علمای اهل سنت است که به نام آنها اشاره نشده است. معرفی اعلام، توضیح برخی عبارات و ارجاع به منابع در این پاورقی‌ها ذکر شده است.

پانویس

  1. ر.ک: جناتی، محمدابراهیم، ص4
  2. ر.ک: متن کتاب، ص19
  3. ر.ک: ربانی بیرجندی، محمدحسن، ص59
  4. ر.ک: جناتی، محمدابراهیم، ص4
  5. ر.ک: معصومی، امیرصالح؛ خاقانی، محمد؛ ابن‌الرسول، محمدرضا، ص128

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. جناتی، محمدابراهیم؛ «تکامل و رکود فقه اجتهادی اهل سنت»، پایگاه مجلات تخصصی نور، کیهان اندیشه، فروردین و اردیبهشت 1366، شماره 11، ص3 تا 27.
  3. ربانی بیرجندی، محمدحسن، «اصول اهل سنت»، پایگاه مجلات تخصصی نور، مطالعات فقه اسلامی و مبانی حقوق، پاییز و زمستان 1392، شماره 28، ص49 تا 72.
  4. معصومی، امیرصالح؛ خاقانی، محمد؛ ابن‌الرسول، محمدرضا، «ابن جنی، مجاز و اصالت حقیقت»، پایگاه مجلات تخصصی نور، زبان و ادبیات عربی، بهار و تابستان 1393، شماره 10، ص‌115 تا 38.

وابسته‌ها