الإستصحابیة

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الاستصحابية
NUR13950J1.jpg
پدیدآوران

شریعت اصفهانی، فتح‌الله (مقدمه‌نويس)

علم‌الهدی تبریزی، مرتضی بن محمدرضا (نویسنده)
عنوان‌های دیگر رساله استصحابيه و كتاب طهارت
ناشر مؤلف
مکان نشر ايران - قم
سال نشر 1337ش.
چاپ چاپ اول
موضوع

استصحاب

طهارت

اصول فقه شيعه - قرن 14
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏‎‏/‎‏ت‎‏2‎‏الف‎‏5 / 161/8 BP


الإستصحابیة، تألیف علم‌الهدی تبریزی، رساله‌ای در موضوع استصحاب به‌همراه چند رساله دیگر به زبان عربی است.

ساختار

کتاب، فاقد هرگونه تبویب و فصل‌بندی است.

گزارش محتوا

نویسنده، مباحث کتاب را با تعریف لغوی استصحاب آغاز کرده است و پس از نقل معنای آن از علمای لغت، نوشته: برخی از محققان بر آنند که استصحاب عبارت است از بودن چیزی با چیزی خواه با ذی‌شعور خواه با غیر آن. اصولیون تعاریف متعددی از استصحاب کرده‌اند و وجوه مختلفی برای حجیت آن قائل شده‌اند؛ برخی قول شارع، برخی حکم عقل و گروهی بنای عقلا را منشأ حجیت آن دانسته‌اند؛ اما اختلاف علما در وجه حجیت، سبب اختلاف در حقیقت استصحاب نمی‌شود و حقیقت استصحاب یکی است[۱]‏.

نویسنده در بخش دیگری از مباحث کتاب به «احکام شک در تکلیف و مکلف‌به» پرداخته و شبهه محصوره و غیر محصوره و مباحث مرتبط را با ذکر مثال مورد مطالعه قرار داده است[۲]‏.

تفاوت قاعده طهارت و استصحاب طهارت از دیگر مباحث کتاب است. استصحاب طهارت حکم به طهارت با ملاحظه حالت سابقه، یعنی طهارت متیقن است، اما قاعده طهارت حکم به طهارت با قطع نظر از حالت سابقه است خواه مشکوک یا متیقن الطهاره باشد[۳]‏.

«رسالة في الطهارة»، عنوان رساله‌ای به قلم مرتضی علوی فاطمی طباطبایی است که با این عبارت آغاز شده است: «طهارت در لغت به معنای نزاهت و نظافت است. اولی عبارت از پاکی از آلودگی باطنی مانند جهل و عجب و حسد و بخل و مانند آن است و دومی به معنای پاکی از آلودگی ظاهری است؛ به همین جهت است که می‌گویند «الله تعالی أنه منزه» و نمی‌گویند «منظف». مقصود از طهارت در این بحث، طهارت از حدث و خبث است که اولی نوع خاصی از نزاهت است و دومی نوع خاصی از نظافت است[۴]‏.

کتاب با رساله‌ای با موضوع آب مضاف به پایان آمده است[۵]‏.

وضعیت کتاب

کتاب، فاقد فهرست مطالب و پانوشت است.

پانویس

  1. ر.ک: متن کتاب، ص3-2
  2. ر.ک: همان، ص79
  3. ر.ک: همان، ص195
  4. ر.ک: همان، ص196
  5. ر.ک: همان، ص222

منابع مقاله

متن کتاب.

وابسته‌ها