الإعجاز و الإيجاز

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الإعجاز و الإیجاز
NUR02504J1.jpg
پدیدآوران

ثعالبی، عبدالملک بن محمد (نویسنده)

سلیم، محمد ابراهیم (محقق)
ناشر مکتبة القرآن
مکان نشر قاهره - مصر
چاپ 1
موضوع

ادبیات عربی - قرن 5ق.

ادبیات عربی - مجموعه‌ها

ضرب المثل‏های عربی
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏PJA‎‏ ‎‏3914‎‏ ‎‏/‎‏الف‎‏6‎‏
نورلایب مشاهده

الإعجاز و الإيجاز، اثر ابومنصور عبدالملك بن محمد ثعالبى، حاوى كلماتى است كه كم‌لفظ و پرمعنا هستند؛ كلماتى كه در آن‌ها اقسام حسن و ايجاز و... گرد آمده است.

اين عنوان، نامى است كه محقق و مهذب كتاب، محمد ابراهيم سليم به آن داده است؛ وگرنه اين كتاب، با نام‌هاى متفاوت در منابع آمده است. از جمله صاحب «كشف الظنون» از آن با عنوان «إعجاز الإيجاز» ياد مى‌كند. اما كارل بروكلمان در «تاريخ الأدب العربي» ج 5، ص195 تحت دو عنوان: «إيجاز الإعجاز» و «الإيجاز و الإعجاز» از آن نام مى‌برد. اما محقق، عنوان چهارمى را كه همان «الإعجاز و الإيجاز» است، با توجه به گفتار خود مؤلف در ابتداى باب اول، برای كتاب مناسب دانسته است. چرا كه اعجاز را بر ايجاز كه همان اختصار است، مقدم داشته و یکى را بر ديگرى عطف نموده است.

ساختار

كتاب با دو مقدمه از محقق و نویسنده آغاز و مطالب در ده باب تنظيم شده است. در اين ابواب، كلماتى از قرآن كريم و سخنان پيامبر(ص)، خلفاء راشدين، صحابه و تابعين و همچنين كلماتى از پادشاهان دوران جاهليت و نيز اشعارى زيبا از شاعران عرب فراهم آمده است.

به گفته محقق، بخش‌هایى از اين كتاب كه به توصيف مجالس شرب خمر و لهو مى‌پرداخته، حذف شده است.

گزارش محتوا

در مقدمه محقق، به نام‌هاى مختلف كتاب اشاره شده و در مقدمه نویسنده، توضيحات مختصرى درباره موضوع ابواب، داده شده است.

در باب اول، به برخى از كلمات موجز قرآن كريم اشاره و توضيحات مختصرى پيرامون آن‌ها، داده شده است؛ از جمله اين جملات، عبارتند از آيات: «ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا»، «لهم الأمن و هم مهتدون»، «أوفوا بالعقود»، «و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذ الأعين»، «فاصدع بما تؤمر» و.[۱]

از جمله اين كلمات، آيه‌اى از سوره واقعه در وصف خمر بهشت مى‌باشد كه فرموده است: «لا يصدعون عنها و لا ينزفون» و نویسنده معتقد است خداوند در اين آيه، با دو كلمه، تمام معايب خمر را برشمرده است.[۲]

در باب دوم، كلمات موجزى از پيامبر(ص) فقط نقل شده است، بدون توضيح يا تشريح آن‌ها؛ برخى از اين كلمات عبارتند از: «بپرهيزيد از خضراء الدمن»، «مؤمن از یک سوراخ، دو مرتبه گزيده نمى‌شود»، «هدايت‌كننده بر خير، مانند فاعل آن است»، «قلب‌ها به‌واسطه گناه، زنگ زده و با استغفار، جلا مى‌يابد»، «مؤمن، آينه برادرش است»، «اموال خود را با زكات، حفظ كنيد» و.[۳]

در باب سوم، كلماتى از خلفاى راشدين، صحابه و تابعين نقل شده است، از جمله: خليفه اول: «قبل از مرگ، آسان و بعد از آن، سخت است»؛ خليفه دوم: «كسى كه شر را نشناسد، در آن مى‌افتد»؛ خليفه سوم: «با خداوند به‌واسطه صدقات، تجارت كنيد».[۴]

كلماتى كه از سه خليفه اول ذكر شده، از تعداد انگشتان دست فراتر نرفته است، اما كلماتى كه از حضرت على(ع) نقل گرديده، بسيار زياد مى‌باشد؛ به‌گونه‌اى كه فقط از قول ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ، فقط صد كلمه قصار و سرشار از حكمت، نقل گرديده است. برخى از كلمات، عبارتند از: «نترس مگر از گناه خود»؛ «اميد نداشته باش، مگر به خداى خود»؛ «مردم به زمان خود، شبيه‌ترند از پدران خود»؛ «شرافتى با سوء ادب نيست» و.[۵]

در باب چهارم، كلماتى از ملوك دوران جاهليت نقل شده است. برخى از اين ملوك، عبارتند از: فريدون، منوچهر، پشنگ، افراسياب، طهماسب، كیکاوس، زال پسر سام، رستم فرزند زال، كيخسرو فرزند سياوش، اسفنديار، بهمن فرزند اسفنديار و.[۶]

پنجمين باب، در مورد سخنان ملوك و امراى اسلام مى‌باشد كه برخى از آن‌ها عبارتند از: معاوية بن ابى‌سفيان، عمروعاص، مغيرة بن شعبه، زياد بن ابيه، احنف بن قيس، عبدالله بن زبير، مصعب بن زبير، عبدالملك بن مروان، حجاج بن يوسف، قتيبة بن مسلم، مهلب بن ابى‌صفره و.[۷]

در باب ششم، لطائفى از كلمات برخى از وزرا آمده است. افرادى همچون: ابومسلمه خلال، وزير سفاح؛ ربيع بن يونس، وزير منصور؛ ابوعبدالله، وزير مهدى؛ فيض بن ابى‌صالح، وزير مهدى؛ يحيى بن خالد برمكى و فضل بن يحيى، وزير هارون الرشيد؛ فضل بن سهل، وزير مأمون و.[۸]

در باب هفتم، گوشه‌هایى از بدايع كتب و سخنان برخى از بلغا و فصحا، آمده است. برخى از ايشان، عبارتند از: عبدالحميد بن يحيى، كاتب مروان؛ اسماعيل بن صبيح، كاتب هارون الرشيد؛ عمرو بن مسعده، كاتب مأمون؛ ابراهيم بن عباس صولى، كاتب معتصم، واثق و متوكل؛ سعيد بن حميد، كاتب مستعين؛ حسن بن وهب، احمد بن سليم؛ ابوعثمان جاحظ؛ ابراهيم نظام؛ ابوالعيناء و.[۹]

در باب هشتم، ظرايفى از كلام فلاسفه، زهاد، حكماء و علما بيان شده است. افرادى از قبيل: ارسطاطاليس، افلاطون، سقراط، لقمان، اسكندر، يحيى بن عدى، قاضى ابويوسف، احمد بن ابى‌داود، مالك بن دينار، ابن سمّاك، يحيى بن معاذ، شبلى و.[۱۰]

در دو باب پایانى، كلمات قصار زيبايى از ظرفاء، نوادر و شعرا آمده است. برخى از اين افراد، عبارتند از: مطيع بن إياس، ابوحارث جمين، ابوعبدالله جماز، ابن عايشه قرشى، على بن عبيده ريحانى، محمد بن داود اصفهانى، منصور فقيه مصرى، ابوالفتح كشاجم، امرؤالقيس، زهير، نابغه ذبيانى، اوس بن حجر، بشر بن ابى‌خازم و.[۱۱]


وضعيت كتاب

فهرست مطالب، در ابتداى كتاب و در پاورقى‌ها، معناى برخى از كلمات دشوار متن، آمده است.

پانويس

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن كتاب.
  2. تاريخ الأدب العربي، كارل بروكلمان، ج 5، ص195.