الإلزامات و التتبع

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏الإلزامات و التتبع
NUR59466J1.jpg
پدیدآوران

دارقطني، علي بن عمر (نويسنده)

وادعي، مقبل بن هادي (محقق)
ناشر دار الکتب العلمية
مکان نشر لبنان - بيروت
سال نشر مجلد1: 1985م , 1405ق,
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
نورلایب مشاهده

الإلزامات و التتبع، دو کتاب به زبان عربی از حافظ ابوالحسن علی بن عمر بن احمد بن مهدی (متوفی 385ق) مشهور به دارقطنی با موضوع روایات اهل سنت است. دارقطنی در این کتاب‌ها، تکمله‌ای بر احادیث موجود در دو کتاب از دو امام از ائمه اهل تسنن یعنی بخاری (متوفی 256ق) و مسلم (متوفی 261ق) پرداخته است. در «الزامات» هفتاد حدیث ذکر شده که شیخین یا یکی از آن‌ها آن را استخراج نکرده‌اند درصورتی‌که آن روایات از روایات صحیحه به شمار می‌رود. در «التتبع» حدود دویست روایت از روایات معلول صحیحین نقد و بررسی شده است.

تحقیق این اثر بر عهده ابوعبدالرحمن مقبل بن هادی وادعی بوده است.

ساختار

کتاب دارای مقدمه چاپ دوم، مقدمه، محتوای مطالب در قالب دو کتاب، خاتمه و بیان ثمرات بحث است.

گزارش محتوا

کتاب الزامات دارقطنی حاوی احادیثی است که حافظ دارقطنی آن را به‌شرط شیخین یا یکی از آن‌ها می‌بیند لکن هیچ‎یک از شیخین این احادیث را استخراج نکرده‌اند. تعداد این روایات به عدد هفتاد می‌رسد. البته گاهی برخی روایات از صحابه وجود دارد که وی آن را ذکر می‌کند مانند یک حدیث از اسامة بن عمیر پدر ابوملیح؛ و حدیث هفتم از الزامات. یا حدیث مالک اشجعی پدر ابی الاحوص عوف بن مالک که نویسنده تنها یک حدیث از آن‌ها ذکر کرده و حدیث نهم از الزمات است. همچنین است طارق بن عبدالله محاربی که احادیثی دارد و نویسنده تنها یک حدیث از وی را ذکر کرده که همان حدیث چهل و سوم از الزامات است. وی از احادیث حبشی بن جناده نیز تنها یک حدیث را ذکر کرده است. به‌هرحال حافظ دارقطنی در تتبعاتش احادیثی را که یکی از شیخین استخراج کرده و بر دیگری نیز اخراجش لازم بوده را ذکر می‌کند که تنبیه بر این موارد در مواضع خودش در کتاب صورت گرفته است. در آخر الزامات بر این تذکر داده شده که این الزامات لازم نیستند زیرا شیخان ملتزم به استخراج هر حدیث صحیحی نبوده‌اند و برخی از این الزامات از طرق دیگری از دیگر صحابه استخراج شده‌اند که ما را از استخراج مجدد آن‌ها به دست شیخین بی‌نیاز می‌کند؛ البته این بدین معنی نیست که در استخراج این روایات فایده‌ای نیست، زیرا هرچه طرق روایت بیشتر باشد، دلالت بر ثبوت و قوت آن می‌کند تا جایی که ابراهیم بن سعید جوهری گفته: اگر یک حدیث از صد طریق به من نرسد، خودم را در آن یتیم می‌شمارم.... پس در مجموعه‌ای که حافظ دارقطنی در الزامات جمع کرده، اگر بخاری و مسلم آن را از دیگر صحابه استخراج کرده باشند روایت دارقطنی در این کتاب موجب تقویت روایات صحیحین است و اگر شیخین آن را استخراج نکرده بودند، روایت از الزامات دارقطنی که نویسنده در آن به جمع و تخریج این روایات عنایت ورزیده، استفاده می‌شود. وی درباره این احادیث حکم نیز داده و شروط و موارد دیگر که در روایت بوده را هم بیان کرده است.[۱]

متن الزامات پس از ذکر عبارت «رب یسر و تمم بالخیر، بسم‌الله الرحمن الرحیم، و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت» با این عبارت شروع می‌شود: «اخبرنا الامام الحافظ ابوطاهر احمد بن محمد بن ابراهیم السلفی الاصبهانی قراءة علیه و انا اسمع فی ذی القعدة سنة ثلاث و سبعین و خمسمائة بثغر الأسکندری أنبأ الشیخ ابوالحسین المبارک بن عبدالجبار الصیرفی قرأت ببغداد من اصل سماعه فی صفر فی سنة خمس و تسعین و اربعمائة أنبأ ابوطالب محمد ابن علی بن الفتح بن محمد بن الفتح الحربی الزاهد بقراءة أبی محمد بن عبدالعزیز بن محمد النخشبی علیه قال: أخبرکم ابوالحسن علی بن عمر بن أحمد ابن مهدی الدارقطنی الحافظ فی کتابه. و قال: ذکر ما حضرنی ذکره مما أخرجه البخاری و مسلم أو أحدهما من حدیث نظیر له من التابعین الثقات ما یلزم إخراجه علی شرطهما و مذهبهما، فیما نذکره إن شاء الله تعالی و بالله التوفیق.» [۲]

اما کتاب التتبع از دارقطنی، وی در این اثر، دویست حدیث از روایات صحیحین که در آن علت و مشکلی می‌دیده را نقد کرده است. احادیث این کتاب به دویست و هجده روایت می‌رسد که ده مورد از آن‌ها تکراری است و در جاهای خودش در کتاب به آن تذکر داده شده است. هفت حدیث را هم در الزام من لم یخرجها من الشیخین ذکر کرده است و روایت آخری هم در صحیحین نیست که به این موارد نیز در مواضعشان اشاره شده است. با این حساب بدون احتساب روایات تکراری و دیگر مواردی که ذکر شد، دویست روایت باقی می‌ماند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که غالب استدراکات دارقطنی در استدراکات صناعت حدیثی است نه در متون آن. به این امر در مقدمه کتاب هم اشاره شده و مثال‎هایی نیز برای این مورد زده شده است. بااین‌حال باید توجه داشت که معنی این سخن آن نیست که انتقادات در صناعت حدیثی ارزشمند نیستند. چه‌بسا محدثی به خاطر سند یک حدیث، سفرها که نمی‌کرد درحالی‌که متن روایت از طریق دیگری برایش ثابت شده بود؛ مثلاً هنگامی‌که ابواسحاق استاد شعبة بن حجاج، حدیث عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر در فضل وضو را برای او خواند شعبه از ابواسحاق پرسید؟ آیا عبدالله بن عطاء از عقبة بن عامر آن را پرسیده است؟ که این سؤال ابواسحاق را عصبانی کرد. شعبه برای روشن شدن مطلب نزد عبدالله بن عطاء در مکه رفت. عبدالله بن عطاء گفت: سعد بن ابراهیم و سعد مدنی این روایت را برای من گفته‌اند. شعبه به مدینه رفت. مدنی گفت: زیاد بن مخراق (بصری) برایم این روایت را گفته و ازاین‌رو از مدینه به بصره سفر کرد. زیاد در آنجا گفت: شهر بن حوشب از ابوریحانه از عقبة بن عامر این روایت را برایم خوانده که در آنجا شعبه گفت: «أفسده علی شهر و لو صح لکان احب الی من اهلی و مالی و ولدی». این روایت را خطیب در «الرحلة» و «الکفایة» و ابن ابی حاتم در مقدمه «الجرح و التعدیل» در ترجمه شعبه نقل کرده‌اند و ذهبی در ترجمه عبدالله بن عطاء در «المیزان». این در حالی است که روایت موردبحث، در صحیح مسلم از غیر طریق مذکور، ثابت شده است.[۳] به‌هرحال این‌گونه استدراکات از روی هوا و هوس از جانب دارقطنی صادر نشده و دلیل بر این امر این است که وی روایات در تتبع را ذکر می‌کند و سپس بحث را به تصویب آنچه در کتاب صحیحِ موردنظر است، ختم می‌کند. این مطلب نشانه میزان تلاش او در بیان حق و انصافش دراین‌ارتباط است.[۴]

در التتبع، روایات مسندهای ابوهریره، عبدالله بن عمرو، ابوموسی اشعری، عمران بن ابی حصین، حذیفه، سعد بن ابی وقاص، ابوسعید خدری، سهل بن سعد، سلمان فارسی، مغیرة بن شعبه، ابی بکره، ابن عبدالله بن مسعود، کعب بن مالک، ام‎سلمه، انس، عمر بن خطاب، عثمان، علی بن ابی‎طالب(ع)، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عبدالله بن عباس، عایشه، بریده بن حصیب، جابر بن عبدالله انصاری و... ذکر و نقد شده است.

در ابتدای کتاب التتبع چنین می‌خوانیم: «بسم‌الله الرحمن الرحیم و صلی‌الله علی سیدنا محمد و آله و صحبه و سلم. أخبرنا الشیخ شرف‌الدین محمد بن ابراهیم بن ابی القاسم المیدوی إذنا أنبأ الشیخ المفتی بهاءالدین علی المعروف بابن الجمیزی إجازة أن لم یکن سماعا أنبأ الحافظ ابوطاهر أحمد بن محمد السلفی قراءة علیه أنبأ المبارک بن عبدالجبار الصیرفی أنبأ ابوطالب محمد بن علی بن الفتح الحربی الزاهد قیل له أخبرک الإمام الحافظ ابوالحسن علی بن عمر بن مهدی الدارقطنی رحمه الله. قال: ابتداء ذکر أحادیث معلولة اشتمل علیها کتاب البخاری و مسلم أو أحدهما بینت عللها و الصواب منها.»[۵]

وضعیت کتاب

در مقدمه چاپ دوم، ذکر شده که پیش‎تر محمد بن عبدالمحسن الکتبی به چاپ کتاب اقدام کرده بود که به دلیل خطاهای املایی و نحوی و اغلاط در اسماء که از روی عدم اشراف وی بر امور فنی چاپ بوده است، برای چاپ مجدد آن به حسین ابوالخیل اجازه داده شده.[۶] فهرست‎های فنی در انتهای اثر ذکر شده است. کتاب، فهرست مطالب ندارد.

محقق کتاب سه نسخه از نسخه‌های این اثر را مشاهده کرده است که دو تا از آن‌ها قبل از اتمام کارش بوده و سومی پس از اتمام کار؛ اولین نسخه، نسخه محمد امین مصری بوده که تصویر از روی نسخه کتابخانه بتنه خدابخش شمالی هند بوده و به دست شیخ محمود میره امین کتابخانه الجامعه الاسلامیه مدینه منوره به دستش رسیده است و در 48 صفحه به خط فارسی خوانا نوشته شده است. دومین نسخه در 36 صفحه از روی نسخه حماد انصاری است که از روی نسخه ابومحمد زین‌العابدین آرویی بهاری استنساخ شده. سومین نسخه هم از ربیع بن هادی پس از فراغت از تحقیق به دست مؤلف رسیده ولی او در موارد اختلاف دو نسخه قبلی به آن مراجعه کرده و خلافی در آن مشاهده نکرده که ذکرش کند.[۷]

پانویس

منبع مقاله

مقدمه، خاتمه و متن کتاب.

وابسته‌ها