الإيضاح في علوم البلاغة، المعاني و البيان و البديع

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الإیضاح في علوم البلاغة، المعاني و البیان و البدیع
NUR15351J1.jpg
پدیدآوران

شمس‌الدین، ابراهیم (محقق)

خطیب قزوینی، محمد بن عبدالرحمن (نویسنده)
عنوان‌های دیگر المعانی و البیان و البدیع
ناشر دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 2010 م
چاپ 2
موضوع

زبان عربی - بدیع

زبان عربی - معانی و بیان
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏PJA‎‏ ‎‏2025‎‏ ‎‏/‎‏خ‎‏6‎‏الف‎‏9‎‏ ‎‏1389
نورلایب مشاهده

الإيضاح في علوم البلاغة، از آثار ممتاز و بسيار تأثيرگذار متخصص بزرگ علوم بلاغى، جلال‌الدين محمد بن عبدالرحمن بن عمر بن احمد بن محمد، مشهور به خطيب قزوينى است كه آن را استاد ابراهيم شمس‌الدين تصحيح كرده و با افزودن مقدمه و تعليقات منتشر كرده است. در اين اثر، يك دوره مسائل علوم بلاغى (معانى، بيان و بديع) ذكر شده است. نام كامل اين اثر عبارت است از: «الإيضاح في علوم البلاغة، المعاني و البيان و البديع».

ساختار

اين كتاب از يك مقدمه و سه بخش اصلى به ترتيب ذيل تشكيل شده است:

  1. معانى (شامل احوال اسناد خبرى، حقيقت و مجاز عقلى، احوال مسند و مسنداليه، احوال متعلقات فعل، قصر، انشاء، وصل، فصل، مساوات، ايجاز و اطناب)؛
  2. بيان (شامل تشبيه، حقيقت و مجاز، استعاره و كنايه)؛
  3. بديع (شامل تعريف علم بديع، مطابقه، تضاد و ايهام تضاد، مشاكله و...).

گزارش محتوا

درباره روش و محتواى اين اثر چند نكته گفتنى است:

  1. مصحح محترم در مقدمه‌اش كه زمان و مكان نگارشش را مشخص نكرده، چند نكته مهمّ را يادآور شده:
    الف) كتاب حاضر از نظر جامعيت، ممتاز است و هيچ مطلب بزرگ يا كوچكى از مباحث بلاغت را فراموش نكرده و همه را با تفصيل و دقت توضيح داده و به همه نظريه‌هاى گذشته يا معاصرش اشاره كرده است؛
    ب) در تصحيح كتاب حاضر، چند مورد را انجام داده‌ام:
    نخست: زندگى‌نامه مؤلف را نوشتم؛
    دوم: مقدمه‌اى در موضوع بلاغت و فنونش تهيه كردم؛
    سوم: نصوصى را كه مؤلف نقل كرده و مورد مناقشه قرار داده، با آثار قدما، مانند «أسرار البلاغة» عبدالقاهر جرجانى و «كشاف» زمخشرى و «مفتاح العلوم» سكاكى، مقابله و مقايسه كردم و كوشيدم تا مطالب با صحت و دقت نقل شود؛
    چهار: با استفاده از فرهنگ‌هاى لغوى مشهور، معانى لغات مشكل را در پاورقى شرح دادم؛
    پنج: در حاشيه‌هاى كتاب، همه نويسندگان و كتاب‌هایشان را با ذكر منابع آن به‌صورت وافى معرفى كردم؛
    شش: همه احاديث نبوى را استخراج كرده و نصّش را با استفاده از كتب حديثى معتبر ضبط كردم و آنچه در پاورقى نيامده، يا مشهور است و يا به اطلاعاتى درباره آن دست نيافته‌ام؛
    هفت: آدرس همه آيات قرآن را كه در كتاب استفاده شده، با استفاده از «المعجم المفهرس» مشخص كردم؛
    هشت: منابع همه شواهد شعرى را در جاى خودش مشخص كردم.[۱]
  2. مصحح، زندگى خطيب قزوينى و تحصيلات و اشتغالات و آثار علمى او را به‌صورت مختصر و مفيد نوشته است. از جمله تأكيد كرده است كه خطيب قزوينى كه بسيار باهوش و تيزذهن، شيرين‌كلام و خوش‌منظر و اهل انصاف بود و خطّ خوشى هم داشت و به ترتيب در روم، دمشق و مصر نيز قضاوت مى‌كرد و به دستور سلطان در مصر در جامع القلعة خطابه مى‌خواند، مردم را به فراگيرى اصول فقه و معانى و بيان تشويق مى‌كرد. او همچنين منابع متعددى برای شرح حال وى ياد كرده است.[۲]
  3. نویسنده در مقدمه‌اش كه مشخصات نگارش آن نيز معلوم نيست، تأكيد كرده است كه اين كتاب در علم بلاغت و توابع آن است و آن را ايضاح ناميدم و آن را بر طبق نظم كتاب مختصر خودم كه «تلخيص المفتاح» ناميده‌ام، قرار دادم و مطالب را مقدارى توضيح دادم تا مانند شرح بر آن كتاب باشد و مواضع مشكل آن كتاب را حل كردم و مبهماتش را روشن ساختم و آنچه در «تلخيص المفتاح» نبود، ولى در «مفتاح العلوم» سكاكى بود، بدان افزودم و آنچه در «مفتاح العلوم» نبود، از عبدالقاهر جرجانى در دو كتابش، «دلائل الإعجاز» و «أسرار البلاغة» گرفتم و همچنين از كلام ديگران نيز هرچه توانستم، برگرفتم و خلاصه همه آن موارد را استخراج و تهذيب كرده و منظم ساختم تا آنكه هر چيزى در جاى خودش قرار گرفت و همچنين هرچه به فكر خودم رسيد‌ ‎و در جاى ديگرى نيز نبود، به آن افزودم؛ پس سپاس خداى را كه اين اثر، جامع مطالبى شد كه در جاهاى گوناگون پراكنده است.[۳]
  4. نویسنده با بيان اين مطلب كه در مورد تفسير فصاحت و بلاغت، اقوال متعددى وجود دارد، به بحث درباره تعريف فصاحت و بلاغت پرداخته و بلاغت را منحصر در علم معانى و بيان دانسته و علم بديع را تابع علوم معانى و بيان قرار داده است.[۴]
  5. نویسنده، مقصود از علم معانى را منحصر در هشت باب دانسته است: «احوال اسناد خبرى»؛ «احوال مسنداليه»؛ «احوال مسند»؛ «احوال متعلقات فعل»؛ «قصر»؛ «انشاء»؛ «فصل و وصل» و «ايجاز و اطناب و مساوات». او سپس وجه اين انحصار را توضيح داده است.[۵]
  6. نویسنده با اشاره به تعريفى كه سكاكى برای بلاغت مطرح كرده، اين مطلب را كه او فصاحت را به دو قسم لفظى و معنوى تقسيم كرده، توضيح داده و سپس به‌عنوان مثال، نكته‌هاى موجود در آيه «وَ قِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَ يَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْمَاءُ وَ قُضِي الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ».[۶]را از نظر فصاحت و بلاغت تشريح كرده است.[۷]
  7. استاد ابراهيم شمس‌الدين در پاورقى‌هاى عالمانه‌اش كوشيده تا منابع مباحث را استخراج و ارائه كند و در اكثر موارد موفق شده و مستندات را آورده.[۸]و البته گاهى نيز توفيق نيافته و يادآور شده كه مطلب مذكور در منابع قابل دسترس، پيدا نشد.[۹]همچنين ايشان در مواردى، كتاب‌ها يا شخصيت‌ها و انديشمندان مورد بحث، مانند عبدالقاهر جرجانى، امرؤالقيس، جاحظ و... را معرفى كرده است.[۱۰]
    بيشتر پاورقى‌هاى مصحح محترم، توضيحى و استنادى است و گاه، انتقادى و يا تركيبى - توضيحى، استنادى و انتقادى.[۱۱]همچنين مصحح محترم در پاورقى‌ها، منابع شواهد شعرى را ذكر كرده و وزن عروضى اشعار آن را معين كرده كه مثلاً «من الطويل» يا «من البسيط» يا «من السريع» يا «من المتقارب» و.[۱۲]
  8. مصحح محترم در پایان، فهرست‌هاى فنى (آيات، اشعار، انصاف و اجزاء ابيات و مطالب) برای كتاب حاضر تنظيم كرده است.[۱۳]
  9. شايان ذكر است كه اثر حاضر از نظر منزلت علمى، از آثار شاخص و سرنوشت‌ساز در تاريخ علم محسوب مى‌شود و نظم موجود در ساختار علمى علوم بلاغى (معانى، بيان و بديع) كه امروزه پذيرفته شده است، ثمره تلاش علمى خطيب قزوينى در اين اثر ارزنده است.

پانويس

منابع مقاله

الإيضاح في علوم البلاغة، المعاني و البيان و البديع، الخطيب القزويني، وضع حواشيه إبراهيم شمس‌الدين، دارالكتب العلمية، بيروت، الطبعة الثانية 2010م.