الاجتهاد و التقليد (امام خمينی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الاجتهاد و التقلید (امام خمینی، روح الله)
NUR10042J1.jpg
پدیدآوران

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) (محقق)

خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (نويسنده)
ناشر موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(س)
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1384 ش یا 1426 ‌‎ق
چاپ 2
موضوع اجتهاد و تقلید
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏167‎‏ ‎‏/‎‏خ‎‏8‎‏الف‎‏3‎‏
نورلایب مشاهده

الاجتهاد و التقليد تأليف آيت‌الله سيد‌‎روح الله موسوى خمينى (امام خمينى)، به زبان عربى است.

امام خمينى(ره)، در اين كتاب دو هدف عمده را دنبال مى‌كنند: 1. ايجاد زمينه فكرى لازم جهت ارائه نظريه ولايت فقيه. 2. طرح مسئله اجتهاد و تقليد به گونه‌اى كه نهاد مرجعيت، تقويت شده و به تبع آن، نيروى اجتماعى لازم جهت تغيير اجتماعى (انقلاب)، به وجود آيد.

ساختار

كتاب، از يك مقدمه، 5 فصل و فهارس عمومى تركيب يافته و به شيوه فقه استدلالى و با استناد به روايات امامان معصوم(ع)، به نگارش درآمده است. در فصول مختلف اين نوشتار ديدگاه‌هاى فقه سياسى اسلام در زمينه ولايت فقيه و حكومت اسلامى آشكار است.

گزارش محتوا

محققان در مقدمه، به توصيف ديدگاه‌هاى امام خمينى در زمينه اجتهاد و احكام حكومتى و تأثير زمان و مكان در استنباط احكام پرداخته و شرايطى كه ايشان برای رسيدن به مقام اجتهاد بيان كرده را به همراه گزارشى از سير تأليف كتاب، ارائه مى‌نمايند.

از ديدگاه مؤلف، 6 شأن برای فقيه وجود دارد. شئون مزبور كه در فصل اول آمده، عبارتند از: 1. عدم جواز مراجعه به غير در تكاليف شرعى. 2. جواز عمل بر طبق رأى خود. 3. منصب افتاء. 4. منصب قضاوت. 5. منصب زعامت سياسى. 6. مرجعيت تقليد.

وى، در اثبات اين شئون برای فقيه و عدم اثبات آن برای مردم عامى، از دلايل عقلى، قرآنى و روايى استفاده كرده و دليل جواز رجوع جاهل به عالم را، سيره و رفتار عقلا معرفى مى‌كند. هم‌چنين استلال مى‌كند كه دليلى نيز وجود ندارد كه برساند كسى كه قوه استنباط دارد هم مى‌تواند به غير مراجعه كند. وى هم‌چنين روايات متعددى را در اين موارد ارائه مى‌كند.

مؤلف، در مجموع، 8 شرط را نيز برای اجتهاد لازم مى‌داند كه عبارتند از: 1. آموختن فنون ادبيات عربى به مقدارى كه برای فهم قرآن و روايات لازم است. 2. انس با محاورات عرفى و شناخت عرفى موضوعاتى كه در قرآن و احاديث مطرح شده است. 3. يادگيرى مسائل اساسى منطق. 4. آموختن مسائل اساسى علم اصول. 5. علم رجال به مقدارى كه در تشخيص روايات لازم است. 6. تكرار عملى ردّ فروع بر اصول. 7. فحص كامل كلمات اصحاب، خصوصاً قدما. 8. شناخت كتاب و سنت.

مرحوم امام، در مقام اثبات شأن سوم(قضاوت) و چهارم(سياست) معتقد است كه بر خلاف شأن اول و دوم كه شرع، هيچ قبض و بسطى در موضوع، صورت نمى‌دهد و آن را متكى به عقل و بناى عقلا كرده است، در اين دو شأن، تعيين موضوع با شرع است، زيرا قضاوت و زعامت سياسى دو منصب جعلى و قراردادى هستند.

به اعتقاد وى حكم هيچ‌كس به جز خدا بر ديگرى نافذ نيست و هيچ شخصى به جز خدا بر ديگرى ولايت ندارد. بنا بر اين ولايت و زعامت سياسى معصومان هم اگر اذن الهى نداشته باشد، نافذ نيست، پس ولايت معصومان منصوب از طرف خداوند است. قضاوت و حكومت فقها در زمان غيبت امام معصوم(ع)، به حكم عقل است؛ به همين جهت، بحث ولايت فقيه، يك بحث كلامى است. وى، در ادامه، به توضيح اين اصل عقلى مى‌پردازد و پس از آن شواهدى از روايات در تأييد حكم عقل مى‌آورد كه در مجموع، 11 روايت مطرح مى‌شود. وى هم‌چنين معتقداست كه قدر متيقن از بين مردم، منصب حكومت برای كسانى جعل شده است كه از فقيهان آگاه به قضاوت دينى و سياست باشند و نه تنها در امور شخصى عادل باشند، بلكه نسبت به رعيت و مردم هم عدالت به خرج دهند.

از ديدگاه‌هاى ارائه شده در اين كتاب برمى‌آيد كه هيچ‌كدام از شئون فقيه برای مردم عامى و مقلّدين، ثابت نمى‌شود.

وى، در ادامه، به مبحث اعلميت پرداخته و اذعان مى‌كند كه مقتضاى اصل اوليه اين است كه رجوع به قول اعلم مقدم است و در صورت تعارض فتواى دو مجتهد مساوى راهى جز انتخاب يكى از دو فتوا وجود ندارد. او هم‌چنين زنده بودن مجتهد را شرط مى‌داند و تقليد ابتدايى از ميت را جايز نمى‌داند و در اين مورد هم به بناى عقلا و استصحاب مراجعه كرده و دليل‌هاى نقلى را كافى نمى‌داند.

وى هم‌چنين فروعات مختلفى را در پایان كتاب خود مورد بحث قرار مى‌دهد كه از جمله آنها تبدّل رأى مجتهد است. نگارنده، با طرح اين سؤال كه اگر رأى مجتهد عوض شود، عمل مقلّدين به رأى سابق چه حكمى دارد؟ معتقد است چنانچه فتواى مجتهد به امارات مستند شده باشد، اعمال قبلى مجزى نيست و اگر مستند به اصول عمليه باشد، مجزى است.

وضعيت كتاب

كتاب، با تحقيق مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى آماده شده و مجتبى تهرانى پاورقى آن را تهيه و تدوين نموده و طى آن مصادر روايى و آيات قرآنى و نقل اقوال فقها را جست‌وجو كرده و در پاورقى آورده است. در پایان كتاب، فهرستى از آيات، روايات، اسماى انبيا و ائمه(ع)، اعلام، كتب و مصادر تحقيق ذكر شده است.

وابسته‌ها