البدایة في أصول الدين

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
البدایة في أصول الدين‏
NUR50566J1.jpg
پدیدآوران

صابوني، نورالدين أحمد (نويسنده)

اسماعيل، عبد الله محمد (محقق)

عياد، نظير محمد النظير (محقق)
عنوان‌های دیگر البداية من الکفاية في الهداية
ناشر المکتبة الأزهرية للتراث
مکان نشر مصر - قاهره
سال نشر مجلد1: 2015م , 1437ق,
شابک978-977-315-472-1
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
نورلایب مشاهده

البداية في أصول الدين یا «البداية من الكفاية في الهداية في أصول الدين»، تألیف ابوبکر احمد بن محمود بن ابوبکر صابونی بخاری (متوفی 580ق)، از عالمان حنفی ماتریدی در قرن ششم است. این اثر در واقع، تلخیصی از «الکفایة» بوده که صابونی به درخواست برخی اصحابش، انجام داده است. کتاب توسط عبدالله محمد اسماعیل و نظیر محمد نظیر عیاد تحقیق و تصحیح شده است.

ساختار

کتاب مشتمل بر دو قسم است:

  1. بخش تحقیق که مقدمه‌ای مفصل از محققین مشتمل بر سه مبحث در شرح‌حال نویسنده، معرفی کتاب، معرفی نسخه‌ها و شیوه تحقیق است که قریب به نیمی از کتاب را پوشش داده است.
  2. در بخش تألیف پس از مقدمه‌ای کوتاه در سی قول مباحث متعدد کلامی مطرح شده است.

گزارش محتوا

صابونی پیرو مکتب کلامی ماتریدیه بوده است. چنانکه در گزارش فخر رازی نیز آمده، وی کتاب تبصرة الادلة ابومعین نسفی را که اثری بسیار مهم در کلام ماتریدی است، خوانده و اندیشه‌اش مطابق آن کتاب شکل گرفته بوده است. این موضوع که او پیرو مکتب ماتریدیه بوده، در کتاب حاضر نمایان است. اولاً وی این کتاب را، همانند بسیاری دیگر از نویسندگان ماتریدی که پس از ابومعین نسفی ظهور کرده‌اند، با نظم و ترتیبی شبیه به تبصرة الادلة نظام داده که در واقع، سبک ویژه نویسندگان ماتریدی مذهب است. ثانیاً در بسیاری از جاهای کتاب، از ابومنصور ماتریدی با عباراتی احترام‌آمیز یاد کرده است. همچنین از ابومنصور ماتریدی با عبارت «رئیس اهل سنت و جماعت» یاد کرده که نشان‌دهنده پایبندی و ارادت وی به ماتریدی و ماتریدیه است. از همه مهم‌تر اینکه وی در این کتاب، در موضع‌گیری‌هایش با ماتریدیان هم‌رأی است و واژگان اختصاصی کلامی آنان را به کار برده است[۱]‏.

محققین اثر در مقدمه، دلایل پرداختن به تحقیق این کتاب را این‌گونه توضیح داده‌اند:

  1. نورالدین صابونی یکی از اعلام مکتب ماتریدیه و ماتریدیه از جمله مذاهب اهل سنت است. بیشتر محققین به تحقیق این مذهب پرداخته‌اند؛ اما برخی مکاتب و مذاهب آن را رد کرده‌اند. پس تصمیم گرفتیم که حقیقت این مذهب و مقدار نزدیکی آن با اهل سنت را از طریق یکی از مشهورترین علمای آن تبیین کنیم.
  2. کتاب ملل و نحل به مقدار بسیار کمی به مکتب ماتریدیه پرداخته است و این رویگردانی سبب جهل بسیاری از مسلمین به حقیقت این مکتب و اتهام به آن بدون شناخت مستند و مستدل بوده است.
  3. ماتریدیه از مذاهب اهل سنت و جماعت و عقیده آن‌ها عقیده فرقه ناجیه است.
  4. عقیده ماتریدیه در سرزمین‌های ماوراءالنهر و اماکن مختلفی از جهان انتشار یافت؛ البته همواره در شرق اسلامی ناشناخته و مواجهه با برخی اتهامات بوده است؛ و اگر بعضی مطالعاتی که اخیراً انجام شده باعث تصحیح برخی افکار درباره آن‌ها نشده بود، اتهامات شدیدتر و خطرناک‌تری روبه‌رو می‌شد.
  5. شیوه ماتریدیه در عقیده برای بسیاری روشن نیست و حقیقت اختلاف بین ایشان و دیگران از بزرگان علم مشخص نیست که آیا اختلاف حقیقی است؟
  6. این کتاب با این‌که موجز و مختصر است اما شخصیت نویسنده‌اش -که دارای عقلی فوق‌العاده و فکری روشن است- را مشخص می‌کند.
  7. کتاب «بدایة في أصول الدين»، پایانی بر سلسله تصنیفات صابونی در علم کلام بود که با کتاب «المنتقی في عصمة الأنبياء» آغاز گردیده، سپس با «الکفایة في الهداية في أصول الدين» ادامه و با خلاصه آن در کتابش «البداية في أصول الدين» خاتمه داده است.[۲]‏.

محققین کتاب همچنین صابونی را یکی از پیشگامان فکر اسلامی به‌طور عام و مبتکران مذهب ماتریدی به‌طور خاص دانسته‌اند[۳]‏. سپس تحقیق مجدد این پس‌ازآنتشار آن با تحقیق «دکتر فتح‌الله خلیف» را این‌گونه توضیح داده‌اند: نسخه خلیف، نادر و دست‌یابی به آن دشوار شده بود و از اشتباهات چاپی نیز خالی نبود؛ دو نسخه جدیدی پیدا شد که به دست خلیف نرسیده است؛ نسخه خلیف مقدمه مختصری داشت و مسائل و قضایای آن مورد مطالعه قرار نگرفته بود؛ نورالدین صابونی یکی از بزرگ‌ترین علمای مذهب ماتریدیه و مشهورترین متفکرین آن است که از خلال ردش بر شبه ملاحده و زنادقه به نشر مذهب اهل سنت و یاری و دفاع از آن در بلاد ماوراءالنهر پرداخت[۴]‏.

صابونی کتابش را با بیان مدارک علوم آغاز کرده است؛ بدین‌ترتیب که علم حادث را به نوع ضروری و اکتسابی تقسیم و هر یک را توضیح داده است. سبب اسباب کسب را به حواس سلیم، خبر صادق و نظر عقل تقسیم کرده است. حواس را به سمع و بصر و شم و ذوق و لمس و خبر صادق را به خبر متواتر و خبر مؤید به معجزه از انبیاء تقسیم کرده است... [۵]‏.

حدوث عالم از دیگر مباحثی است که اذهان فلاسفه و متکلمین را به خود مشغول کرده است. صابونی نیز اثبات حدوث عالم و نیازش به محدث پرداخته است. او ابتدا دیدگاه فلاسفه متأخر را رد و سپس نظر متکلمان و گروهی از قدمای فلاسفه را اثبات کرده است[۶]‏.

در رابطه با قضا و قدر نیز ابتدا رأی اهل حق را بیان کرده و افعال و احوال و اقوال خلق را به قضا و قدر الهی دانسته است. سپس دیدگاه معتزله را مطرح کرده که گناهان به قضا و قدر الهی نیست. پس‌ازآن دیدگاه معتزله را با ذکر برخی از ادله آن‌ها رد کرده و توضیح داده که از این ادله این مطلب فهمیده نمی‌شود [۷]‏.

برخی نظرات ماتریدی را برگرفته از نظرات اشعری، گروهی او را تحت تأثیر معتزله و جمعی نظرات متفاوت دیگری مطرح می‌کنند؛ اما سخن صحیح این است که بگوییم: ماتریدی و اشعری انگیزه واحدی داشتند، ولی روش آنان کاملاً یکسان نبوده، بلکه عقل‌گرایی در مکتب ماتریدی بر ظاهرگرایی غالب است و از این نظر، روش وی به روش معتزله نزدیک‌تر می‌باشد. درنتیجه در مکتب وی تنزیه بر تشبیه برتری دارد. بااین‌حال در بسیاری از مسائل کلامی در زمینه توحید و صفات، نظر ماتریدی با اشعری هماهنگ است هرچند در تفسیر و تبیین آن‌ها کاملاً هم‌رأی نیستند [۸]‏.

صابونی مراد از خلود در آیه «و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها» را مکث طولانی دانسته و یا مقصود از این طیف آیات را فاسق مطلق دانسته است نه مؤمنی که مرتکب کبیره یا معصیت شده باشد. او تارک نماز را در صورتی کافر می‌داند که معتقد به ترک باشد اما گناهکاری که نماز را سبک بشمارد را کافر نمی‌داند[۹]‏. او موضوع شفاعت را موردقبول اهل سنت دانسته و تنها معتزله را از آن مستثنا می‌داند[۱۰]‏.

وضعیت کتاب

پیش‌ازاین نسخه، فتح‌الله خلیف، البدایة را تصحیح و چاپ کرده است.

اختلاف نسخه‌ها، معرفی برخی اعلام و توضیحات مفیدی در پاورقی‌های کتاب ذکر شده است. فهرست منابع و مطالب نیز در انتهای کتاب آمده است.

پانویس

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن کتاب.
  2. جلالی، سید لطف‌الله، «نورالدین صابونی»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از کتابخانه مدرسه فقاهت، بخش اصلی، معاجم،
  3. ربانی گلپایگانی، علی؛ «ماتریدیه»، پایگاه مجلات تخصصی نور، کیهان اندیشه، فروردین و اردیبهشت 1373، شماره 53، صفحات104 تا 120.

وابسته‌ها