البرهان القاطع في إثبات الصانع و جميع ما جاءت به الشرائع

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
البرهان القاطع في إثبات الصانع و جميع ما جاءت به الشرائع‏
NUR54986J1.jpg
پدیدآوران ابن وزیر، محمد بن ابراهیم (نويسنده)
ناشر المطبعة السلفية - و مکتبتها
مکان نشر مصر - قاهره
سال نشر مجلد1: 1349ق ,
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
نورلایب مشاهده

البرهان القاطع في إثبات الصانع و جميع ما جاءت به الشرائع، اثر محمد بن ابراهیم وزیر (متوفی 840ق)، کتابی است که با تکیه‎ بر آیات و روایات در صدد اثبات خداوند، نبوت پیامبر(ص) و معجزات وی است.

نویسنده در این کتاب بر متکلمین و علم کلام ایراد گرفته و ثابت کرده که همه مسائل کلام، با قرآن و سنت ثابت می‎شود و نیازی به قوانین متکلمان و قواعد کلامی آن‎ها نیست[۱].

وی این کتاب را در رجب سال 801ق به پایان برده است[۲].

ساختار

کتاب با مقدمه‎ای حاوی سند کتاب و ترجمه نویسنده آغاز شده و مطالب اصلی بدون باب‎بندی و فصل‎بندی خاصی ذکر شده است.

گزارش محتوا

نشانه‎های صدق انبیا بسیار و از جمله آنها این است که: پیامبران عادل‎ترین، میانه‎روترین، راستگوترین، باوقارترین و نرم‎خوترین انسان‎ها بوده‎اند. نسبت به مال و مقام، زاهدترین و از راحت‎طلبی و تن‎پروری، دورترین افراد بوده‎اند. آنان دوره‎ها و زمان‎های متعددی را تجربه کرده و سختی‎های شدیدی را چشیده‎ و در آزمون‎ها و فتنه‎های متعدد آبدیده شده بودند...[۳].

دومین نشانه پیامبران، دشمنی آنان با نزدیکان و ارحامی است که از لحاظ طبیعی محبت بین آن‎ها حاکم است و در مقابل دشمن امید به یاری آنان وجود دارد؛ لکن پیامبران در راه حق از آنان بریدند؛ همچون حضرت نوح که در راه حق، فرزند و پاره جگر خویش را وانهاد و همچون ابراهیم که از پدرش به‎خاطر مشرک بودنش بیزاری جست و همچون حضرت محمد(ص) که با همه عطوفت و مهربانی و دلسوزی، نزدیک‎ترین خویشاوندان خود را به‎جهت دوری آنان از حق، فراموش کرد و برای آن‎ها طلب رحمت نکرد، ولی افرادی بیگانه را که با او هیچ پیوند خونی نداشتند، به‎خاطر حق‎پذیری‎اشان ستود و برایشان دعای خیر نمود[۴].

یکی دیگر از ویژگی‎های پیامبران، فقر و مسکنت و عدم بهره‎مندی آنها از اموال و بهره‎های دنیوی بود؛ به‎گونه‎ای که با دیدنشان، دیده‎ها گریان و دل‎ها نالان می‎شد[۵].

چهارمین نشانه پیامبران، دستیابی به اهدافشان است؛ چنان‎که خداوند فرموده: و العاقبة للمتقين (اعراف: 128) و بخاری در حدیثی از ابن عباس چنین نقل نموده: پیامبران مبتلا می‎شوند؛ بعد از مدتی عاقبت از آن آنان است[۶].

دیگر نشانه‎های آنان، زهد[۷]، ثبات قدم در رسیدن به اهدافشان[۸]، یقین به وعده‎های الهی و راضی بودن به رضای خداوند[۹]، داشتن معجزه[۱۰]، پرهیز از دروغگویی برای رسیدن به اهداف خویش[۱۱]، نبودن اختلاف بین آنان[۱۲]، ناتوانی معاصران از اظهار حتی یک دروغ از طرف آنان در تمام عمر[۱۳] است.

پرداختن به معجزات، بخشی دیگر از کتاب است. مؤلف به اقسام معجزات پیامبر(ص) چنین اشاره می‎کند: معجزات او، دو قسم ‎است: حسی و عقلی. معجزات حسی خود سه گونه ‎است: امور خارج از ذات وی؛ امور داخل در ذات او؛ امور داخل در صفات‎ او.

امور خارج از ذات وی، همچون دونیم شدن ماه، به حرکت درآمدن درخت به‎طرف وی، جوشیدن آب بین انگشتان او و...

امور داخل در ذات او، همانند نوری که از پدر به فرزند منتقل می‎شد تا اینکه وی به دنیا آمد و مانند ویژگی‎هایی در خلقت و صورت وی که از نظر علم فراست دال بر نبوت او بود[۱۴].

امور مربوط به صفات وی، مانند: شنیده نشدن دروغ از وی در هیچ امری؛ عدم اقدام به هیچ کار زشتی در هیچ دوره‎ای از عمر؛ شجاعت و نترس بودن، به این صورت که قبل و بعد از نبودت در مقابله با دشمن هرگز راه فرار در پیش نگرفت؛ مهربانی و دل‎سوز بر امت خویش؛ سخاوت؛ عدم دلبستگی به دنیا و مظاهر آن؛ فصحاحت در حد اعلی و...[۱۵].

معجزات عقلی وی شامل شش قسم است:

  1. وی از میان مردمی امی و جاهل برخاست و هرگز به تحصیل علم نپرداخت، با این حال عالی‎ترین معارف را عرضه نمود[۱۶].
  2. پیش از اظهار رسالت و نبوت، هرگز از نبوت و رسالت سخن نگفت و هیچ‎یک از معارف الهی را که بعدا آورد، بر زبان نیاورد[۱۷].
  3. در ادای رسالت خویش انواع مشقت‎ها و ناملایمات را تحمل کرد و این امور تغییری در روش وی ایجاد نکرد[۱۸]،
  4. مستجاب‎الدعوه بودن[۱۹].
  5. پیش از آمدنش، بشارت آمدنش داده شده بود[۲۰].
  6. اخبار از غیوب[۲۱].

نویسنده، معتقد است که عقل، علم به صدق انبیا را واجب نمی‎داند، بلکه اگر ما باشیم و قضیه عقلیه، هرآینه ظن به صدق آنان ما را در حسن عمل به آنچه آورده‎اند کافی است، ولی با توجه به آنچه خود پیامبران آورده‎اند (دلیل نقلی) یقین به صدق آنان واجب است[۲۲].

ایشان معتقد است هرچند از نظر عقل، معجزه در نبوت لازم نیست، لکن سمعا (به دلیل نقلی) واجب است؛ یعنی دلیل نقلی، دال بر این است که هر مدعی نبوتی که خداوند با معجزه، او را تصدیق نکند، کاذب است. مقصود از دلیل نقلی مزبور، اجماع است[۲۳].

او بین علم پیامبران و علم فلاسفه و متکلمان فرق قائل شده و بر مدعای خویش دلایلی چند اقامه ‎کرده که دو مورد از آن‎ها چنین است:

  1. پیامبران هیچ‎یک با نظرات متکلمان آشنا نبوده و نسبت به روش آنان بی‎اطلاع بوده‎اند؛
  2. پیامبران هیچ اختلافی باهم نداشته‎اند؛ درحالی‎که اگر علمشان اکتسابی بود، به دنبال آن اختلاف ایجاد می‎شد[۲۴].

وی در ادامه خاطرنشان می‎کند که انبیا در دعوت خویش و در اثبات وجود خدا روش‎های نظری کلامی و فلسفی را در پیش نمی‎گرفتند.

وضعیت کتاب

کتاب، فاقد پاورقی است. فهرست محتویات در انتهای کتاب آمده است.

پانویس

منابع مقاله

  1. متن کتاب.
  2. حسینی اشکوری، احمد، «مؤلفات الزيدية»، کتابخانه آیت‌الله‎العظمی مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، 1413ق.
  3. قنوجی، صدیق بن حسن خان، «أبجد العلوم»، دارالكتب العلمية، بیروت، چاپ اول، 1420ق.

وابسته‌ها