البلدان، اليعقوبي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
البلدان، اليعقوبي
NUR02212J1.jpg
پدیدآوران

ضناوی، محمد امین (محقق)

یعقوبی، احمد بن اسحاق (نويسنده)
عنوان‌های دیگر البلدان. فارسی
ناشر دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1422 ‌‎ق
چاپ 1
شابک2-7451-3419-1
موضوع

ایران - جغرافیا - متون قدیمی تا قرن 14

جغرافیا - متون قدیمی تا قرن 14

کشورهای اسلامی - جغرافیا
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏G‎‏ ‎‏93‎‏ ‎‏/‎‏ی‎‏7‎‏ ‎‏ب‎‏8041‎‏ ‎‏1381
نورلایب مشاهده

البلدان، تأليف احمد بن ابى يعقوب، معروف به يعقوبى (متوفاى 284ق)، كتابى با موضوع جغرافياى تاريخى است. اين اثر، از قديمى‌ترين كتب جغرافيايى عربى است كه به دست ما رسيده است.

اين كتاب، به سال 278ش، مصادف با 891م، به رشته تحرير درآمده و متأسفانه قسمت مهمى از آن كه به بصره، عربستان مركزى، هند، چين، بيزانس، ارمنستان و عواصم مربوط بوده، از ميان رفته است. كتاب، به لحاظ قدمت تاريخى، پس از «المسالك و الممالك» ابن خردادبه (تأليف 250ق) و كتاب «الخراج» قدامة بن جعفر (تأليف 266ق)، سومين اثرى است كه مسلمين در جغرافيا تأليف كرده‌اند.

ساختار

كتاب، با مقدمه و شرح حال مؤلف آغاز شده است. متن كتاب «البلدان»، از پنج بخش و يك بخش الحاقى تشكيل شده است. بخش الحاقى، در آخر «البلدان» چاپ ليدن آمده است.

گزارش محتوا

توجه يعقوبى اساساً معطوف به مسائل آمارى و توصيف عوارض زمين است، به موضوع خراج نيز توجه بسيار دارد و از نژادشناسى و صنايع و فنون نيز غافل نيست. توصيف وى از طرح تاريخى بغداد و سامره اهميت فراوان دارد. توصيف آفريقا پيش از آنكه به دست فاطميان از ديگر سرزمين‌هاى خلافت جدا شود، درخور ملاحظه است. از اندلس نيز اطلاعات گران‌بهايى در اختيار مى‌نهد؛ از آن جمله، خبر هجوم نورمن‌ها به اندلس در سال 844م / 230ق است و عبارت معروف «كسانى كه روس نام دارند» كه در ضمن آن آمده و نام يعقوبى را در محافل علمى مشهور كرده و چند تحقيق مهم درباره آن انجام گرفته است.

يعقوبى، به اطلاعات جغرافيايى، كمتر اهميت مى‌دهد و در پى ارائه نمودارى عمومى از ولايت‌ها براى كسانى است كه مى‌خواهند به سرعت با آن آشنا شوند. تمايل مؤلف، به تحليل عقلى در همه كتاب احساس مى‌شود و عجيب نيست اگر از گفت‌وگو درباره عجايب كه مؤلفان ديگر دل‌باخته آن بوده‌اند، بركنار مانده است.

خلاصه‌اى از مطالب بخش‌هاى مختلف كتاب:

1. بغداد: يعقوبى، مباحث جغرافيايى خود را از بغداد شروع مى‌كند و در توجيه اين كار خود، چنين مى‌نويسد: «تنها بدان جهت ابتدا به عراق كردم كه عراق، وسط دنيا و ناف زمين است و بغداد را بدان جهت ذكر كردم كه وسط عراق واقع است و نيز همان شهر بزرگى است كه از نظر وسعت و بزرگى و عمران و آبادى و فراوانى آب‌ها و خوبى هوا، در خاور و باختر زمين بى‌نظير است...»

بايد گفت كه يعقوبى، از جمله نويسندگانى است كه او را متعلق به «مكتب عراقى» مى‌دانند، زيرا در آن زمان، عراق، مركز تعليم و تعلم جغرافيا بوده است و بسيارى از علماى جغرافيا، از آنجا برخاسته بودند. در اين مكتب، گروهى بيان مطلب و تأليف كتاب را بر مبناى چهار جهت شمال، جنوب، شرق و غرب قرار داده و بغداد را مركز جهان به شمار آورده‌اند.

مؤلف، سپس، به بيان تاريخچه بغداد و چگونگى شهر شدنش و اسامى خلفاى عباسى كه بر آن حكومت كرده‌اند، پرداخته است.

2. سر من راى: «سرمن راى» يا «سامرا»، دومين شهر بزرگ عباسيان و مقر حكومت هشت خليفه عباسى بوده است. معتصم كه از زمان خلافت مأمون علاقه زيادى به خريد غلامان ترك داشت، آن‌چنان در اين كار زياده‌روى كرد كه سپاه بى‌شمارى از ايشان را در بغداد گرد آورد. سپاهيان ترك، اسباب آزار و اذيت و نارضايتى مردم را فراهم آوردند. اين امر سبب شد كه معتصم تصميم به خروج از بغداد بگيرد. او پس از بررسى چند جا به محل سامرا رسيد و شهر را همان‌جا بساخت. سامرا با الگوبردارى از بغداد طراحى شد و راه‌هاى آبى و خاکى مورد بهره‌بردارى قرار گرفتند.

3. بخش مشرق: منظور از بخش مشرق، كليه سرزمين‌هاى اسلامى است كه در شرق بغداد واقع شده است؛ از ايالات جبال(عراق عجم) و آذربايجان و قزوين و زنجان و قم و اصفهان و رى و طبرستان و گرگان و سيستان و خراسان گرفته تا آنچه به خراسان پيوسته است، مانند تبت و تركستان را شامل مى‌شده است.

4. بخش قبله: يعقوبى در اين قسمت به بيان شهرها و مناطقى پرداخته كه در مسير راه بغداد به سمت قبله واقع شده بودند و شامل كوفه، مدينة النبى(ص)، مكه، طائف و يمن مى‌باشد.

وى، در مورد مدينه، چنين مى‌نگارد: «مدينه، چنان‌كه رسول خدا(ص) آن را نام نهاد، شهرى است پاكيزه (طيبه)، در زمين هموار و سازگار كه هم بيابانى است و هم كوهستانى... و بيشتر دارایى مردم مدينه درخت خرماست و زندگى و خوراكشان از آن تأمين مى‌شود... و درياى اعظم تا مدينه سه روز راه فاصله دارد و ساحل مدينه جايى است به نام جار و كشتى‌هاى بازرگانان و كشتى‌هايى كه از مصر خواروبار حمل مى‌كند، آنجا پهلو مى‌گيرند.»

يعقوبى، فاصله ميان مدينه و مكه را 225 ميل؛ يعنى حدود 362 كيلومتر ذكر كرده كه تقريباً دقيق است(به نقل از دايرةالعمارف مصاحب، مكه، در 400 كيلومترى جنوب مدينه واقع شده است).

5. بخش جربى (شمال): در اين بخش، مؤلف، به شرح و تفصيل مشخصات شهرها و مناطق واقع در «ربع شمال» زمين پرداخته و از مدائن و بصره و دمشق و... سخن مى‌گويد. يعقوبى، در خصوص مدائن، مى‌نويسد: «آن را تا بغداد هفت فرسخ فاصله است و مدائن پايتخت پادشاهان پارس است و نخستين كسى كه در آن منزل گزيد، انوشيروان بود و آن، چندين شهر است در دو طرف دجله، از جمله شهر اسبانر در سمت شرقى دجله كه ايوان عظيم كسرى با هشتاد ذراع ارتفاع(حدود 53 متر) در آن قرار گرفته است».

پس از آن، مؤلف، به دمشق، اردن و فلسطين پرداخته، مى‌گويد: «فتح سرزمين فلسطين در سال شانزده[ق] بعد از محاصره طولانى به انجام رسيد تا خود عمر بن خطاب رهسپار شد و با اهل كوره‌ى ايليا كه همان بيت‌المقدس است صلح كرد.»

نويسنده، شهر اسكندريه را مكانى باعظمت و باشكوه كه از حيث وسعت و شكوه و بسيارى آثار مانده از پيشينيان به توصيف در نيايد، دانسته و مى‌افزايد: «از آثار بسى شگفتى كه در آن است، مناره‌اى است كه بر ساحل درياست، بر دهانه‌ى لنگرگاه بزرگ و آن مناره‌اى است استوار و محكم كه درازاى آن صد و هفتاد و پنج ذراع است و بر آن آتش‌دان‌هايى است كه در آنها آتش افروخته مى‌شود... و بر آن نوشته‌اى است كهن و آثار و عجايب آن بسيار است.»

مؤلف، سپس، به توصيف «مغرب» مى‌پردازد و منظورش از مغرب، سرزمين‌هايى است كه در غرب مصر واقع شده، مانند برقه، ودان، اطرابلس، قيروان و اندلس. يعقوبى، برقه را از شهرهاى بزرگ با اقليم‌هاى بسيار مى‌داند كه طوايف بربر (ساكنان آفريقاى شمالى) و قومى از روميان قديم در آن سكونت دارند.

يعقوبى، از اندلس و شهرهاى آن و فتحش به دست طارق بن زياد ياد كرده، مى‌گويد: «بنى‌اميه، در آن فرمانروايى مى‌كنند»، سپس قرطبه و اشبيليه را از شهرهاى مهم آن دانسته، مى‌افزايد: «روس‌ها، درسال 229ق، به شهر اخير آمده و به قتل و غارت پرداختند».

مؤلف، در خاتمه، به ذكر اوصاف شهر تاهرت پرداخته، مى‌نويسد: «در اين ناحيه، شهرى است كه مدينة العلويين كه همان شهر علويان باشد، ناميده مى‌شود و اين، غير از كشور ادريسيان است». كتاب يعقوبى، با بيان اينكه سوس اقصى، آخرين شهر و مرز آبى ادريسيان در غرب است و يادآورى دادوستد گسترده دريايى ايشان با اقوام مختلف، از جمله چينى‌ها به پایان مى‌رسد.

6. ملحقات: اين بخش، همان‌گونه كه پيش‌تر گفته شد به مثابه كشكولى انباشته از اطلاعات تاريخى - جغرافيايى پراكنده و توضيح برخى لغات و اصطلاحات است. توصيف شهر شيراز، ذكر مساجد بصره، بيان اوصاف شهر تفليس، ذكر تقسيم‌بندى ارمنستان، توضيح و تشريح انواع و اقسام مشگ و عنبر و گياهان خوش‌بو، گزارش چگونگى ساخت مسجد جامع توسط احمد بن طولون در شهر سمرقند، موضوعاتى است كه در بخش ملحقات توضيح داده شده است.

وضعيت كتاب

بخشى از اين اثر، در سال 1860م، به كوشش دخويه انتشار يافت. در سال 1891م، به كوشش جونيبول در ليدن و ترجمه فرانسوى آن به كوشش ويت در سال 1937م، منتشر شد. ترجمه فارسى آن نيز توسط دكتر محمد ابراهيم آيتى بيرجندى منتشر شده است. نسخه حاضر، با تحقيق محمد أمين ضناوى انتشار يافته است.

در انتهاى اثر، فهرست اعلام اشخاص، اعلام قبايل و طوايف و سلسله‌ها و خاندان‌ها، اعلام امكنه، فهرست مأخذ و فهرست مطالب آمده است.

منابع مقاله

1. مقدمه و متن كتاب؛

2. تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى در جهان اسلامى، كراچكوفسكى، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ص123 - 127؛

3. مدخل البلدان، روحانى، محمدحسین، دائرةالمعارف تشيع، جلد 3، ص411 - 412؛

4. نقد و نظر در باب كتاب البلدان يعقوبى، سلماسى‌زاده، محمد، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، فروردين و ارديبهشت 1380، شماره 42 و 43، ص28 - 35.


وابسته‌ها