التعليقة علی الرسالة الصومية (شیخ بهایی)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
التعلیقه علی الرساله الصومیه (للشیخ البهایی)
NUR10034J1.jpg
پدیدآوران

شیخ بهایی، محمد بن حسین (نويسنده)

خواجویی، اسماعیل بن محمدحسین (محقق)
عنوان‌های دیگر الرساله الصومیه. حاشیه
ناشر موسسة عاشوراء
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1427 ‌‎ق
چاپ 1
شابک964-7263-72-4
موضوع

روزه (فقه)

شیخ بهایی، محمد بن حسین، 953 - 1031ق. الرساله الصومیه - نقد و تفسیر

فقه جعفری - قرن 11ق.
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏188‎‏ ‎‏/‎‏ش‎‏9‎‏ ‎‏ر‎‏5033
نورلایب مشاهده

التعليقة علی الرسالة الصومية تعليقات مرحوم علامه محمداسماعيل مازندرانى خواجويى بر رساله صوميه مرحوم شيخ بهايى است.

اين كتاب تقريبا در اواسط قرن دوازدهم هجرى و به زبان عربى تأليف گرديده است.

ساختار

كتاب، بعد از مقدماتى كه از سوى ماتن و شارح نوشته شده و پس از بيان امورى كه اجتناب از آنها بر روزه‌دار واجب است، در هشت فصل و يك خاتمه تنظيم شده است:

فصل اول درباره امورى است كه روزه تحقق پيدا نمى‌كند مگر با امساك از آنها.

فصل دوم درباره روزه‌هاى واجب است.

فصل سوم درباره روزه‌هاى مستحب است.

فصل چهارم درباره روزه‌هاى حرام است.

فصل پنجم درباره امورى است كه در نيت روزه معتبر مى‌باشند.

فصل ششم در مورد كسانى است كه روزه آنها صحيح نمى‌باشد.

فصل هفتم در مورد مستحبات شب‌هاى ماه رمضان است.

فصل هشتم درباره امورى است كه براى روزه‌دار مكروه مى‌باشد.

خاتمه كتاب نيز درباره مزيت‌هاى ماه رمضان است.

گزارش محتوا

از آن‌جايى كه مرحوم شيخ بهايى، شخصيتى رياضى و عقلى دارد فلذا در رساله صوميه‌اش نيز با يك روال منطقى و رياضى مباحث را پيش برده است و همان گونه كه ملاحظه مى‌گردد مبناى مباحثش در كتاب، عدد دوازده مى‌باشد.

فصل اول: در اولين فصل، تحقق روزه منوط به امساك از امور دوازده‌گانه‌اى شده است كه عبارتند از: اكل و شرب، انزال منى، ادخال حشفه در قبل يا دبر، باقى ماندن بر جنابت به طور عمدى تا صبح، صبح كردن جنب با خواب اول، صبح كردن جنب با خواب دوم بنا بر اينكه غسل خواهد كرد به گمان اينكه بيدار مى‌شود، صبح كردن جنب با خواب سوم حتى به قصد غسل، رساندن غبار به گلو، فرو بردن تمام سر در آب، قى كردن و دروغ بستن به خداوند.

قبل از ورود به اين بحث در مورد مقدمه شيخ بهايى، تعليقه‌اى از سوى مؤلف ذكر شده كه اشاره به نوع ورود وى در بحث و براعت استهلالى است كه در مقدمه به كار برده است، بعد در مورد اكل و شرب كه اولين مبطلات روزه در كتب فقهى به حساب مى‌آيند، كلامى از ماتن نقل شده كه ابن جنيد را مخالف با قول مشهور كه خوردن و آشاميدن عادى و غير عادى را مبطل روزه دانسته‌اند، شمرده است.

مؤلف نيز از مختلف مرحوم شيخ طوسى نقل مى‌كند كه سيد مرتضى را به همراه ابن جنيد مخالفان اين قول مشهور شمرده است، زيرا آنها بلعيدن غير متعارف را غير متنافى با روزه دانسته‌اند و گفته‌اند: مثلا خوردن يخ، چون خوردن متعارف نيست، اشكالى به روزه نخواهد رساند. در مورد انزال منى هم گفته‌اند: فعلى كه در اين شخص خاص، باعث نزول منى مى‌گردد، براى روزه‌اش مخل خواهد بود، مانند فكر جماع.

مؤلف در ذيلش مى‌فرمايد: اگر شخص طورى است كه با خيال جماع منى از وى انزال مى‌شود، در اين صورت تصور جماع و انزال منى باعث بطلان روزه‌اش خواهد بود و الا خير.

در مورد ايلاج و ادخال حشفه هم كه باعث بطلان روزه مى‌شود، مقدار و حد حشفه توسط مؤلف مشخص شده است؛ ايشان حشفه را سر آلت مرد معرفى مى‌كند كه ختنه از آن‌جا صورت مى‌گيرد.

اين حشفه چه در قبل زن و چه در دبر زن يا مرد وارد شود، باعث بطلان روزه مى‌گردد و لو انزالى هم در كار نباشد.

تأكيدى هم از مرحوم شيخ طوسى بر لزوم كفاره و قضا بر كسى كه آلتش را در قبل يا دبر زن يا مرد وارد كرده باشد نقل شده است.

مرسله على بن حكم از امام صادق(ع) كه فرموده: «إذا أتى الرجل المرأة في الدبر و هي صائمة لم ينقض صومها و ليس عليها غسل»، هم سندش منقطع است و هم فقها از آن اعراض نموده‌اند.

بقا در حال جنابت براى جنب تا صبح صور مختلفى دارد كه بستگى به تعداد دفعات خواب بعد از جنب شدن دارد.

اصل مسئله جواز مباشرت با زنان در شب‌هاى ماه مبارک رمضان هم دليل واضح قرآنى دارد كه عبارت است از آيه 187 سوره بقره.

نكته‌اى هم در رساندن غبار به عنوان يكى ديگر از مبطلات روزه وجود دارد كه آن هم قيد غلظت آن مى‌باشد؛ يعنى غبار در صورتى كه غليظ باشد، باعث ابطلال روزه مى‌گردد.

در الحاق بخار و دود به غبار، مؤلف اشكال كرده و آن را نپذيرفته است؛ وى در توضيح اين عدم پذيرش مى‌فرمايد: منظور از غبار كه رساندنش به حلق باعث ابطلال روزه مى‌باشد، هواى آميخته با خاک است در حالى كه بخار هواى آميخته با ذرات آب بوده و دود ذرات آتش مخلوط با هوا مى‌باشد؛ آنچه كه از آن نهى شده، مورد اول مى‌باشد و الحاق دو مورد ديگر بدان قياس است كه بطلانش واضح است.

ارتماس يكى ديگر از مبطلات روزه است كه منظور از آن فرو بردن سر در داخل آب مى‌باشد و لو اينكه بدن بيرون از آب قرار گيرد.

روايت‌هاى زيادى هم بر اين معنا دلالت دارند، مانند صحيحه حريز از امام صادق(ع) كه فرموده: «لا يرمس الصائم و لا المحرم رأسه في الماء».

در مورد قى نيز ماتن مى‌فرمايد: وجوب قضا، قطعى مى‌باشد البته بعضى هم با كفاره گفته‌اند كه معلوم مى‌شود نظر خودش قضاى تنها مى‌باشد.

مؤلف نيز از اصحاب اتفاقى را نقل مى‌كند كه حاكى از عدم بطلان روزه در صورت قى غير عمدى مى‌باشد. آخرين مورد از مبطلات روزه دروغ بستن به خداست كه شيخ بهايى بستن دروغ به پيامبر(ص) و ائمه عليهم‌السلام را هم بدان ملحق كرده است.

فصل دوم: در اين فصل دوازده روزه به عنوان روزه‌هاى واجب شمرده شده‌اند كه عبارتند از: روزه ماه رمضان، قضاى روزه ماه رمضان، روزه‌اى كه مكلف از طرف ديگرى بر عهده مى‌گيرد، روزه واجب شده به وسيله نذر، عهد يا قسم، روزه بدل از قربانى، روزه دو ماه پشت سر هم، روزه‌اى كه بر عبددر صورت ظهار يا قتل خطئى واجب مى‌شود، روزه هيجده روز پشت سر هم براى كسى كه توانايى روزه گرفتن دو ماه پشت سر هم را ندارد، روزه ده روز براى صيد در حال احرام، روزه نه روز در صيد گاو، روزه سه روز پشت سر هم به جاى اطعام ده نفرى كه در كفاره قضاى رمضان بعد از زوال ثابت شده است و روزه روز سوم براى كسى كه در حال اعتكاف دو روز روزه گرفته است.

فصل سوم: مرحوم شيخ بهايى دوازده روز را نام برده است كه روزه گرفتن در آن روزها مستحب مى‌باشد.

اولين اين روزها روز ولادت پيامبر(ص) است كه دوازده يا هفده ربيع‌الاول بودنش محل اختلاف است، اما به قول مؤلف آنچه بين اماميه مشهور است هفدهم اين ماه مى‌باشد و علتش را روايتى دانسته‌اند كه ايام تشريق را زمان حامله شدن مادر پيامبر(ص) بيان نموده است و با احتساب اقل مدت حمل بايد هفدهم ربيع‌الاول را زمان ولادت آن حضرت دانست كه در غير اين صورت بايد قائل به حضور پانزده ماهه حضرت در بطن مادرش باشيم.

فصل چهارم: مرحوم شيخ بهايى دوازده روزه را هم به عنوان روزه‌هاى حرام شمرده است كه اولين آنها روزه عيدين مى‌باشد.

تحريم روزه اين روز از مواردى است كه جميع علماى اسلامى از شيعه و سنى بر آن اجماع كرده‌اند.

فصل پنجم: ماتن براى نيت روزه هم دوازده امر را معتبر شمرده كه اولين امر، تعيين سبب روزه مى‌باشد، سپس قصد وجه؛ يعنى اينكه روزه واجب است يا مستحب، لكن مؤلف در آن اشكال كرده، مى‌گويد: قصد وجه از امور لازم در نيت نمى‌باشد، بلكه قصد قربت كفايت مى‌كند.

فصل ششم: در اين فصل شيخ بهايى از دوازده طايفه روزه را غير قابل قبول دانسته كه صبى، مجنون، سكران، كافر، شيخ و شيخه از آن جمله مى‌باشند، لكن بحثى راجع به صوم صبى و به عبارت بهتر عبادات صبى و شرعيت آن از سوى مؤلف مطرح شده كه در واقع رد نظريه شيخ بهايى در مورد صوم صبى مى‌باشد.

فصل هفتم: عبادات و اعمال مستحبى كه در شب‌هاى ماه رمضان وارد شده در دوازده قسمت مورد اشاره شيخ قرار گرفته كه اولين آنها دعا به هنگام رؤيت هلال است.

فصل هشتم: از مكروهات دوازده‌گانه براى صائم به لمس نسا، انشاى شعر، سرمه كشيدن و... اشاره شده است.

خاتمه: خاتمه كتاب مشتمل بر مزيت‌هاى دوازده‌گانه ماه رمضان نسبت به بقيه ماه‌هاى سال است؛ مزيت‌هايى مانند نزول قرآن در آن، اشتمال آن بر شب قدر و...