التفسير بالرأی قواعده و ضوابطه و اعلامه

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
التفسیر بالرای قواعده و ضوابطه و اعلامه
NUR10499J1.jpg
پدیدآوران زغلول، محمد حمد (نويسنده)
عنوان‌های دیگر قواعده و ضوابطه و اعلامه
ناشر دار الفارابي للمعارف
مکان نشر دمشق - سوریه
سال نشر 1425 ‌‎ق یا 2004 م
چاپ 2
موضوع تفاسیر ماثوره
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏91‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ز‎‏6‎‏ت‎‏7
نورلایب مشاهده

التفسير بالرأى، قواعده و ضوابطه و أعلامه نوشته دكتر محمد حمد زغلول و به زبان عربى است.نويسنده در اين كتاب به بيان قواعد و ضوابط تفسير به رأى پرداخته است.مراد از تفسير به رأى در اين‌جا، تفسير به رأى مذموم و نكوهيده كه در احاديث نبوى از آن نهى شده نيست بلكه مراد از آن هرگونه تفسير عقلى و استدلالى در مقابل تفسير نقلى و مأثور است.بنابراين مراد از «رأى» در اين‌جا دقيقا همان «اجتهاد» است.طبق اين تعريف، تفسير به رأى شامل تفاسير فقهى، كلامى، صوفى يا اشارى، علمى و...خواهد شد.

نويسنده قبل از ورود به بحث اصلى بابى را به علوم قرآنى اختصاص داده و تأثير آنها را در تفسير به رأى يادآور مى‌شود.بحث از اسباب نزول و اثر آن در تفسير، مباحث نسخ، اسرائيليات و تأثير آنها در اين نوع از تفسير و موضوع ترجمه قرآن كريم به ساير زبانها و حكم ترجمه قرآن در فقه مذاهب اربعه از جمله مطالبى است كه در اين باب به بررسى آنها پرداخته مى‌شود.

در بابى ديگر از ابواب كتاب، نويسنده به بررسى ضوابط و قواعد تفسير به رأى پرداخته و نقش اين قواعد را در تبيين دلالات الفاظ قرآنى بر معانى مورد نظر براى فهم بهتر كتاب اللّه و نيل به مقاصد آن يادآور مى‌شود و قبل از آن اقسام تفسير از جهت

روش علمى، تعريف اصطلاح«تفسير به رأى»، ادله قائلين به جواز و عدم جواز تفسير به رأى و وجه جمع بين اين دو ديدگاه، تفاوت تفسير و تأويل، تعارض ظاهرى بين آيات قرآن از جهت معنا و كيفيت تفسير اين تعارض و نيز چگونگى شناخت وجوه تعارض بين برخى آيات با برخى ديگر و نيز بين آيه و حديث و نيز توضيح اسباب و علل اختلاف بين مفسران در تفسير قرآن كريم، مورد بررسى قرار مى‌گيرد.

نقش اجتهاد و گسترۀ آن در تفسير به رأى، علوم مورد نياز مفسر و آداب و شرايطى كه رعايت آنها از جانب مفسر لازم است، روش مفسران به رأى و ضوابط عمومى تفسير به رأى نظير لزوم آشنايى با علوم عربى، حديث و اصول فقه از ديگر موضوعاتى است كه در اين باب بدانها پرداخته مى‌شود.

در باب بعدى قواعد تفسير به رأى، كه نقش مهمى در تسهيل فهم معانى قرآن كريم و استنباط احكام شرعيه از نصوص قرآنى دارند مورد بررسى قرار مى‌گيرد.به اعتقاد نويسنده تمام معانى قرآن از خلال منطوق لفظ قرآنى يا مفهوم آن قابل دستيابى است.از اين‌رو نويسنده به بحث از منطوق و مفهوم قرآن، حقيقت و مجاز، دلالت الفاظ بر معانى از طريق عبارت، اشاره، نص يا اقتضاء پرداخته است.دلالت الفاظ قرآنى از حيث عام يا خاص يا مشترك بودن و قواعد تفسير الفاظ واضح الدلالة و الفاظ مبهم الدلالة قرآن در اين باب مورد بررسى قرار مى‌گيرد.

در آخرين باب كتاب هم به معرفى هشت تن از مفسران قرآن كريم و معرفى آثار و نيز روش خاص هريك از آنان در تفسير قرآن پرداخته و بطور اختصار از مدارس تفسيرى اشاعره، معتزله، اثرية و اشارية سخن به ميان مى‌آورد.

ساختار

كتاب داراى مقدمه‌اى از مؤلف، يك باب تمهيدى و سه باب اصلى مى‌باشد:

الباب التمهيدى: «علوم القرآن و أثرها في التفسير» داراى سه فصل ذيل مى‌باشد:

الفصل الاول: معرفة اسباب النزول و أثرها في التفسير.

الفصل الثاني:النسخ و اثره في التفسير.الفصل الثالث:الاسرائيليات و اثرها في التفسير.

الفصل الرابع: ترجمة القرآن الى اللغات الأجنبية و أحكامها.

الباب الاول: «ضوابط التفسير بالرأى» مشتمل بر سه فصل ذيل است كه هركدام مباحثى را دربردارند:الفصل الاول:أقسام التفسير من حيث منهجه العلمي.الفصل الثاني: معرفة الموهم و المختلف في القرآن الكريم.

الفصل الثالث: مقومات التفسير بالرأي.

الباب الثاني: «قواعد التفسير بالرأى» داراى سه فصل به شرح ذيل و مباحث متعدد مى‌باشد:الفصل الاول:قواعد التفسير في ضوء دلالة النظم القرآني.

الفصل الثاني:قواعد التفسير في واضح الدلالة.الفصل الثالث:دلالة الألفاظ القرآنية من حيث عمومها و خصوصها.

الباب الثالث: «أعلام التفسير بالرأى و مدوناتهم»، چهار فصل را دربرمى‌گيرد:

الفصل الاول: مدرسة الاشاعرة في التفسير.الفصل الثاني: مدرسة المعتزلة في التفسير.

الفصل الثالث:المدرسة الاثرية في التفسير.الفصل الرابع:المدرسة الاشارية(الصوفية) في التفسير.

در پايان هم مهمترين نتايج به دست آمده از مباحث كتاب بيان و فهرست منابع و مصادر كتاب و نيز فهرست مطالب آن درج شده است.

نسخه‌شناسى

كتاب به قلم دكتر محمد حمد زغلول به عنوان رساله فوق ليسانس نگارش يافته و در قطع وزيرى با جلد شوميز در 480 صفحه براى دومين‌بار در سال 1420 هجرى قمرى-1999 ميلادى از سوی «مكتبة الفارابى» دمشق منتشر شده است.