التنزلات اللیلیة فی الأحکام الإلهیة

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
التنزلات اللیلیة فی أحکام الالهیة
NUR16857J1.jpg
پدیدآوران

ابن عربی، محمد بن علی (نویسنده)

محمود، عبدالرحمن حسن (مقدمه‌نويس)
عنوان‌های دیگر رسالة نسب الخرقة
ناشر عالم الفکر
مکان نشر [بي جا] - [بي جا]
سال نشر [--13]
چاپ چاپ يکم
شابک977-1415-35-2
زبان عربي
تعداد جلد 1
کد کنگره


التنزلات اللیلیة فی الأحکام الإلهیة، تألیف محیی‌الدین ابن‌عربی (متوفی 638ق) کتابی است مشتمل بر 51 مسئله در نقد افکار فلاسفه و تبیین عقاید عرفاست. این کتاب به همراه رساله «نسب الخرقة» با مقدمه و تعلیقات عبدالرحمن حسن محمود به زبان عربی منتشر شده است.

ساختار

کتاب مشتمل است:

  1. مقدمه محقق.
  2. 51 مسأله.
  3. رساله نسب الخرقه.

گزارش محتوا

عبدالرحمن حسن محمود در مقدمه‌اش بر کتاب به دفاع از عقاید صوفیه پرداخته و گفته‌های گروهی که معتقدند تصوف در زمان رسول‌الله(ص) نبوده و در قرون بعد ایجاد شده و نیز اینکه تصوف کلمه یونانی است و مانند آن را، به‌قصد مبارزه با تصوفی می‌داند که به کتاب و سنت خالص دعوت می‌کند و به‌دوراز مادیت هولناکی است که بر مسلمین سیطره یافته و آنها را چون عبید ذلیل کرده است.[۱]

سپس اشاره می‌کند که ابن‌عربی در این رساله به طرح و دفع افکار فلاسفه پرداخته و با حجت و برهان استدلالات آنها را باطل کرده است[۲]‏.

در اولین مسأله کتاب به موضوع رابطه حق که واجب‌الوجود به ذات است با مخلوقات که ممکنات هستند اشاره شده است. نویسنده پس از توضیح این مطلب، تعقل در ذات الهی را فرو رفتن در دریایی می‌داند که ساحلی نداشته و کسی که در آن واقع شود نمی‌تواند شنا کند و هلاک می‌شود و لذا تفکر و تعقل در ذات الهی ممکن نیست[۳]

در مسأله سیزده به موضوع برائت جستن معبودها از عبادت‌کنندگانشان در سرای آخرت اشاره شده که از آنها تبری جسته و از ترس عذاب می‌گویند که آنها ما را عبادت نکرده‌اند. پروردگار به ایشان می‌فرماید: راست می‌گویید: اما آنها ما را بدون بصیرت صحیح عبادت کردند و به دلیل کور بودن عذاب می‌شوند که «من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا». سپس حق‌تعالی ایشان را از باب مظالم عباد به جهت افترایشان به مخلوقات و نسبت دادن الوهیت به آنها عذاب می‌کند و این عذاب عدالت و برپاداشتن حق غیر و عقوبت جاهل ازاین‌جهت است که بینا نشده و از هوای نفس پیروی کرده است. بنابراین شرک از مظالم عباد است نه حقی که به خداوند باز گردد.[۴]

و در مسأله 35 از سبب آفرینش مخلوقات سخن گفته است: خداوند آفرید تا مراتب وجود و معرفت در وجود را کامل کند. پس خلایق را آفرید تا او را بشناسند؛ آن‌گونه که در بعضی اخبار مشهور وارد شده است. آفرینش او برای آن نبود که ذات خود را کامل کنند که خداوند بزرگ‌تر از آن است.[۵]

در مسأله 48، عقل و ایمان به نور تشبیه شده است: عقل نوری دارد که به آن نور، به معرفت وجود الله تعالی می‌رسیم. و اینکه قادر و سمیع و بصیر و عالم است. و به نور ایمان ذات حق و آنچه خود را به آن وصف کرده از تشبیه و تنزیه شناخته می‌شود.[۶]

ابن‌عربی جنبه‌های پنهان‌ و آشکار‌ تجلی‌ خداوند را تنزیه‌ و تشبیه می‌خواند و این هر دو از مفاهیم کلیدی‌ اوسـت‌. تنزیه به معنای منزه و مبرا داشتن خداوند به‌طور مطلق از هر صفت یـا عـرَضِ انسانی‌ حتی‌ در‌ کمترین و ضعیف‌ترین‌ شکل آن و برعکس تشبیه متصف‌کردن خداوند به صفات‌ انسانی‌ و شباهت‌ دادن‌ به جـنبه‌های انسانی است.[۷]

از صفحه 79 کتاب، رساله خرقه با این عبارت آغاز شده است. این رساله از مجله «لواء الاسلام» احمد پاشا حمزه نقل شده که در ضمن موضوعی به‌عنوان «آل البیت رسول‌الله(ص) در عهد نبوت» نوشته احمد بن محمد بن صدیق ذکر شده است[۸]

ابن‌عربی، رساله خرقه را با این عبارت آغاز کرده که خرقه و مانند آن، مقصود اصلی از راه نیست؛ بلکه اصل طریق مجاهده نفس و الزام آن به شریعت و سنت محمدی در باطن و ظاهر است.[۹]

از دیدگاه ابن‌عربی بدی کذب با لباس صدق، بدی خیانت با لباس امانت، بدی بی‌وفایی با وفا، بدی ریا با اخلاص و کفر نعمت با شکر منعم پوشانده می‌شود.[۱۰]

هم و غم فی الله، حب و بغض فی الله، مودت در قرابت رسول‌الله(ص)، مولات صالحین، ابتهال در شب و روز، تعاون بر برّ و تقوی، یاری مظلوم، شب‌زنده‌داری، زیارت قبور، مسح سر یتیم، عیادت مریض، مراقبه و محاسبه نفس از جمله لباس‌هایی است که صوفی باید به تن کند.[۱۱]‏ و زمانی که این لباس‌ها را به تن کرد می‌تواند در صدر مجالس عندالله بنشیند و از اهل صفوف اول باشد.[۱۲]

وضعیت کتاب

در پاورقی‌های کتاب، اختلاف نسخ و توضیح برخی الفاظ و عبارات ذکر شده است.

کتاب فاقد فهرست مطالب است.

پانویس

منابع مقاله

  1. مقدمه محقق و متن کتاب.
  2. شیوا (منصوره) کاویانی، «زندگی، آثار و عقائد ابن‌عربی»، کیهان فرهنگی، مرداد 1368، شماره 65، صفحه 16 تا 21.



وابسته‌ها