الجديد في تفسير القرآن المجيد

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الجدید في تفسیر القرآن المجید
NUR01933J1.jpg
پدیدآوران سبزواری، محمد (نويسنده)
ناشر دار التعارف للمطبوعات
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1402 ‌‎ق
چاپ 1
موضوع تفاسیر شیعه - قرن ۱۴
زبان عربی
تعداد جلد 7
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏98‎‏ ‎‏/‎‏س‎‏2‎‏ج‎‏4
نورلایب مشاهده

الجديد في تفسير القرآن المجيد اثر شيخ محمد سبزوارى نجفى (1318-1409ق) و به زبان عربى است.

معرفى تفسير و روش آن

سبك اين تفسير، تحليلى و توضيحى است و تمام قرآن را از ابتدا تا انتها به روش ترتيبى در بر دارد. هدف، ارائه توضيح پيام قرآن با كمك قرآن و روايات اهل‌بيت(ع) و پرهيز از بحث‌هاى فنى و استدلال و ذكر وجوه و احتمالات است.

روش مفسر، توضيح جمله‌ها، كل كلام و تبيين پيام آيه است، نه مفردات، اعراب يا لغت؛ مگر در جاهايى كه لغات مشكل و غريب قرآن مطرح باشد؛ (مثلا ر.ک: «أميون»، ذيل آيه 78 بقره، ج1، ص98). سبزوارى تلاش دارد با عبارات مختصر و ساده، مطالب تفسيرى را بيان نمايد و خواننده آشنا با زبان عربى را به نكات اصلى و مهم آيه راهنمايى كند.

روش كلى ايشان در ابتداى سوره‌ها به اين ترتيب است كه ابتدا با ذكر نام سوره، به ذكر فضائل آن و بيان حديث در اين مورد مى‌پردازد. نزول سوره از جهت مكى و مدنى بودن آن و بيان ترتيب نزول به اين شكل كه اين سوره بعد از چه سوره‌اى واقع شده به‌همراه تعداد آيات، از اطلاعاتى است كه مفسر محترم به خواننده خود ارائه مى‌دهد. در اين بين سعى دارد كه به اسماء سور و وجه تسميه آنها نيز بپردازد. وى اسماء سور را امرى تعبدى مى‌داند.

روند كلى مفسر بعد از ارائه مشخصات سوره‌ها با اشاره و توضيح مفردات آيات و فرازهاى آن ادامه پيدا مى‌كند (مانند توضيح اسم، الله، الرحمن و الرحيم، در ج1، ص13). مفسر با مطرح نمودن جايگاه كلمات و جمله و عملكرد هريك از آنها، بحث‌هاى معمول اعراب را دنبال مى‌نمايد (مانند ج1، ص109، ذيل آيه 90 سوره بقره).

نكات مربوط به بعد فصاحت و بلاغت قرآن كه به‌طور معمول در قالب بحث‌هاى معانى و بيانى مطرح مى‌شود، از امورى است كه مفسر از آن غفلت نورزيده و در مقاطع مناسب به آن مى‌پردازد، مانند بحث تكرار ضمير، عدول از غيبت به خطاب و بحث‌هاى ادبى ديگر.

در كنار مطالب فوق، بعد تفسيرى آيات و فرازهاى آن، رخ مى‌نمايد، كه معمولا با ذكر شماره آيه به آن مى‌پردازد. در اين بخش، شيوه عمده مفسر، تفسير تحليلى و اجتهادى است كه گاهى با نقل اقوال و نقد آنها همراه مى‌باشد. ايشان تفسير آيه به آيه را با كمك نقل روايات پيامبر(ص) و اهل‌بيت(ع) دنبال مى‌كنند (مانند ج1، ص81، ذيل آيه 58 بقره و ص23 با نقل اقوال در تفسير غير المغضوب عليهم و نقد آنها در ج1، ص62).

مفسر در ارائه مطالب گوناگون از روش مزجى استفاده فراوان برده؛ بدين جهت موارد اشاره شده را با عناوين، از هم جدا نكرده‌اند و تلاش نموده‌اند، ضمن مراعات ترتيب، بدون انفصال، نكات مختلف را بيان كنند؛ البته به‌گونه‌اى نيست كه همه عنوان‌ها را ذيل فراز يا آيه‌اى، لازم به ذكر ديده باشند، بلكه بنا به مقطع مطرح‌شده، مباحث را بيان كرده‌اند.

شأن نزول، از نكاتى است كه مفسر محترم هر از چندى به آن مى‌پردازند (مانند ج1، ص116، ذيل آيه 97 سوره بقره).

در كنار همه اين مباحث، گاهى به قرائت و اختلاف آن در يك كلمه يا مقطعى از آيه، مى‌پردازد و تبحر خود را در اين قسمت نيز نشان مى‌دهد (مانند ج1، ص116، ذيل آيه 97 بقره).

مفسر به‌ندرت عنوانى را به نام «إلفات نظر» بعد از تفسير و بحث‌هاى متفاوت مطرح مى‌نمايد كه در آن، مطلبى را كه به‌طور مستقيم به تفسير آيه مربوط نمى‌شود، توضيح مى‌دهند (مانند ج1، ص67، ذيل آيه 37 سوره بقره).

تفسير ترتيبى قرآن، مفسر را از اشاره به بحث‌هاى موضوعى غافل نكرده است؛ بر اين اساس و به‌طور موردى، مطالبى را مطرح مى‌كنند (مانند ج1، ص20، ذيل آيه «اهدنا الصراط المستقيم» ).

مشرب مؤلف، در مسائل فقهى، مشرب معمول و مشهور علماى شيعه مى‌باشد. وى برخى از ديدگاه‌هاى خود را با دقت و تيزبينى از آيات استخراج مى‌نمايد؛ از جمله طهارت ذاتى اهل كتاب و جواز نكاح آنان را با استفاده از آيه 5 سوره مائده و روايات اهل‌بيت(ع) برداشت مى‌نمايد.[۱]

ايشان در بحث‌هاى اعتقادى نيز گاهى دقت‌ها و توضيحاتى اين چنين، بيان مى‌دارند و فراتر از معانى ظاهر و صريح آيه، اشاراتى دارند (مانند اشاره به استدلال بر توحيد افعالى، توحيد صفاتى و توحيد ذاتى، در ذيل آيه 164 سوره بقره، ج1، ص186). استنباط عدم جواز تقليد در اصول عقايد و وجوب تحصيل علم در آنها، از مباحث مطرح‌شده در اين آيات است.

مفسر، تفكر ولايى و شيعى خود را در افضليت اهل‌بيت(ع) بدون تعرض به ديگران و با استفاده از روايات، ذيل آيات مختلف مورد بحث قرار مى‌دهد و با اجمال، ملايمت و صراحت آن را بيان مى‌دارد؛ براى نمونه در ذيل آيه 253 سوره بقره، در ج1، ص319، آنجا كه فضل پيامبر(ص) را بر ساير انبياى الهى(ع) اثبات مى‌كند، فضل اهل‌بيت(ع) را نيز بر انبياى ديگر با استفاده از روايات مطرح مى‌نمايد.

ايشان در نزول آيه تطهير (33 احزاب)، در ج5، ص436 به‌صراحت بيان مى‌دارد كه اين آيه در حق ائمه اهل‌بيت(ع)، پنج تن آل عبا نازل شده است و معتقد است كه روايات فراوانى از فريقين دال بر اين مطلب، وارد شده است. در مورد مصونيت قرآن از تحريف، در ذيل آيه 9 سوره حجر، در ج4، ص172 مى‌فرمايد: قرآن از تحريف به تغيير، زياده و نقصان، مصون مانده است.

ايشان در مورد «بسم الله الرحمن الرحيم» در ابتداى سوره حمد، ج1، ص12 مى‌فرمايد: بسمله جزء هر سوره، بلكه آيه‌اى از هر سوره مى‌باشد. وى اين قول را مورد قبول تمام شيعيان مى‌داند كه اهل سنت برخى موافق و برخى مخالف آن هستند.

مبناى معمول ايشان در دلالت قرآن اين است كه ظاهر آيات حجيت دارد و بدون معارض قوى نمى‌توان از آن دست برداشت؛ بر اين اساس در آيه 24 سوره بقره، ج1، ص52 مى‌فرمايد: ظاهر آيه بر خلقت فعلى جهنم دلالت دارد، نه اينكه در آينده خلق مى‌شود؛ مگر اينكه گفته شود ماضى، كنايه از وقوع حتمى است.

منابع تفسير

يكى از نقص‌هاى تفسير «الجديد»، عدم ذكر منابع اقوال و بيانات و توضيحات لغوى، قرائتى، تفسيرى و... مى‌باشد و در بسيارى موارد، روايات را بدون ذكر منبع نقل مى‌كند. با اين وصف، به‌طور پراكنده منبع برخى مطالب، يا قائل بعضى اقوال را بيان كرده است. ابن عباس، ابن مسعود، مجاهد، سدى و مقاتل از جمله مفسرينى هستند كه از آنها نقل نموده است.

از ميان تفاسير شيعه، در روايات، از تفسير قمى، عياشى، تفسير امام حسن عسكرى(ع) و مجمع البيان، استفاده فراوان كرده است. در كنار آن از كتب روايى شيعه، مانند كافى، توحيد صدوق، علل الشرايع، من‌لايحضره‌الفقيه، امالى شيخ، محاسن برقى، إكمال‌الدين، بصائر الدرجات، ثواب الأعمال و عيون الأخبار، نقل روايت مى‌نمايد. از ميان اهل سنت نيز تفسير ثعلبى و كشاف مورد توجه او قرار داشته و از آنها مطلب ذكر مى‌كند و گاهى از صحيح بخارى روايت نقل مى‌كند.

فهرستى به ترتيب دسته آيات مطرح‌شده، در انتهاى اغلب مجلدات كتاب موجود مى‌باشد كه راهنماى خوانندگان تفسير خواهد بود.

در پاورقى‌هاى مختصر كتاب، به تكميل احاديث، نقد يا تكميل مطالب، ذكر برخى موارد شأن نزول و بعضى تنبيه‌ها، پرداخته شده است.


پانويس

  1. ج2، ص422 و 425

منابع مقاله

  1. مقدمه و متن كتاب.
  2. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهى، ج2، ص1186، به كوشش بهاءالدين خرمشاهى.
  3. المفسرون حياتهم و منهجهم، سيد محمدعلى ايازى، ص414.



وابسته‌ها