الرسالة الثالثة في الغيبة

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الرسالة الثالثة في الغیبة
NUR37035J1.jpg
پدیدآوران

مفید، محمد بن محمد (نویسنده)

آل‌جعفر، علاء (محقق)
ناشر المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد
مکان نشر قم - ایران
سال نشر 1413 ق
چاپ 1
موضوع

شیعه - مناظره‌‏ها

مفید، محمد بن محمد، 336 - 413ق. - کنگره‏‌ها

مهدویت - انتظار

کلام شیعه امامیه - قرن 4ق.
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏209‎‏/‎‏7‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏7‎‏ک‎‏9‎‏ ‎‏24‎‏.‎‏ش*
نورلایب مشاهده

الرسالة الثالثة في الغيبة، يكى از چهار رساله مختصرى است كه مرحوم شيخ مفيد (بغداد، 336 - 413ق، بغداد)، در موضوع غيبت حضرت مهدى(عج)، به زبان عربى نوشته و در آن به يك پرسش پاسخ داده است: «اگر روايت 313 يارى‌كننده براى امام زمان(ع) صحيح است، چرا امام ظهور نمى‌كند؟! چون قطعاً از ميان آن همه شيعه، اين عده هستند.

نام پرسشگر مشخص نشده است. بحث شيخ مفيد، هرچند مختصر است، ولى از نظر روشى، جامع است و با بهره‌گيرى از علم كلام، فقه و آيات و روايات و حتى تحليل و تفسير وقايع تاريخى، پاسخى قانع‌كننده عرضه كرده است.

اين اثر را آقاى علاء آل جعفر تصحيح كرده و آقاى سيد‌‎محمدرضا حسینى جلالى، مقدمه‌اى به زبان عربى بر آن نوشته و كنگره جهانى شيخ مفيد آن را به مناسبت هزارمين سالگرد درگذشت شيخ مفيد در سال 1413ق، منتشر كرده است.

در مورد اثر حاضر، گفتنى است كه حجم اندك آن نبايد ما را از ارزش والاى آن و كيفيت محتوايش غافل سازد؛ زيرا آگاهان به تاريخ انديشه اسلامى، به‌خوبى مى‌دانند كه شيخ مفيد و آثار علمى‌اش تاكنون نقش بسيار سرنوشت‌سازى در تاريخ علوم اسلامى ايفا كرده و كتاب حاضر نيز همچنان جزو بهترين پاسخ‌هاى شيعه به پرسش‌هاى مبحث غيبت امام زمان(ع) است.

ساختار

كتاب حاضر در واقع رساله‌اى كم‌برگ، ولى پُربار است كه به‌صورت پرسش و پاسخ فراهم شده و به‌صورت كتاب سامان‌دهى نشده است و به همين جهت ويژگى‌هاى ساختارى كتاب را نيز دارا نيست و تقسيم به بخش و فصل و درس و... نشده است. از نظر روشى مى‌توان گفت كه اثر حاضر، اجتهادى و جامع است؛ يعنى، شيخ مفيد در آن از روش‌هاى فقهى، كلامى، حديثى، ادبى و... و حتى تحليل وقايع تاريخى، آگاهانه استفاده كرده است.

از نظر تاريخ انديشه‌هاى كلامى جالب است دانسته شود: آقاى سيد‌‎محمدرضا حسینى جلالى، يادآور شده كه: «و قد ورد مثل هذه المعارضة في كلمات السابقين فلاحظها في إكمال‌الدين للصدوق»؛ «نمونه اين‌گونه جدال كلامى كه شيخ مفيد در اثر حاضر انجام داده، در آثار پيشينيان نيز انجام شده و از آن جمله شيخ صدوق در كتاب «كمال‌الدين و تمام النعمة» نيز چنين دفاع اعتقادى را آورده است.[۱]، پس مى‌توان گفت كه مباحث علمى شيخ صدوق، به‌ويژه در كتاب «كمال‌الدين»، بر شاگردش، شيخ مفيد به‌خصوص در توليد اثر علمى حاضر تأثير گذاشته است.

گزارش محتوا

درباره محتواى اثر حاضر، گفتنى‌ها فراوان است، از جمله:

  1. نویسنده در آغاز بحثش گفته است كه در مجلس يكى از سران حاضر شدم، پس بحث در مورد امامت شروع شد و به گفتگو درباره غيبت امام زمان(عج) رسيد. در اين هنگام صاحب مجلس چنين پرسيد: آيا جز اين است كه شيعه از امام جعفر صادق(ع) روايت مى‌كند كه ايشان گفته است: اگر براى امام به تعداد افراد غزوه بدر؛ يعنى 313 مرد، جمع شود، بر او قيام با شمشير واجب مى‌شود؟! شيخ مفيد مى‌گويد: پس من گفتم بله اين حديث روايت شده است. پس او پرسيد: آيا ما به‌طور يقينى نمى‌دانيم كه شیعیان در اين زمانه چندين برابر مردان اهل بدر هستند؟! پس چگونه براى امام جايز است كه غايب باشد، باآنكه روايت مذكور صحيح است؟! شيخ مفيد پاسخ داده است كه هرچند شیعیان عددشان در اين دوره بسيار است و چندين و چند برابر بدريان هستند، ولى اين تعداد 313 نفر بايد جامع شرايط و صفاتى باشند، كه تاكنون چنين افرادى با دارا بودن همگى ويژگى‌ها (شجاعت، صبر، اخلاص، ترجيح آخرت بر دنيا، پاکى باطن، صحت عقول و...) به‌طور كامل و اينكه خداى تعالى مصلحت بداند كه آنان با شمشير قيام كنند، فراهم نشده است.[۲]
  2. شيخ مفيد با نظر به حضور هزارها شيعه به‌صراحت بيان كرده است كه چون وجوب امامت و صحت غيبت امام زمان(عج) براى ما ثابت شده و روايت 313 نفر هم وارد شده است، پس راهى براى قبول و تصحيح آن نداريم، جز آنكه بگوييم كه بايد اين افراد شرايط و صفات ويژه‌اى داشته باشند. سپس شيخ مفيد مثالى تاريخى ذكر كرده و به تحليل و تفسيرش پرداخته است: نظير اين مطلب اين است كه پيامبر(ص)، باآنكه در غزوه بدر تعداد اندكى يار داشت، جهاد كرد، درحالى‌كه بيشترشان پياده و بدون سلاح بودند، ولى بعد از آن در حديبيه، باآنكه چندين برابر بدريان يار داشت، صلح كرد و ما مى‌دانيم كه پيامبر(ص) در هر دو مورد، آنچه برگزيد، صحيح بود. پس اگر يارانش در حديبيه، همان شرايط بدر را داشتند، بايد جنگ مى‌كرد و صلح صحيح نبود و جهاد واجب مى‌شد و در صورت وجوب جهاد حتما جهاد مى‌كرد؛ به‌خاطر علم او به راه صحيح و صواب و عصمتش كه بيان كرده‌ايم.[۳]
  3. اشكال‌كننده چنين پرسيده است: به پيامبر خدا(ص) وحى مى‌شد، پس نتايج و عواقب كارها را مى‌دانست و تدبير درست را از اشتباه تشخيص مى‌داد، ولى در مورد علم امام چه مى‌گويى؟ و ما چگونه آن را بشناسیم؟! شيخ مفيد پاسخ داده است: امام در نزد ما چنين است كه عهدهاى امامت به او سپرده شده و نشانه‌هایى براى او هست كه در تدبير به او يارى مى‌كند و نتايج را به او مى‌نماياند و فعل درست را به او مى‌شناساند و اين عهدى است براى امام كه از جانب پيامبر خدا(ص) به دست آمده؛ همان پيامبرى كه از سوى خداى تعالى به او وحى مى‌شود و به علم آسمانى آگاه مى‌گردد.[۴]

وضعيت كتاب

با توجه به آنكه اين رساله در قالب پرسش و پاسخ نوشته شده و ساختار كتابى ندارد و حجمش نيز اندك است، براى آن، فهرست مطالب و همچنين فهرست منابع و فهرست‌هاى فنى (آيات، روايات، اعلام، امكنه و...) فراهم نشده است.

مصحح محترم، تصاويرى از آغاز و انجام دو نسخه خطى اثر حاضر را آورده است كه در كتابخانه آيت‌الله مرعشى نجفى در قم موجود است. هرچند مصحح محترم، هيچ توضيحى درباره كمّ و كيف نسخه‌هاى خطى اثر حاضر ذكر نكرده، ولى با توجه به تفاوت خط صفحاتى كه تصاويرش آمده، دوگانگى نسخه خطى مذكور آشكار است.[۵]

پانويس

  1. ر.ک: مقدمه كتاب، ص6
  2. ر.ک: متن كتاب، ص11 - 12
  3. ر.ک: همان، ص12 - 13
  4. ر.ک: همان، ص13
  5. ر.ک: مقدمه كتاب، ص7 - 10

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.


وابسته‌ها