الشریف الرضي محمد بن الحسین بن موسی الموسوي

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
‏الشریف الرضي محمد بن الحسین بن موسی الموسوي
NUR03477J1.jpg
پدیدآوران امینی، محمد هادی (نویسنده)
عنوان‌های دیگر الشریف الرضی
ناشر بنياد نهج‌البلاغه
مکان نشر تهران - ایران
سال نشر 1408 ق
چاپ 1
موضوع

شریف الرضی، محمد بن حسین، 359 - 406ق. - سرگذشت‌نامه

مجتهدان و علما - سرگذشت‌نامه
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏55‎‏/‎‏3‎‏ ‎‏/‎‏ش‎‏4‎‏الف‎‏8
نورلایب مشاهده

الشریف الرضي محمد بن الحسین بن موسی الموسوي، تألیف محمدهادى امينى به زبان عربى درباره محمد بن حسین بن موسى، معروف به سيد‌‎رضى مؤلف نهج‌البلاغه است. اين اثر يكى از منابع جامع و كامل و پژوهشى درباره شخصيت سيد‌‎رضى مى‌باشد كه در دسترس مى‌باشد و شخصيت مؤلف نهج‌البلاغه را از همه زوايا مورد بررسى قرار داده است.

ساختار

مقدمه و متن كتاب در يازده بخش ساختار اين اثر را تشكيل مى‌دهند. اين بخش‌ها عبارتند از: الشريف الرضى، حيات شريف رضى، نفسيته الابيه الرفيعه، شيوخه و اساتذته، شعراء عصره، تلاميذه و الرواه عنه، تآليفه و مصنفاته، نهج‌البلاغه عند رجال الفكر و الادب، شروح نهج‌البلاغه، فهرست ديوان الشريف الرضى، مصادر البحث و الدراسه، فهرست كتاب.

شيوه بيان مطالب كتاب، همانند كتب انساب و شخصيت شناسى مى‌باشد كه از ابتداى تولد و والدين، تحصيلات،... را در پيش گرفته و به تمام زواياى و مطالبى كه در شناخت شخصيت برجسته سيد‌‎رضى اهميت داشته، پرداخته است.

گزارش محتوا

مقدمه كتاب، درباره سيد‌‎رضى و علماى زمان ايشان و اثر گرانبهاى ايشان كتاب نهج‌البلاغه است.[۱] 

بخش اول كتاب، درباره سيد‌‎رضى است كه در آن به ولادت، والده، والدته، فرزندان ايشان اشاره شده است.

ابوالحسن، محمد بن حسین بن موسى موسوى بغدادى، معروف به سيد‌‎رضى در سال 359ه‍.ق در شهر بغداد به دنيا آمد. او از خانواده‌هاى شريف و اصيل و از نسل ائمه معصومين عليهم‌السلام است. نسب او از طرف پدر به امام موسى كاظم عليه‌السلام و از طرف مادر به امام زين‌العابدين عليه‌السلام مى‌رسد.

پدرش ابواحمد حسین، ملقب به طاهر و ذوالمنقبتين است كه از شخصيت‌هاى برجسته و مورد توجه حكومت بوده است. او بزرگ سادات و مسئول رسيدگى به شكايات مردم و اميرحج بود.

مادرش فاطمه دختر ابومحمد، حسین بن احمد بن محمد ناصر كبير، زنى دانشمند و با تقوا بود و شيخ مفيد كتاب "أحكام النساء" را به درخواست ايشان به نگارش درآوردند.

بخش دوم كتاب، درباره دوره حيات و زندگانى ايشان مى‌باشد. سيد‌‎رضى در نيمه دوم سده چهارم هجرى به دنيا آمد و تا سال 406 زيست. بنابراین، روزگار سيد‌‎را مى‌توان مقارن با دوره‌اى از خلافت عباسيان (447- 334ق) و فرمانروايى آل‌بويه بر عراق (447- 334ق)، و به لحاظ تاريخ ادبيات، معاصر با شاعرانى چون متنبى و ابوالعلاء معرّى دانست.

بخش سوم كتاب، درباره بزرگى و مقام رفيع ايشان در عصر خويش مى‌باشد. سيد‌‎رضى داراى صفات برجسته و كمالات فاضله‌اى بوده است كه باعث عظمت و بزرگى سيد، حتى نزد پادشاهان مى‌شده است. از جمله صفات بارز او نپذيرفتن صله و هديه حتى از پدر خود وشهامت و جسارت اوست كه همگان آن را نقل كرده‌اند.

او در سن جوانى و در حالى كه پدر و برادر بزرگتر او؛ يعنى سيد‌‎مرتضى «رحمةالله‌عليه» زنده بودند، داراى مناصب اجتماعى مهمى بود. مثل نقابت و سرپرستى تمام خانواده‌هاى منسوب به ابوطالب كه خود منصبى رفيع و شايسته بود. نيز امارت و سرپرستى زائران خانه خدا كه از طرف پدر و خليفه وقت در سن 21 سالگى به او تنفيذ شد و همچنين نظارت ديوان مظالم.

علامه امينى در الغدير مى‌نويسد: «بهاءالدوله ديلمى در سال 388ق او را به «شريف اجل» و در سال 392ق به «ذوالمنقتبين» و در سال 398 به «رضى ذوالحسبين» ملقب نمود.

اين مناصب آن هم در سن جوانى و در زمان حيات پدر و برادر بزرگتر، نشان قدرت علمى و نفوذ سياسى و درايت و شجاعت اين عالم بزرگوار بود.

بخش چهارم، درباره شيوخ و اساتيد سيد‌‎رضى مى‌باشد.

اساتيد ومشايخ

  1. ابوسعيد سيرافى، استاد بزرگ علم نحو و لغت. در علم قرآن، فقه و فرائض نيز درس مى‌گفته است.
  2. ابوعلى فارسی، مؤلف كتاب «ايضاح» كه او را در علوم عربیت يگانه زمان مى‌دانند.
  3. شيخ مفيد: فقيه و متكلم بزرگ شيعه كه جايگاه او در فقه بين همه بزرگان زبان زد است.
  4. ابوالفتح ابن جنى، از دانشمدان مشهور علم نحو، جالب است كه سيد‌‎رضى در سن 22 سالگى قصيده‌اى در وصف ناصرالدوله با الفاظى زيبا و معانى بلند سر و دو استادش ابن جنى كتابى در شرح ابيات آن تصنيف كرد.
  5. ابوعبدالله مرزبانى، او از دانشمندان و محدثان و شعراء و ادبا و مؤلفان مشهور است.
  6. هارون بن موسى تلعُكبرى، از فقهاء و محدثين و مشايخ بزرگ شيعه در اواسط قرن چهارم است.
  7. ابن بناته، يكى از پيشوايان علوم ادبى و داراى خطبه‌هایى است كه همه گفته‌اند، نظير نداشته است.
  8. على بن عيسى ربعى، او از دانشمندان علم نحو است.
  9. ابواسحاق ابراهيم بن احمد طبرى، فقيه مالكى، شيخ شيوخ و همان كسى است كه به كرامت اخلاق و افضال بر اهل علم موصوف بوده است. همان كه خانه‌اش را به سيد‌‎بخشيد و گفت: حق منبر تو از پدرت بيشتر است و سيد‌‎به ناچار پذيرفت.

بخش پنجم، شعراء عصر سيد‌‎رضى و مقام ادبى ايشان مى‌باشد.

در اين بخش اشخاصى؛ همانند ابن الحجاج البغدادى، أبواسحاق الصابى، أبوالعلاء المعرى، ابوسعيد ابن خلف، السيد‌‎المرتضى، ألصاحب بن عباد، عبدالمحسن الصورى، مهيار الديلمى مورد بحث قرار گرفته‌اند.

بخش ششم كتاب، به شاگردان و كسانى كه از ايشان روايت نقل كرده‌اند پرداخته است.[۲]  اين شاگردان عبارتند از:

  1. ابوزيد سيد‌‎عبداللّه الكبايكى الحسينى الجرجانى. فقيه عالى‌قدر، و مجتهد محقق و عالم فاضل، معروف به ابوزيد كبايكى. در خدمت سيد‌‎مرتضى و سيّد رضى هر دو شاگردى كرد و پس از در گذشت استادش، از هر دو روايت مى‌كرد، و به تدريس اشتغال پيدا كرد.
  2. ابوعبداللّه شيخ محمد بن على حلوانى، عالم فاضل و اديب و شاعر كه او هم از شاگردان سيد‌‎مرتضى و سيدرضى، و از بزرگان ادب در قرن پنجم هجرى بوده است.
  3. ابوعبداللّه شيخ جعفر بن محمد بن احمد دوريستى عبسى، (در گذشته حدود سال 473ق) از خاندان علم و معروف به فقه و فضل و پاکى. وى در نزد شيخ مفيد و شريف مرتضى و شريف رضى علم آموخت.
  4. ابوالحسن سيد‌‎على بن بندار بن محمد قاضى هاشمى.
  5. حافظ ابومحمد عبدالرحمن بنابى‌بكر خزاعى نيشابورى، معروف به مفيد نيشابورى (درگذشته به سال 445ق). در رى مى‌زيست و از بزرگان شيوخ اماميه، و حافظ و واعظ و خطيب و ثقه بود، براى سماع حديث به شرق و غرب مسافرت كرد و از راويان بسيارى حديث شنيد و از آنان روايت كرد، چنانكه از سيد‌‎مرتضى و سيد‌‎رضى و شيخ مفيد حديث روايت كرد و شاگردى آنان را داشت.
  6. ابوبكر نيشابورى احمد بن حسین بن احمد خزاعى(متوفا به سال حدود 480 ه) ساكن رى. حافظ و فقيه و ثقه و محدّث، از بزرگان مشايخ اماميه. پدر دو عالم مشهور و محدث: حافظ مفيد عبدالرحمن بن احمد، و مفيد أبى سعيد محمد بن احمد، و جد ابوالفت و حرازى نویسنده نخستين تفسير به زبان فارسی.
  7. ابوالحسن مهيار ديلمى پسر مرزويه، از زردشتى ان ایرانى و از مردم ديلم (رودبار گيلان)، بود كه در سال 394ق به دست سيد‌‎رضى مسلمان شد، و به مذهب شيعه اماميه درآمد و در دوستى اهلبيت، و در رثاى امام حسین شعر گفته است. وى پس از مسلمان شدن، نزد سيد‌‎به فراگرفتن شعر و ادبيات عربى پرداخت.
  8. قاضى ابومنصور محمد بنابى نصر عكبرى معدل بغدادى(در گذشته به سال 472ق). محدث فقيه محقق ثقه صدوق. در بغداد از شريف مرتضى و شرى فرضى حديث شنيد، و از آن دو و از ديگران روايت كرد.

بخش هفتم مربوط به تأليفات و آثار ايشان است. سيد‌‎رضى سه كتاب ارزشمند به زبان عربى است كه به حق مى‌توان گفت كه سيد‌‎رضى با اين سه كتاب سازنده ستون‌هاى بلاغت عربى است. اين سه كتاب عبارتند از:

  1. تلخيص البيان في مجازات القرآن اين كتاب ارزنده كه حدود ده قرن گمشده بود و با تلاش استاد سيد‌‎محمد مشكات از گرد و غبار زمان خارج شد.
  2. مجازات الآثار النبويه كه مجموعه سخنان پيامبر اكرم(ص) است.
  3. نهج‌البلاغه.

از ديگر آثار و يحق ايقال تأويل في متشابه التنزيل، خصائص الائمه عليه‌السلام، ديوان شعر و اخبار قضاه بغداد را مى‌توان نامبرد.

بخش هشتم، به نهج‌البلاغه و سخنان بزرگان درباره اين كتاب سخن به ميان آورده است كه سخنانان بزرگان اهل علم و فكر را در خود جاى داده است؛ همانند عبده، محمد محى‌الدين عبدالحميد، شيخ ميثم بحرانى،...

بخش نهم، درباره شروح كتاب نهج‌البلاغه است. در اين بخش 129 كتاب درباره نهج‌البلاغه معرفى شده است.

بخش دهم، كتاب ديوان سيد‌‎رضى را به صورت موضوعى آورده است.

وضعيت كتاب

مؤلف در بعضى از بخش‌ها مصادر و منابع را ذكر كرده است.

در پایان كتاب، بخش فهارس قرار دارد كه منابع كتاب و فهرست را در خود جاى داده است.

پانویس


منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب