الشهاب الثاقب في وجوب صلاة الجمعة العيني

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الشهاب الثاقب في وجوب صلاة الجمعة العیني
NUR01352J1.jpg
پدیدآوران

فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی (نويسنده)

جمال‌الدین، رووف (مقدمه‌نويس)
عنوان‌های دیگر

منبع الحیاه و حجیه قول المجتهد

منبع الحیاه
ناشر مؤسسة الأعلمي للمطبوعات
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1401 ق
چاپ 2
موضوع

اجتهاد و تقلید - مسایل متفرقه

نماز جمعه
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏187‎‏/‎‏5‎‏ ‎‏/‎‏ف‎‏9‎‏ش‎‏9‎‏
نورلایب مشاهده

الشهاب الثاقب اثر نفيس نوشته عالم شهير شيعى، مولى محسن فيض كاشانى است. كه به سال 1401ق. به همت آقاى رؤوف جمال‌الدين به همراه مقدمه‌اى مختصر در زندگى‌نامه مؤلّف و شخصيت علمى و مسلك فقهى او در قم منتشر شده است.

ساختار

«شهاب ثاقب»، در قالب يك مقدمه و هشت باب و يك خاتمه تصنيف گرديده است.

گزارش محتوا

مصنّف در مقدمه مى‌نويسد:

«وجوب نماز جمعه - في الجمله - روشن‌تر از خورشيد نيم روز است و از جمله احكامى است كه علماى اسلام، در جميع اعصار و همه بلاد اسلامى بر آن اتفاق دارند؛ چنانكه تعداد قابل توجهى از خوبان علما به اين مطلب تصريح كرده‌اند؛ همچنين آنان بر اين باورند كه پيامبر(ص) در حيات مقدس خويش، با استمرار در اقامه نماز جمعه، وجوب عينى آن را فهماندند و اين در حالى است كه پس از رحلت آن حضرت نسخى واقع نمى‌شود.»

مرحوم فيض در مقدمه، مدعا و مختار خود را مطرح كرده و آنچه در ابواب بعدى آورده، در واقع بيان مستندات و مستدل كردن آن است، البته ايشان ادلّه شرعى را در آيات قرآن، سنّت رسول اللّه(ص) و كلام امامان معصوم(ع)، منحصر مى‌داند. بر همين اساس است كه استدلال اساسى او به آيات شريفه قرآن و روايات صادره از معصومين(ع) مى‌باشد.

وى باب اول كتاب خويش را به استدلال به آيات قرآن اختصاص داده است. نخستين آيه‌اى كه بدان استدلال مى‌كند، آيه 9 سوره جمعه مى‌باشد: «يا أيّها الَّذين آمنوا إذا نودىَ لِلصَّلاة مِنْ يَوم الجُمُعةِ فَاسْعَوا إِلى ذِكر اللّه وَ ذَرو البيع ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون» . او مى‌نويسد: «مفسران همگى بر اين باورند كه مراد از «ذكر» در اين آيه، نماز جمعه يا خطبه‌هاى آن و يا هر دو مى‌باشد. سپس هر كسى كه اسم مؤمن بر او صادق باشد، وظيفه دارد به سوى نماز بشتابد و به خطبه‌هاى آن گوش دهد. اگر كسى ادعا كند، بعضى از مؤمنان - مانند مؤمنان عصر غيبت - از تحت اين امر و دستور الهى خارج هستند، بر او لازم است كه براى مدعاى خويش دليل اقامه كند.»

آيه ديگرى كه بدان استدلال مى‌كند، آيه 9 سوره منافقون است: «يا أيّها الَّذينَ آمَنوا لاتلهكم أموالكم و لا أولادكم عن ذكر اللّه و من يفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون» مى‌گويد: «ذكر» در اين آيه شريفه نيز به نماز جمعه تفسير شده است.

نتيجه‌اى كه مرحوم فيض از اين دو آيه مى‌گيرد، اين است كه خداوند متعال نماز جمعه را «ذكر» ناميده و در آيه 9 سوره جمعه بدان امر كرده و در آيه 9 سوره منافقون از ترك آن نهى نموده است.

وى در ادامه، آيه 238 سوره بقره: «حافظوا عَلَى الصلوات و الصلاة الوسطى» را نيز بر نماز جمعه حمل كرده و از قول محققان نقل مى‌كند كه مراد از «الصلاة الوسطى» نماز ظهر است؛ اما در غير روز جمعه؛ چرا كه در روز جمعه صلاة وسطى، همان نماز جمعه است و تازه گروهى از علما گفته‌اند، مراد از صلاة وسطى فقط همان نماز جمعه است.

در باب دوم، استدلال به احاديث نبوىِ مربوط به نماز جمعه آمده است. احاديثى كه شيعه و سنّى در كتاب‌هاى فقهى و غير فقهى آورده‌اند، بعضى صريح در وجوب عينى دائمى و برخى ديگر در همين معنا ظهور دارند؛ چرا كه در آن‌ها هيچ اشعارى بر تخيير ميان نماز جمعه و غير آن - نماز ظهر - يافت نمى‌شود، همچنان كه اشعارى بر توقف وجوب عينى نماز جمعه به شرط اذن معصوم نيز ندارند.

با اين حال اگر كسى مدّعى وجود شرطى براى وجوب عينى دائمى نماز جمعه باشد، بر او است كه دليل بياورد.

مؤلف در اين باب به رواياتى از پيامبر(ص) اشاره مى‌كند كه دلالت بر مدعاى وى دارد؛ مانند: «كتبتْ عليكم الجمعة فريضةً واجبةً إلى يوم القيامة». به نظر مرحوم فيض، اين سخن صريح در وجوب عينى و دائمى نماز جمعه است. ايشان در همين باب، پس از نقل سخنان پيامبر(ص) كه فرمودند: «خداوند بر شما مسلمانان نماز جمعه را واجب كرد، كسى كه در حياتم و يا پس از وفاتم آن را ترك كند، در حالى كه امام عادلى دارد و غرض او سبک شمردن نماز جمعه باشد و يا...»

مى‌نويسد: مقصود از امام عادل، امام معصوم نيست، بلكه امام در نماز جماعت است. وى اين برداشت را امرى مخفى نمى‌داند، بلكه آن را امرى روشن مى‌داند، حتى بر كسى كه كمترين شناخت نسبت به اخبار معصومين داشته باشد.

باب سوم از كتاب شهاب ثاقب، در بردارنده احاديث رسيده از معصومين(ع) است كه ملا محسن فيض كاشانى براى مختار خويش به آنها استدلال مى‌كند.

وى در همان آغازِ باب و پيش از ذكر اخبار و روايات، مى‌نويسد: محدّثان بزرگ؛ ثقة الاسلام كلينى، شيخ صدوق و شيخ طوسى(قده) از امام باقر و امام صادق(ع) اخبار معتبر فراوانى را نقل كرده‌اند كه دلالت بر حتميّت وجوب نماز جمعه دارد و در آن‌ها هيچ شرطى براى اين وجوب نيامده است. فيض در ادامه، روايات زيادى را به بحث و بررسى گذاشته و مدعاى خويش را مستدل كرده است.

باب چهارم به ذكر اقوال و نظريات علما و فقها، مبنى بر وجوب عينى نماز جمعه، اختصاص دارد و مؤلف براى مختار خود، به اجماع استدلال مى‌كند. وى با اشاره به سيره قدماى از فقها، در مقام استنباط احكام از ادله شرعيه - كتاب و سنّت - روش آنان را اين گونه بازگو مى‌كند: آنان در بحث و استدلال خويش، فقط به كتاب الهى و سنّت رسول‌اللّه(ص) و كلام عترت(ع) تمسك مى‌كردند و در واقع منهج و روش اصحاب ائمه را شيوه خويش كرده بودند و اينان به خاطر نزدیکىِ زمانى به معصومين(ع) اسرار و خصوصياتى از احكام ائمه را مى‌دانند كه فقهاى متأخر بر آنها آگاه نيستند. اين قدما با اين ويژگىِ ممتازى كه دارند، بر حكم وجوب عينى حتمى براى نماز جمعه اتفاق نظر دارند و اين حكم را از روز تشريع آن تا روز قيامت، بدون اينكه شرطى داشته باشد، مى‌دانند.

مصنّف در اين باب، به اين نكته هم اشاره مى‌كند كه مطلق وجوب نماز جمعه، به اين صورت كه شامل وجوب عينى و وجوب تخييرى - هر دو - شود، را هيچ فقيهى منكر نيست و بر اين حكم همگى اتفاق دارند. ايشان در ادامه به نظريات فقها - از قدما و متأخرين - پرداخته و پس از نقل طولانى نظريات بزرگانِ از فقها مى‌نويسد:

روشن شد كه أكثر فقها همان وجوب عينى نماز جمعه را قائلند، بدون اينكه اذن از ناحيه معصوم را شرط بدانند. از ذكر اين اقوال كشف شد كه بيش از بيست فقيه صاحب تأليف و تصنيف - از آنانى كه نظرياتشان به ما رسيده است - كه از فقهاى محقق اماميه هستند، با قطع و جزم، تصريح به وجوب عينى نماز جمعه دارند و نص كلام‌شان اين است كه نماز جمعه واجب عينى است و كمترين شائبه‌اى در اين صراحت وجود ندارد؛ يعنى آنان براى اينكه اين نظريه را ابراز كنند، از تعابيرى؛ مانند اشبه، اصح، و يا اقرب و اصلح استفاده نكردند، بلكه با صراحت كامل حكم وجوب عينى را براى نماز جمعه ثابت دانستند.

باب پنجمِ كتاب، به استدلال‌هاى عقلى معتبر نزد فقها، براى حكم به وجوب عينى نماز جمعه اختصاص دارد و مرحوم فيض كاشانى استصحاب را قوى‌ترين اين وجوه عقليه براى اثبات مدعاى خويش مى‌داند.

مؤلف در باب ششم، درباره شبهه مخالفان وجوب عينى نماز جمعه بحث مى‌كند و به سخنان آنان پاسخ مى‌دهد.

وى در باب هفتم درباره اجماعات منقولى كه مدار احتجاجات فقها است، بحث مى‌كند. ايشان در همين بحث مى‌گويد:

«اگر چه بحث در مورد اجماع، خارج از مقصود است؛ ولى از آنجا كه اختلافات در حكم نماز جمعه، بر اجماع تكيه دارد، ما متعرض بحث از آن مى‌شويم.» وى اجماع را بر دو قسم مى‌داند و در اين باره مى‌نويسد:

«اجماع اتفاق بر حكم شرعى است كه يا معقول است و يا منقول؛ مقصود از اجماع معقول آن است كه صلاحيت دليل بودن بر عاقل را دارد. ولى اجماع منقول اين صلاحيت را ندارد.» وى اين قسم دوم از اجماع را حجت نمى‌داند و ريشه آن را در حوادث تلخ صدر اسلام مى‌بيند.

باب هشتم كتاب، در بر دارنده رواياتى است كه به اقامه نماز جمعه تشويق مى‌كند. مؤلف در اين بحث، بر اين عقيده است كه نماز جمعه از بزرگترين واجبات اسلام و با فضيلت‌ترين عبادات و از علائم ايمان به حق تعالى است كه امت مرحومه بدان ممتاز شده است و اين نماز ارزنده‌ترين نعمت الهى است كه در روز شريف جمعه قرار داده شد و جامع بين نماز و تذكّر و موعظه است كه شنيدن آن موجب صفاى دل و نورانيت قلب مى‌گردد.

نماز جمعه اين‌گونه ممتاز و برجسته است كه امام باقر(ع) مى‌فرمايد: «اصحاب پيامبر همواره پنج شنبه‌ها خود را آماده براى نماز جمعه مى‌كردند.» در اين باب رواياتى كه اين جايگاه ويژه نماز جمعه را مى‌رسانند و موجب تشويق مؤمنان به شركت در اين عبادت اجتماعى - سياسى اسلام مى‌شوند، گرد آمده‌اند.

خاتمه كتاب ارزنده «شهاب ثاقب» به گزارشى از رساله نماز جمعه سيد‌‎هبة‌الدين شهرستانى (قده) اختصاص دارد.

فيض كاشانى نام 47 تن از فقهاى اماميه را - كه قائل به وجوب نماز جمعه مى‌باشند - به نقل از رساله شهرستانى آورده است. وى از برخى اماكن و شهرهایى كه در آن‌ها نماز جمعه اقامه مى‌شد، نيز نام برده است.

در اين بخش نام شهرهایى از ايران و عراق و هند آمده است؛ شهرهایى مانند: تهران، قم، اصفهان، کرمان، لكهنو، بلاد بحرين و بندر بوشهر و بلاد خليج فارس. وى از شهرستانى نقل مى‌كند كه در بلاد شيعه، چه از عهد صفويه و چه از دوره‌هاى قبل از آن، بناهاى زيادى ساخته شد، به اسم «مساجد جمعه»

او مى‌گويد: آيت عظيمه و حجت كبرا، شيخ مفيد - اعلى الله مقامه - (م410ه. ق.)؛ نماز جمعه را در مسجد «براثا» در جمع شیعیان بغداد و حوالى آن از كرخ و رصّافه و غير آن، بر پا مى‌كرد و اين سنّت بزرگ اسلامى را زنده نگه مى‌داشت.

منابع مقاله

1- متن و مقدمه كتاب

2- مجله فقه اهل‌بيت، پاييز 1381، شماره 31، عنوان مقاله: رساله خطى ابواب الجنان، نويسنده: سيد‌‎حسن فاطمى