الشيعة في التاريخ (10 - 1421 هجرية= 632 - 2000 ميلادية)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الشیعه فی التاریخ (10 - 1421 هجریه = 632 - 2000 میلادیه)
NUR16574J1.jpg
پدیدآوران موسوی، عبدالرسول (نويسنده)
ناشر مکتبة مدبولي
مکان نشر قاهره - مصر
سال نشر 2002 ق
چاپ 1
موضوع

شیعه - تاریخ

شیعه - سرگذشت‌نامه

شیعه - عقاید

شیعه- فرقه‎ها
زبان عربی
تعداد جلد 1
کد کنگره
‏BP‎‏ ‎‏239‎‏ ‎‏/‎‏م‎‏8‎‏ش‎‏9‎‏
نورلایب مشاهده

الشيعة في التاريخ، تأليف سيد‌‎عبدالرسول موسوى، از جمله آثار معاصرى است كه با بررسى تاريخ تشيع، به معرفى وقايع و شخصيت‌هاى علمى و فرهنگى در طول سال‌هاى 10 - 1421ق، پرداخته است.

ساختار

كتاب، مشتمل بر يك مقدمه و ده فصل است. در فصول اوليه كتاب، كلياتى به‌اختصار ذكر شده و در بيشتر آنها نيز مطالب در ضمن جداولى ارائه شده است.

گزارش محتوا

نويسنده بناى بر تحليل مطالب نداشته و سعى در معرفى تاريخ تشيع به شيوه گزارشى داشته است. خلاصه مباحث فصول كتاب بدين شرح است:

  1. نويسنده، كتاب را با معناى لغوى و اصطلاحى «شيعه» آغاز كرده است. معناى لغوى شيعه پيروى و يارى كردن است كه بر پيروان امام على بن ابى‌طالب(ع) و اهل‌بيت شريف ايشان اطلاق شده تا اينكه اسم خاص براى آنها شده است.[۱]
    نويسنده معناى اصطلاحى شيعه را نيز با استناد به چند منبع ذكر كرده و آن را به معناى پيروان على(ع) و معتقدين به امامت آن حضرت بنا به وصيت پيامبر(ص) و به اراده الهى دانسته است.[۲]
    در ادامه اين فصل از كتاب، شجره‌نامه طيبه پيامبر(ص) و على(ع) و فرزندان و نوادگان امام حسن مجتبى(ع) و نيز شجره‌نامه برخى از علما چون سيد‌‎محمدمهدى بحرالعلوم، سيد‌‎حسين بروجردى، همچنين سادات حسنى طبرستان، ايران، عراق، ليبى و اردن ذكر شده است.[۳]
  2. آغاز و شكل‌گيرى تشيع از موضوعاتى است كه مورخين در آثار خود ديدگاه‌هاى متفاوتى درباره آن ابراز داشته‌اند. بارزترين رأى شيعه در اين موضوع، تأسيس شيعه از زمان رسول خدا(ص) است كه نويسنده به آراء تعدادى از علماى شيعه در اين رابطه اشاره كرده است.[۴]اينكه تشيع از زمان سقيفه، كشته شدن عثمان، شهادت امام حسين(ع) شكل گرفته باشد، از جمله ديگر آرائى است كه نويسنده به بررسى آن‌ها پرداخته است.[۵]در انتهاى اين فصل به دو موضوع مهم پرداخته شده: ابتدا شش فرقه كيسانيه، ناووسيه، اسماعيليه، فطحيه، واقفيه و زيديه و سپس تعدادى از نهضت‌هاى شيعى مانند: نهضت يحيى بن زيد، محمد نفس زكيه و ادريس بن عبدالله به‌اختصار معرفى شده‌اند.[۶]
  3. نويسنده در اين فصل به معرفى علماى شيعى بر طبق خاندان (آل) پرداخته است. وى سعى داشته كه در هر مورد، محل جغرافيايى، مؤسس و تعدادى از معروفين آن خاندان را ذكر كند. آل آشتيانى، آل آقا، آل بويه، آل بحرالعلوم و آل حكيم از جمله خانواده‌هاى مشهورى هستند كه نام آنها در اين فصل آمده است.[۷]
  4. دسته‌بندى مفسرين شيعه از قرن اول تا چهاردهم، اين فصل از كتاب را تشكيل داده است. اميرالمؤمنين على(ع) به‌عنوان اولين مفسر شيعى در اين بخش معرفى شده است. همچنين ميثم تمار، عبدالله بن عباس و جابر بن عبدالله انصارى از جمله مفسرين قرن اول و محمدجواد مغنيه، علامه طباطبايى و سيد‌‎ابوالقاسم خويى از مفسرين قرن چهاردهم هستند كه نام آنها به‌همراه كتب تفسيرى آنان ذكر شده است.[۸]
  5. در اين فصل، معروف‌ترين مفسرين شيعه در ضمن جداولى ارائه شده است. در اين جداول، نام، اثر و سال وفات مفسر به هجرى و ميلادى ذكر شده است.[۹]
  6. معرفى 114 شاعر شيعى با ذكر سال وفات در اين فصل آمده است.[۱۰]
  7. نهضت‌هايى در دو عصر اموى و عباسى رخ داده است كه نويسنده در فصل هفتم كتاب در ضمن جداولى و در چهار ستون نام نهضت، اقليم، سال و نتيجه آن را ذكر كرده است.[۱۱]در ادامه اين فصل، اطلاعات مربوط به حكومت‌هاى شيعى در جداولى آمده است.[۱۲]
  8. نويسنده با تقسيم تاريخ حكومت‌هاى اسلامى به چند مرحله، اجمالى از اطلاعات مربوط به حكومت‌هاى زمان رسول اكرم(ص) و خلفا، حكومت اموى، حكومت عباسى، ائمه معاصرين امويان و عباسيان و وكلاى امام مهدى(عج) را در ضمن جداولى آورده است.[۱۳]
  9. فصل نهم به ذكر حوادث سال 10 تا 1241ق، اختصاص دارد كه همانند قبل در ضمن جداولى آمده است.[۱۴]
  10. نويسنده، حوادث قرن اخير را نيز مورد توجه قرار داده و اتفاقات سال‌هاى 1301ق تا 1420 را در آخرين فصل كتاب ذكر كرده است.[۱۵]

وضعيت كتاب

منابع بحث به ترتيب حروف الفبا و نيز فهرست مطالب در انتهاى كتاب آمده است. در پاورقى‌هاى اندك كتاب، برخى منابع معرفى شده است.

پانویس

  1. متن كتاب، ص11
  2. همان، ص12
  3. همان، 15 - 35
  4. همان، ص39 - 40
  5. همان، ص41 - 43
  6. همان، ص72 - 86
  7. همان، ص89 - 200
  8. همان، ص203 - 294
  9. همان، ص297 - 304
  10. همان، ص207 - 318
  11. همان، ص321
  12. همان، ص322 - 324
  13. همان، ص327 - 332
  14. همان، ص335 - 345
  15. همان، ص349 - 355

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.