الشيعة و ظلم السلاطين (من فتنة السقيفة إلی هدم القبّتين)

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الشیعة و ظلم السلاطین (من فتنة السقیفة إلی هدم القبّتین)
NUR12302J1.jpg
پدیدآوران مندلاوی، محمد محمود (نویسنده)
عنوان‌های دیگر من فتنه السقیفه الی هدم القبتین
ناشر دار المحجة البيضاء
مکان نشر بیروت - لبنان
سال نشر 1429 ق یا 2008 م
چاپ 1
موضوع شیعه - تاریخ
زبان عربی
تعداد جلد 1
نورلایب مشاهده

الشيعة و ظلم السلاطين (من فتنة السقيفة إلى هدم القبّتين)، از آثار دكتر محمد محمود المندلاوى است كه در آن به بررسى ستمگرى‌ها و فتنه‌هاى حاكمان در بر ضدّ شیعیان از زمان رحلت پيامبر(ص) تا دوران معاصر پرداخته است. نویسنده كتاب را يك سال بعد از واقعه تلخ و غم‌انگيز انفجار در حرم مطهر امامين عسكريين(ع) (2006م.) در سامراء پديد آورده است.

ساختار

نویسنده در اين كتاب مباحث متعددى را در پانزده فصل بيان كرده است؛ وى مباحث را با موضوع فتنه و خلفاى راشدين آغاز و حكومت‌هاى اموى، عباسى و... را تا عصر صفوى و سپس فتنه وهابيت و عصر مماليك در بغداد و در آخر انفجار مرقد امامين عسكريين(ع) در سامراء را مورد بررسى قرار داده است.

گزارش محتوا

در مورد روش و محتواى كتاب چند نكته گفتنى است:

  1. نویسنده در مقدمه چنين آورده است: موضوع خلافت، اولين مشكلى است كه مشكلات ديگر بعد از رحلت رسول اكرم(ص) از آن سرچشمه گرفته و باعث شده كه مردم به دو گروه تقسيم شوند: گروهى قائل به نصّ و تعيين الهى و گروهى قائل به شورا و اينكه پيامبر(ص) كسى را براى خلافت تعيين نكرده است.[۱]
  2. نویسنده معتقد است كه عراق در گذشته و حال تمدنى بزرگ بوده و كسانى كه تلاش مى‌كنند با انفجار حسینیه شیعیان و يا منفجر كردن مسجدى كه اهل سنت در آن نماز مى‌خوانند زندگى بى‌گناهان را از بين ببرند، گرفتار انحطاط فكرى و اعتقادى شده‌اند.[۲]
  3. نویسنده در آغاز مباحث به تعريف لغوى و اصطلاحى فتنه در قرآن و حديث پرداخته و متذكر شده است كه فتنه در لغت به معناى آزمايش است. همچنان‌كه مال، اولاد، اختلاف مردم، هرج و مرج، ثروت، و قيام بر ضدّ حاكم نيز فتنه شمرده مى‌شود. فتنه در قرآن نيز به چند صورت آمده است: به معناى كفر، امتحان و ابتلاء و سوزاندن با آتش. در حديث شريف نبوى(ص) نيز، فتنه به معناى قتل و جنگ ذكر شده است. از زمانى كه اختلافات بين مسلمين صدر اسلام رواج يافت، اصطلاحى كه رايج شد و به تدريج در دوره اموى صدرنشين اصطلاحات گرديد و در دوران عباسى بيشتر استعمال شد، عبارت از اصطلاح «فتنه» بود. پس در اين دوران‌ها قدرت خلافت كوشيد هر حركت مخالف و نيروى معارض را با اتهام فتنه از ميان بردارد و عموم مسلمانان را همراه خلافت قرار دهد؛ همان‌طور كه به عنوان مثال قيام يزيد بن مهلب بن ابى صفرة والى خراسان در سال 83ق بعد از وفات پدرش بر ضدّ امويان فتنه ناميده شد. نویسنده معتقد است كه در طول تاريخ اسلام موارد متعددى مانند واقعه اجبار كردن مردم به اعتقاد به مخلوق بودن قرآن فتنه ناميده شده است.[۳]؛ البتة واقعه غم‌انگيز اختلاف شديد درباره خلق قرآن كه در سال 218ق در اواخر عصر مأمون روى داد، در كتب تاريخى بيشتر به عنوان «أيام المحنة» و «محنة خلق القرآن» شناخته مى‌شود، نه فتنه خلق قرآن؛ هر چند فتنه بودن اين واقعه چه از نظر لغت و چه از نظر اصطلاح قرآنى و روايى صحيح است و جاى ترديد ندارد.
  4. نویسنده در بحثى جالب بين «فتنه» و «نكبت» مقايسه كرده و در بيان تفاوت اين دو يادآور شده است كه نكبت به مصيبت‌هاى فردى و اجتماعى گفته مى‌شود كه بر مظاهر فرهنگ و تمدن و آبادانى وارد مى‌شود و به عنوان مثال «نكبت برمكيان» عبارت است از مصيبتى كه در سال 178ق از سوى خليفه عباسى هارون الرشيد بر خاندان برامكه وارد شد و البته معلوم است كه اين نكبت بر برخى از برمكيان نازل گرديد. ولى فتنه ضرورتاً و هميشه و در همه‌جا، بار منفى و تخريبى ندارد و همراه با خون‌ريزى نيست. منظور از فتنه در كتاب حاضر عبارت از حوادثى است كه بعد از رحلت پيامبر(ص) با اجتماع بزرگانى از صحابه در سقيفه و اينكه هر كسى مى‌خواست خلافت براى خودش پديد آمد. مى‌توان گفت كه آن واقعه (فتنه سقيفه)، اولين فتنه بود و از آن به بعد فتنه‌هاى بسيارى به آن ملحق شده است. و در زمان ما تكفيرى‌هاى تروريست درصدد آن هستند كه آتش فتنه‌هاى گذشته را با منفجر كردن مرقد امامين عسكريين(ع) بار ديگر برافروزند.[۴]
  5. نویسنده اين پرسش مهم را مطرح كرده است: چگونه خلافت به عباسيان رسيد؟ او در پاسخ چنين نوشته است كه هنگامى كه دولت امويان ضعيف شد، مردم به دنبال شخصى مى‌گشتند كه امت را به راه راست برگرداند و ظلم را از آنان بردارد و عدل را در بينشان برقرار سازد. در بين خودشان گفتند بهترين فرد، كسى از خاندان بنى هاشم است و باقى قضايا تا اينكه دعوت عباسيان به نام دعوت به آل محمد(ع) مطرح شد.[۵]
  6. نویسنده يادآور شده است كه در دوران خلافت متوكل عباسى كه چهارده سال و نه ماه از سال 232 تا سال 247ق.- به طول انجاميد، ظلم و جور و اختناق شديدى حكمفرما شد كه عرب قبل از آن مشاهده نكرده بود و سختى و مصيبت بيشتر از همه بر شیعیان وارد مى‌شد. او كه بغض و كينه شديدى به اهل‌بيت(ع) داشت، با اعتماد بسيار به مأمورانش اوضاع جامعه را كاملاً تحت اختيار خودش گرفته بود و مورخان نوشته‌اند كه او اهتمام و علاقه عجيبى به اخبار يعنى گزارشهاى جاسوسانش داشت كه در سراسر كشور پراكنده بودند.[۶]
  7. نویسنده فتنه وهابيان و جنايات فجيع آنان در كربلا و نجف در سالهاى 1213 و 1220 و 1221 قمرى را با توضيحات به صورت مفصل شرح داده است.[۷]
  8. مؤلف در مورد انفجار تروريستى مرقد امامين عسكريين(ع) در سامراء در سال 2006م. چنين نوشته است كه با اين انفجار و حملات تروريستى ديگر در بغداد و حوالى آن، احتمال وقوع جنگ داخلى در عراق تشديد شد ولى عراقى‌هاى شريف و نمايندگان و شخصيت‌هاى معتدل دينى مانع شدند و براى برقرار ساختن آرامش كوشيدند و اين خطر بزرگ را از بين بردند. موج قتل بيگناهان و انفجار مراكز عبادى و عمليات تروريستى و تكفيرى كه در عراق پديدار شده بود، بى‌ترديد از سوى بيگانگان و رسانه‌هاى استكبارى و دشمنان براى برافروختن فتنه و جنگ قومى و قبيله‌اى در بين مردم عراق بود. على‌رغم همه اين تهديدها كه خطرى بزرگ و واقعى بود، مردمان عراق بار ديگر ثابت كردند كه قادرند كه سختى‌ها را پشت سر بگذارند و مشكلاتشان را با استفاده از منطق و عقل و بدون نياز به مداخلات خارجى حل كنند و فضاى همبستگى و برادرى ملى را حفظ كنند.[۸]

وضعيت كتاب

نویسنده در فهرست منابع ناهماهنگ عمل كرده و دو روش متفاوت را در پيش گرفته: در موارد بسيارى به بيان نام كتاب و مؤلف اكتفا كرده و از تعيين مشخصات ديگر مانند ناشر و زمان و مكان انتشار خوددارى ورزيده و در مواردى ديگر نيز مشخصات منابع مورد استفاده را به‌طور كامل آورده است.

در پاورقى‌هاى كتاب آدرس مطالب، منابعى براى مراجعه محققین و توضيحاتى پيرامون برخى مطالب ذكر شده است.

پانويس

  1. مقدمه، ص7-13
  2. همان، ص12
  3. متن كتاب، ص15-18
  4. همان، ص18-19
  5. متن كتاب، ص96-97
  6. همان، ص128
  7. همان، ص193
  8. همان، ص214-215

منابع مقاله

مقدمه و متن كتاب.