الطرق و الأسانيد إلی مرويات أهل البیت علیهم‌السلام

از ویکی‌نور - دانشنامه تخصصی نور
پرش به: ناوبری، جستجو
الطرق و الأسانيد إلی مرويات أهل البیت علیهم‎السلام
NUR52856J1.jpg
پدیدآوران مرعشی، شهاب‌الدین (نويسنده)
چاپ 1
زبان عربي
تعداد جلد 1
نورلایب مشاهده

الطرق و الأسانيد إلی مرويات أهل البیت علیهم‎السلام اجازه نقل روایت سید شهاب‎الدین مرعشی نجفی به میرزا یوسف ایروانی است. این گواهی‎ در واقع در تأیید صلاحیت ایشان در نقل حدیث صادر شده است. در این اجازه نام یک‎صد تن از اساتید اجازه و مشایخ نویسنده و تألیفاتشان و مشایخ آن‎ها ذکر شده است.

این اجازه‎نامه در ذی‎حجه سال 1399ق صادر شده است[۱].

اجازه، اصطلاحی در علوم حدیث است که بر گونه‎ای از انحاء فراگیری حدیث دلالت دارد. در اصطلاح محدثان اجازه در کنار سماع، عرض و قرائت، یکی از روش‎های دریافت حدیث شمرده شده است و با رخصت شفاهی و کتبی شیخ به راوی برای روایت احادیث مضبوط در متن یا متونی که در ثبت دارد تحقق می‎پذیرد[۲].

اجازه از دیرباز در بین‎ علما‎ و دانشمندان‎ علوم مـختلف مـرسوم بـوده و اساتید فن به‎منظور بزرگداشت از مقام علمی شاگردانشان و به نشانه‎ کفایت‎ها و شایستگی‎هایی کـه در آنان وجود داشته برایشان اجازه صادر‎ می‎نمودند. در حوزه‎های‎ مختلف عـلوم اسلامی همچون تـفسیر، حـدیث، فقه، طب، ادبیات و عرفان تبادل اجازه بین اساتید و شاگردان مرسوم بوده است؛ مثلاً محدثین اجازه روایت حدیث و یا روایت کتاب‎های حدیثی را به حدیث‎پژوهان‎ اعطا‎ نموده و فقها اجازه اجتهاد و یا تصدی امور حـسبیه را بـرای لایقان این مناصب انشا می‎کردند[۳].

اجازات همچون اسناد و مدارک علمی و فرهنگی ارزشمند در اختیار افراد لایق و شایسته قرار‎ می‎گرفته و آثار و فواید بسیاری نیز بر آن‎ها مترتب بوده و هـست. از جـمله موجب اعتماد و اطمینان به گفته‎ها و نوشته‎های شخص مجاز می‎شود و مشتمل بر اظهارنظرهای‎ مشایخ‎ نسبت به شاگردان و اساتید خود است[۴].

علمای حدیث، اجازه را یکی از مـهم‎ترین طـرق تحمل حدیث دانسته‎اند و به‎عنوان‎ پشـتوانه‎ صحت‎ و درستی نقل احادیث، به اخذ و مبادله آن همت‎ گماشته‎اند. بدین‎صورت که اساتید علم حدیث به‎طور کتبی یا شـفاهی اذن روایـت احـادیث از خود را به‎ شاگردانشان‎ اعطا می‎نمودند و مـعمولاً در ایـن اجازات نام اساتید و مشایخ‎ و تألیفات خود را می‎آوردند[۵].

از فواید مهم اجازه روایت، اتصال سند اخبار به ائمه معصومین(ع) اسـت و مـعمولاً‎ اسـاتید‎ در‎ اجازه روایی، سلسله سند را به یکی از مشایخ بزرگ همچون‎ ملا محمدتقی مجلسی، شهید اول، علامه حلی و یا شیخ طوسی رسانده و بر او توقف می‎کنند، چون‎ طرق‎ مشایخ‎ بزرگ مـعلوم اسـت[۶].

نویسنده در ابتدای این اثر به میرزا یوسف فرزند میرزا علی‎آقا ایروانی اجازه نقل روایات داده است که مجاز باشد روایات دارای سلسله سند را از جوامع حدیثی شیعه مانند کتب اربعه و مانند آن نقل کند. او سپس با اشاره به اسامی اساتید و مشایخش تأکید می‎کند که امکان ذکر فهرست تمامی مشایخش را نداشته و به تعدادی از اسامی بسنده می‎شود[۷].

اجازه نقل حدیث به‎عنوان سند تاریخی در شناخت تاریخ زندگی و مرتبه علمی دانشمندان و آگاهی از اندیشه‎ها و آثار آنان اهمیت دارد. در این اثر اسامی 100 تن از علمای بزرگی که آیت‎الله مرعشی نجفی از آن‎ها روایت کرده با عبارت «ممن اروی عنه» ذکر و به سال وفات و یک یا چند اثر معروف آن‎ها اشاره شده است. در ذیل نام هر یک از این علما نیز به نام تعدادی از مشایخ آن‎ها اشاره شده است[۸].

در ذیل برخی طرق، از اصطلاح «حیلوله» استفاده شده که در لغت به معنای فاصله و حاجز شدن و تحویل به معنای انتقال است. در اصطلاح، تحویل در سند یعنی انتقال از سندی به سند دیگر و این در صورتی است که راوی بخواهد متن حدیثی را که با دو یا چند سند نقل شده است یکجا روایت کند[۹].

نام اولین شیخ اجازه نویسنده، سیدحسن صدرالدین موسوی کاظمینی (متوفی 1354ق) صاحب کتاب «تأسيس الشيعة الكرام لفنون الإسلام» و «شرح وسائل الشيعة» است. سپس نام شیخ محمدحسین کاظمینی و بعدازآن نام صاحب جواهر محمدحسین نجفی آمده است[۱۰].

در شماره 61 نیز نام میرزا هدایت‎الله شهیدی قزوینی که از نوادگان مولی محمدتقی برغانی قزوینی بوده آمده است. مولی محمدتقی به دست فرقه ضاله بابیه به شهادت رسیده است[۱۱].

نویسنده در انتهای اثر در ضمن خاتمه توصیه‎های بسیار ارزشمندی در تقوای الهی، تلاوت قرآن، مطالعه احادیث، احیای مذهب، ادای نماز شب و نیکی به برادران و نزدیکان نموده است[۱۲].

پانویس

  1. ر.ک: متن اجازه‎نامه، صفحه ل
  2. ر.ک: مدیر شانه‎چی، کاظم، ص596
  3. ر.ک: حافظیان بابلی، ابوالفضل، ص185
  4. ر.ک: همان
  5. ر.ک: همان، ص186
  6. ر.ک: همان
  7. ر.ک: متن اجازه‎نامه، صفحه ب
  8. ر.ک: همان، صفحه ب تا کط
  9. ر.ک: همان، حدیث نت، صفحه اصطلاحات حدیثی
  10. ر.ک: همان، صفحه ب و ج
  11. ر.ک: همان، صفحه یط و ک
  12. ر.ک: همان، صفحه ل

منابع مقاله

  1. متن اجازه‎نامه.
  2. مدیر شانه‎چی، کاظم، دائرة‎المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرة‎المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، 1373.
  3. حافظیان بابلی، ابوالفضل، اجازات حسبیه امام(ره)، پایگاه مجلات تخصصی نور: فصلنامه حکومت اسلامی، تابستان 1378، شماره 12، صفحه 185 تا 193.
  4. حدیث نت، پایگاه اطلاع‎رسانی حدیث شیعه، معارف حدیث، پرسش و پاسخ، علوم حدیث، اصطلاحات حدیثی

وابسته‌ها